en
Feedback
انسان در سازمان

انسان در سازمان

Open in Telegram

On this channel, I share content that I find valuable in the fields of human resource management and organizational behavior. – Sina Taheri HRBP @ Divar Ex HRBP @ Paradisehub Ex HR Specialist @ Golrang Ex BA @ Mapna Linkedin.com/in/Sina-Taheri

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
786
Subscribers
+524 hours
+297 days
+3530 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
June '26
June '26
+49
in 1 channels
May '26
+541
in 3 channels
Get PRO
April '26
+3
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+40
in 0 channels
Get PRO
January '26
+5
in 1 channels
Get PRO
December '250
in 0 channels
Get PRO
November '250
in 0 channels
Get PRO
October '25
+28
in 0 channels
Get PRO
September '250
in 0 channels
Get PRO
August '25
+10
in 0 channels
Get PRO
July '250
in 0 channels
Get PRO
June '25
+156
in 1 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
30 June+2
29 June+5
28 June+24
27 June+1
26 June0
25 June0
24 June+2
23 June0
22 June0
21 June0
20 June0
19 June0
18 June0
17 June0
16 June0
15 June+1
14 June0
13 June+1
12 June0
11 June+1
10 June0
09 June0
08 June0
07 June+5
06 June0
05 June+1
04 June0
03 June+1
02 June0
01 June+5
Channel Posts
🧰جعبه‌ابزار مدیریت تعارض؛ کدام سبک رو کجا استفاده کنیم؟ برای مدیریت و حل تعارض در محیط کار، ۵ استراتژی یا سبک اصلی وجود داره
🧰جعبه‌ابزار مدیریت تعارض؛ کدام سبک رو کجا استفاده کنیم؟ برای مدیریت و حل تعارض در محیط کار، ۵ استراتژی یا سبک اصلی وجود داره. این سبک‌ها بر اساس دو محور شکل می‌گیرن: «قاطعیت» (چقدر برای رسیدن به خواسته خودمان پافشاری می‌کنیم) و «همکاری» (چقدر برای رضایت طرف مقابل تلاش می‌کنیم). نکته‌ی مهم اینه که هیچ‌کدام از این سبک‌ها مطلقاً خوب یا بد نیستن؛ انتخاب درست، کاملاً به موقعیت، فوریتِ مسئله و میزان اهمیتِ رابطه‌ی کاری بستگی داره: 1️⃣رقابت (Competing) اینجا فرد با قاطعیتِ تمام تلاش میکنه خواسته‌اش رو به کرسی بنشونه. (قاطعیت بالا، همکاری پایین). 😴کجا کاربرد داره؟ در شرایط بحرانی، زمان‌هایی که به یه تصمیم‌ سریع نیازه یا وقتی پای اجرای یک استاندارد مهمِ سازمانی در میونه و جای بحثی وجود نداره. 2️⃣همکاری (Collaborating) تلاشی برای یافتن راه‌حل «برنده‌-برنده» که نیازهای هر دو طرف کاملاً برآورده بشه (قاطعیت بالا، همکاری بالا). 😴کجا کاربرد داره؟ بهترین گزینه برای حل ریشه‌ایِ مسائل پیچیده است؛ اما به زمان، انرژی و هم‌فکری بالایی نیاز داره. 3️⃣اجتناب (Avoiding) فرد از درگیری دوری میکنه و مشکل رو نادیده میگیره (قاطعیت پایین، همکاری پایین). 😴کجا کاربرد داره؟ زمانی که موضوعِ اختلاف واقعاً کم‌اهمیته، یا در مقطع فعلی، هزینه‌ها و آسیب‌های ورود به تنش بسیار بیشتر از منافعِ حلِ اونه. 4️⃣کوتاه آمدن (Accommodating) فداکاری و ترجیح دادنِ خواسته‌ی طرف مقابل بر منافعِ خود (قاطعیت پایین، همکاری بالا). 