ادیمراپ𖣘
Open in Telegram
197
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
197
نمیدونم با میل سرکش نوشتن بعد ادیمراپ چیکار میکنم ولی، قطعا نوشتن رو ادامه میدم.
خلاصه که آره.
197
تصمیم گرفتم چراغ ادیمراپ رو خاموش کنم.
یه خونه ممکنه تاریک باشه اما خونه، خونه میمونه.
امن میمونه.
197
میگفت هیچ ورقی از دفتر زندگیو نمیشه پاره کرد، یادت نره.
راست میگفت اما بهنظرم میشه با پاک کن جوری محکم روی برگه بکشی که ردش کمرنگ بشه، ولو به قیمت چروک شدن اون صفحه.
197
من خیلی وقته گذشتهام رو پذیرفتم و خودمو دیگرانو بابت زخمایی که از سر ناپختگی بههم زدیم، بخشیدم.
197
من خیلی وقته سعی میکنم به اطرافیانم حق بدم. بپذیرم که اونا هم قدر من اذیت شدن.
بفهمم که همهی ما درد میکشیم و هیچکدوم به دیگری برتری نداریم...
197
عکس های خیلی زیبایی ازم گرفتن، هنوزم میبینمشون دلم قیلی ویلی میره؛
ولی حیف که علاقهای به معرض دید بودن ندارم هیچرقمه.
اینا هم مثل مابقی عکسا قایم میشن.
197
با اختلاف بهترین استاد دنیا، کسی که ازشون شعر یاد گرفتم و همچنان ازشون خیلی چیزا یاد میگیرم.
