en
Feedback
Sapiophille

Sapiophille

Open in Telegram
3 088
Subscribers
No data24 hours
-177 days
-12730 days
Posts Archive
هر چی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم با آدم های کم شعور نه تنها نمیتونم بسازم حتی نمیتونم برای یه دور همی یا شام تحملشون کنم این آدما هیچ چیزی جز خواسته خودشون نمیبینن و با تک تک رفتارشون آدم های اطرافشون رو زجر میدن و هیچ مراعاتی برای اطرافیان نمیکنن واقعا غیر قابل تحملن هر چه قدر هم که بخوان خوب باشن باز یه سوتی میدن و طرف مقابل رو زجر میدن

دخترا اینو بفهمید وقتی با یکی تو رابطه اید وظیفه طرف مقابل نیست هر کاری براتون بکنه رابطه یه چیز دو طرفه است اگه یه بار حال دادی طرف مقابل یه بار وظیفه اشه بهت حال بده اگه یه جا تو‌ شرایط سخت کنار آدما بودی طرف مقابل وظیفه اشه تو شرایط سخت کنارت باشه

واقعا درک نمی کنم چرا باید یه عده حس کنن کارایی که براشون می کنی وظیفه اته ؟ واقعا چرا آخه ؟ یه نگاه به خودت بنداز حساب کتاب کن ببین چه کار هایی در مقابلش انجام دادی

کاش آدما یکم قدر دانی رو یاد می گرفتن ، هر کاری که براشون می کردی حس نمیکردن وظیفه اته هیچی به اندازه این رفتار تو عالم خوبی ها رو نکشته ، این رفتار بوده که دونه دونه خوبی رو و خوبی کننده ها رو از بین برده افراد قدر نشناس باعث میشن خوبی از بین بره

انسانم آرزوست

ما کجاییم یه عده کجا و این از اسکل بودن ماست ، به محض این که می فهمیم یکی یه چیزی رو دوست داره سعی می کنیم براش فراهم کنیم اما یه عده به محض این که میفهمن ما یه چیزی رو دوست داریم انگار یه نقطه ضعف ازمون پیدا کردن ، اون رو یه اهرم می کنن برای این که یا ازمون باج بگیرن یا ازش سو استفاده کنن به محض این که میخوان دلمون رو نرم کنن از این اهرم استفاده می کنن ، وقتی هم شرایط عادی میشه میگن نه ویا می پیچونن خلاصه که باید درس بگیریم

آدما همه شون صرفا دنبال لذت و خوشی خودشون هستن ، و ازت میخوان استفاده کنن تا به نیاز هاشون پاسخ بدن ، اون وقت ما حاضریم برای لذت اونا سختی بکشم که اونا حال کنن این از اسکلی ماست

از این به بعد میخوام با آدما مث خودشون رفتار کنم ، ما اشتباه می کنیم که همیشه سعی می کنیم از خودمون برای آدمای اطراف مایه بزاریم

از اينكه آدما زياد گذشت ميكنن,خوشحال نباشين باهر بار كوتاه اومدنشون عمر احساساتشون كم ميشه با هر بار كوتاه اومدنشون قلبشون سردتر ميشه يهویی به خودت مياى ميبينى كه كنار گذاشته شدى …

اگه با رفتارتون حد و حدود آدما رو مشخص نکنید ، و از سر دلسوزی ، نفهمی ، ترس و یا هر چیز دیگه‌ای با آدما طوری رفتار کنید که بیشتر از حد خودشون دخالت کنن مجبور میشید با بی‌احترامی ، تنش و.... حد اون ها رو مشخص کنید

با آدما طوری رفتار کنید تخم نکنن بیش از حد خودشون گوهی بخورن وقتی هی آقا آقا در کون یکی ببندی ، سر دو سه تا موضوع ازش سوال بپرسی حس میکنه اجازه دخالت کردن داره و این تقصیر خود ماست ما هستیم که با رفتار غلطمون هشون چنین اجازه‌ای دادیم رفتار ما آدما حرف می‌زنن حتی از حرف‌هایی که می‌زنیم هم واضح‌تر ما به رفتارمون به یه آدم میگیم تا چه حدی به ما نزدیک بشه اما رفتارمون به یه آدم میگیم دوسش داریم برامون مهمه یا برامون مهم نیست با رفتارتون اجازه ندید هر کسی از حد خودش بهتون نزدیک‌تر بشه

با آدما طوری رفتار کنید حد خودشون رو بدونن دلتون برای آدما نسوزه یه بار یکی بهم حرف قشنگی زد ، گفت به یکی که وضع مالیش ۵۰ سال خیلی بد بود یه کمک بیجا کردم و یه پول خوب بهش دادم رفتارش اونقدر تغییر کرد که فهمیدم خدا حتماً یه صلاحی دیده بود که ۵۰ سال بهش پول نداد

یه تشکرم بکنم از کسی که سیگار رو اختراع کرد شاید اگه سیگار نبود خیلی از آدما خودکشی می‌کردن

شب بخیر

بیخیال ، شب عیده امیدوارم هر کسی هر چیزی که میخواد تا وقتی ذوقش رو داره بهش برسه ، براتون آرزو می کنم برای چیزای کوچیک زندگی تون ذوق کنید ، وگرنه زندگی خیلی تکراری و یه رنگ میشه براتون

خیلی خیلی خیلی و خیلی دلم به حال اون ادم قبلی که بودم تنگ شده این یه سال چی به سرم آورد؟ این یه سال چی کشیدم که اینطوری شدم ؟

دلم به حال خودم میسوزه ، دلم برای اون آدم قبلی که برای چیزای کوچیک ذوق می کرد تنگ شده ، سنی ندارم ولی ذوقم ، رفتار هام ، اعصابم همه شبیه آدم های 50 ساله ست ، افسرده نیستم ها ، میگم ، میخندم ، تا بشه مسخره بازی در میارم ، ولی واقعا ذوق و حوصله و اعصاب ندارم ، من که صبور عالم بودم کوچیک ترین چیزی میره رو مخم دیگه نمی کشم ، هیچی برام ذوق نداره ، حس میکنم یه مرده متحرکم ، که نه از چیزی زیاد ناراحت میشه و نه از چیزی زیاد خوشحال

چه چیزایی که تو ذهنم داشتم و نشد

تو خونه ای هستم که یه مدتی باهم زندگی می کردیم ، با چه ذوقی اینجا رو گرفتم ،وسیله خریدم ، چیدم ، ولی دو هفته هم نشد چنان رفت که هر چی ذوق بود کور شد و تبدیل شدم به یه آدم بی ذوق بی روح و بی احساس سیگاری

با خودم میگم من که هر چی میخواستم نشد ، من که هر ذوقی داشتم کور شد ، من که تموم شدم ، از ما که گذشت حداقل تلاش کنم آدم های نزدیکم به ذوق ها و خواسته هاشون برسن ، از ذوق اون ها حتی اگه باعث دلگیر شدن منه ذوق کنم