😴کجا کاربرد داره؟ وقتی متوجه میشید حق با شما نبوده یا زمانی که حفظ هارمونیِ تیم و رابطه‌ی بلندمدت، بسیار حیاتی‌تر از پیروزی در اون بحثِ خاصه. 5️⃣مصالحه (Compromising) هیچ‌کس برنده‌ی مطلق نیست و هر دو طرف می‌پذیرن که از بخشی از خواسته‌های خودشون چشم‌پوشی کنن تا به توافقی میانه برسن (قاطعیت و همکاری در حد متوسط). 😴کجا کاربرد داره؟ وقتی دو طرف قدرت برابری دارن (مثلاً دو مدیر میانی) و رسیدن به یک راه‌حل موقت برای پیشبردِ سریعِ کارها ضروریه. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

2
تعارض پدیده‌ای ثابت و ایستا نیست؛ تعارض‌ها زنده‌ و پویا هستن و میتونن تغییر شکل بدن. برای مثال، اگر اختلافی کاری یا فرآیندی ب
تعارض پدیده‌ای ثابت و ایستا نیست؛ تعارض‌ها زنده‌ و پویا هستن و میتونن تغییر شکل بدن. برای مثال، اگر اختلافی کاری یا فرآیندی به‌درستی و در زمان مناسب حل نشه، به‌مرور زمان رسوب میکنه و در نهایت به یک تعارضِ شخصی و رابطه‌ای تبدیل میشه. برای مدیریت این شرایط، سه نکته‌ی کاربردی وجود داره: 1️⃣مداخله‌ی زودهنگام: وقتی فرآیند یا جنسِ کار جوریه که اصطکاک ایجاد میکنه، باید سعی کنیم تعارض رو در همون مراحل اولیه برطرف کنیم. نباید اجازه بدیم رسوبِ این اختلافات روی هم جمع بشه. 2️⃣پنهان نشدن پشت سیستم‌ و فرایند رسمی: در زمان بروز تعارض، صرفاً به ساختار و ابزارها اتکا نکنیم. اینکه بگیم «من فلان داکیومنت رو نوشتم» یا «بهمان تیکت رو زدم، دیگه خودشون میدونن» مشکل رو حل نمیکنه. این وقتا، صحبت‌های شفاف، حضوری و غیررسمی بسیار راه‌گشاتر از مکاتبات سیستمی هستن. 3️⃣استفاده از ظرفیتِ ناظران بی‌طرف: نقش افرادی که وسطِ دعوا نیستن اما شناخت خوبی از جزئیات ماجرا دارن، بسیار پررنگ میشه. این افراد میتونن در نقش یک میانجیِ غیررسمی ظاهر بشن و به رفع اصولیِ تعارض کمک کنن. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
147
3
👊وقتی درباره‌ی «تعارض» در محیط کار صحبت می‌کنیم، منظورمون چیه؟ تعارض فرآیندیه که ریشه در «ادراک» آدم‌ها داره. داستان تعارض د+1
👊وقتی درباره‌ی «تعارض» در محیط کار صحبت می‌کنیم، منظورمون چیه؟ تعارض فرآیندیه که ریشه در «ادراک» آدم‌ها داره. داستان تعارض دقیقا زمانی شروع میشه که فردی یا تیمی احساس کنه طرف مقابلش بر چیزی که براش مهمه، اثر منفی گذاشته (یا قصد داره اثر منفی بذاره). تعارض یعنی آگاهی از ناسازگاری‌ها، تفاوت در اهداف، منابع یا روش‌ها و الزاماً به معنای بی‌احترامی یا خصومت شخصی نیست. در محیط کار، تعارض معمولاً در سه قالب خودش رو نشون میده: 1⃣تعارض کاری (Task Conflict) این نوع تعارض به اختلاف نظر اعضا درباره‌ی محتوا، اهداف و خودِ وظایف برمیگرده. اینجا افراد روی ایده‌ها، دیدگاه‌ها و روش‌های حل مسئله با هم بحث و چالشِ تخصصی دارن. این نوع تعارض اگر در سطح استانداردی باشه، نه‌تنها بد نیست، بلکه مسبب خلاقیتِ تیمه. 2⃣تعارض رابطه‌ای (Relationship Conflict) ریشه‌ی این تعارض، ناسازگاری‌های بین‌فردی و تنش‌های شخصیه. تعارض رابطه‌ای پر از درگیری‌های عاطفی مثل رنجش، ناامیدی و اصطکاکِ روانی با سایر اعضاست و انرژی و تمرکز سازمان رو نابود میکنه. 3⃣تعارض فرآیندی (Process Conflict) اینجا بحث بر سرِ «چطور انجام دادنِ» کارهاست. کانون این اختلافات روی تفویض نقش‌ها، تخصیص منابع، تقسیم کار و این سوال متمرکزه که: «دقیقاً چه کسی باید چه کاری رو انجام بده؟» ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
