en
Feedback
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]

عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]

Open in Telegram

{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi {علوم الحديث 📙} @eulumhadith

Show more
1 209
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-330 days
Posts Archive
1⃣ حضرت علی به ابوبکر وعمر نگفتند : شما دروغگو و گناهکار و خائن هستید. بلکه عباس، این الفاظ را خطاب به علی به‌کار می‌بَرَد. حضرت عمر خطاب به عباس وعلی میگوید : درمورد من و ابوبکر نیز (وقتی سخنِ ما را نپذیرفتید)، گویا همین الفاظی که اکنون برای هم به‌کار می‌برید؛ درمورد ما دوتا هم گمان می‌کردید و ما را اینچنین می‌پنداشتید. و بعداً دیدید که اشتباه می‌کردید و به اشتباه خود، پی بردید. پس اکنون نیز، نزاع نکنید. که بعداً پشیمان خواهید شد. 2⃣ بنابراین تصریح نشده که حضرت علی چنین گمانی درمورد شیخین داشته. بلکه فقط برداشتی‌ست که عمر می‌گوید. و ممکنه حضرت عمر در این برداشتِ خود، اشتباه کرده باشد. چون معصوم نیست. 3⃣ اگر حضرت علی وعباس حقیقتاً هم، چنین گمان کرده باشند؛ باز هم مشکلی پیش نمی‌آید. زیرا آن‌دو نیز معصوم نبودند و ممکن‌ست درمورد کسی، گمانِ خطا کنند. ابوبکر وعمر هم معصوم نبودند و لذا (از نظر علی) ممکن بود خطا کرده باشند در حدیث میراث. 4⃣ آنچه که مهم است؛ این‌ست که حضرت علی وعباس، بر این عقیده باقی نمانده بودند. چون حضرت عمر می‌پرسد : آیا (اکنون) قبول دارید حدیث رسول‌الله ﷺ و صحتِ عمل ما را؟! و آن‌دو میگویند : بله. 👈🏻 ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى الْعَبَّاسِ، وَعَلِيٍّ، فَقَالَ : أَنْشُدُكُمَا بِاللهِ الَّذِي بِإِذْنِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ، أَتَعْلَمَانِ أَنَّ رَسُولَ اللهِ ﷺ قَالَ: «لَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ»، قَالَا : نَعَمْ 👉🏻 👈🏻 ثُمَّ قَالَ: أَنْشُدُكُمْ بِاللهِ الَّذِي بِإِذْنِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ، أَتَعْلَمُونَ ذَلِكَ؟ قَالُوا: نَعَمْ، ثُمَّ نَشَدَ عَبَّاسًا، وَعَلِيًّا، بِمِثْلِ مَا نَشَدَ بِهِ الْقَوْمَ، أَتَعْلَمَانِ ذَلِكَ؟ قَالَا : نَعَمْ 👉🏻 ✍🏻 قسمتۍ از دریا راجـع نظـر حضرت علۍ رضۍ الله عنه در مورد شیخين رضوان الله علیهما👇🏻 https://t.me/rodoud_elmi/1480

فاء، نتیجه است. #فـَـرأیتماه یعنی : وقتی (با وجود سخن حضرت ابوبڪر) باز هم مطالبه‌ی فدک کردید؛ نتيجةً گویا او را دروغگو پنداشتید. یعنی کارتان، بیانگرِ این بود. (ولو عقیده‌تان نبوده باشد) مثلاً پدری برای فرزندش چیزی می‌خَرَد. فرزند می‌گوید : چرا خریدی؟ مصلحتم نبود. مادر میگوید : با این کار و سخنت، پدرت را بدخواه خود دانستی! فرزند، پدر را بدخواه خود نمی‌دانَد. اما مادر، گوشزد میکند که کار تو، این‌را رسانْد. حضرت عمر نیز، گوشزد میکند که مطالبه‌ی فدک، تکذیب امیرالمؤمنین را رسانْد. پس دقت کنید در کارها و سخن‌تان. و البته این گمانی که حضرت عمر کرد را؛ حضرت علي تأیید نکرد. و اقرار نکرد که واقعاً چنین گمانی به سیدنا ابوبکر داشته باشد!! {ادامه دارد..}

#بنابراین حضرت علی به ابوبکر وعمر نگفته : شما دروغگو و گناهکار و خائن هستید. بلکه عباس، این الفاظ را در مورد علی به‌کار بُرد. حضرت عمر نیز همین الفاظ را عیناً تکرار کرد که : در آن زمان (قضیه‌ی فدک) هم، من و ابوبکر را نیز اینچنین می‌پنداشتید {ادامه دارد..}

{#توضیح_روایت ...}👇🏻 حضرت عمر از دعوای عباس و علی و از روش آن‌دو درباره مسئله فدک و از رفتار عباس و علی، عصبانی شدند وسپس عین حرفهای عباس را که خطاب به علی گفته بود، تکرار کرد که نوعی کنایه است که شما از اول درباره این مال، از این حرفها میزدید! در مورد من و ابوبکر هم میگفتید! عصبانیت عمر از این بود که حالا که مسئولیت فدک را به شما دادم چرا دعوایتان پایان نمی‌یابد! توجه کنید که عباس و علی این الفاظ به عمر نگفتند! بلکه حرف‌های عمر را در مجموع تایید کردند یعنی قبول کردند که نظر عمر از اول هم درباره فدک درست بود. زیرا اگر واقعاً آنها عمر را دروغگو، گناهکار، پیمان شکن و خائن میدانستند پس چرا برای قضاوت، به پیش او آمدند؟ ما پنهان نمی‌کنیم که در یک مرحله، در ابتداء، فاطمه وعلی وعباس با ابوبکر درباره فدک مجادله کردند واستدلال ابوبکر را نپذیرفتند. اما خیلی زود به صحت نظر ابوبکر پی بردند. اما این ماجرا : «یرفأ» آمد وگفت: ای امیرالمؤمنین! آیا عثمان، عبدالرحمن بن عوف، زبیر و سعد را اجازه می‌دهید که وارد شوند؟ عمر فرمود : بلی، و آن‌ها وارد شدند. یرفأ دوباره آمده و گفت: ای امیرالمؤمنین! آیا اجازه می‌دهید که عباس و علی وارد شوند؟. فرمود: بلی، و آن ‌دو نیز داخل شدند. عباس گفت: ای امیرالمؤمنین! بین من و بین این دروغ‌گوی گنهکار خائن، به حق فیصله کن. سایر حاضرین در مجلس نیز گفتند : بلی، ای امیرالمؤمنین بین آنها فیصله کن و راحت‌شان گردان. مالک بن اوس گفت : گمان می‌کنم بقیه‌ی حضار نیز بخاطر این مسأله آمده بودند. عمر گفت : شما را به خدای سوگند می‌دهم که آسمان‌ها و زمین به اجازه‌‌ی او استوار اند، آیا شما می‌دانید که رسول الله فرمودند : از ما انبیا، کسی میراث نمی‌برد، و مالی که از ما باقی بماند صدقه است؟! گفتند: بلی، ما این حدیث را از ایشان شنیده‌ایم. سپس امیرالمؤمنین رو به عباس و علی نمود و گفت : شما را به خدای که آسمان‌ها و زمین به اجازه‌ی او برپا اند سوگند می‌‌دهم آیا شما از این حدیث اطلاع ندارید که رسول الله فرمودند : از ما (جماعت پیامبران) میراث برده نمی‌شود هر چه بگذاریم صدقه است؟! 👈🏻هردو (عباس و علی) گفتند: بلی، (ما این حدیث را اکنون قبول داریم)👉🏻 عمر فرمود: الله بزرگ پیامبرش را به برخی ویژگی‌ها نوازش داد که کسی دیگر را با ایشان شریک نساخته، و خداوند فرموده است: ﴿مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ﴾ [حشر: 7] «آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول است». راوی می گوید: درست بخاطر ندارم که آیا عمر آیه‌ی قبلی را نیز تلاوت نمود یا خیر؟. عمر ادامه داد: پس پیامبر اموال بنی‌نضیر را بین شما تقسیم نمود. سوگند به الله ایشان تنها آن اموال را برای خود تخصیص نداد، بلکه در سالهای بعدی نیز صرف به اندازه‌ی خرج سالانه‌ی فامیلش از آنجا غله بر می‌داشت و بقیه را برای بیت‌المال و عموم مسلمانها قرار می‌داد. سپس عمر گفت: شما را به الله که آسمان‌ها و زمین به اذن او ایستاده است سوگند می‌دهم آیا از این موضوع با خبر هستید؟. هر دو (عباس و علی) گفتند: بلی. عمر گفت: چون رسول‌الله وفات یافتند، ابوبکر گفت: من خلیفه‌ی پیامبر هستم، و شما دو نفر نزد ابوبکر آمدید. و تو ای عباس! ارث خود از برادر زاده‌ات را می‌خواستی، و این (علی) میراث زنِ خود از مال پدرش را طلب می‌کرد، ابوبکر به شما گفت: رسول الله فرموده اند: «ما نورث ما ترکناه صدقة» از ما میراث برده نمی‌شود، آنچه ما بگذاریم صدقه است. شما (درمورد ابوبکر نیز مثل امروز) گمان کردید که او دروغگو، گنهکار و خائن است، و خدا می‌داند که ابوبکر صادق، نیکوکار، هدایت یافته و پیرو حق بوده است. و چون ابوبکر وفات نمود، من جانشین رسول الله و خلیفه‌ی ابوبکر شدم، و شما من را نیز دروغگو، گنهکار و خائن پنداشتید، و خدا می داند که من صادق، نیکوکار، هدایت یافته و تابع حق می‌باشم. و من سرپرستی آن اموال را به دوش گرفتم، سپس تو و این (عباس و علی) نزدم آمدید، و با هم به توافق رسیده بودید، هردو نفر گفتید : اموال (زمین‌ها) را به ما بسپار، من برای تان گفتم: اگر می‌خواهید من آن اموال را به شما بسپارم، به شرطی که همان طوری که رسول الله در آن تصرف می‌نمودند شما نیز همانطور تصرف کنید، و شما دو نفر نیز بر همین شرط آن زمین‌ها را از من تحویل گرفتید!. عمر گفت: آیا سخنم درست است؟ هر دو گفتند: بلی، درست است. گفت: سپس حالا آمدید تا بین شما فیصله کنم .نه، سوگند به الله تا برپائی قیامت فیصله‌ی دیگری در بین شما نخواهم کرد، اگر از سرپرستی آن زمین بر اساس روش رسول الله و شرطی که با من گذاشته اید عاجز شدید، دوباره آن را به من باز گردانید و من خود، طبق سنت رسول الله مسئولیت آن را به دوش می‌گیرم. {ادامه دارد..}

