en
Feedback
سپیـدار

سپیـدار

Open in Telegram

-نویسنده‌ و شیفته‌ی کتاب‌ها- سپیده پورحنیفه‌ی جامعه، سین‌پ‌ی قصه‌ها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh

Show more
295
Subscribers
-124 hours
+27 days
+830 days
Posts Archive
پرونده‌ی کار تیمی و شبانه‌روزی ما بسته شد.

امروز روز مهمی‌ست.

این پیام رو دیشب گرفتم از بچه‌های کارگاه، و حس خوبش رو هرگز فراموش نمی‌کنم. من و رویا به هدفمون رسیدیم. شد آنچه باید می‌شد و چه خوب که بچه‌ها کنارمون بودن و بهمون اعتماد کردن. انقدر پیام‌های قشنگ و معنادار برامون نوشتن که قاب گرفتم زدم وسط قلبم. امیدوارم موفقیت‌ تک تکشون رو ببینم🌠

سپیده‌ی عزیزم بعد از کلاس امروز من فرصت اینو پیدا نکردم که برای تو و رویای عزیزم توی گروه بنویسم و بگم که چقدر چقدر چقدر چقدر چقدر چقدر چقد چقدر چقدر چقدر چقدر چقدر کلاس امروز برای من ارزشمند بود، وقتی ساعت هشت شد و ازمون پرسیدی که یک ربع دیگه میمونیم یا نه بغض گلومو گرفت، این حجم از آدم حسابی بودن، شریف بودن و درست بودن بی‌نظیره خدا میدونه تک تک روزهای عمرم سر چه کلاس‌هایی نشستم و زجر کشیدم، چه استادهایی که با منت و نگاه از بالا پایین یک تدریس نصف نیمه تحول میدادن، اشکم دراومد بخاطر اینکه اون لحظه آرزو کردم اگر روزی من هم در همچین مقامی قرار گرفتم مثل تو و رویا شریف و حسابی باشم. این کارگاه احتمالا سنگین ترین کارگاه لومیر بوده، و خدا میدونه قبل از شروع هر جلسه چقدر وقت میذارید همه چیز رو چندین بار چک میکنید؛ تک تک کارهایی که انجام میدید حتی کوچک‌ترین هاشون رو با تموم انرژیتون انجام میدید و قطعا مشخصه که همچنین پروژه سنگینی برنامه روزانتون رو تحت تاثیر خودش قراره داده. با اینحال با این حجم از انرژیی که قبل از کلاس و در حین کلاس میذارید بازم راضی نمیشید که مطالب رو ناقص رها کنید. من برای این جلسه هیچ قیمتی نمیتونم بذارم، فقط میدونم شانس در خونه آدمو فقط یکبار میزنه و من شانس اینو داشتم که شما دو عزیزدلم استاد من باشید. اون بیست دقیقه آخر جلسه رو با هیچ چیزی عوض نمیکنم🫂 هیچ کلمه‌ای نمیتونه حسمو به این بزرگی تو و رویا توصیف کنه. من لحظه به لحظه این کارگاه رو زندگی کردم. و نمیدونم چجوری بگم ولی شما دونفر نور رو به قلبم برگردونید و ازتون کلی درس زندگی هم یاد گرفتم❤️ با تموم قلبمممممممممممممممممممممم ازتون تشکر میکنم بابت دقیقه به دقیقه و ذره ذره انرژی که میذارید میدونم و مطمئنم تک تک آرزوها و خواسته‌هاتون برآورده میشه بخاطر انسانیت، قلب بزرگ و قشنگتون بغلللللللللللللللل خیلی خیلی خیلی بزرگ برای سپیده و رویای عزیزم 🫂🫂 -☀️

راه‌حل همه: ویس بده.

راه‌حل بدهید🫠 @Sepidaran_bot
راه‌حل بدهید🫠 @Sepidaran_bot

واقعا دلم می‌‌خواد همین الان برم سرکوچه و کل پولم رو کتاب بخرم.

کاش تولدم بود و آدم بزرگ‌ها برام تو پاکت پول میاوردن. پول زیاد. کلاس‌های جدید می‌خواهم ثبت‌نام کنم.

کلاس امروز تو یک سطح و لول دیگه‌ای بود برام. عاشق کلاس امروز میمونم تا ابد.

کم کم به پایان کارگاه نزدیک می‌شیم.
کم کم به پایان کارگاه نزدیک می‌شیم.

امروز سرکلاس برای بچه‌ها کتاب خوندم تا صحنه‌هاش رو تحلیل کنیم. کار و حس جالبی بود.
+1
امروز سرکلاس برای بچه‌ها کتاب خوندم تا صحنه‌هاش رو تحلیل کنیم. کار و حس جالبی بود.

البته این به معنای خستگی از کار هم نیست، چون عاشق کارم هستم و نمی‌تونم ذوقم موقع حرف زدن از نویسندگی رو توصیف کنم‌. اما یک وقت‌ها حجم کاری غیرقابل توصیف می‌شه.

دلم استراحت، تفریح، معاشرت و دیدن آدم‌‌های موردعلاقم رو می‌خواد.

واقعاً دلم واسه یه بیرون رفتن با کیفیت با دوستان تنگ شده.

وقتی می‌خوام سریع صحبت ‌کنم و زمان کلاس کمه، همه‌ی جملات و کلمات رو ترکیب می‌کنم. مثلا به جای کافکا و کامو گفتم کافو.

sticker.webp0.22 KB

بچه‌ها من واقعا دیگه یک آدم معمولی نیستم. واقعا خوشحال شدم که دیدن :)))✨
بچه‌ها من واقعا دیگه یک آدم معمولی نیستم. واقعا خوشحال شدم که دیدن :)))✨

کارهام این روزها خیلی زیاده، روتین و برنامه‌ی زندگیم بهم ریخته و با اینکه استرس دارم بابتشون اما یه صدایی تو قلبم هست که می‌گه نگران نباش، تو درستش می‌کنی. شاید تاثیر باز شدن کافه کتاب سرکوچه و نزدیک شدن پاییز باشه، کسی چه می‌دونه؟