204
4
بدون شرح؛ درباره‌ی «تفویض اختیار» 😁 ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
بدون شرح؛ درباره‌ی «تفویض اختیار» 😁 ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
257
5
اصل سوم؛ هر یافته‌ای لزوما اقدام نمی‌خواد، اما نباید بلاتکلیف بمونه. 🤩 از دل نظرسنجی‌های سازمانی داده‌های زیادی بیرون میاد؛
اصل سوم؛ هر یافته‌ای لزوما اقدام نمی‌خواد، اما نباید بلاتکلیف بمونه. 🤩 از دل نظرسنجی‌های سازمانی داده‌های زیادی بیرون میاد؛ از مسائل کوچک و بزرگ گرفته تا خواسته‌های انجام‌شدنی و نشدنی. طبیعتاً در افراد سازمان این توقع ایجاد میشه که حالا که وقت گذاشتن و مشکلات رو بیان کردن، همه‌چیز باید به‌سرعت حل بشه. اما واقعیتِ ظرفیتِ سازمان اینه که قرار نیست برای تک‌تکِ این یافته‌ها اقدام عملی صورت بگیره. نکته‌ی کلیدی اینه که هیچ فیدبکی نباید «بی‌صاحب» و مسکوت رها بشه. اینجا منابع انسانی باید شفافیت داشته باشه: اگر موضوعی در حال حاضر اولویت سازمان نیست یا منابعی برای حل اون وجود نداره، HR باید خیلی صریح اعلام کنه: ❗«صدای شما رو شنیدیم و دغدغه رو به لیدرهای مربوطه ارجاع دادیم، اما الان، حلِ این موضوع خاص در اولویت تمرکز ما نیست.» خلاصه اینکه تیم منابع انسانی باید درباره‌ی تمام خروجی‌های پالس‌سروی تصمیم‌گیری کنه؛ حتی اگه اون تصمیم، یک «نمی‌تونیم» یا «الان نه» قاطعانه باشه. مهم اینه که این تصمیم به گوشِ افراد برسه تا بدونن بازخوردشون گم نشده. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
313
6
اصل دوم؛ HR «گوشِ» سازمان است، نه لزوماً «دستِ اجرایی» ❌ یکی از اشتباهات رایج در نظرسنجی‌های سازمانی اینه که فکر کنیم منابع انسانی باید هم دیتا رو جمع کنه و هم خودش یک‌تنه تمام مشکلات رو حل کنه. واقعیت اینه که HR مالکِ فرآیند «شنیدنِ مسئله» است، اما لزوماً مالکِ فرآیند « حلِ مسئله» نیست. در ساختاری اصولی، مدیران ارشد و لیدرهای میانی، خط مقدمِ خلق تجربه برای کارمندان هستن و بارِ اصلیِ اقدام و حل‌وفصلِ مسائل باید روی دوشِ اونا باشه. اگر این چرخه درست کار نکنه، واحد منابع انسانی عملاً به «صندوق رسیدگی به شکایات» تبدیل میشه؛ نقشی که در نهایت مشکلات رو هم ریشه‌ای حل نمیکنه. ✅ ارزشِ واقعیِ تیم منابع انسانی در این فرآیند چیه؟ اینکه بتونه صدای افراد و نگرش‌های شغلیِ اونا رو استخراج کنه و این دیتا رو شفاف و بدون سوگیری (Bias) روی میز لیدرها بذاره. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
379
7
اصل اول در اجرای سنجش نبض؛ نپرس، اگر عمل نمی‌کنی! مهم‌ترین قانون در طراحی Pulse Survey این یه جمله است: "Don't ask what you a