🌐 فصل الخطاب؛ في الرد على شبهة: [فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا، وَاللهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ]🔰 @rodoud_elmi {#حدیث: ...}👇🏻 وحَدَّثَنِي عَبْدُ اللهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْمَاءَ الضُّبَعِيُّ، حَدَّثَنَا جُوَيْرِيَةُ، عَنْ مَالِكٍ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، أَنَّ مَالِكَ بْنَ أَوْسٍ، حَدَّثَهُ، قَالَ: أَرْسَلَ إِلَيَّ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ، فَجِئْتُهُ حِينَ تَعَالَى النَّهَارُ، قَالَ: فَوَجَدْتُهُ فِي بَيْتِهِ جَالِسًا عَلَى سَرِيرٍ مُفْضِيًا إِلَى رُمَالِهِ، مُتَّكِئًا عَلَى وِسَادَةٍ مِنْ أَدَمٍ، فَقَالَ لِي: يَا مَالُ، إِنَّهُ قَدْ دَفَّ أَهْلُ أَبْيَاتٍ مِنْ قَوْمِكَ، وَقَدْ أَمَرْتُ فِيهِمْ بِرَضْخٍ، فَخُذْهُ فَاقْسِمْهُ بَيْنَهُمْ، قَالَ: قُلْتُ: لَوْ أَمَرْتَ بِهَذَا غَيْرِي، قَالَ: خُذْهُ يَا مَالُ، قَالَ: فَجَاءَ يَرْفَا، فَقَالَ: هَلْ لَكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فِي عُثْمَانَ، وَعَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ، وَالزُّبَيْرِ، وَسَعْدٍ؟ فَقَالَ عُمَرُ: نَعَمْ، فَأَذِنَ لَهُمْ فَدَخَلُوا، ثُمَّ جَاءَ، فَقَالَ: هَلْ لَكَ فِي عَبَّاسٍ، وَعَلِيٍّ؟ قَالَ: نَعَمْ، فَأَذِنَ لَهُمَا، فَقَالَ عَبَّاسٌ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، اقْضِ بَيْنِي وَبَيْنَ هَذَا الْكَاذِبِ الْآثِمِ الْغَادِرِ الْخَائِنِ، فَقَالَ الْقَوْمُ: أَجَلْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، فَاقْضِ بَيْنَهُمْ وَأَرِحْهُم، فَقَالَ مَالِكُ بْنُ أَوْسٍ: يُخَيَّلُ إِلَيَّ أَنَّهُمْ قَدْ كَانُوا قَدَّمُوهُمْ لِذَلِكَ، فَقَالَ عُمَرُ: اتَّئِدَا، أَنْشُدُكُمْ بِاللهِ الَّذِي بِإِذْنِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ، أَتَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ قَالَ: «لَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ» قَالُوا: نَعَمْ، 👈🏻ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى الْعَبَّاسِ، وَعَلِيٍّ، فَقَالَ : أَنْشُدُكُمَا بِاللهِ الَّذِي بِإِذْنِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ، أَتَعْلَمَانِ أَنَّ رَسُولَ اللهِ ﷺ، قَالَ: «لَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ»، قَالَا: نَعَمْ👉🏻 فَقَالَ عُمَرُ: إِنَّ اللهَ جَلَّ وَعَزَّ كَانَ خَصَّ رَسُولَهُ ﷺ بِخَاصَّةٍ، لَمْ يُخَصِّصْ بِهَا أَحَدًا غَيْرَهُ، قَالَ: {مَا أَفَاءَ اللهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ}. [مَا أَدْرِي هَلْ قَرَأَ الْآيَةَ الَّتِي قَبْلَهَا أَمْ لَا] قَالَ: فَقَسَمَ رَسُولُ اللهِ ﷺ بَيْنَكُمْ أَمْوَالَ بَنِي النَّضِيرِ، فَوَاللهِ، مَا اسْتَأْثَرَ عَلَيْكُمْ، وَلَا أَخَذَهَا دُونَكُمْ، حَتَّى بَقِيَ هَذَا الْمَالُ، فَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ يَأْخُذُ مِنْهُ نَفَقَةَ سَنَةٍ، ثُمَّ يَجْعَلُ مَا بَقِيَ أُسْوَةَ الْمَالِ، 👈🏻ثُمَّ قَالَ: أَنْشُدُكُمْ بِاللهِ الَّذِي بِإِذْنِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ، أَتَعْلَمُونَ ذَلِكَ؟ قَالُوا: نَعَمْ، ثُمَّ نَشَدَ عَبَّاسًا، وَعَلِيًّا، بِمِثْلِ مَا نَشَدَ بِهِ الْقَوْمَ، أَتَعْلَمَانِ ذَلِكَ؟ قَالَا : نَعَمْ👉🏻 قَالَ : فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللهِ ﷺ، قَالَ أَبُوبَكْرٍ : أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللهِ ﷺ، فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنِ ابْنِ أَخِيكَ، وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا، فَقَالَ أَبُوبَكْرٍ: قَالَ رَسُولُ اللهِ ﷺ : «مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ»، فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا، وَاللهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ، ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللهِ ﷺ وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ، فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا، وَاللهُ يَعْلَمُ إِنِّي لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ، فَوَلِيتُهَا ثُمَّ جِئْتَنِي أَنْتَ وَهَذَا وَأَنْتُمَا جَمِيعٌ وَأَمْرُكُمَا وَاحِدٌ، فَقُلْتُمَا: ادْفَعْهَا إِلَيْنَا، فَقُلْتُ: إِنْ شِئْتُمْ دَفَعْتُهَا إِلَيْكُمَا عَلَى أَنَّ عَلَيْكُمَا عَهْدَ اللهِ أَنْ تَعْمَلَا فِيهَا بِالَّذِي كَانَ يَعْمَلُ رَسُولُ اللهِ ﷺ فَأَخَذْتُمَاهَا بِذَلِكَ، قَالَ: أَكَذَلِكَ؟ قَالَا: نَعَمْ، قَالَ: ثُمَّ جِئْتُمَانِي لِأَقْضِيَ بَيْنَكُمَا، وَلَا وَاللهِ لَا أَقْضِي بَيْنَكُمَا بِغَيْرِ ذَلِكَ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ، فَإِنْ عَجَزْتُمَا عَنْهَا فَرُدَّاهَا إِلَيَّ.. http://lib.efatwa.ir/42175/3/1377 {ادامه دارد..}

✍🏻 نتیجه راجع به سند حدیث: - بعد از بررسی و تحقیق که شما را نشان دادیم، نتیجه میگیریم که تنها طریقی که این الفاظ در آن یافت میشود، طریق جویریه از امام مالك بن انس است. - و فهميديم كه در این روایت توسط امام بخاری رحمه الله کم و زیاد نشده است اساساً حدیث متناً و سنداً یکی نبود فلذا این تهمت شیعیان پشیزی بحساب نمیاد. ▪︎نكتــہ : - اعلام شیعه قبول دارند كه راويان يک واقعه را در چند مجلس بازگو ميكنند و اختلاف الفاظ روايت موردی طبيعى است ! [ ﻭ ﻳﻤﻜﻦ ﺃﻥ ﻳﻜﻮﻥ ﺍﻻﺧﺘﺼﺎﺭ ﻣﻦ ﺍﻟﺮﺍﻭﻱ ...] يعنی ممکن است اختصار روايت از راوى رخ داده است ! 📚 روضة المتقين ۲۱۸/۲ 👈🏻ممكن است راوى دوبار حديث را بشنود يا نقل به معنا كند ! [ﻭ ﺍﻟﻈﺎﻫﺮ ﺃﻥ ﻣﻌﺎﻭﻳﺔ ﺳﻤﻊ ﻣﻨﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼم مرﺗﻴﻦ ﺃﻭ ﻧﻘﻠﻪ ﺑﺎﻟﻤﻌﻨﻰ ﺃﻭ ﻣﻦ ﺍﻟﺮﻭﺍة ..] 📚روضة المتقين ۲۹۸/۴ 👈🏻ممكن است راوى متن روايت را مختصر كند نه مؤلف ! [ﻭ ﻳﻤﻜﻦ ﺃﻥ ﻳﻜﻮﻥ ﺍﻻﺧﺘﺼﺎﺭ ﻣﻦ ﺍﻟﺮﻭﺍﺓ ﻏﻴﺮ ﺍﻟﻤﺼﻨﻒ ...] 📚كتاب روضة المتقين ۲۰۶/۹ 👈🏻ممكن است يک كلمه از مؤلف ساقط شود يا از راويان ! [ﻭﻛﺄﻧﻪ ﺳﻘﻂ ﺍﻟﻤﻮﺕ ﻣﻦ ﻗﻠﻢ ﺍﻟﺸﻴﺦ ﺃﻭ ﺍﻟﺮﻭﺍﺓ] 📚روضة المتقين ۱۷۱/۴ 👈🏻 كلينى روايتى را روايت كرده و الفاظش تغيير كرده ! [ﻭ ﻳﺆﻳﺪه أﻧﻪ ﺭﻭﻯ ﺍﻟﻜﻠﻴﻨﻲ ﻣﺮﺓ ﺃﺧﺮﻯ ﻫﺬﻩ ﺍﻟﺮﻭﺍﻳﺔ ﺑﺘﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﻟﻢ ﻳﻨﻘﻞ ﺍﻟﺰﻳﺎﺩﺓ] 📚كتاب روضة المتقين ۹۷/۷ 👈🏻 تغيير در الفاظ روايت از جهت راويان رخ ميدهد ! [ ‏ﻭ ﺍﻟﺘﻐﻴﻴﺮ ﻣﻦ ﺑﻌﺾ ﺍﻟﺮﻭﺍﺓ ] 📚 ﺭﻭﺿﺔ ﺍﻟﻤﺘﻘﻴﻦ ۴۹۹/۴ [ ﻓﻔﻲ ﻫﺬﺍ ﺍﻟﺨﺒﺮ ﺇﺷﻜﺎﻝ من حيث ﺍﻟﺰﻳﺎﺩﺓ ﻭ ﺍﻟﻨﻘﺼﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻟﺮﻭﺍﺓ ] 📚روضة المتقين ۴۱۶/۸ [ﻳﻤﻜﻦ ﺃﻥ ﻳﻜﻮﻥ ﺍﻻﺧﺘﺼﺎﺭ ﻣﻦ ﺍﻟﺮﻭﺍﺓ ﻏﻴﺮ ﺍﻟﻤﺼﻨﻒ] 📚روضة المتقين ۲۰۶/ ۸ [ﻭﺍﻟﺘﻐﻴﻴﺮ ﺍﻟﺬي في ﺍﻷﺻﻞ ﺇﻥ ﻛﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻟﻤﺼﻨﻒ ﺃﻭ ﺍﻟﺮﻭﺍﺓ ﻓﻤﻮﻫﻢ ﺧﻼﻑ ﺍﻟﻤﻘﺼﻮﺩ] 📚روضة المتقين ۵۳۹/۴ [ ﻭﻛﺄﻧﻪ ﺳﻘﻂ ﺍﻟﻤﻮﺕ ﻣﻦ ﻗﻠﻢ ﺍﻟﺸﻴﺦ ﺃﻭ ﺍﻟﺮﻭﺍﺓ ] 📚روضة المتقين ۱۷۱/۴ [ لم ﻳﻨﻘﻠﻪ ﺑﻌﺾ ﺍﻟﺮﻭﺍﺓ ﻭ ﻧﻘﻠﻪ ﺑﻌﺾ ﻟﻜﻦ ﺍﻻﺣﺘﻤﺎﻝ ﻻ ﻳﺠﺪﻱ ﻧﻔﻌﺎ ] 📚روضة المتقين ۲۰۰/۲

