3 088
Subscribers
No data24 hours
-177 days
-12730 days
Posts Archive
3 088
از این همه بی اعتمادی خسته شدم....
دلم نمیخواد دیگه بعضیا رو حتی ببینم
چه قدر من احمق یه آدم رو به راحتی تو زندگی ام راه دادم و همه چیزم رو بهش گفتم
چه قدر راحت اعتماد کردم
یه عده دست خودشون نیس دروغ گویی و لج بازی تو ذاتشونه
و فقط با کنترل کردن و چک کردن میتونی بفهمی
اعتماد در مورد یه عده بی معنی ترین جمله تاریخه
باید حواست باشه هر چیزی رو به کی میگی
3 088
واقعا چرا ما باید به آدمای اطرافمون دروغ بگیم؟
خصوصاً در مورد مسائل کوچیک
خیلیا فکر میکنن دروغ گفتن در مورد مسائل کوچیک بهتر از دروغ گفتن در مورد مسائل بزرگه
چون تو دومی یه مسئله بزرگ رو ازت مخفی کردن
در حالی که اینطوری نیست
تو دومی اگر کسی دروغ بگه یعنی در مورد مسائل بزرگ ،ذهن آدم اون شخص رو زوماً دروغگو فرض نمیکنه
میگه چون مسئله بزرگ بوده و خیلی مهم بوده دروغ گفته
اگه کسی در مورد مسائل کوچیک دروغ بگه هیچ جوره نمیشه توجیهش کرد
و قطعاً اون شخص در نظر آدم یه دروغگو به حساب میاد
3 088
امان از بیاعتمادی
هر چقدر میخوای ذهنتو آروم کنی و گول بزنی که یه چیزایی رو باور کنه باور نمیکنه
یه سری اتفاقات مثل خوره ذهن آدمو میخوره
3 088
ظهر بخیر
ممنون از جواب هایی که دادید
تقریبا اکثرتون گفته بودید ک واقعا این حرکت رل دوستم درست نبوده
3 088
کلا یاد بگیرید در حدی که طرف مقابل برای لذت شما ارزش قائله برای لذتش ارزش قائل باشید
در حدی که برای شما سختی تحمل می کنه براش سختی تحمل کنید
هر چه قدر براتون وقت می زاره و مراعاتتون رو میکنه مراعاتش رو بکنید
هر چه قدر تو سختی ها کنارتون هست تو سختی هاش کنارش باشید
و اندازه شعورش و اندازه ای که قدر کار هاتون رو میدونه بهش خوبی کنید
3 088
به دوستم گفتم به هیچ وجه به کات فک نکن ، تو فقط وقتی میتونی بگی کات که طرف مقابل به شرایط عمل نکنه ، اما این رفتار های اون باید باعث بشه یاد بگیری برای خودت حال کنی ،
اولا که دیگه هیچ وقت به خاطر همچین آدمی آشپزی خوب نکن ، یه چیزی سر هم کن تموم بشه ، آشپزی رو برای کسی انجام بده که لیاقتش رو داره و ارزش براش قائله
دوما تفریح هات رو کنسل نکن برای این که شرایط فراهم نیست ، خودت دست رفیق هاتو بردار برو سینما ، فیلم ببین ، گاهی خودت تنها یا با رفیقات شب برو دور دور
چرا باید همه اش منتظر باشی شرایط خاصی فراهم بشه تا تفریح کنی ؟
کسی که قدر این رو ندونست لیاقت نداره برای تفریح پای اون صب کنی تا شرایطش رو داشته باشه
پس بیخیال اون شو و خودت رو از چیزی محروم نکن
چیه هیچ تفریحی نداری و منتظری شریاط فراهم بشه ، فقط میری پیش یکی از دوستات چرت و پرت میگی
3 088
بعضی آدما جز اذیت و آزار هیچ کاری بلد نیستن ، بعد جالبه دائم کار اشتباه می کنن و آزارت میدن بعد که میگی چرا و غر می زنی میگن تو بده ای که چرا غر زدی
فقط منتظرم یکی از شرایطی که با هم داریم رو زیر پا بزارن یا یه بار زیر حرفشون بزنن که منم شرایط رو خراب کنم
3 088
واقعا یه سری چیزا نیاز به یه شعور حداقلی داره و یه مقداری کم بودن خود خواهی ، فقط باید یه کوچولو بقیه رو هم ببینی ، اینقدر خودخواه نباشی ،
مشخصه کسی که قرص خواب میخوره فقط و فقط خودش رو می بینه و چه قدر خود خواهه
خو یه شب بد بخواب نمی میری که
دیر بخواب می میری ؟
واقعا مخم از این حجم بی شعوری ، و مراعات نکردن دیگران و خود خواهی سوت کشیده
3 088
بعد این همه مدت بیچاره دوستم یه بار داشت با ذوق آشپزی میکرد
خیلی وقت بود که اکثرا از بیرون غذا می گرفت
3 088
بعد طرف اینقد حالیش نبوده وقتی یکی با ذوق دو ساعت آشپزی می کنه حداقل بری سر سفره بشینی حتی اگه نمیخوای غذا بخوری ، فهم این مسائل یه شعور حداقلی براش کافیه
3 088
خیلی واضحه و نیاز به گفتن نداره که وقتی بعد یک ماه یه شب پیش هم هستید نباید قرص بخوری این شب رو خرابش کنی ، باقی شب ها بخواب ،
حتی اگه نخواین بیرون برید
3 088
من که بهش گفتم باهاش کات کن ، کسی که در این حد نمی فهمه که وقتی بعد یک ماه و نیم شرایط جور شده پیش هم هستید نباید قرص خواب بخوره و حتی نیومده سر سفره برای شام وقتی با این همه ذوق آشپزی کردی قطعا به دردت نمیخوره و جز زجر چیزی برات نداره
3 088
دوستم با رلش شرایطشون طوری هست که به خاطر پدر و مادر رلش نمیتونن شب ها پیش هم بخوابن ، فقط در حد بیرون رفتن و رابطه های دیگه میتونن پیش هم باشن
بعد از یک ماه و خورده ای یه شب فرصت پیش اومد و اینا پیش هم بودن بگذریم از اتفاق های مختلف دیگه
با هم آشپزی می کنن و حدود دو ساعت غذا درست می کنن
از غروب هم کلی با هم صحبت کردن
بعد که غذا داره آماده میشه رلش میگه من یه قرص خواب خوردم و میرم بخوابم ، شام هم نمیخورم ، یکی دو تکه قبل این که غذا حاضر بشه خوردم سیرم
مخ دوستم سوت کشیده از این حرکت
دوستم گفت خوب چرا قرص خوردی ؟ شاید میخواستیم بعد شام بریم دور بزنیم شاید بریم سینما ، شاید میخواستیم فیلم ببینیم مگه ما چه قدر پیش هم هستیم شبا
3 088
یه داستان میگم برای یکی از دوستام اتفاق افتاده شما قضاوت کنید
چون واقعا الان به قضاوت هاتون نیاز دارم
