en
Feedback
𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖬𝗈𝗈𝗇‌

𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖬𝗈𝗈𝗇‌

Open in Telegram

ـ زبانِ آشنــایِ مــن ، عشــقِ توسـت . @venoalexbot @jx69x

Show more
606
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
🚨 شروین باقریان ۱۸ ساله و صالح محمدی کشتی گیر تیم ملی به اعدام‌ در میدان نبوت قم و در ملاعام محکوم شدن و قراره با اذان صبح فردا حکم اجرا بشه. لطفا لطفا توییت بزنین براشون.
🚨 URGENT: 18-year-old #ShervinBagherian is at imminent risk of execution in . He has been sentenced to death on fabricated murder charges after a sham trial. We must be his voice before it’s too late.
🚨URGENT: #SalehMohammadi is at serious risk of execution. He is a 19 year old national freestyle wrestler. He has the right to live. Do not stay silent speak up before it’s too late. #StopExecutionsInIran #IranMassacre #صالح_محمدی

From....
‏بازنشر کنید، تگ کنید، اسم‌ها را تکرار کنید. حفاظت از کادر درمان، حفاظت از جان معترضان ایرانی‌ست. ‏1- دکتر ‌ #بابک_پورامین⁩ (متخصص طب اورژانس) ‏2- ‌ #همایون_افتخارنیا⁩ (تکنسین اتاق عمل) ‏3- ‌ #علی_فاخر⁩ (پرستار، بازداشت همراه دختر و همسر) ‏4- دکتر ‌ #محمدجعفر_خوشرو⁩ (داروساز) ‏5- دکتر ‌ #قدرت‌الله_پورایمانی⁩ (پزشک) ‏6- ‌ #مونا_نوروزی⁩ (فیزیوتراپ) ‏7- دکتر ‌ #محسن_بهرامی⁩ (فوق تخصص گوارش) ‏8- دکتر ‌ #غلامرضا_امرایی⁩ (جراح مغز و اعصاب) ‏9- ‌ #داوود_زمانی⁩ (پرستار) ‏10- ‌ #مالک_شهبازی⁩ (پرستار) ‏11- دکتر ‌ #سیامک_فخریان⁩ (پزشک) ‏12- دکتر ‌ #سعید_شفیع_خان⁩ (پزشک) ‏13- دکتر ‌ #محمدرسول_باباصفری⁩ (دندانپزشک) ‏14- ‌ #محمدرضا_عبدالله‌پور⁩ (کارشناس هوشبری) ‏15- دکتر ‌ #سروناز_امیری⁩ (پزشک) ‏16- دکتر ‌ #سامان_سالاری⁩ (پزشک) ‏17- دکتر ‌ #امیر_شفیعی⁩ (پزشک) ‏18- دکتر ‌ #زهرا_علینژاد⁩ (جراح قلب) ‏19- ‌ #امین_غلامحسین_نژاد⁩ (تکنسین اتاق عمل) ‏20- ‌ #امین_پورفرهنگ⁩ (دانشجوی داروسازی) ‏21- ‌ #مهدی_کوهساری⁩ (دانشجوی پزشکی) ‏22- ‌ #علی_بهروز⁩ (دانشجوی پرستاری) ‏23- ‌ #خسرو_مینایی⁩ (امدادگر) ‏ - ‌ #اکبر_محمدی⁩ (امدادگر)