☯ ســند روایت :↓ - اولین موردی که باید بدانیم این است، آیا طریق و سند امام بخاری و امام مسلم یکیست !؟ - پاسخ: خیر - سند امام مسلم این است: [ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْمَاءَ الضُّبَعِيُّ ، حَدَّثَنَا جُوَيْرِيَةُ ، عَنْ مَالِكٍ ، عَنِ الزُّهْرِيِّ ، أَنَّ مَالِكَ بْنَ أَوْسٍ حَدَّثَهُ ] - سند امام بخاری این است: [ حدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ عُفَيْرٍ ، قَالَ : حَدَّثَنِي اللَّيْثُ ، قَالَ : حَدَّثَنِي عُقَيْلٌ ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ ، قَالَ : أَخْبَرَنِي مَالِكُ بْنُ أَوْسِ ] ← مدار سنـد بر ابن شهاب زهری رحمه الله است اما طریق امام بخاری و امام مسلم با همدیگر مختلف است و بلکه هر کدام با 3 واسطه متفاوت به ابن شهاب میرسند. - اولین سؤال كه مطرح میشود؛ آیا در طرق غیر امام مسلم رحمه الله این الفاظ [ کاذباً غادراً ... ] در آن موجود است که کسی بیاد ادعا کند امام بخاری چیزی را حذف کرده اند !؟ ✅- پاسخ : قطعاً خیر؛ زیرا مدار روایت امام مسلم رحمه الله بر جویریه از مالک بن انس از زهری است و میبینیم که آیا از تلامیذ مالک کسی جز دیگر وجود دارد که این لفظ را آورده اند !؟ - طریق بشر بن عمر از مالک : [حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ، وَمُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ فَارِسٍ الْمَعْنَى، قَالَا : حَدَّثَنَا بِشْرُ بْنُ عُمَرَ الزَّهْرَانِيُّ ، حَدَّثَنِي مَالِكُ بْنُ أَنَسٍ ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ ، عَنْ مَالِكِ بْنِ أَوْسِ بْنِ الْحَدَثَانِ قَالَ ..] 📚 سنن ابي داود 2963 [حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْخَلَّالُ ، قَالَ : أَخْبَرَنَا بِشْرُ بْنُ عُمَرَ ، قَالَ : حَدَّثَنَا مَالِكُ بْنُ أَنَسٍ ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ ، عَنْ مَالِكِ بْنِ أَوْسِ بْنِ الْحَدَثَانِ ، قَالَ ..] 📚 سنن الترمذي 1610 👈🏻 اين لفظ [ كاذباً آثماً ... ] در آن نيست ❌ ¤ آیا در طریق غیر مالڪ بن انس از زهری چنین کلامتی نقل شده است !؟ ✅ پاسخ : قطعاً خیر؛ [حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ ، حَدَّثَنَا مَعْمَرٌ ، عَنِ الزُّهْرِيِّ ، عَنْ مَالِكِ بْنِ أَوْسِ بْنِ الْحَدَثَانِ ، قَالَ : ..] 📚 مسند احمد 425 👈🏻 اين لفظ [ كاذباً آثماً ... ] در هر دو طریق نيست ❌ [ حَدَّثَنَا أَبُو الْيَمَانِ ، أَخْبَرَنَا شُعَيْبٌ ، عَنِ الزُّهْرِيِّ ، أَخْبَرَنِي مَالِكُ بْنُ أَوْسِ بْنِ الْحَدَثَانِ النَّصْرِيُّ .. ] 📚مسند احمد 1781 👈🏻 اين لفظ [ كاذباً آثماً ... ] در آن طریق نيست❌ ¤ آیا در طریق غیر از ابن شهاب زهری از مالڪ بن اوس چنین کلامتی نقل شده است !؟ ✅ پاسخ : قطعاً خیر؛ [ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ حُجْرٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا إِسْماعِيلُ - يَعْنِي ابْنَ إِبْرَاهِيمَ - عَنْ أَيُّوبَ ، عَنْ عِكْرِمَةَ بْنِ خَالِدٍ ، عَنْ مَالِكِ بْنِ أَوْسِ بْنِ الْحَدَثَانِ قَالَ .. ] 📚سنن النسائي4148 👈🏻 اين لفظ [ كاذباً آثماً ... ] در آن طریق نيست ❌ [حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ ، حَدَّثَنَا ابْنُ أَخِي ابْنِ شِهَابٍ ، عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ ، قَالَ : أَخْبَرَنِي مَالِكُ بْنُ أَوْسِ بْنِ الْحَدَثَانِ النَّصْرِيُّ ..] 📚مسند احمد 1782 👈🏻 اين لفظ [ كاذباً آثماً ... ] در هر دو طریق نيست ❌ ¤ آیا در طریق غیر مالڪ بن اوس چنین کلامتی نقل شده است !؟ ✅ پاسخ : قطعاً خیر؛ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ حَمَّادٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ ، عَنْ عَاصِمِ بْنِ كُلَيْبٍ ، قَالَ : حَدَّثَنِي شَيْخٌ مِنْ قُرَيْشٍ مِنْ بَنِي تَيْمٍ ، قَالَ : حَدَّثَنِي فُلَانٌ، وَفُلَانٌ، وَفُلَانٌ، فَعَدَّ سِتَّةً أَوْ سَبْعَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ، فِيهِمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَيْرِ ، قَالَ .. ] 📚مسند احمد 78 👈🏻 اين لفظ [ كاذباً آثماً ... ] در هر دو طریق نيست ❌ ▪︎نكتــہ : این بررسی که بیان شد ؛ برای نفی ثبوت حدیث صحیح امام مسلم رحمه الله نیست، بلکه تنها در بیان این هستم که بگوییم اساساً امام بخاری رحمه الله چیزی رو سانسور و دستکاری نکردند و بلکه هر آنچه [ اگر ] هست؛ توسط روات دیگر صورت گرفته است و این هم موردی قبیح نیست و هیچ تحریفی در شرع و یا کلام نبی هم صورت نگرفته است.

✍🏻 نتیجه راجع به الفاظ حدیث: 1. اگر خوب دقت بفرمایید، میبینید که الفاظ دو روایت در جاهای مختلف باهمدیگر فرق دارد، و چه بسا خیلی جاها روایت امام بخاری رحمه الله بر خلاف روایت امام مسلم با تفاصیل بیشتری یاد شده است و جاهای دیگر به اختصار؛ فلذا این ادعای واهی که میگویند امام بخاری آمده اند این قسمت ( آثماً غادراً ..) رو جدا کرده اند، ادعای واهی است و الا با این ادعاهای واهی میتوان گفت که جاهایی امام مسلم آمده اند برخی جاها الفاظ و جملات رو کوتاه کرده اند و این را قیچی نام ببریم ! 2. اساساً اگر شیعیان بگویند امام بخاری رحمه الله آمده اند این قسمت مذکور را قیچی کرده اند که از عدالت شیخین در دید حضرت علی سانسور کند؛ پس باید گفت که عدالت حضرت علی و العیاذ بالله اولی تر است که زیر سؤال رود! - زيرا همانطور که جمله [ آثماً غادراً ..] که حضرت عمر به کار برده (بر خلاف صحیح مسلم) در روایت امام بخاری نیست، دقیقاً همین جملات از زبان حضرت عباس راجع به امام علی که گفته هم (بر خلاف صحیح مسلم) در روایت امام بخاری نیست ! - یعنی اگر با این ادله واهی میخوایم ناصبی بودن امام بخاری رو ثابت کنید که آمده کلام حضرات رو قیچی کرده؛ پس با این رو اولی تر است که شیعه بودن امام بخاری هم در عین حال ثابت کنید، زیرا کلام حضرت عباس رو هم حذف کرده است. - دقت کنید؛ کلام راجع به امام علی از زبان و صراحت خود حضرت عباس است؛ در حالی که کلام حضرت علی و عباس راجع به شیخین، از زبان حودشان نیست و بلکه اصلاً چنین چیزی هم از زبانشان در نیامده است ( در آخر بیشتر توضیح میدهم ) ▪︎البته این موارد رو بنا به فرض بیان شد، زیرا اصلاً اختصار و تغییر سیاق روایت رو قبول ندارم که توسط امام بخاری صورت گرفته است و الآن هم اثبات خواهم کرد.

➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄ ❇️روايت امام بخاري: [فَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُنْفِقُ عَلَى أَهْلِهِ نَفَقَةَ سَنَتِهِمْ مِنْ هَذَا الْمَالِ، ثُمَّ يَأْخُذُ مَا بَقِيَ فَيَجْعَلُهُ مَجْعَلَ مَالِ اللَّهِ، فَعَمِلَ بِذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَيَاتَهُ، أَنْشُدُكُمْ بِاللَّهِ، هَلْ تَعْلَمُونَ ذَلِكَ ؟ قَالُوا : نَعَمْ. قَالَ لِعَلِيٍّ وَعَبَّاسٍ : أَنْشُدُكُمَا بِاللَّهِ، هَلْ تَعْلَمَانِ ذَلِكَ ؟ قَالَا : نَعَمْ] ㊙️روايت امام مسلم: [كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَأْخُذُ مِنْهُ نَفَقَةَ سَنَةٍ، ثُمَّ يَجْعَلُ مَا بَقِيَ أُسْوَةَ الْمَالِ، ثُمَّ قَالَ : أَنْشُدُكُمْ بِاللَّهِ الَّذِي بِإِذْنِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ، أَتَعْلَمُونَ ذَلِكَ ؟ قَالُوا : نَعَمْ. ثُمَّ نَشَدَ عَبَّاسًا، وَعَلِيًّا بِمِثْلِ مَا نَشَدَ بِهِ الْقَوْمَ : أَتَعْلَمَانِ ذَلِكَ ؟ قَالَا : نَعَمْ.] ➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄ ❇️روايت امام بخاری: [فَقَبَضَهَا أَبُو بَكْرٍ، يَعْمَلُ فِيهَا بِمَا عَمِلَ بِهِ فِيهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَأَنْتُمَا حِينَئِذٍ. وَأَقْبَلَ عَلَى عَلِيٍّ وَعَبَّاسٍ : تَزْعُمَانِ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ كَذَا وَكَذَا، وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَنَّهُ فِيهَا صَادِقٌ، بَارٌّ رَاشِدٌ، تَابِعٌ لِلْحَقِّ] ㊙️ روايت امام مسلم: [فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنِ ابْنِ أَخِيكَ، وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا، فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا، وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ] ➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄ ❇️روايت امام بخاری: [فَقَبَضْتُهَا سَنَتَيْنِ أَعْمَلُ فِيهَا بِمَا عَمِلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَبُو بَكْرٍ، ثُمَّ جِئْتُمَانِي وَكَلِمَتُكُمَا وَاحِدَةٌ، وَأَمْرُكُمَا جَمِيعٌ ، جِئْتَنِي تَسْأَلُنِي نَصِيبَكَ مِنِ ابْنِ أَخِيكَ، وَأَتَى هَذَا يَسْأَلُنِي نَصِيبَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيها فَقُلْتُ : إِنْ شِئْتُمَا دَفَعْتُهُ إِلَيْكُمَا، عَلَى أَنَّ عَلَيْكُمَا عَهْدَ اللَّهِ وَمِيثَاقَهُ لَتَعْمَلَانِ فِيهَا بِمَا عَمِلَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَبِمَا عَمِلَ بِهِ فِيهَا أَبُو بَكْرٍ، وَبِمَا عَمِلْتُ بِهِ فِيهَا مُنْذُ وُلِّيتُهَا، وَإِلَّا فَلَا تُكَلِّمَانِي فِيهَا، فَقُلْتُمَا : ادْفَعْهَا إِلَيْنَا بِذَلِكَ. فَدَفَعْتُهَا إِلَيْكُمَا بِذَلِكَ، أَنْشُدُكُمْ بِاللَّهِ، هَلْ دَفَعْتُهَا إِلَيْهِمَا بِذَلِكَ ؟ فَقَالَ الرَّهْطُ : نَعَمْ. قَالَ : فَأَقْبَلَ عَلَى عَلِيٍّ وَعَبَّاسٍ فَقَالَ : أَنْشُدُكُمَا بِاللَّهِ، هَلْ دَفَعْتُهَا إِلَيْكُمَا بِذَلِكَ ؟ قَالَا : نَعَمْ.قَالَ : أَفَتَلْتَمِسَانِ مِنِّي قَضَاءً غَيْرَ ذَلِكَ ؟ فَوَالَّذِي بِإِذْنِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ، لَا أَقْضِي فِيهَا قَضَاءً غَيْرَ ذَلِكَ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ، فَإِنْ عَجَزْتُمَا عَنْهَا، فَادْفَعَاهَا، فَأَنَا أَكْفِيَكُمَاهَا.] ➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄ ㊙️ روايت امام مسلم: [فوَلِيتُهَا، ثُمَّ جِئْتَنِي أَنْتَ وَهَذَا وَأَنْتُمَا جَمِيعٌ وَأَمْرُكُمَا وَاحِدٌ، فَقُلْتُمَا : ادْفَعْهَا إِلَيْنَا. فَقُلْتُ : إِنْ شِئْتُمْ دَفَعْتُهَا إِلَيْكُمَا عَلَى أَنَّ عَلَيْكُمَا عَهْدَ اللَّهِ ؛ أَنْ تَعْمَلَا فِيهَا بِالَّذِي كَانَ يَعْمَلُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ. فَأَخَذْتُمَاهَا بِذَلِكَ. قَالَ : أَكَذَلِكَ ؟ قَالَا نعم. قالَ : ثُمَّ جِئْتُمَانِي لِأَقْضِيَ بَيْنَكُمَا، وَلَا وَاللَّهِ لَا أَقْضِي بَيْنَكُمَا بِغَيْرِ ذَلِكَ، حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ، فَإِنْ عَجَزْتُمَا عَنْهَا فَرُدَّاهَا إِلَيَّ.] ➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄

1. اولاً : قبل از هر چیز، لازم ادعای شیعیان را بررسی کنیم تا ببینیم دلیل چقدر با ادعایشان موافق است ✍🏻‌‌ برای اینکه ادعا مورد بررسی قرار بگیرید باید بین دو متن مقایسه کنیم و سپس مدار سند را بیابیم. ☯ مــتن روایت :↓ ❇️روايت امام بخاري: [ كَانَ مُحَمَّدُ بْنُ جُبَيْرِ بْنِ مُطْعِمٍ ذَكَرَ لِي ذِكْرًا مِنْ حَدِيثِهِ، فَانْطَلَقْتُ حَتَّى دَخَلْتُ عَلَى مَالِكِ بْنِ أَوْسٍ فَسَأَلْتُهُ، فَقَالَ مَالِكٌ : انْطَلَقْتُ حَتَّى أَدْخُلَ عَلَى عُمَرَ، إِذْ أَتَاهُ حَاجِبُهُ يَرْفَا] ㊙️ روايت امام مسلم: [أرسَلَ إِلَيَّ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ، فَجِئْتُهُ حِينَ تَعَالَى النَّهَارُ، قَالَ : فَوَجَدْتُهُ فِي بَيْتِهِ جَالِسًا فَقَالَ لِي : يَا مَالُ إِنَّهُ قَدْ دَفَّ أَهْلُ أَبْيَاتٍ مِنْ قَوْمِكَ، وَقَدْ أَمَرْتُ فِيهِمْ بِرَضْخٍ ، فَخُذْهُ، فَاقْسِمْهُ بَيْنَهُمْ. قَالَ : قُلْتُ : لَوْ أَمَرْتَ بِهَذَا غَيْرِي. قَالَ : خُذْهُ يَا مَالُ. قَالَ : فَجَاءَ يَرْفَا] ➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄ ❇️روايت امام بخاري: [ثُمَّ لَبِثَ يَرْفَا قَلِيلًا، فَقَالَ لِعُمَرَ : هَلْ لَكَ فِي عَلِيٍّ وَعَبَّاسٍ ؟ قَالَ : نَعَمْ. فَأَذِنَ لَهُمَا، فَلَمَّا دَخَلَا، سَلَّمَا وَجَلَسَا] ㊙️ روايت امام مسلم: [ثُمَّ جَاءَ، فَقَالَ : هَلْ لَكَ فِي عَبَّاسٍ، وَعَلِيٍّ ؟ قَالَ : نَعَمْ. فَأَذِنَ لَهُمَا ] ➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄ ❇️روايت امام بخاري: [فَقَالَ عَبَّاسٌ : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، اقْضِ بَيْنِي وَبَيْنَ هَذَا. فَقَالَ الرَّهْطُ ؛ عُثْمَانُ وَأَصْحَابُهُ : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، اقْضِ بَيْنَهُمَا وَأَرِحْ أَحَدَهُمَا مِنَ الْآخَرِ] ㊙️ روايت امام مسلم: [فَقَالَ عَبَّاسٌ : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، اقْضِ بَيْنِي وَبَيْنَ هَذَا الْكَاذِبِ الْآثِمِ الْغَادِرِ الْخَائِنِ. فَقَالَ الْقَوْمُ : أَجَلْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، فَاقْضِ بَيْنَهُمْ، وَأَرِحْهُمْ - فَقَالَ مَالِكُ بْنُ أَوْسٍ : يُخَيَّلُ إِلَيَّ أَنَّهُمْ قَدْ كَانُوا قَدَّمُوهُمْ لِذَلِكَ -] ➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄ ❇️روايت امام بخاري: [هَلْ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ : " لَا نُورَثُ، مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ". يُرِيدُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَفْسَهُ، قَالَ الرَّهْطُ : قَدْ قَالَ ذَلِكَ] ㊙️ روايت امام مسلم: [أتعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ : " لَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ " ؟ قَالُوا : نَعَمْ] ➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄ ❇️روايت امام بخاري: [أَقْبَلَ عُمَرُ عَلَى عَلِيٍّ وَعَبَّاسٍ ، فَقَالَ : أَنْشُدُكُمَا بِاللَّهِ هَلْ تَعْلَمَانِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ ذَلِكَ ؟ قَالَا : قَدْ قَالَ ذَلِكَ.] ㊙️ روايت امام مسلم: [ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى الْعَبَّاسِ ، وَعَلِيٍّ ، فَقَالَ : أَنْشُدُكُمَا بِاللَّهِ الَّذِي بِإِذْنِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ، أَتَعْلَمَانِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ : " لَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ " ؟ قَالَا : نَعَمْ.] ➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄ ❇️روايت امام بخاري: [قالَ عُمَرُ : فَإِنِّي أُحَدِّثُكُمْ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ، إِنَّ اللَّهَ كَانَ خَصَّ رَسُولَهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي هَذَا الْمَالِ بِشَيْءٍ، لَمْ يُعْطِهِ أَحَدًا غَيْرَهُ، قَالَ اللَّهُ : { مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ } إِلَى قَوْلِهِ : { قَدِيرٌ }، فَكَانَتْ هَذِهِ خَالِصَةً لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَاللَّهِ مَا احْتَازَهَا دُونَكُمْ، وَلَا اسْتَأْثَرَ بِهَا عَلَيْكُمْ، لَقَدْ أَعْطَاكُمُوهَا وَبَثَّهَا فِيكُمْ حَتَّى بَقِيَ مِنْهَا هَذَا الْمَال] ㊙️ روايت امام مسلم: [ فَقَالَ عُمَرُ : إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَعَزَّ كَانَ خَصَّ رَسُولَهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِخَاصَّةٍ لَمْ يَخْصُصْ بِهَا أَحَدًا غَيْرَهُ، قَالَ : { مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ } - مَا أَدْرِي هَلْ قَرَأَ الْآيَةَ الَّتِي قَبْلَهَا، أَمْ لَا ؟ - قَالَ : فَقَسَمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَيْنَكُمْ أَمْوَالَ بَنِي النَّضِيرِ، فَوَاللَّهِ، مَا اسْتَأْثَرَ عَلَيْكُمْ، وَلَا أَخَذَهَا دُونَكُمْ حَتَّى بَقِيَ هَذَا الْمَالُ] ➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄

♒️ سلسلـہ "عبقریة اݪبخارۍ دوّخت الشیعــة اݪروافضـ" (٥) 🔻بخش ( ۱ ) 🔻بخش ( ٢ ) 🔻بخش ( ٣ ) 🔻بخش ( ٤ ) #پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه - ميگویند امام بخاری رحمه الله بر خلاف امام مسلم، جملات [ كاذباً غادراً ...] را از روايت حذف كردند. 📌روايت امام مسلم رحمه الله: ((حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْمَاءَ الضُّبَعِيُّ ، حَدَّثَنَا جُوَيْرِيَةُ ، عَنْ مَالِكٍ ، عَنِ الزُّهْرِيِّ ، أَنَّ مَالِكَ بْنَ أَوْسٍ حَدَّثَهُ، قَالَ : أَرْسَلَ إِلَيَّ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ، فَجِئْتُهُ حِينَ تَعَالَى النَّهَارُ، قَالَ : فَوَجَدْتُهُ فِي بَيْتِهِ جَالِسًا عَلَى سَرِيرٍ ..... قالَ أَبُو بَكْرٍ : أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنِ ابْنِ أَخِيكَ، وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا، فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ ". فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا، وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ...)) 📕 صحيح مسلم 1757 📌روايت امام بخاري رحمه الله: ((حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ عُفَيْرٍ ، قَالَ : حَدَّثَنِي اللَّيْثُ ، قَالَ : حَدَّثَنِي عُقَيْلٌ ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ ، قَالَ : أَخْبَرَنِي مَالِكُ بْنُ أَوْسِ بْنِ الْحَدَثَانِ ، وَكَانَ مُحَمَّدُ بْنُ جُبَيْرِ بْنِ مُطْعِمٍ ذَكَرَ لِي ذِكْرًا مِنْ حَدِيثِهِ، فَانْطَلَقْتُ حَتَّى دَخَلْتُ عَلَى مَالِكِ بْنِ أَوْسٍ فَسَأَلْتُهُ ......فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ : أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ. فَقَبَضَهَا أَبُو بَكْرٍ، يَعْمَلُ فِيهَا بِمَا عَمِلَ بِهِ فِيهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَأَنْتُمَا حِينَئِذٍ. وَأَقْبَلَ عَلَى عَلِيٍّ وَعَبَّاسٍ : تَزْعُمَانِ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ كَذَا وَكَذَا، وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَنَّهُ فِيهَا صَادِقٌ، بَارٌّ رَاشِدٌ، تَابِعٌ لِلْحَق )) 📕 صحيح البخاري 5358 📌پاســــــــــــــــخ:

📌سؤال : - به چه دلیل میگوییم واژه #مسح برای تمام اعضاء به نفع اهل سنت است !؟ ✅ پاسخ : اولاً: در برخی طرق از تلامیذ امام شعبه بن حجاج، تصریح به شستن پاها شده است و روایت هم صحیح است: [أَخْبَرَنَا سُوَيْدُ بْنُ نَصْرٍ قَالَ أَنْبَأَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَهُوَ ابْنُ الْمُبَارَكِ عَنْ شُعْبَةَ عَنْ مَالِكِ بْنِ عُرْفُطَةَ عَنْ عَبْدِ خَيْرٍ عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ  أَنَّهُ أُتِيَ بِكُرْسِيٍّ فَقَعَدَ عَلَيْهِ ثُمَّ دَعَا بِتَوْرٍ فِيهِ مَاءٌ فَكَفَأَ عَلَى يَدَيْهِ ثَلَاثًا ثُمَّ مَضْمَضَ وَاسْتَنْشَقَ بِكَفٍّ وَاحِدٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَغَسَلَ وَجْهَهُ ثَلَاثًا وَغَسَلَ ذِرَاعَيْهِ ثَلَاثًا ثَلَاثًا وَأَخَذَ مِنْ الْمَاءِ فَمَسَحَ بِرَأْسِهِ وَأَشَارَ شُعْبَةُ مَرَّةً مِنْ نَاصِيَتِهِ إِلَى مُؤَخَّرِ رَأْسِهِ ثُمَّ قَالَ لَا أَدْرِي أَرَدَّهُمَا أَمْ لَا وَغَسَلَ رِجْلَيْهِ ثَلَاثًا ثَلَاثًا ثُمَّ قَالَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى طُهُورِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَهَذَا طُهُورُهُ  و قَالَ أَبُو عَبْد الرَّحْمَنِ هَذَا خَطَأٌ وَالصَّوَابُ خَالِدُ بْنُ عَلْقَمَةَ لَيْسَ مَالِكَ بْنَ عُرْفُطَةَ] 📚 سنن النسائي حديث ٩٣ دوماً : در طرق غیر امام شعبه رحمه الله و بلکه از طرق سادات اهل بیت، وضوی حضرت علی رضی الله عنه را روایت کرده اند و شستن دو پا هم در آن یاد شده است: خْبَرَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْحَسَنِ الْمِقْسَمِيُّ قَالَ : أَنْبَأَنَا حَجَّاجٌ قَالَ : قَالَ ابْنُ جُرَيْجٍ حَدَّثَنِي شَيْبَةُ أَنَّ 👈🏻 مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ أَخْبَرَهُ قَالَ : أَخْبَرَنِي أَبِي عَلِيٌّ أَنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ قَالَ : دَعَانِي أَبِي عَلِيٌّ 👉🏻 بِوَضُوءٍ، فَقَرَّبْتُهُ لَهُ، فَبَدَأَ فَغَسَلَ كَفَّيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ قَبْلَ أَنْ يُدْخِلَهُمَا فِي وَضُوئِهِ، ثُمَّ مَضْمَضَ ثَلَاثًا، وَاسْتَنْثَرَ ثَلَاثًا، ثُمَّ غَسَلَ وَجْهَهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ غَسَلَ يَدَهُ الْيُمْنَى إِلَى الْمِرْفَقِ ثَلَاثًا، ثُمَّ الْيُسْرَى كَذَلِكَ، ثُمَّ مَسَحَ بِرَأْسِهِ مَسْحَةً وَاحِدَةً، 👈🏻 ثُمَّ غَسَلَ رِجْلَهُ الْيُمْنَى إِلَى الْكَعْبَيْنِ ثَلَاثًا، ثُمَّ الْيُسْرَى كَذَلِكَ 👉🏻 ثُمَّ قَامَ قَائِمًا، فَقَالَ : نَاوِلْنِي. فَنَاوَلْتُهُ الْإِنَاءَ الَّذِي فِيهِ فَضْلُ وَضُوئِهِ، فَشَرِبَ مِنْ فَضْلِ وَضُوئِهِ قَائِمًا، فَعَجِبْتُ، فَلَمَّا رَآنِي قَالَ : لَا تَعْجَبْ؛ فَإِنِّي رَأَيْتُ أَبَاكَ النَّبِيَّ ﷺ يَصْنَعُ مِثْلَ مَا رَأَيْتَنِي صَنَعْتُ. يَقُولُ لِوُضُوئِهِ هَذَا، وَشُرْبِ فَضْلِ وَضُوئِهِ قَائِمًا. 📚 سنن نسائی ۹۵ سوماً : واژه‌ی مسح، برای شستن نیز به‌کار می‌رود : قَالَ ابْنُ الأَثير : يُقَالُ لِلرَّجُلِ إِذا تَوَضَّأَ قَدْ تَمَسَّحَ، والمَسْحُ يَكُونُ مَسْحاً بِالْيَدِ وغَسْلًا. لسان العرب ص593 وَالْغسْل للرجل وَغَيرهَا يُسمى مسحا خبرنَا بذلك سهل بن مُحَمَّد عَن أبي زيد الْأنْصَارِيّ قَالَ وَقَالَ أَلا ترى أَنَّك تَقول تمسحت للصَّلَاة إِذا تَوَضَّأت لَهَا وَإِنَّمَا سمي الْغسْل مسحا لِأَن الْغسْل للشَّيْء تَطْهِير لَهُ بإفراغ المَاء وَالْمسح تَطْهِير لَهُ بإمرار المَاء فالمسح خَفِيف الْغسْل. 📚غريب الحديث ابن قتيبة ١٥٤/١ و در لسان شرع نیز، اینگونه واقع شده : عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحمنِ عَنْ أبَان وَجَميلٍ، عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : حَكى لنَا أَبوجعفرٍ وضوء رسُولِ الله فَدعا بقدحٍ، وأخذ كفّاً مِنْ مَاء، فأَسدلهُ عَلى وَجْهِهِ، ثُمَّ 👈🏻 مَسَحَ وَجْهَهُ مِنَ الْجَانِبَيْنِ جَمِيعاً، ثُمَّ أَعَادَ يَدَهُ الْيُسْرى فِي الْإِنَاءِ، فَأَسْدَلَهَا عَلى يَدِهِ الْيُمْنى، ثُمَّ مَسَحَ جَوَانِبَهَا، ثُمَّ أَعَادَ الْيُمْنى فِي الانَاءِ، فَصَبَّهَا عَلَى الْيُسْرى، ثُمَّ صَنَعَ بِهَا كَمَا صَنَعَ بِالْيُمْنى، ثُمَّ مَسَحَ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ رَأْسَهُ وَرِجْلَيْهِ، وَلَمْ يُعِدْهُمَا فِي الْإِنَاءِ. (کافي 79/5 صحيح) عن الْحُسَيْنِ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ : اغْتَسَلَ أَبِي مِنَ الْجَنَابَةِ فقِيلَ‌ لَهُ قَدْ بَقِيَتْ لُمْعَةٌ مِنْ ظَهْرِكَ لَمْ يُصِبْهَا الْمَاءُ فَقَالَ لَهُ مَا كَانَ عَلَيْكَ لَوْ سَكَتَّ 👈🏻 ثُمَّ مَسَحَ تِلْكَ اللُّمْعَةَ بِيَدِهِ. (کافي 140/5 تهذیب 365/1 إسناده صحيح) - این احادیث، تصریح داشت که در لسان شرع، گاهی واژه‌ی «مسح» به‌معنای شستن نیز می‌آید. چون در وضوی شرعی، با دست خود، آب را بر روی عضو، إمرار می‌دهند. لذا مسح نیز می‌تواند إطلاق شود. در احادیث اهل‌سنت نیز، اينگونه بیان شد . چهارماً: وضوی امام علی و غیره از کتب شیعه هم به اینجا رجوع کنید [ اینــجا ]

