کاگنیشن
Open in Telegram
خواندهها شنیدهها و نوشتهها Psychology and so on ... Contact: @ItsMrAlii
Show moreIran153 702The category is not specified
1 573
Subscribers
+124 hours
+67 days
+530 days
Posts Archive
1 573
براتون قدم زدن بین اندیشهها گوناگون و دنیاهای رنگارنگ تاریخ و فلسفه و علم آرزو میکنم.
لذت رو آرزو میکنم
لذتی با خوندن هر کلمه و شگفت زده شدن از مسافت بی انتهایی که مرغ اندیشهی انسان درِش اوج میگیره.
غرق شدن در حرفها و فکرها و بیرون اومدن از آب و تازه کردن نفس بههنگام رسیدن به پاسخ
و در نهایت پیاده کردن اون در زندگی و به تماشای هنرنماییاش نشستن✨
1 573
فیزیولوژی جوابی بود بر بسیاریاز سوالات بیپاسخ روانشناسی؛
سوالاتی که با گزارههای ذهنی و فلسفی توجیه شده بود.
گاهی اوقات یک بدخلقی بخاطر بیتنظیمی هورمونها، عملکرد تیروئید و کبد یا کمبود یک ویتامین خاص هست.
دیگه لازم نبود به عقدههای کودکی متوسل بشیم.
#توییت
@Cognitionp
1 573
وجود روانشناسی از بدو تولد تا الان همیشه مورد انتقاد و حمله از طرف فلسفه، دین و علم بوده
و روانشناسی سالیان سال همزمان با رشد خودش از موجودیت و موضوع خودش درحال دفاع بوده
این تلاش زیاد باعث استحکام و قوام شد.
حالا خود روانشناسی نهادی اندرونی تحت عنوان روانشناسی انتقادی/critical psychology بنا کرده تا شدیدترین انتقادها از جانب خود روانشناسها بهش ایراد بشه تا هرچه بیشتر ساختار اصلاح و متقنتر بشه.
ماحصل این تلاش و جدال رویکردهای یکپارچهنگر مبتنی بر شواهد و طراحی روانشناسی دین و ریشههای فلسفی روانشناسیِ ذهن و آگاهی شده که نشون میده
روانشناسی و رواندرمانی آبستن پیشرفت بزرگی بین مکاتب معرفتی هست.
1 573
🔵 با هر تعریفی از خدا( مهربان یا تنبیهگر) برای کودک
رفتار دینیاون کودک در آینده کاملا متاثر از الگوی دلبستگی اونها با والدین هست.
دین کانسپتی هست که بر الگوی دلبستگی سوار میشه
دلبستگی ناایمن کودک در آینده باعث "رفتار پیچیدهی دینی" از اونها میشه
این رفتار پیچیده میتونه حتی انسانی دیندار از والدینی بیدین به وجود بیاره علیرغم اینکه تعاریف ترسناکی از خدا شنیده باشه
#توییت
1 573
ما آدما برای بقا تنظیم شدیم.
برای حفاظت از تمامیت جسمی و روانیمون
برای حفاظت از خودمون.
در طول زندگی
وقتایی پیش میاد که حیات مارو تهدید میکنن
مثل ماشینی که تو خیابون میپیچه جلومون و با فاصله کمی از کنارمون رد میشه
ضربان قلب بالا
به نفس نفس افتادن
احساس برانگیختگی
وضعیتی هست که بدن مارو برای حافظت از خودش آماده کرده.
روانما هم همینطور
گاهی وقتا با یسری حرفها تهدیدها و تعارضها
"هیولایی از جنس اضطراب" درست میشه که آمادهست تا شخصیت مارو ببلعه.
روان ما هم مثل جسممون مکانیسمهایی برای دفاع از خودش داره
سالیان سال
با فشار و سختی و زور و دعوا حقیقتِ وجود اون هیولا رو انکار میکنه و در اعماق ناخودآگاهمون دفنش میکنه.
این فشار ناشی از دفن این هیولا
باعث خیلی از حالخرابی ها، مود پایین و احساس غصه و خلاهای ماست.
سال ها میگذره ۱۰ سال ۲۰ سال شایدم بیشتر از ۴۰ سال
این هیولای دفن شده در وجودمون روز بهروز قویتر میشه گاهی اوقات تحریک میشه و با ضربههاش کل شخصیت مارو به لرزه درمیاره و حال ما هیبدتر و بدتر میشه
ولی نمیدونیم چرا ....