اصل اول در اجرای سنجش نبض؛ نپرس، اگر عمل نمی‌کنی! مهم‌ترین قانون در طراحی Pulse Survey این یه جمله است: "Don't ask what you are not willing to act on." (درباره‌ی چیزی که آمادگی و قصدِ اقدام روی آن را نداری، سوال نپرس!) به یاد داشته باشیم که وقتی منابع انسانی از افراد سوالی میپرسه، صرفا در حال «جمع‌آوری دیتا» نیست؛ بلکه مستقیما داره در ذهن افراد «انتظار برای اقدام» ایجاد میکنه. به همین دلیل، قبل از نهایی کردن هر نظرسنجی درون‌سازمانی، باید تکلیف این ۳ سوال روشن باشه: 🔹چه کسی قراره نتایج رو ببینه؟ 🔹چه کسی «مالک» اقدامات اصلاحی پس از نظرسنجیه؟ (مدیر منابع انسانی یا مدیران ارشد یا مدیران میانی؟) 🔹در محدودیت‌های فعلی سازمان، چه اقداماتی مقدور و عملیه؟ قبلاً در [این پست] هم اشاره کرده بودم که در بافتار کسب‌وکار، «گفت‌وگو» فی‌نفسه یک هدف نیست؛ بلکه ابزاریه که باید استراتژی و خروجی مشخصی پشت اون باشه. 🗒 برگزاری نظرسنجی‌های پیاپی، گرفتن وقت افراد و در نهایت رها کردن نتایج در کشوی میز مدیر، مشکلی رو حل نمیکنه و به «اعتمادِ» کارکنان به HR خدشه وارد میکنه. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
338
8
👁 یکی از مهم‌ترین نتایجِ حضور HR در دل عملیات اینه که بدونه چه «نگرش‌های شغلی» و ادراکاتی در ذهن آدم‌های سازمان جریان داره. (قبلاً در [این پست] و [این پست] درباره‌ی نگرش‌های شغلی توضیح دادم.) وقتی منابع انسانی این نگرش‌ها رو بشناسه، دیگه روی هوا و بر اساس حدس‌ و گمان استراتژی نمی‌چینه؛ بلکه با دیتای متقن، اقدامات اصلاحی درست تعریف میکنه و تصمیم‌سازی‌های به‌مراتب معتبرتری برای میزِ مدیران ارشد داره. یکی از کاربردی‌ترین ابزارها برای استخراج این دیتای ارزشمند، طراحی و اجرای سیستم‌های «سنجش نگرش» است. ☺️ از اونحایی که در یک سال گذشته، تا حدی درگیر چالش‌های اجرایی پروژه‌ی «سنجش نبض سازمان» (Pulse Survey) بودم، تصمیم دارم در چند یادداشت بعدی، تجربه‌ها، درس‌آموخته‌ها و باگ‌های پیاده‌سازی این ابزار رو در سازمان با شما به اشتراک بذارم. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
297
9
❓سوالی که برای من پیش میاد اینه که با توسعه‌ی ابزارهای هوش مصنوعی و LLMها، آیا دلیل «نتوانستن مهارتی» هم‌چنان موجهه؟ به مشاغل خیلی تخصصی مثل شکافتن هسته‌ی اتم و هوا کردن آپولو کاری ندارم. اما شغل‌های دانشی معمول در سازمان‌های امروزی رو در نظر بگیرید. اگر فرد به ادبیات شغل آشنا باشه در حدی که بدونه که چطور میتونه از AI کمک بگیره و به اون فید بده، تقریبا دلیلی برای «ضعف مهارتی» نداره و "سایر انواع نتوانستن" یا "نخواستن" اهمیت بیشتری پیدا میکنه. آیا اشتباه میگم؟ ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
276
10
📈عملکرد پایین در نهایت دو دلیل بیشتر نداره: یا «نخواستن» یا «نتوانستن» (قبلاً اینجا درباره‌اش نوشته بودم). بعضی‌ها میگن دلیل