✍🏻 از آنچه یاد شد؛ 4 طریق از تلامیذ شعبه رحمه الله واژه #مسح را برای تمام اعضای وضوء یاد کرده اند و دو طریق ( آدم و عتاب ) نه مسح در آن یاد شده است و نه غسل و #تنها در یک طریق (ابوداود طیالسی) که واژه غسل را برای صورت و دستان و مسح برای سر و پا یاد شده است. - نتیجه گرفته میشود که اگر قرار بر مخالف و شذوذ باشد، طریق ابو داود طیالسی شاذ است زیرا ثقات اصحاب شعبه بن حجاج و بالأخص غندر رحمه الله ( كه اوثق الناس به شعبه است) با ایشان مخالفت کرده اند. - برای اینکه بحث را دقیقتر کنیم، میگویم که حتی سند آدم بن ابي اياس از امام شعبه، در غیر از طریق امام بخاری هم یاد شده است اما بازهم همچون دیگر ثقات و اكثريت؛ لفظ #مسح برای تمام اعضا یاد کرده اند: [اخْبَرَنَا أَبُو عَلِيٍّ الرُّوذْبَارِيُّ، ثنا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مَحْمَوَيْهِ الْعَسْكَرِيُّ، أنا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْقَلَانِسِيُّ، نا آدَمُ، نا شُعْبَةُ، نا عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ مَيْسَرَةَ، قَالَ: سَمِعْتُ النَّزَّالَ بْنَ سَبْرَةَ يُحَدِّثُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ أَنَّهُ صَلَّى الظُّهْرَ، ثُمَّ قَعَدَ فِي حَوَائِجِ النَّاسِ فِي رَحَبَةِ الْكُوفَةِ حَتَّى حَضَرَتْ صَلَاةُ الْعَصْرِ، ثُمَّ أُتِيَ بِكُوزٍ مِنْ مَاءٍ، فَأَخَذَ مِنْهُ حَفْنَةً وَاحِدَةً، فَمَسَحَ بِهَا وَجْهَهُ وَيَدَيْهِ وَرَأْسَهُ وَرِجْلَيْهِ، ثُمَّ قَامَ فَشَرِبَ فَضْلَهُ وَهُوَ قَائِمٌ، ثُمَّ قَالَ: " إِنَّ أُنَاسًا يَكْرَهُونَ الشُّرْبَ قَائِمًا، وَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ صَنَعَ كَمَا صَنَعْتُ وَقَالَ: " هَذَا وُضُوءُ مَنْ لَمْ يُحْدِثْ] 📚السنن الكبرى للبيهقي ۱۲۱/۱ ✍🏻 فلذا الآن دو موضوع فهمیده شد : 1. روایت ابوداود طیالسی شاذ است، زیرا با دیگر تلامیذ امام شعبه بن حجاج رحمه الله مخالفت نمودند 2. هیچ تدلیس و سانسوری از امام بخاری رحمه الله در کار نیست، زیرا حتی اگر قرار بر پوشاندن میبود، باید به نفع شیعیان باشد زیرا بیان شد که روایت تلامیذ امام شعبه جز ابی داود طیالسی، همه به نفع اهل سنت است.