حالا اتاق درمان
جاییکه روانکاو به آرامی پرده برمیداره ازون هیولای وحشتناک، نابودگر و ناشناخته
فشار عجیبی رو حس میکنیم
گریهمیکنیم
مضطرب میشیم
خشمگین میشیم
تهدید میکنیم
حتی شاید به روانکاو حمله کنیم
ولی یواش یواش هیولا از اعماق زمین میاد بیرون
و نور آفتاب که بهش میخوره
و این نور اون رو ازبین میره
این آفتاب همون بینش/insight هست که ما تو روانکاوی اون رو دنبال میکنیم.
حالا نه خبر از دخمه هست
نه هیولا
اون سر مگویی که خودمون هم نمیدونستیم چیه
اون ناشناسی که مارو به لرزه درمیآورد
حالا بیرون اومده و نابود شده.
احساسی لبریز از رهایی تنفس و آزادی
هدیهای از دنیای روان
1 573
بنا به آمار DSM از هر ۱۰۰ کودک یک نفر مبتلا به اختلال طیف اوتیسم هست؛ نحوهی تعامل با این بچهها خیلی مهمه و درصورت برخورد اشتباه باعث فشار شدید به کودک و اولیاش میشه.
اگه با کودک اوتیسم برخورد داشتین حتما نکات زیر رو رعایت کنید:
لطفا این نکاترو نشر دهید
۱.در ارتباط با کودک اوتیسم او شروع کننده هست و ما پیرو؛ شروع کننده نباشین.
یعنی عمل از اون عکس العمل از شما
۲.با تقلید از حرکات اون ارتباط رو شروع کنید و براش خوشایند باشید.
۳.بچه های اوتیسم حساسیت خاصی به لمس یا صدا دارند پس از سر و صدای زیاد یا لمس اونها در برخورد اول خودداری کنید.
۴.این کودکان ضعف ادراکی و شناختی دارند پس خیلی خیلی ساده صحبت و برخورد کنید؛ هرگونه کلمه یا حرف اضافه ممنوع!
۵.بزور توجه اون رو جلب نکنید صرفا در ناحیه دید اون باشین کافیه.
۶.غیر تهاجمی رفتار کنید و تحت هیچ شرایطی اون رو وادار به انجام کاری نکنید.
۷.عموم بچههای اوتیسم رشد جنسی نرمال دارند پس حریم رو رعایت کنید و مثل کودکان نرمال با اونها در این مسئله برخورد کنید.
۸.احساس آرامش، تائید و امنیت رو به بچه ها منتقل کنید.
کودکان اوتیسم با دونشانهی کلی ضعف در ارتباطات اجتماعی
و تمایلات و حرکات محدود و کلیشهای شناخته میشن؛ اگه این وضعیت رو در این کودکان دیدید موارد فوق رو رعایت کنید.تشخیص قطعی اوتیسم از سه سالگی به بعد هست .
برای اوتیسم درمان کامل شناسایی نشده
اما به کمک مربی نشانه ها قابل کنترله و میشه زندگی این کودکان رو تا حد زیادی راحت کرد بطوریکه حتی بتونن تحصیلات آکادمیک و زندگی تقریبا نرمالی داشته باشن.
@Cognitionp
1 573
وراثت یا محیط؟
تقابل تربیت_طبیعت از debate های مشهور دیگه در تاریخ فلسفه و روانشناسی هست.
هر دو ریشه تاریخی گستردهای دارند
از داروین و روسو و قبلشون که طرفداران وراثت و تکامل بودند و از عنصر جبر در زندگی انسان بهره میبردند تا جان لاک و بعدها اسکینر و رفتارگرایانی که بر این باور بودند میتوانند با تغییر در محرکها رفتار انسان را کنترل و تربیت کنند.
تعامل وراثت و محیط:
اگه بخوایم یک مثال از تعامل این دو فاکتور بزنیم
در پژوهشها مشاهده میکنیم که گروهی از ژنها در بروز اختلالات شخصیتی مثل شخصیت ضد اجتماعی ASPD تاثیر دارند.
حالا دو محیط یکسان که در هر دو محیط ما پرخاشگری وفشار والدین را داریم دو نتیجه ی مجزا میگیریم؛ کودکی که مستعد اختلال شخصیت بود درگیر این اختلال شده و کودک دیگر که فاقد ژنهای این اختلال بود درگیر مشکلات دیگری مثل اختلالات اضطرابی شده است.