📈عملکرد پایین در نهایت دو دلیل بیشتر نداره: یا «نخواستن» یا «نتوانستن» (قبلاً اینجا درباره‌اش نوشته بودم). بعضی‌ها میگن دلیل سومی هم هست به نام «عدم تناسب فرد با شغل/سازمان»؛ که خب این هم در نهایت دوباره منجر به همون نخواستن یا نتوانستن میشه. فعلا به بحث «نخواستن» کاری ندارم. بیاید تمرکزمون رو بذاریم روی این موضوع که چرا یک نفر واقعا «نمیتونه» کارش رو درست انجام بده؟ با «۳ مدل نتوانستن» روبه‌روییم: 1⃣نتوانستن مهارتی: فرد تخصص و دانش فنیِ لازم برای انجام شغلش رو نداره و در کارهای پایه ضعیفه (به زبون ساده: درسش رو خوب نخونده 😃) 2⃣نتوانستن شناختی: مهارت‌های تخصصی بالاست، اما فرد فاقدِ «تفکر نقادانه» یا قدرت تحلیلیه تا بتونه از ابزارهاش درست، به‌جا و برای حل مسائل پیچیده استفاده کنه. 3⃣نتوانستن سیستمی: شرایطی که فرد هم مهارت داره و هم قدرت شناخت، اما سازمان و مدیران به‌درستی مسائل رو تفویض نمیکنن، بودجه و زمان کافی اختصاص نمیدن، یا دسترسی‌ها رو بی‌دلیل محدود کردن. در این حالت باز هم فرد «نمی‌تواند» خروجی بگیره، اما اینجا دیگه تقصیر خودش نیست؛ سیستم اون را فلج کرده. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
302
11
پیرو نوشته‌ی قبلی درباره‌ی نقش «شراکت استراتژیک» منابع انسانی و سازمان و مدل اولریش؛ 📊 شاخصی بسیار ساده برای سنجش موفقیت HR وجود داره: دور میز مدیران ارشد، حرف مدیر منابع انسانی چقدر خریدار داره و وزن می‌گیره؟ شرط لازم برای این نفوذ، داشتنِ شهود و دیتای دقیق از کف سازمانه؛ دیتایی که بتونه در تصمیم‌گیری‌های کلان، ارزش‌افزوده خلق کنه و مسیر کسب‌وکار رو بهبود بده. 💠 اما خلق این دیتا و شهود ارزشمند، نیازمند اینه که منابع انسانی در دل عملیات باشه و نبض کار تیم‌ها رو در دست بگیره. در واقع، منابع انسانی تنها زمانی میتونه «شریک استراتژیک» خوبی برای سازمان باشه که قبل از اون، نقش دیگه‌ش در مدل اولریش، یعنی «مدافع کارکنان» رو به‌درستی ایفا کرده باشه. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
374
12
❓اگر بلوغ مدیریتی و سازمانی وجود نداشته باشه، برنامه‌ی بهبود عملکرد (P.I.P) پیش از شروع، محکوم به شکسته. اما چرا این اتفاق میفته؟ 🔘مدیریت نابالغ و فقدان گفت‌وگوی سخت وقتی مدیر نمیتونه انتظارات شفافی تعریف کنه، برای راهنمایی کارمندش وقت نمیذاره و مهارت پیش بردن گفتگوهای سخت و ارائه‌ی فیدبک سازنده رو نداره، این برنامه کار نمیکنه. در این حالت، دوره‌ی اخطار (Notice) صرفاً به یک تونلِ وحشت تبدیل میشه که استرس کارمند رو بالا میبره و اون رو مستقیماً به سمت پیدا کردن شغل بعدی سوق میده. 🔘تضاد فرهنگی به جای ضعف مهارتی گاهی مشکل اصلاً از جنس عملکرد و مهارت نیست؛ مدیر (سازمان) و کارمند از نظر فرهنگ و نگرشِ کاری با هم هم‌راستا نیستن. شاید فرد دوره‌ی P.I.P رو هرطور شده و با موفقیت پشت سر بذاره، اما چون کار در اون محیط با انگیزاننده‌های درونی‌اش در تضاده، این زخم خیلی زود دوباره سر باز میکنه. 🔘نگاهِ تقلیلی و حقوقی به جای حمایتی مشکل مهم‌تر به بلوغ فرهنگِ اعتماد در سازمان برمیگرده. P.I.P نباید صرفا ابزاری حقوقی برای «مستندسازی و تبرئه‌ی مدیر در زمان اخراج» باشه. سازمان باید این اعتماد رو در افراد ایجاد کرده باشه که هدف از این برنامه، سلب مسئولیت و مچ‌گیری نیست؛ بلکه تلاش واقعی و پرهزینه برای «نگهداشت» سرمایه‌های انسانی‌ه. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
