en
Feedback
344
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
و یا پروپوزال فعال:_)

البته هر کی تا الان بیداره معلومه خودش رویای فعال داره.

باز ساعت دو شد آرزوها و رویاهای من قلمبه شدن ریختن بیرون. من میرم بخوابم. اینجوری فایده نداره. خوشحالم که رویاهای شبانه‌ی شما هم انگولک کردم تا فعال بشن.

آرامشِ بودنش، آرامشِ طبیعت، آرامشِ آسمون پهنِ زیبای بی‌انتها.

بعدشم عکسه رو بذارم والپیپر چتمون. هی ببینمش هی حظ ببرم.

دوس دارم یه عکس باهاش داشته باشم توی طبیعت، دست در دست هم، خیره شده باشیم به آفاق مغربی.

ز خود جداشدگان پرس درد تنهایی.

اما خب نشستم در جوار بهرام و پروپوزال می‌نویسم.

از لحاظ روحی نیاز دارم بریم پارک ملت و با مردی بشینیم به تخمه خوردن و حرف زدن از خودمون، دنیا و همه‌ی چیزهای دیگر. اون وسط می
از لحاظ روحی نیاز دارم بریم پارک ملت و با مردی بشینیم به تخمه خوردن و حرف زدن از خودمون، دنیا و همه‌ی چیزهای دیگر. اون وسط میون صحبتامون کلاغا هم شریک تخمه خوردنمون کنیم و همزمان از هوش فوق العاده و بلاسوختگی‌شون موقع پریدن و قاپیدن تخمه‌ها از توی هوا به وجد بیایم.

توانایی نوشتنم خیلی توی جلو بردن پروپوزال به کارم میاد. کارم با کلمه‌ها و جملات و پیوسته کردنشون به هم خوبه. متن پروپوزال رو باید خط به خط بر اساس منابع علمی نوشت و خیلی برای این که جمله‌ای خارج از چارچوب بنویسی دستت باز نیست. باید خیلی ماهرانه مطالب مختلف رو با جملات مناسب بچسبونی به هم و یه رفرنس بزنی تنگش. کار آسونی نیست، خصوصا اگر روی موضوع تازه‌ای کار کنی. اما خب دارم از پسش بر میام و این خوشحالم می‌کنه.

هی اینو ریز کن بخور، اونو ریز کن بخور، فلان کن، بیسار کن. بابا من می‌خوام همه چیز رو گاز بزنم و ببلعم.

یادم رفت بگم. دیگه گوجه سبزم کنسله. مگه این که با چاقو ریز ریز جدا کنم بخورم. خدایا این چه مصیبتی بود من خودمو انداختم توش؟

از امروز صبح دندونای پیشم یه کوچولو درد داره موقع جویدن. اما بازم خفیفه. یکم باید بگذره تا دندونام به این فشار عادت کنه.

بچه‌ها من اصلا درد نداشتم. نه موقع گذاشتن کشا نه الان موقع جویدن. البته این مسئله فرد به فرد و با توجه به شرایط فکی و دندونی فرق میکنه. دوستم که ارتودنسی انجام داد یه مقدار درد داشت اما بازم خیلی دردش زیاد نبود و خیلی زود هم برطرف شد.

نیم کیلو جو خیسوندم و پختم و بسته بندی کردم گذاشتم یخچال که هی فرت و فرت فعلا سوپ درست کنم تا دندونام به جویدن با این سیما عادت کنه.

سلام بر گازهای کوچک و بوسه و نازی نازی با غذاها.

خداحافظ گاز‌های بزرگ و وحشی بر تن همبرگر.

خب، امروز رفتم دندونامو ارتودنسی کردم و برنامه‌های ما از الان سوپی میشه.