سپیـدار
Open in Telegram
-نویسنده و شیفتهی کتابها- سپیده پورحنیفهی جامعه، سینپی قصهها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh
Show more295
Subscribers
-124 hours
+27 days
+830 days
Posts Archive
295
این پیام رو دیشب گرفتم از بچههای کارگاه، و حس خوبش رو هرگز فراموش نمیکنم. من و رویا به هدفمون رسیدیم. شد آنچه باید میشد و چه خوب که بچهها کنارمون بودن و بهمون اعتماد کردن. انقدر پیامهای قشنگ و معنادار برامون نوشتن که قاب گرفتم زدم وسط قلبم. امیدوارم موفقیت تک تکشون رو ببینم🌠
295
سپیدهی عزیزم
بعد از کلاس امروز من فرصت اینو پیدا نکردم که برای تو و رویای عزیزم توی گروه بنویسم و بگم که چقدر چقدر چقدر چقدر چقدر چقدر چقد چقدر چقدر چقدر چقدر چقدر کلاس امروز برای من ارزشمند بود، وقتی ساعت هشت شد و ازمون پرسیدی که یک ربع دیگه میمونیم یا نه
بغض گلومو گرفت،
این حجم از آدم حسابی بودن، شریف بودن و درست بودن بینظیره
خدا میدونه تک تک روزهای عمرم سر چه کلاسهایی نشستم و زجر کشیدم،
چه استادهایی که با منت و نگاه از بالا پایین یک تدریس نصف نیمه تحول میدادن،
اشکم دراومد بخاطر اینکه اون لحظه آرزو کردم اگر روزی من هم در همچین مقامی قرار گرفتم مثل تو و رویا شریف و حسابی باشم.
این کارگاه احتمالا سنگین ترین کارگاه لومیر بوده، و خدا میدونه قبل از شروع هر جلسه چقدر وقت میذارید همه چیز رو چندین بار چک میکنید؛
تک تک کارهایی که انجام میدید حتی کوچکترین هاشون رو با تموم انرژیتون انجام میدید و قطعا مشخصه که همچنین پروژه سنگینی برنامه روزانتون رو تحت تاثیر خودش قراره داده.
با اینحال با این حجم از انرژیی که قبل از کلاس و در حین کلاس میذارید
بازم راضی نمیشید که مطالب رو ناقص رها کنید.
من برای این جلسه هیچ قیمتی نمیتونم بذارم، فقط میدونم شانس در خونه آدمو فقط یکبار میزنه و من شانس اینو داشتم که شما دو عزیزدلم استاد من باشید.
اون بیست دقیقه آخر جلسه رو با هیچ چیزی عوض نمیکنم🫂
هیچ کلمهای نمیتونه حسمو به این بزرگی تو و رویا توصیف کنه.
من لحظه به لحظه این کارگاه رو زندگی کردم.
و نمیدونم چجوری بگم ولی شما دونفر نور رو به قلبم برگردونید و ازتون کلی درس زندگی هم یاد گرفتم❤️
با تموم قلبمممممممممممممممممممممم ازتون تشکر میکنم بابت دقیقه به دقیقه و ذره ذره انرژی که میذارید
میدونم
و
مطمئنم
تک تک آرزوها و خواستههاتون برآورده میشه
بخاطر انسانیت، قلب بزرگ و قشنگتون
بغلللللللللللللللل خیلی خیلی خیلی بزرگ برای سپیده و رویای عزیزم 🫂🫂
-☀️
295
کاش تولدم بود و آدم بزرگها برام تو پاکت پول میاوردن. پول زیاد. کلاسهای جدید میخواهم ثبتنام کنم.
295
البته این به معنای خستگی از کار هم نیست، چون عاشق کارم هستم و نمیتونم ذوقم موقع حرف زدن از نویسندگی رو توصیف کنم. اما یک وقتها حجم کاری غیرقابل توصیف میشه.
295
وقتی میخوام سریع صحبت کنم و زمان کلاس کمه، همهی جملات و کلمات رو ترکیب میکنم. مثلا به جای کافکا و کامو گفتم کافو.
295
کارهام این روزها خیلی زیاده، روتین و برنامهی زندگیم بهم ریخته و با اینکه استرس دارم بابتشون اما یه صدایی تو قلبم هست که میگه نگران نباش، تو درستش میکنی. شاید تاثیر باز شدن کافه کتاب سرکوچه و نزدیک شدن پاییز باشه، کسی چه میدونه؟