385
13
🚨 در جریان ارزیابی عملکرد و ارتباطات مدیر و کارمندش، ممکنه این اتفاق بیفته که مدیر به فردی اخطار عملکردی (Performance Notice) بده؛ به این معنا که زمان مشخصی رو برای فرد تعیین کنه که در پایان اون زمان، فرد می‌بایست انتظارات عملکردی مشخصی رو پاس کرده باشه. در غیر این صورت همکاری با فرد رو خاتمه میده. این موضوع در ساختار منابع انسانی در قالب برنامه‌ی بهبود عملکرد (P.I.P) اجرا میشه. روی کاغذ همه‌چیز منطقی و حتی حمایتی به نظر میاد، اما در واقعیت سازمان‌ها، چالش‌های متعددی باعث انحرافِ این مسیر میشه. کار به جایی میرسه که این برنامه‌ها در ذهن افراد، صرفاً به یک مقدمه برای اخراج محترمانه و یک مهلتِ حقوق‌دار برای شرکت در مصاحبه‌های استخدامی جدید تبدیل می‌شوند: P.I.P = Paid Interview Peroid درباره‌شون خواهم نوشت.✍️ ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
385
14
سلام این پست #موقت است. چند رزومه‌ی بررسی‌شده برای مشاغل زیر در اختیار دارم: ⚫️HR Generalist 🟢Senior HR Specialist 🟢Business Line Manager 🟢Associate Product Manager این افراد رو شخصا می‌شناسم و شایستگی و کیفیت کارشون رو تایید و توصیه می‌کنم. اگر در سازمانتون در حال جذب برای این موقعیت‌ها هستید (یا در شبکه‌ی ارتباطی‌تون کسی به این تخصص‌ها نیاز داره)، لطفا به آیدی زیر پیام بدید تا رزومه‌ها رو خدمتتون ارسال کنم: 🆔 @humaninorg_admin ------------------------ ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
242
15
🔬دمینگ آزمایش معروفی داره: ظرفی رو در نظر بگیرید که درون اون ۴۰۰۰ تا تیله ریختیم. ۸۰٪ این تیله‌ها سفید و ۲۰٪ اونها قرمزن. به
🔬دمینگ آزمایش معروفی داره: ظرفی رو در نظر بگیرید که درون اون ۴۰۰۰ تا تیله ریختیم. ۸۰٪ این تیله‌ها سفید  و ۲۰٪ اونها قرمزن. به افراد یه ابزار مخصوص میدن که باید هربار وارد این ظرف کنه و ۵۰ تا تیله رو برداره. (روی ظرف جای ۵۰ تا تیله هست، شکل رو ببینید!) 🔴⚪️هر تیله‌ی سفید پاداش داره (نماینده‌ی کارِ درست) و هر تیله‌ی قرمز جریمه داره (نماینده‌ی کارِ اشتباه) از آدمها خواسته میشه که فقط مهره‌های سفید رو بیارن بیرون و مهره‌ی قرمزی رو با ابزارشون بیرون نیارن. اما نکته اینه که هر چقدر افراد تلاش و تمرکز کنن، باز هم به طور کاملاً تصادفی مهره‌های قرمز وارد اسکوپ اونا میشه. دمینگ از این آزمایش ۴ نتیجه گرفت: 1️⃣خطای سیستم، تقصیر کارمند نیست: افراد تمام تلاش خود را می‌کنن، اما ساختار ظرف (سیستم) طوریه که ۲۰٪ مهره‌ها قرمزن. 2️⃣پاداش و تنبیه بی‌فایده است: وقتی ریشه‌ی مشکل جای دیگه‌ایه، تشویق، تهدید یا گذاشتن کارانه و پاداش برای افراد، هیچ تغییری در خروجی و کیفیت نهایی ایجاد نمیکنه. 3️⃣توهم ارزیابی عملکرد: مدیری که کارمندان رو بر اساس خروجی تصادفیِ این سیستم ارزیابی میکنه، در واقع داره «شانس» اونها رو ارزیابی میکنه، نه مهارت یا تعهدشون رو. 4️⃣وظیفه واقعی مدیریت: دمینگ نشون داد که مدیریت به جای کنترل، مچ‌گیری و انگیزه‌بخشیِ کاذب به کارکنان، باید تمرکزش رو روی اصلاح خودِ سیستم (مثلاً جدا کردن مهره‌های قرمز از ظرف) بذاره. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