sticker.webp0.00 KB

tagmp3_1_5_-_WILDFLOWER_-_Billie_Eilish__320_.mp310.09 MB

زمان؟ درد نام شایسته‌تری برایش بود؛ بی‌صدا آمد، قلب‌ها را شکست، زخم‌ها را عمیق‌تر کرد و عشق را آرام‌آرام به دست فراموشی سپرد، اما درد هرگز نرفت؛ من ماندم و او، گویی جاودانه شده بود. افسوسِ من، رویای با تو بودن روزی از همین روزها به پایان رسید و من ماندم و خانه‌ای که دیگر بوی زندگی نمی‌داد. خانه بدون تو معنایش را از دست داد و زندگی هم دیگر چیزی نبود جز تکرارِ نبودنت. چشمانم را بستم تا به اشک‌هایم اجازه‌ی باریدن بدهم، تو را به سینه فشردم و بوییدمت، اما نمی‌دانستم کدام تصویر از تو را در آغوش گرفته‌ام؛ انگار هنوز می‌شد بودنت را حس کرد، اما حقیقت این بود که دیگر چیزی برای در آغوش گرفتن نمانده بود. می‌توانستم برایت بهتر باشم، می‌توانستم تو را تا ابد در آغوشم زندانی کنم، اما نتوانستم و هیچ‌کس ندانست حسرت با من چه کرد؛ چگونه مرا ذره‌ذره از پا درآورد و در آتشِ غم سوزاند. هیچ‌کس نفهمید که من با هر لحظه‌ای که می‌گذرد، همانند ثانیه‌ی نخستِ جدایی می‌میرم و حتی توانِ گله هم ندارم. من زندگی نمی‌کنم، در جهنمِ دلتنگی نفس می‌کشم؛ خانه‌ای که پر از خاطره است و خالی از تو، جایی که مرگ هر شب کنارم می‌نشیند و غم مرا می‌بوسد. حالا دیگر امیدی نیست و شوقی نمانده است؛ خود را برای خوابی طولانی آماده کرده‌ام و میلِ سفر دارم، سفری که شاید پایان این فرسودگی باشد، سفری که به انتظارِ بودن با تو در پیش گرفته‌ام، ای رویای دل‌پذیرِ من.

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

-𝖿𝗋𝗈𝗆 ιαη

ـ درد نبودنت ماندگار تر از عـشق بود. چه کردی با قلبم که تمامش غـم شده و خوشی را بر خود حرام کرده است. چه کردی با چشمـانم که دمی آرام و قرار ندارد و از فراقت می‌گرید! چه کردی با دستانم که پس از تو کسی را لمس نمی‌کند. عزیزکـم، چه کردی با منِ خسته که شوق از دلم پرکشید و زندگی‌ام سیاهی به خود گرفت. آرزو داشتم پاسخی به من دهی، تا شاید کمی از آتش درونم بکاهد؛ تا شاید دلیلی برای فراموشی‌ات بیابم. اما نشد…ندای مرا بی‌جواب رها کردی. آتش اوج گرفت،تو در ذهن و قـلبم پررنگ‌تر از پیش شدی. ای‌کاش می‌دانستی که من از درد تو غریقِ بی‌نجاتی شده‌ام، که در دریایِ اشک‌هایش جان می‌بازد. شبگرد تنهایی شده‌ام که در گوشه‌گوشه‌ی شهر به دنبال توست. دیوانه‌ای شده‌ام که خیالِ آغوش تو شیدایش کرده است. دستانت را به من بازده،بگذار امید خانه‌اش را پیدا کند. بگذار، لبـانت مهر سکوتم باشند و نگـاهت شوقِ حیاتم.

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

SYML - wheres my love.mp39.53 MB

آتـشِ درون چشمـانم که روزی با امـید داشتنِ تو به حیات خود ادامه می‌داد حال خـاکستر شده است. شوری در چشمـانم نیست آن همه شور و شعف با تو مرا ترک کرد. گاهی با خود میگویم چه کردی که رفت ای ناتوان؟ پرستشگـرانه نگاهش نکردی؟ عـشق را بر بالینش ننهادی؟ غـم را از چشمـانش نزدودی؟ چه ها برایش نکردی که رفت. شاید عـشق و شاید جانِ تـو برای فدا شدن اندک بود. شاید تو هیچ نبودی در چشمـانش که بر عطشِ عـشقت پایان داد.

sticker.webp0.00 KB

متاسفانه تا مدت زیادی نه. اما پرایوت هستم کم و بیش.