jester's ideas
Open in Telegram
به معجزه ی خنده، التیام میدهیم زخم هایمان را...! #لیدی_جستر پذیرای سوژه، انتقاد و پیشنهادات شما هستیم : https://telegram.me/BChatBot?start=sc-591248-odmjFkS
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
338
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-2630 days
Posts Archive
شما درانک تکست میدید من خرابکاری تکست.
اینطوری که تا ۱ ساعت بعد انجام خرابکاری باید گوشیو محو کنم. وگرنه هر لحظه ممکنه به دامم پیام بدم "میگماااا... یه چیز بگم عصبانی نمیشید.؟"
#لیدی_جستر
@jestersideas
من وقتی مریضم ۳۰ درصد انرژیم وقف مبارزه با بیماری میشه.
باقیش صرف این میشه دامم نفهمه مریضم تا جرم نده.
#لیدی_جستر
@jestersideas
حتی دوآلیپا به اون عظمتشم میگه یه بوسه طول میکشه تا عاشقم شی.
بعد میسای اینجا عکس پاشونو میذارن میگن اشاره ای از من کافیه تا همتون بنده ی من شید.
وا بده زن.
#لیدی_جستر
@jestersideas
"ساعت سه نصف شب وقتی دامم داره تهدیدم میکنه نخوابم جرم میده."
من : جانانم، اگه من یه حیوون خونگی واقعی بودم و شما منو میگرفتید و بعد پارتنر دار میشدید و من پارتنرتونو با چنگالام میکشتم چیکار میکردید.؟!
#لیدی_جستر
@jestersideas
اون لحظه که داری از حجم شجاعتت میگی چپ چپ نگاهت میکنه از ترس زبونت بند میاد.
اون لحظه اسمش بادبان شدن آبرو و شرف یک سابه.
#لیدی_جستر
@jestersideas
سوال آزمون آسیب شناسی :
کدام نوع از اسیب کبودی بیشتری دارد و درمان آن چیست.؟
جواب من :
اسپنک با کمربند. بوس و بغل.
#لیدی_جستر
@jestersideas
میس بودن هم سختی خودشو داره.
تا بیای ثابت کنی میس پولی و میس پایی نیستی ۴۷ نفر پی ویت پارس کردن ۶۳ نفرم اعلام آمادگی واسه ساپورت مالی کردن.
#لیدی_جستر
@jestersideas
جمله ی چوب خطت پر شده اینطوریه که شما اگه همون لحظه با قاشق شروع کنی به کندن تونل زیر زمینی به مقصد ترکیه احتمال زنده موندنت بیشتره تا اینکه پیش دامت بمونی.
#لیدی_جستر
@jestersideas
به دامم میگم "ببخشید بهتون زحمت دادم." میگه "زر نزن بچه." بچه ها تو زبان دامیننتا این یعنی "خواهش میکنم عزیزم نه بابا چه زحمتی. این چه حرفیه. تو رحمتی."
#لیدی_جستر
@jestersideas
این سابا چرا اینجوری میکنن.؟
هر پنج دقیقه میپرسه "اگه الان پیشتون بودم چیکار میکردید.؟"
میجوشوندمت از عصارهت معجون خلاقیت درست میکردم مرد. ولم کن.
#لیدی_جستر
@jestersideas
به محض اینکه از سر کار اومدم تند تند تمام لباسامو در اوردم و هم زمان مشغول آماده کردن غذا و دسر و آبمیوه شدم...
بینشم تلاش میکردم ظرفارو بشورم و خونه رو گرد گیری کنم.
با آماده شدن دسر اونو توی یخچال گذاشتم و گازو کم کردمتا غذا جا بیفته و خودم سریع رفتم حموم.
بعد یه دوش سریع خودمو خشک کردم و با بستن قلاده کنار در زانو زدم.
وقتی وارد شد جفت دستام پشتم قلاب بود... خم شدم کفشاشو بوسیدم و بعد در اوردنشون روی هردو پاش بوسه زدم. زنجیر قلادهمو با دندون گرفتم و کف دستش گذاشتم.
با ذوق دور پاهاش چرخیدم و صورتمو به پاهاش مالیدم.
خندید و خم شد و موهامو بهمریخت.
_ توله من کیه.؟ هوم.؟ توله خوشگل من کیه.؟
پریدم بالا و دستامو گذاشتم رو شکمشو تند تند دم تکون دادم.
رفت سمت سرویس و منو پشت در گذاشت.
بعد شستن دستاش تو اتاق رفتیم و کمک کردم لباساشو در بیاره.