350
16
شاید خوب باشه این جمله‌ی طلایی از آقای ادوارد دمینگ (نظریه‌پرداز بزرگ مدیریت) رو به‌خاطر داشته باشیم: I should estimate that
شاید خوب باشه این جمله‌ی طلایی از آقای ادوارد دمینگ (نظریه‌پرداز بزرگ مدیریت) رو به‌خاطر داشته باشیم: I should estimate that in my experience most troubles and most possibilities for improvement add up to proportions something like this: 94% belongs to the system, responsibility of management; 6% special. ترجمه‌ش: 💡برآورد من بر اساس تجربه‌ام، این است که بیشتر مشکلات و بیشتر فرصت‌های بهبود چیزی شبیه این نسبت را دارند: ۹۴٪ مربوط به سیستم است، که مسئولیتِ مدیریت است؛ و ۶٪ مربوط به موارد خاص [و عملکرد افراد] است. ❗️بنابراین، دفعه‌ی بعد که خواستیم کارمندی رو بابت بهره‌وری پایین مقصر بدونیم، بهتره اول آینه‌ای جلوی سیستمِ مدیریت خودمون بذاریم و بپرسیم: آیا اصلا فرآیندها و بستر درستی برای موفقیتِ این فرد فراهم کردیم؟ ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
383
17
مدیر نمیتونه درباره‌ی عملکرد اعضای تیمش طوری صحبت کنه که انگار کارها رو به چند پیمانکارِ بیرونی برون‌سپاری کرده و صرفاً منتظر تحویل خروجی‌ه. در هر ارزیابی عملکردی، پیش از قضاوت کارمند، مدیر باید به این سوال سخت پاسخ بده: «من چه نقشی در عملکرد فعلی این نیرو داشتم و رفتارم چطور باعث تقویت یا تضعیف اون شده؟» برای مثال، این دو جمله رو از سمت مدیرا زیاد می‌شنویم: 🔴 «فلانی عملکردش سینوسی‌ه و ثبات نداره.» سوال مقاله اینه: آیا مدیر تونسته بستری فراهم کنه که عملکرد این عضو پایدار بمونه؟ آیا وقتی فرد در نقطه‌ی اوجِ سینوس بود، طوری قدردانی شد که مسیر درست رو بشناسه؟ و وقتی به دره‌ی افت عملکرد رسید، تذکر و بازخوردِ سازنده گرفت؟ عملکرد سینوسی غالبا نشونه‌ی قطع شدنِ «حلقه‌ی بازخورد» از سمت مدیر یا توزیع نامتوازن فشار کاری در سیستمه. 🔴«بهمانی پر دردسره (High-Maintenance)؛ سربار مدیریتی بالایی داره و انرژی زیادی از من می‌گیره.» بخش مهمی از ذات مدیریت، دقیقاً همین در نظر گرفتن مسائل انسانی و «تسهیل‌گری» برای رفع موانع روانی و کاری افراده. انسان‌ها ربات‌های برنامه‌ریزی‌شده نیستن؛ اگر قرار بود اعضای تیم هیچ نیازی به حمایت، توجه و راهبری نداشته باشن، اساسا تعریف جایگاهی به نام «مدیر» در سازمان بی‌معنی بود. «عملکرد ضعیف یک نفر، فقط مسئله‌ی همون یه نفر نیست؛ میتونه نشونه‌ی ضعف مدیریت و فرایندهای سازمانی باشه.» ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
522
18
