ادیمراپ𖣘
Open in Telegram
197
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
197
با آنان که ناامیدت نموده بودند چگونه تا کردی؟
-هیچ،
گذشتم
انگار که هرگز نبودهاند.
-ناشناس
197
کاش بدونم اینارو کجا فور میزنید عزیزانم.
تراوشات مغز زنگ زدهی من کجا میرود که خود نیز نمیدانم.
197
امشب خیلی یهویی یکی بهم گفت، از تو پیش یهنفری تعریف میکردم، گفتم خیلی مهربونی.
به ظاهر جملهی سادهایه ولی خیلی دلنشین و دوستداشتنیه اینکه انقدر راحت و قشنگ بههم محبت کنیم.
197
تنها کسایی که حق داریم قضاوتشون کنیم این تازه عروسان،
ای خدا ویرونشون نکنه، جدی ما رو مادر کردن با این شوهراشون.
بسه دیگه فیل پرنده که شکار نکردی دختر.
197
خیلی وقتا به فکر سرنگونیِ این قلعهی تنهایی افتادم.
به این فکر کردم که ادیمراپو پاک کنم.
ولی چندروز پیش رفتم از اولین پیام تا اخرین پیام رو خوندم...
بعد به این نتیجه رسیدم چقدر قشنگه که من مسیرم رو به شکل های مختلف نوشتم...
بعد پشیمون شدم و به این نتیجه رسیدم اگر یهروزی هم روند نوشتن خستم کرد؛ اینجا رو پاک نمیکنم. فقط متوقفش میکنم.
197
میفهمی هیچ اشکالی نداره اگر مثل قبل نیست همچی.
اگر عشق ها توی یه سنی موند و دیگه رشد نکرد اشکالی نداره.
اگر رفاقت از یه جایی به بعد جلو نرفت اشکالی نداره.
اگر تعاملت با ادمی پیش نرفت اشکالی نداره.
اشکالی نداره اگر یهروزی یهجایی یهکسی رفتاری داشت که تو پیش هزارجور قضاوتش کردی.
رفتار درست یا غلطِ اون هیچ اشکالی نداره چون ادما حاصل زخم ها، شادی ها، غم ها و خلاصه گذشتهی پرپیچ و خمِ خودشونن.
از یه جایی به بعد میپذیری همیشه اونطوری که ما فکر میکنیم نمیشه...
به قول شهرزاد همیشه اونطوری نمیشه که ما فکرشو میکردیم...
من فکر میکنم حالا به این نتیجه رسیدم که یکدقیقه برای قضاوت کسی که هیچ، یک روز، یک هفته، یکماه، یکسال و حتی یکعمر برای قضاوت ادما زمان کافیای نیست.
ادما موجودات درکنشدنیای هستن.
ما همه درک نشدنیایم.
ما خودمون هم خودمون رو درک نمیکنیم چه برسه بقیه...
ادما موجودات درکنشدنیای هستن،
ما درک نشدنیایم
چون حاصل غم ها و شادی های گذشتهایم
و چه غمانگیزه اگر کسی زخم های ما رو نادیده بگیره و به ما برچسب بزنه.
و چون غمانگیزه، زخم های کسی رو نادیده نمیگیریم
برچسب نمیزنیم
قضاوت نمیکنیم
چون یک دقیقه که هیچ... یک عمر هم برای قضاوت آدمی کمه.
197
هی هرچی بیشتر میگذره بیشتر میفهمی، قبلا هیچی نمیفهمیدی.
بیشتر به خودت و بقیه حق میدی.
حق میدی که یجایی باخت داده باشی و یجایی باخت داده باشن.
حق میدی که یسری رفتار های تو و یسری رفتارهای بقیه حاصل زخم ها و درد هاییه که به دوش کشیده شده.
هرچی بیشتر میگذره ازارت کمتر میشه.
حتی گاردِ «من خودم کافیام بدون هیچکسی» هم میاد پایین.
میفهمی باید ببخشی، نبینی، بگذری و بفهمی که ادما حق اشتباه کردن دارن...
بزرگ شدن عجیبه.
197
از آدم ها بت نسازید، این خیانت است.
هم به خودتان هم به خودشان.
خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند.
و شما در آخر میشوید سر تا پا کافرِ خدای خودساخته.
-نیچه
197
گاه آنچه مصیبتی بزرگ به نظر میرسد،
به عظیم ترین خیر و صلاح زندگیمان بدل میشود...
- لوییز هی
197
اگر ادمی از گذشتهی من هستی که با هیچ نخی به حالِ حاضر من وصل نیستی، پس تلاش بیهوده نکن که وصل شی.
عین جلبک یهو سبز نشو.
زشته.
ادم باید ارزش قائل شه برای شخصیت خودش.
