en
Feedback
𝑪𝒍𝒂𝑴𝒊𝒂𝒂 ☁️

𝑪𝒍𝒂𝑴𝒊𝒂𝒂 ☁️

Open in Telegram

·در حد چند فنجون آرامش و لبخند درخدمتتم رفیق ·🌝🤍🫂 ✨می‌شنومت: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5600023156

Show more
484
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-5330 days
Posts Archive
تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی چه میان نقش دیوار و میان آدمیت خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت به حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشد که همین سخن بگوید به زبان آدمیت مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد همه عمر زنده باشی به روان آدمیت رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت طیران مرغ دیدی، تو ز پایبند شهوت به در آی تا ببینی طیران آدمیت نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت ﴾ @ClaMiaa ﴿

دقیق یادمه پنج سال پیش بود موقع امتحانات میان ترم دبیرستان از همون روزا که هر روز یکی دوتا کوییز و امتحان داشتیم معلم دینی جلسه قبل امتحان گرفته بود ، بعد امتحان دوتا درس رو سرسری و پشت هم درس داده بود و رفته بود چیزی راجب پرسش و امتحان در جلسه بعدی نگفته بود اومد سر کلاس گفت پرسش دارید گفتیم فصل امتحاناس امتحان درس تخصصی داریم زنگ بعد طبق معمول براش مهم نبود شروع کرد از رو دفترش ازون بچه هایی که اتفاقا نمره هاشون وضع آنچنان خوبی نداشت شروع کرد به پرسیدن جوری که توی بیست دیقه اشک سه تا از بچه ها رو در آورد نفر آخر دوست خودم بود شرایط زندگی خیلی راحتی نداشت وقتی پرسید و نتونست جواب بده اون آدم به ظاهر دبیر شروع کرد به تخریب شخصیتی داشت میگفت شما هیچ وظیفه ای جز درس خوندن ندارین و اینقدر بی عرضه اید که از پس همین هم بر نمیاید خیلی بهم برخورد پرسش که تموم شد شروع کرد به تدریس درس بعدی دستمو بلند کردم گفتم میشه من بیام ارائه بدم ؟ با نیشخند گفت بیا یادم نمیاد دقیقا شاید ده دیقه شاید بیست دیقه داشتم درس میدادم نه درس دینی رو نه رو به بچه ها رو به معلم تلاش کردم درس زندگی یاد بدم یاد بدم همه مون مشکلاتی داریم هر کدوممون یه ظرفیتی داریم هر کدوممون یه میزان شعوری داریم یه میزان انسانیتی نمیشه ندیده نشنیده همدیگه رو بگیریم به باد توپ و تشر و قضاوت کنیم که کی از پس چی بر میاد و کی نمیاد... خودم اما فکر کنم تو این سالها یادم رفته بود که همه مون تو یه برهه زندگیمون میشیم دبیر دینی دبیرستان دل میشکونیم ندیده نشنیده قضاوت میکنیم شاید پشت سر باعث شدیم اشکهایی هم روی گونه ها بیاد ... معلمیم ولی یادمون میره دل نشکنیم دکتریم ولی یادمون میره جون ادمها رو به پول نفروشیم مهندسیم ولی یادمون میره شریف باشیم پشت کسی حرف در نیاریم وقیح نباشیم ... { @ClaMiaa }

و دارایی با ارزش تر از قلب ... { @ClaMiaa }

و صدایی بلندتر از صدای چشم‌ها نیست... { @ClaMiaa }

دل کوچکی داری و غم‌هایی بزرگ. چاره‌ای نداری جز این که غمت را جاهای دیگر پنهان کنی. مثلا ته چشم‌هایت. پشت خنده‌هایت. در سکوت ناگهانت. در گریه های دور از چشم. عیبی ندارد اگر آغشته‌ای به اندوه. کسی ابر را سرزنش نمی‌کند، اگر تیره باشد و نبارد...
-حمید سلیمی
{ @ClaMiaa }

-بیا برات از ابرا بگم.☁️🩵 { @ClaMiaa }
-بیا برات از ابرا بگم.☁️🩵 { @ClaMiaa }

ماه امشب رو دیدی؟ تو از اونم ماه تری :)) { @ClaMiaa }
ماه امشب رو دیدی؟ تو از اونم ماه تری :)) { @ClaMiaa }

اصلا دوستی برای همین بود؛ برای گم نشدن در برهوتِ جهان. :)
- گیتا گرکانی
{ @ClaMiaa }

تو معجزه‌ای دختر تویی که با همۀ بالا و پایینای این زندگی کنار اومدی تویی که شاید خیلی جاها تنها بودی ولی دست خودتو گرفتی و قو
تو معجزه‌ای دختر تویی که با همۀ بالا و پایینای این زندگی کنار اومدی تویی که شاید خیلی جاها تنها بودی ولی دست خودتو گرفتی و قوی‌تر از همیشه ادامه دادی آره تو! همین تویی که بعد از هر گریه و شکستی یک مرحله بیشتر به کامل بودنت رسیدی... تویی که قدر خودت و زیبایی‌هات رو می‌دونی تویی که وجودت، دنیا رو جای قشنگ‌تری کرده! روزت مبارک دختر قوی.💕🪽 { @ClaMiaa }