وقتی با عملکرد ضعیف مستمر یه نفر مواجه می‌شیم، باید سهمی جدی از این ضعف رو پای مدیرش هم بنویسیم. این تعارف‌بردار نیست. بعضی مدیرها تو جلسه ارزیابی طوری درباره ضعف عضو تیمشون حرف می‌زنن انگار دارن درباره یه عامل بیرونی مثل آب‌وهوا توضیح می‌دن؛ در حالی که عملکرد هر فرد، تا حد مهمی محصول نوع مدیریتیه که روی اون فرد اعمال شده. ❓️چرا روی مستمر تاکید دارم؟ چون نشونه‌های ضعف عملکرد معمولاً همون ماه‌های اول خودشون رو نشون می‌دن. وظیفه‌ی مدیر اینه که زود ببینه، زود حرف بزنه، زود مسیر رو اصلاح کنه. اگر چند ماه گذشته و رابطه‌ی مدیر و کارمند هنوز کج‌دار و مریز جلو میره، معمولا یعنی مداخله‌ی به‌موقع اتفاق نیفتاده. قبل از اینکه کل مسئولیت رو بندازیم گردن کارمند، سوال اصلی اینه: مدیر برای اصلاح این روند چی کار کرده؟ 🔹انتظارات دقیق و قابل سنجش تعریف شده؟ 🔹فیدبک اصلاحی به‌موقع داده شده؟ 🔹فضای حرفه‌ای و امنی ساخته شده که فرد بتونه نقد رو بشنوه؟ مدیری که جواب روشنی برای این سوال‌ها نداره، نمی‌تونه خودش رو بیرون از چرخه‌ی عملکرد ضعیف بدونه. ❗️نکته‌ی آخر: ارزیابی عملکرد افراد بدون ارزیابی عملکرد تیم و مدیر، یه فرایند ناقصه. درباره‌ی این در نوشته‌های آتی بیشتر توضیح میدم. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
609
19
ارزیابی عملکرد قبل از اینکه کارنامه‌ای برای کارمند باشه، تست بلوغ سازمان و مدیران اونه. چرا؟ به ۳ دلیل: 1️⃣ ارزیابی یعنی سازمان سنجه‌های مشخصی برای کارایی داره. داشتن متر دقیق شاید روی کاغذ، حداقل نیاز کسب‌وکار به نظر برسه، اما در واقعیت و در اکثر شرکت‌ها، انتظارات مبهم و سلیقه‌این. سازمانی که ارزیابی می‌کنه، یعنی از قبل تکلیفش رو با خروجی هر صندلیش روشن کرده. 2️⃣ ارزیابی یعنی جریان ارتباط بین مدیر و کارمند زنده است. اینکه مدیر بدونه چطور فیدبک بده، نقد کنه و مسیر آینده رو شفاف کنه و در مقابل، کارمند بدونه چطور بدون گارد گرفتن بشنوه، نشون‌دهنده‌ی بلوغ فرهنگ گفتگو در سازمانه. 3️⃣ ارزیابی عملکرد، تنها فونداسیون منطقی برای فرآیندهای منابع انسانیه. پیشرفت شغلی، ارتقا، اخطار عملکردی یا اخراج، همگی باید خروجی ارزیابی عادلانه باشن. در غیر این صورت، فرایندها بر پایه‌ی شهود و قضاوت‌های شخصی پیش میرن. 📌بنابراین، درست اجرا شدن این فرآیند بیشتر از اینکه نشون‌دهنده‌ی کیفیت عملکرد آدم‌ها باشه، محک تمایز سیستم بالغ از سیستم نابالغه. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
510
20
چون این مدت ذهنم درگیر موضوعات مختلف «ارزیابی عملکرد» بوده، مطالبی هم که برای نوشتن در اینجا به ذهنم میرسه، بیشتر حول همین موضوعن. به‌طور خاص، در پست‌های آینده سعی می‌کنم این سه موضوع رو بررسی کنم: 1⃣ارزیابی عملکرد؛ کارنامه‌ی کارمنده یا سازمان؟ اجرای برنامه‌های ارزیابی، بیشتر از اینکه فقط روی عملکرد افراد تمرکز داشته باشه، نشون‌دهنده‌ی سطح بلوغ مدیریتی و فرهنگ سازمانه. 2⃣عملکرد ضعیفِ یه نفر، تقصیر کیه؟ وقتی خروجی خراب میشه، چقدر خودِ فرد مقصره و چقدر مدیر مستقیم یا ساختار سازمان سهم دارن؟ 3⃣برنامه P.I.P (Performance Improvement Plan) چیه؟ این برنامه دقیقاً چه کارکردی داره و چطور باید اون رو درست و اصولی اجرا کرد؟ ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg
592