1. اولاً : کسی که برای بیان خطا و اشکال از امام بخاری رحمه الله بر او اعتماد کرده اند؛ ابوداود طیالسی رحمه الله است که با وجود كثرت حفظ و ثقه و صادق بودن ایشان اما صاحب اخطاء كثير بوده است. [امام ابو حاتم الرازي راجع ايشان گفته اند: محدث صدوق كان كثير الخطأ و ابراهيم بن سعيد الجوهري همچنین میگوید: أخطأ في ألف حديث و همچنین ابن حجر عسقلاني: ثقة حافظ غلط في أحاديث وعبد الرحمن بن مهدي میگوید: كان كثير الخطأ] 📚سير أعلام النبلاء ٣٨٩/٢ - فلذا اصل اشکال اشتباه است و اگر بنا به تقدیم باشد، روایات اوثق [ آدم از شعبه ] بر طیالسی رحمه الله مقدم است. 2.‌ دوماً : مدار سند مذكور در شبهه؛ بر امام شعبة بن الحجاج است و تلامیذ ایشان که این روایت را نقل کرده اند به این ترتیب هستند: ١. آدم بن أبي اياس ٢. ابو داود طيالسی ۳. غندر؛ محمد بن جعفر ۴. وکیع بن جراح ۵. ابوعتاب؛ سهل بن حماد ۶. بهز بن اسد ٧. عبدالله بن المبارك ( در آخر ياد ميكنم ) 👈🏻 روایات به این ترتیب است:↓↓ ❇️ - روایت غندر( محمد بن جعفر ) و وکیع بن جراح و بهز بن اسد ؛ هر سه تلمیذ واژه #مسح را برای تمام اعضای وضو ذکر کرده اند👇🏻 [ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ ، عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ مَيسرَةَ ، عَنِ النَّزَّالِ بْنِ سَبْرَةَ ، أَنَّهُ شهد عَليًّا رضي اللَّهُ عَنْهُ صلَّى الظُّهر ثُمَّ جَلَسَ فِي الرّحبَةِ فِي حَوَائِج النّاس، فلَما حَضَرَتِ الْعَصْرُ أُتِيَ بِتورٍ فأَخذَ حفنة مَاءٍ فَمَسَحَ يَدَيْهِ وَذِرَاعَيْهِ وَوَجْهَهُ وَرَأْسَهُ وَرِجْلَيْهِ، ثُمَّ شَرِبَ فَضْلَهُ وَهُوَ قَائِمٌ، ثُمَّ قَالَ : إِنَّ نَاسا يكْرهونَ أَنْ يشربُوا وَهُمْ قِيامٌ، وَإِنَّ رَسول اللّه صلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلّمَ صنَع كَمَا صَنَعْتُ، وهذا وُضوء مَنْ لم يُحْدِثْ.] 📚 مسند احمد ۲۹۱/۲ [حَدَّثَنَا وَكِيعٌ ، حَدَّثَنِي شُعْبَةُ ، عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ مَيْسَرَةَ ، عَنِ النَّزَّالِ بْنِ سَبْرَةَ ، أَنَّ عَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ لَمَّا صَلَّى الظُّهْرَ دَعَا بِكُوزٍ مِنْ مَاءٍ فِي الرَّحَبَةِ فَشَرِبَ وَهُوَ قَائِمٌ، ثُمَّ قَالَ : إِنَّ رِجَالًا يَكْرَهُونَ هَذَا، وَإِنِّي رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَعَلَ كَالَّذِي رَأَيْتُمُونِي فَعَلْتُ. ثُمَّ تَمَسَّحَ بِفَضْلِهِ وَقَالَ : هَذَا وُضُوءُ مَنْ لَمْ يُحْدِثْ.] 📚 مسند احمد ۲۹۱/۲ [ حَدَّثَنَا بَهْزٌ ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ ، عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ مَيْسَرَةَ ، قَالَ : سَمِعْتُ النَّزَّالَ بْنَ سَبْرَةَ ، قَالَ : رَأَيْتُ عَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ صَلَّى الظُّهْرَ ثُمَّ قَعَدَ لِحَوَائِجِ النَّاسِ، فَلَمَّا حَضَرَتِ الْعَصْرُ أُتِيَ بِتَوْرٍ مِنْ مَاءٍ، فَأَخَذَ مِنْهُ كَفًّا فَمَسَحَ وَجْهَهُ وَذِرَاعَيْهِ وَرَأْسَهُ وَرِجْلَيْهِ، ثُمَّ أَخَذَ فَضْلَهُ فَشَرِبَ قَائِمًا، وَقَالَ : إِنَّ نَاسًا يَكْرَهُونَ هَذَا، وَقَدْ رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَفْعَلُهُ، وَهَذَا وُضُوءُ مَنْ لَمْ يُحْدِثْ.] 📚مسند احمد ۴۳۷/۲ ❇️ - روایت ابوعتاب تنها عدد انجام دادن وضوء هر عضو را ذكر كردند👇🏻 [خْبَرَنَا أَبُو دَاوُدَ سُلَيْمَانُ بْنُ سَيْفٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا أَبُو عَتَّابٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا شُعْبَةُ ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ ، عَنْ أَبِي حَيَّةَ قَالَ : رَأَيْتُ عَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ تَوَضَّأَ ثَلَاثًا ثَلَاثًا، ثُمَّ قَامَ فَشَرِبَ فَضْلَ وَضُوئِهِ، وَقَالَ : صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَمَا صَنَعْتُ.] 📚 سنن النسائي ۸۷/۱ ❇️ - روايت ابوداود طيالسی واژه مسح را برای سر و پا یاد کرده اند👇🏻 [ حدَّثَنَا أَبُو دَاوُدَ قَالَ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ قَالَ أَخْبَرَنِي عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ مَيْسَرَةَ قَالَ: سَمِعْتُ النَّزَّالَ بْنَ سَبْرَةَ، يَقُولُ:صَلَّى عَلِيٌّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ الظُّهْرَ فِي الرَّحَبَةِ ثُمَّ جَلَسَ فِي حَوَائِجِ النَّاسِ حَتَّى حَضَرَتِ الْعَصْرُ ثُمَّ أُتِيَ بِكُوزٍ مِنْ مَاءٍ فَصَبَّ مِنْهُ كَفًّا فَغَسَلَ وَجْهَهُ وَ يَدَيْهِ وَمَسَحَ عَلَى رَأْسِهِ وَ رِجْلَيْهِ ] 📚مسند أبي داود الطيالسي،ج ۱ ص ۱۲۵ ❇️ - روایت آدم بن ابی ایاس برای عضو سر و پا هیچ واژه مَسح و غَسل یاد نکرده اند👇🏻 [حَدَّثَنَا آدَمُ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ حَدَّثَنَا عَبْدُالمَلِكِ بْنُ مَيْسَرَةَ سَمِعْتُ النَّزَّالَ بْنَ سَبْرَةَ، يُحَدِّثُ عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّهُ صَلَّى الظُّهْرَ ثُمَّ قَعَدَ فِي حَوَائِجِ النَّاسِ فِي رَحَبَةِ الكُوفَةِ، حَتَّى حَضَرَتْ صَلاَةُ العَصْرِ، ثُمَّ أُتِيَ بِمَاءٍ، فَشَرِبَ وَ غَسَلَ وَجْهَهُ وَيَدَيْهِ، وَذَكَرَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ] 📚صحيح البخاري ج ۷ ص۱۱۰ - ادامــہ دارد ...↓↓

♒️ سلسلـہ "عبقریة اݪبخارۍ دوّخت الشیعــة اݪروافضـ" (٤) 🔻بخش ( ۱ ) 🔻بخش ( ٢ ) 🔻بخش ( ٣ ) #پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه - ميگویند امام بخاری رحمه الله، بر خلاف ابوداود طیالسی؛ به جای جمله [ مسح عَلَى رَأْسِهِ وَ رِجْلَيْهِ ]؛ [ذَكَرَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ] را آورده اند فلذا امام بخاری در اینجا تدلیس کرده اند که متوجه نشویم امام علی رضی الله عنه پاهای خود را در وضوء مسح كرده اند ! 📌 روايت امام ابو داود طیالسی: ((حَدَّثَنَا أَبُو دَاوُدَ قَالَ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ قَالَ أَخْبَرَنِي عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ مَيْسَرَةَ قَالَ: سَمِعْتُ النَّزَّالَ بْنَ سَبْرَةَ، يَقُولُ:صَلَّى عَلِيٌّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ الظُّهْرَ فِي الرَّحَبَةِ ثُمَّ جَلَسَ فِي حَوَائِجِ النَّاسِ حَتَّى حَضَرَتِ الْعَصْرُ ثُمَّ أُتِيَ بِكُوزٍ مِنْ مَاءٍ فَصَبَّ مِنْهُ كَفًّا فَغَسَلَ وَجْهَهُ وَ يَدَيْهِ وَمَسَحَ عَلَى رَأْسِهِ وَ رِجْلَيْهِ)) 📕مسند أبي داود الطيالسي،ج ۱ ص ۱۲۵ 📌 روايت امام بخاری : ((حَدَّثَنَا آدَمُ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ حَدَّثَنَا عَبْدُالمَلِكِ بْنُ مَيْسَرَةَ سَمِعْتُ النَّزَّالَ بْنَ سَبْرَةَ، يُحَدِّثُ عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّهُ صَلَّى الظُّهْرَ ثُمَّ قَعَدَ فِي حَوَائِجِ النَّاسِ فِي رَحَبَةِ الكُوفَةِ، حَتَّى حَضَرَتْ صَلاَةُ العَصْرِ، ثُمَّ أُتِيَ بِمَاءٍ، فَشَرِبَ وَ غَسَلَ وَجْهَهُ وَيَدَيْهِ، وَذَكَرَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ)) 📕صحيح البخاري ج ۷ ص۱۱۰ 📌پاســــــــــــــــخ:

2. دوماً : به فرض ثبوت اين زيادت؛ اما آیا چیز عجیب و غریبی در آن است !؟ ✅ قطعاً خیر! - زیرا اینجا در برخورد حضرت اسماء با عمر رضي الله عنهما است كه در زمان رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم صورت گرفته است و آنهم در بیان فضل هجرت و سختی که این دو بزرگوار و دیگران انجام داده اند. - زیرا حضرت عمر در اینجا میگوید: ما در مهاجرت مکه به مدینه از شما ( مهاجرین به حبشه که بعدتر از ما به مدینه آمده اید) سبقت گرفته ایم فلذا ما سزاوراتر به رسول اکرم هستیم. اما حضرت اسماء غضبناک میشود و میگوید #اشتباه میکنید، بلکه ما سزاوارتر هستیم و .. الخ. - چرا کلمه #کذب را به معنای #خطا گرفتیم !؟ -پاسخ: چون #اهل_حجاز این استعمال را داشته اند که به خطا، کذب اطلاق میکرده اند. قال الامام النووي : " قَوْلُهَا لِعُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ  (كَذَبْتَ) أَيْ أَخْطَأْتَ وَقَدْ اسْتَعْمَلُوا كَذَبَ بِمَعْنَى أَخْطَأَ ". 📚شرح صحيح مسلم ج 16 ص 64  قال ابن منظور : " وقد استعملت العربُ الكذِبَ في موضع الخطإِ ". 📚لسان العرب ابن منظور - ج 1 ص 708 قال الامام ابن حبان : " وأهل الحجاز يسمون الخطأ كذبا "  📚الثقات ابن حبان البستي- ج 6 ص 114 👈🏻 در کتب شیعه برای این مورد مثال های فراوان است که در این مقام بنظرم نیاز نیست برایشان بیاورم. ✍🏻 نتیجه این شد: - اصلاً امام بخاری رحمه الله هیچ تدلیس و قیچی و سانسوری از ایشان ثابت نشده است. - اساساً تفرد عبدالله بن براد در ثبوت این لفظ محل شک است. - فرضاً که ثابت باشد؛ مفهوم و معنای دروغ از آن گرفته نمیشود.

