3
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
3
Repost from ققنوسِ ماه
-گفتم دستمو بگیر تا ته جهنم باهات میام ولی دقیقا مشکل همینه هیچوقت، هیچکس دستمو نگرفت.
3
Repost from N/a
+1
-آخرش...آخرشو بگو، نمک روی زخممی،سوهان روحمی،نیمه همیشه گمشده منی، باعث خم شدن زانوهامی..
-چسب میشم برای زخمت، درمان میشم برای روحت، پیدا میشم برای نیمه ی دیگرت، زانو میزنم برای بلند شدنت.
3
Repost from N/a
+1
_هر چقدر میخوای دروغ بگو،ولی نگو منو دوست نداری
میخوای چیکار کنم؟!
میخوای جلوت زانو بزنم؟
میخوای جلو تمام آدمایی که اینجا زندگی میکنن،داد بزنم که بهت نیاز دارم؟!
میخوای همه بفهمن حاضرم واسه داشتنت به کس و ناکسی التماس کنم؟
#دزیره
3
Repost from N/a
تکـهیِجـانِمـن ؛ چشمانت را بستی و آن دو منظومه کوچک چه مظلومانه آرام گرفتند ،
چه شد که دستهایِ تو شد مشت ، حرف هایِ تو شد درد ، آغوش تو شد ضرب و نگاهت خشم ؟ چه برسر دنیایت آوار شد که آن گونه هوار کشیدی بر من و لبریز شد وجودتت از نخواستن ؟ که لرز افتاد به جانِ لب های تو ، که چشمهایت شد مقر جدالِ ابر های سیاه و سفید ؟
بر من چه هراسیست از زندگـی ؟
این دیوانه شب هنگام ، میبندد خراش کوچک کنار دستانت را ، میبوسد مواج موهایی که اسیر چنگ دستانت شد ، من آهنگ میدهم به آن فریاد پر درد ، به دندان میکشم لرز کوچک لبهایت را ، تو چشمانت را ببند ، من خانه میشوم برای جسمِ ویرانت .
3
Repost from N/a
آيا من استراحت جاويدان خود را شروع خواهم کرد
و از بندگي ستاره هاي نحس بيرون خواهم آمد ؟
چشمان
آخرين نگاهتان را بکنيد
دستان
آخرين آغوش را تجربه کنيد
و لب ها دريچه هاي تنفس
با يک بوسه بسته شويد
يک معامله بدون تاريخ براي مرگ جاذب