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر سفر نکنی؛ اگر کتاب نخوانی؛ اگر به اصوات زندگی گوش نکنی؛ اگر از خودت قدردانی نکنی به آرامی آغاز به مردن می‌کنی.. زمانی که خودباوری را در خودت بکشی؛ وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند! به آرامی آغاز به مردن می‌کنی؛ اگر برده‌ی عادت‌های خود شوی. اگر همیشه از یک راه تکراری بروی؛ اگر روزمرگی را تغییر ندهی اگر رنگ‌های متفاوت به تن نکنی؛ یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی؛ اگر از شور و حرارت از احساسات سرکش و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا می‌دارند و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند، دوری کنی! تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی  اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی! اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی اگر ورای رؤیاهایت نروی؛ اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک‌بار در تمام زندگیت ورای مصلحت‌اندیشی بروی امروز زندگی را آغاز کن؛ امروز مخاطره کن؛ امروز کاری بکن! نگذار که به آرامی بمیری؛ شادی را فراموش نکن.. پابلو نرودا ﴾ @ClaMiaa ﴿

می‌دونی لبخند حقیقتا یه معجزه‌ست همون چیزی که کوچیکه ولی باارزش همون قشنگی که همه فکر میکنن چیز خاصی نیست ولی می‌تونه هردلی رو شاد کنه لبخند، همون هدیۀ تو به اطرافیانته، نه از خودت پنهونش کن و نه از دیگران دریغش... :)☁️ { @ClaMiaa }

می‌دونی لبخند حقیقتا یه معجزه‌ست همون چیزی که کوچیکه ولی باارزش همون قشنگی که همه فکر میکنن چیز خاصی نیست ولی می‌تونه هردلی رو شاد کنه لبخند، همون هدیۀ تو به اطرافیانته، نه از خودت پنهونش کن و نه از دیگران دریغش... :)☁️ { @ClaMiaa }

می‌دونی لبخند حقیقتا یه معجزه‌ست همون چیزی که کوچیکه ولی باارزش همون قشنگی که همه فکر میکنن چیز خاصی نیست ولی می‌تونه هردلی رو شاد کنه لبخند، همون هدیۀ تو به اطرافیانته، نه از خودت پنهونش کن و نه از دیگران دریغش... :)☁️ { @ClaMiaa }

‌.𖥔 🌔 ˖ִ ࣪⚝₊ ⊹˚ { @ClaMiaa }
+1
‌.𖥔 🌔 ˖ִ ࣪⚝₊ ⊹˚ { @ClaMiaa }

Repost from Me
هستین سرعتی بریم؟ @ITkisp

و بالاخره شروع رسمی فصل رنگارنگ فصل خش خش برگا فصل قهوه و لباس گرم فصل عجیب پر از حس خوب رو به عاشقان پاااییز تبریک میگم.🧡🫧 { @ClaMiaa }

Trust me, that's the price of beauty Who says you're not pretty? Who says you're not beautiful? Who says?
{ @ClaMiaa }

قشنگ ترین پروسه سال میدونی کی طی میشه ؟! به نظر من حوالی همین روزا وقتی که بعد از هر روز بیست و چهار ساعته کولر زدن دیگه کولر لازم نباشه روز اول کولرا خاموش پنجره ها باز روز پنجم پنجره ها پیش روز دهم پنجره بسته روز پونزدهم لباسای تابستونی جمع روز بیستم بادای یهویی و بارونای یهویی تر روز بیست و پنجم لباسای پاییزی میاد بیرون روز سی ام یواش یواش وسایل گرمایشی روشن ... خش خش برگا لباسای چهارخونه پشمی رنگای گرم نارنجی زرد قهوه ای هات چاکلت و نسکافه هوای ابری بارون خوش برگشتی پاییز جان :) 🍂🧡 { @ClaMiaa }

قشنگ ترین پروسه سال میدونی کی طی میشه ؟! به نظر من حوالی همین روزا وقتی که بعد از هر روز بیست و چهار ساعته کولر زدن دیگه کولر لازم نباشه روز اول کولرا خاموش پنجره ها باز روز پنجم پنجره ها پیش روز دهم پنجره بسته روز پونزدهم لباسای تابستونی جمع روز بیستم بادای یهویی و بارونای یهویی تر روز بیست و پنجم لباسای پاییزی میاد بیرون روز سی ام یواش یواش وسایل گرمایشی روشن ... خش خش برگا لباسای چهارخونه پشمی رنگای گرم هات چاکلت و نسکافه هوای ابری بارون خوش برگشتی پاییز جان :) 🍂🧡