1. اولاً : تفصیل این روایت به این طولانی که در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده، مدار آن بر ابو اسامه از برید بن عبدالله است. - تلامیذ ابو اسامه (حماد بن أسامه بن زيد) که این روایت را نقل کرده اند؛ ۴ نفر هستند: ۱. محمد بن العلاء ( ابوكريب ) ٢. عبدالله بن براد كوفی( ابوعامر ) ٣. موسى بن عبدالرحمن ۴. یوسف بن موسی - الآن آیا تمام این تلامیذ این جمله [ كذبت يا عمر ] آورده اند !؟ ✅ پاسخ : خیر ! - تنها راوی که به این جمله تفرّد کرده است، عبدالله بن برّاد کوفی است که در صحیح مسلم به عنوان متابع برای محمد بن العلاء ياد شده است. - شاید سؤال پیش بیاد؛ دلیل این چیست که این جمله [ كذبت يا عمر ] از روایت محمد بن العلاء ( ابوكريب ) نيست !؟ ✅ پاسخ: از آنجا که طرق خود ابوکریب راجع به این روایت را تتبع کردم، دیدم که دقیقاً در روایت ایشان این جمله وجود ندارد و امام مسلم هر چند اصل روایت بخاطر تقارب لفظ را از ابوکریب میداند، اما از آنجا که این جمله در طرق غیر عبدالله بن براد ( ابوعامر ) وجود ندارد، پس نتیجه میگیریم که از تفراد ابوعامر است. 👈🏻 دلیل : ۱. در روایت بخاری تنها طریق ابوکریب از اسامه با این تفاصیل بود و این جمله در آن نبود( همانطور که در اصل شبهه روایت امام بخاری قرار داده ام) ۲. روایت دو تن دیگر از تلامیذ ابوکریب؛ که این جمله (کذبت ..) در آن وجود ندارد [ حدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ بْنُ حَمْزَةَ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ، وَأَحْمَدُ بْنُ زُهَيْرٍ، قَالَا: ثنا أَبُو كُرَيْبٍ، ثنا أَبُو أُسَامَةَ، عَنْ بُرَيْدٍ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ، عَنْ أَبِي مُوسَى الْأَشْعَرِيِّ، قَالَ: ... فَغَضِبَتْ وَقَالَتْ كَلِمَةً: كَلَّا وَاللهِ كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ..] 📚حلية الأولياء ۷۴/۲ ✍🏻 نتیجه ميگیریم که در روايت 3 نفر از تلامیذ ابوکریب، این لفظ [ كذبت ..] از طريق ابوكريب از ابواسامه نقل نكردند و آنان هم به اين ترتيب هستند: اول: خود امام بخاري دوم: احمد بن علي سوم: احمد بن زهير 👈🏻 فلذا از اينجا نتیجه گرفته میشود که امام مسلم این زیادت [ كذبت ..] از عبدالله بن براد آورده اند. ✍🏻 بالا عرض شد که این از تفردات عبدالله بن برد است، اما 3 تلمیذ دیگر از تلامیذ ابو اسامه (حماد بن أسامه بن زيد) بر خلاف عبدالله بن براد، این زیادت را نیاورده اند:👇🏻 ۱- روایت ابوكريب محمد بن العلاء؛ را آوردم. اثبات شد كه ایشان همانطور که در کتاب صحیح بخاری و حلیة الأولياء توسط دو تلمیذ، این زیادت را نیاورده است. ۲- روایت موسی بن عبدالرحمن در سنن امام نسائی↓ [ أَخْبَرَنَا مُوسَى بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ قَالَ: حَدَّثَنِي بُرَيْدٌ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ، عَنْ أَبِي مُوسَى قَالَ:..فَغَضِبَتْ» وَقَالَتْ: كَلَّا وَاللهِ، كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُطْعِمُ جَائِعَكُم .. ] 📚السنن الكبرى ۴۰۵/۷ ۳- روایت یوسف بن موسی در نزد دارقطنی: ↓ [حَدَّثَنا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْعَلاءِ، وعَبد اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ، قَالا: حَدَّثَنا يُوسُفُ بْنُ مُوسَى، حَدَّثَنا أَبُو أُسَامة، حَدَّثَني بُرَيد، عَن أَبِي بُرْدَة، عَن أَبِي مُوسَى قَالَ:.. فَغَضِبَتْ وَقَالَتْ: كَلِمَةً: ياعمر كَلا وَاللَّهِ كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيه وَسَلَّم يُطْعِمُ جَائِعَكُمْ ..] 📚 أربعون حديثا من مسند بريد ۱۱۶/۱ 👈🏻 فلذا بیان شد که امام بخاری رحمه الله نه تدلیسی کرده و نه سانسوری انجام دادند 🌷 ▪︎نكتــہ : - عرض شد كه اين لفظ [ كذبت ..] از تفردات عبدالله بن براد است و اساساً ايشان تمام روايات مرفوع و مأثور او در صحیح مسلم، به عنوان متابع ياد شده و احتجاجی در روایات به ایشان نشده است. - و در صحیح بخاری، تنها یک اثر در شواهد از کلام کوتاه عبدالله بن الزبیر رضی الله عنه از ایشان یاد شده است و امام ابن حجر در فتح الباری میگوید: [ ما له في البخاري سوى هذا الموضع ] - خلاصه این است که ایشان به نسبت دیگر تلامید ابو اسامه (حماد بن أسامه بن زيد) بخصوص محمد بن العلاء رتبه او کمتر است و امام ابن حجر در توثیق عبدالله بن براد لفظ #صدوق به کار میبرد، در حالی که راجع به محمد بن العلاء، ثقة حافظ بكار برده است.

♒️ سلسلـہ "عبقریة اݪبخارۍ دوّخت الشیعــة اݪروافضـ" (۳) 🔻بخش ( ۱ ) 🔻بخش ( ٢ ) #پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه - میگویند امام بخاری رحمه الله روایتی طولانی راجع به هجرت صحابه به حبشه نقل کرده و بر خلاف امام مسلم ؛ جمله حضرت اسماء بنت عميس[وَقَالَتْ كَلِمَةً : كَذَبْتَ يَا عُمَرُ] را حذف نمودند. 📌 روایت امام مسلم : (( حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بَرَّادٍ الْأَشْعَرِيُّ ، وَمُحَمَّدُ بْنُ الْعَلَاءِ الْهَمْدَانِيُّ ، قَالَا : حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ ، حَدَّثَنِي بُرَيْدٌ ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ ، عَنْ أَبِي مُوسَى ، قَالَ : بَلَغَنَا مَخْرَجُ ... فَقَالَ عُمَرُ حِينَ رَأَى أَسْمَاءَ : مَنْ هَذِهِ؟ قالَتْ : أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ . قَالَ عُمَرُ : الْحَبَشِيَّةُ هَذِهِ ؟ الْبَحْرِيَّةُ هَذِهِ ؟ فَقَالَتْ أَسْمَاءُ : نَعَمْ. فَقَالَ عُمَرُ : سَبَقْنَاكُمْ بِالْهِجْرَةِ، فَنَحْنُ أَحَقُّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْكُمْ. فَغَضِبَتْ، وَقَالَتْ كَلِمَةً : كَذَبْتَ يَا عُمَرُ، كَلَّا وَاللَّهِ، كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُطْعِمُ جَائِعَكُمْ .. )) 📕صحيح مسلم 2502 📌 روایت صحیح بخاری : (( حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْعَلَاءِ ، حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ ، حَدَّثَنَا بُرَيْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ ، عَنْ أَبِي مُوسَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ : بَلَغَنَا مَخْرَجُ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَنَحْنُ بِالْيَمَنِ، فَخَرَجْنَا مُهَاجِرِينَ إِلَيْه ...... فَقَالَ عُمَرُ حِينَ رَأَى أَسْمَاءَ : مَنْ هَذِهِ ؟ قَالَتْ : أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ. قَالَ عُمَرُ : الْحَبَشِيَّةُ هَذِهِ ؟ الْبَحْرِيَّةُ هَذِهِ ؟ قَالَتْ أَسْمَاءُ : نَعَمْ. قَالَ : سَبَقْنَاكُمْ بِالْهِجْرَةِ، فَنَحْنُ أَحَقُّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْكُمْ. فَغَضِبَتْ، وَقَالَتْ : كَلَّا وَاللَّهِ كنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُطْعِمُ جَائِعَكُمْ ... .)) 📕صحيح البخاري 4230 📌پاســــــــــــــــخ:

اولاً : این یک مسأله فقهی است و بعید نیست که سمره رضی الله عنه به حکم بیع آن مطلع نبودند و به فرض که چنین نباشد، به عنوان معصیت میدانیم زیرا قائل به عصمت صحابه نیستیم. قَوْلُهُ: (باعَ خَمْرًا) 👈🏻الظّاهِرُ أنَّهُ باعَها لِعَدَمِ عِلْمِهِ بِالحَدِيثِ👉🏻 وقَوْلُ عُمَرَ قاتَلَ اللَّهُ سُمْرَةَ لَيْسَ المُرادُ بِهِ اللَّعْنَ، وإنَّما المُرادُ بِهِ إظْهارُ الغَضَبِ لِلتَّنْبِيهِ عَلى أنَّهُ جَهْلٌ فِي غَيْرِ مَحَلِّهِ واللّائِقُ بِحالِ العاقِلِ أنْ لا يَجْهَلَ مِثْلَهُ 📚حاشية السندي على سنن ابن ماجه ٢/‏٣٣٠ — السندي، محمد بن عبد الهادي (ت ١١٣٨) دوماً : قول عمر رضي الله عنه«قاتل الله..» لعن مقصوده هم نيست وبلكه کلام رایج عرب در هنگام غضب است. 👈🏻 مجلسی میگوید: [يجوز أن يكون من الألفاظ التي تجري على ألسنة العرب ولا يراد بها الدعاء كقولهم : تربت يداك وقاتلك الله... وهذه الكلمة جارية على ألسنة العرب لا يريدون به الدعاء على المخاطب، ولا وقوع الأمر به، كما يقولون : قاتله الله] سوماً: در قرآن راجع به تحريم بيع خمر صراحت ندارد و اينكه آمده [ انما الخمر ...] همچون [حرمت علیکم المیتة] هست كه منظور #خوردن آن است - چرا که روایت داریم پوست حیوان مرده اگر دباغی شود جایز است استفاده کرد، فلذا جا دارد لفظ [ اکل] را در تقدیر بدانیم - اما عرض شد ممکن است حکم آن را نمیدانستند و این هم مورد عجیبی نیست، بلکه حتی امام معصوم در کتب شیعه بخاطر جهل به حکم مسأله ای؛ دست به کار حرام شده است: (( كما يظهر من رواية صحيحة رواها الشيخ في التهذيب عن جميل عن الصادق عليه‌السلام قال : « رآني علي بن الحسين عليهما‌السلام وأنا أقلع الحشيش من حول الفساطيط بمنى فقال : يا بنى ان هذا لا يقلع »)) 📚 پاورق من لا يحضره الفقيه ۲۵۶/۲