3
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
3
Repost from N/a
خوشگلای صورتی 🌸🍓
فعالیت اصلی چنل و پیج هنوز شروع نشده!
لطفا صبر داشته باشید تا فعالیت به صورت کامل شروع بشه.
تا اون موقع خوشحال میشم پیج و چنل به دوستانتون معرفی کنید تا خانواده صورتیمون بزرگتر بشه🎀🍓🌸
@pishy_art_shop
3
Repost from N/a
« خندهای میزنم و از پس دروغهایش میگذرم. از پس آنهمه پذیرفتن های من و چرند گویی هایش. نمیدانم چهشد که هیچوقت از آن زن ننوشتم... هربار گه خواستم بنویسم، دستم نچرخید... دلم راه نداد... گفتم ارزشش را ندارد(که هنوز هم ندارد اما جوری که واژگان را کنار هم قرار میدهم دارد، چه درمورد او چه هیچ). وجودی نحس و نامرد داشت. حرف میزد، گویی درونش پر از تفاله بود که باید بیرون میریخت. هر ناراستیای که به ذهنش میرسید میگفت. درموردِ تک تک جزئیات زندگیِ سادهاش. بیگانهای بیش نبود. بیگانهای حسود، چاپلوس، ابله وَ ننگ. هرچه در کمال زشتی هایش بگویی بس نیست عزیز... بس نمیشود. خوبیهایی هم داشت، اما نمیتوانم جز بدیهایش به یاد آوردم. منی که زمانی که به هرکسی میاندیشم، تنها خوبی هایش یادم است هم، نمیتوانم. خانوادهام درست تشخیص داده بودند. از همان ابتدا. او در حد پاکیِ من نبود. او در لجنزار دروغهایش غرق شده بود. هرچقدر دستش را میکشیدم تا نجاتش دهم بازهم به تصمیم و پافشاری خودش به درون کشیده میشد. تلاشم را کردم دختر، سعیام را کردم نجاتت دهم. نخواستی و تو، کسی شدهای که هر دم از اندیشیدن بهش، از خشم پر میشوم وَ، اکنون، انسانهای زیاد و بهتر از تویی هستند که آرامم کنند. شما هم برو با کسانی حقیرتر از خود که پیش من غیبتشان را میکردی بگرد. گام هایت به سوی جهنم را گرامی میدارم، نرگسِ بیچارهی من.»-پریسا اسدی