بعدم زنجیر قلادهمو گرفت و راه افتاد سمت اشپزخونه.
زنجیرو بست به پایه میز و منو هدایت کرد زیر میز.
همونطور که برای خودش و من غذا میریخت از روزش میگفت و اتفاقایی که افتاده بود.
اومد پشت میز و غذای منم زیر میز گذاشت.
پاهاشو گذاشت روی کمرم و مشغول خوردن شد.
چند دقیقه بعد که کمی غذا خنک شد یکی از پاهاشو روی سرم گذاشت و سمت ظرفم هدایتم کرد.
بی صدا مشغول خوردن شدم.
به محض تموم شدن غذام یکم سر و صدا کردم که خم شد زیر میز موهامو گرفت و منو کشید بین پاهاش.
سرمو فرستاد زیر دامنش و صورتمو به بین پاش فشار داد.
_ زبونت نمیخوره. فقط بو میکنی و میبوسی.
همونطور که من مشغول بودم غذاشو تموم کرد و بعد گرفتن زنجیرم و برداشتن دسر راه افتاد سمت هال و جلوی تلویزیون رو مبل نشست.
دسر و نوشیدنیش توی دستام بود و داشت کانالای تلویزیونو جا به جا میکرد.
بیتاب بودم که کارش تموم شه و باز بتونم برم سر جام بین پاهاش.
هی تکونای ریز میخوردم که همونطور که روش به تلویزیون بود دستش به ضرب روی صورتم نشست.
_ بی حرکت توله. میدونم داری له له میزنی با زبونت بهم سرویس بدی. ولی اول باید لیاقتتو ثابت کنی.
با لبای آویزون سرمو انداختم پایین و چیزی نگفتم.
خندید و کم کم دسر و نوشیدنیشو تموم کرد.
توی یه حرکت سرمو روی مبل گذاشت و روی صورتم نشست.
_ شروع کن توله سگ. ده دقیقه وقت داری. وای به حالت نتونی ارضام کنی و آبمو بخوری. تا صبح با ویبراتور میخوابی.
با لذت صورتمو بیشتر فشار دادم بین پاش و زبونمو در اوردم و عمیق لیسیدم...
#لیدی_جستر
@jestersideas
بغل شدن موقع ظرف شستن زیباست ولی تا حالا موقع کار تو اشپزخونه رو کابینت خمت کرده تا حسابی باسنتو سرخ کنه.؟!
#لیدی_جستر
@jestersideas
ساب ترین ایموجی دنیا اینه🙈.
شما تا حالا دیدید یه دام اینو بفرسته.؟
نه.
شما تا حالا دیدید یه سوئیچ در مقابل یه ساب اینو بفرسته.؟!
نه.
شما تا حالا دیدید یه ساب اینو واسه کسی که ازش خوشش نمیاد بفرسته.؟!
نه.
این ایموجی یعنی ساب موود ایز آن به ابلفضل لعباس که.
#لیدی_جستر
@jestersideas
برخورد داما با عکسی که از کبودیتون بهشون میدید دو مرحله اس :
۱. انکار: کو.؟ اون.؟ اونکه هیچی نیست.
۲. دیکتاتوری : بهتر که موند. خفه.
#لیدی_جستر
@jestersideas
کافیه دامت بگه "منو بیخبر نذار."
دیگه اگه بتونی از دست کیف قاپا فرار کنی و آدم فضاییا ندزدنت و تو راه هیپنوتیزم نشی و حافظهت پاک نشه... گوشیت تو تاکسی جا میمونه و مسافر سرزمین زیبای فنای سگ میشوی.
#لیدی_جستر
@jestersideas
خاطرات اولین سشن بقیه :
"نوازشم کرد... چندتا دونه ضربه زد... کم کمترس و خجالت ریخت."
خاطره من :
"از تو گوشاش دود در میومد. از چشماش خون میچکید. به قصد کشت زد تا صدای بزغاله یتیم بدم."
خلاصه قبل اولین سشن زیاد آتیش نسوزونید. خوب نیست.
#لیدی_جستر
@jestersideas
اونر بعضی گروه ها یه جوری با ادمیناشون رفتار میکنن انگار از بازار برده فروشا خریدنشون.
#لیدی_جستر
@jestersideas
آخرین جمله ی من با چشمای بسته در حالی که دارم تو بغل دامم بیهوش میشم و دامم میگه شبت بخیر :
"نخوابیییم."
#لیدی_جستر
@jestersideas