پس تاثیر ژن در جهت دهی اثرِ محیط بهخوبی مشخص است.
ژن ها باعث میشن مسیر رشد ما به یک یا چند پیامد محدود بشن؛ مثلا همهی کودکان بالاخره درصورت سلامت فیزیکی کمکم سینهخیز راه میروند و ....
این اثر به اثر هدایت یا canalization معروفه.
ویژگیهای خاصی مثل رشد و نمو فیزیولوژیکی قویا تحت هدایت ژن ها هستند درحالیکه رفتار و شخصیت کمتر تحت تاثیر هدایت ژن هستند که این گپ توسط تاثیرات محیط پر میشود.
محیط متاثر از ژن هاست که این تاثیر تحت عنوان همبستگی وراثت_محیط/Gene_environment correlation بررسی میشود ومسئلهی تاثیر استعداد talent بر آینده ما بهخوبی در این همبستگی توجیه میشه:
این تعامل میتواند passive یا منفعل باشد یعنی پدر و مادرِ ورزشکار، کودک مستعد ورزش خودشون رو در محیط های ورزشی تربیت میکنند و کودک در آینده ورزشکار میشود.
نوع دیگر این تعامل از طریق فراخوانی یا evocation هست که بچههایی که درحوزهی خاصی مستعد هستند پاسخ هایی مطابق ویژگی ژنتیکی خودشون دریافت میکنند و اون ویژگی خاص تقویت میشه مثلا کودکانی که فعال و صمیمی هستند طبیعتا با محیط های شلوغ تعامل بیشتری دارند و این ژن هست که محیط را برایشان تعیین کرده است و در مقابل کودکانی که بیشتر درونگرا هستند با محیط های خلوت احساس راحتی بیشتری می کنند..
مدل سوم این همبستگی از طریق همبستگی فعال رخ میده که افراد، آگاهانه با موقعیتگزینی niche_picking محیط مناسب استعداد های خودشون رو انتخاب میکنند (افراد با ماهیچههای قوی به ورزش و افراد با استعداد بیان و سخنوری به مجریگری یا بازیگری میروند)
اثر محیط/environment حاوی دو عنصر مهم محرک stimulus و مشاهده observation است. محرکها میتوانند ناخودآگاهانه از طریق شرطیسازی یا دیگر عوامل مارو مجبور به انجام رفتار های مختلف بکنند؛ همینطور مشاهده از طریق یادگیریِ مشاهدهای میتواند رفتارهای جدیدی را در ما ایجاد بکند.
ژنها هم از محیط تاثیر میپذیرند.
ژنها در هستهی سلول هایما روشن یا خاموش هستند.
این محیط هست که میتواند ژنهای خاموش در مارو روشن کند و حتی میتواند بر نحوهی بروز ژنها تاثیر بگذاره؛ کودکی رو تصور کنید که مستعد پاسخ های هیجانی شدید هست ولی بخاطر برخورد و تربیت درست والدین و فراهم کردن محیط مناسب برای اون کودک نه تنها پاسخ هیجانی نمیدهد بلکه قدرت خوبی در خودکنترلی self control دارد و این تاثیرِ مشخص محیط بر ژن های اوست.
همینطور استرس و فشار روانی میتونن باعث روشن شدن ژن های خاصی در ما بشوند؛ گاهی اوقات ما توانایی های خارقالعادهای داریم که در شرایط سخت برای اولین بار بروز پیدا میکنند (دقیقا مثل ابرقهرمان هایی که در فاینال فایت قدرتهای جدیدی رو بروز میدن)
ولی استرس میتونه باعث فعال شدن ژنهای خطرناکی بشه که در نهایت مارو مبتلا به اختلالات سخت روانی یا شخصیتی بکنه مثل اسکیزوفرنیا که بخاطر استرسِ محیط ژنهاش فعال میشه.
در نهایت میشه گفت وراثت و محیط برهمدیگه تاثیر دوجانبه دارند و این رابطهی دوطرفه در قالب پژوهش هایی تحت عنوان چارچوب اپیژنیک epigenetic framework مطالعه و بررسی میشه.
از اهمیت مطالعات اپیژنیک همین بس که زمینه پژوهشهارو مشخص کرده و به ما کمک میکنه که بدونیم دقیقا در چه حیطهای میتونیم بر رفتار و روان انسان تاثیرگذار باشیم.
@Cognitionp
1 573
ماجرای بین روانکاوی و روش علمی از دعوا های قدیمی هستن که از حوالی ۱۹۲۰ و زمانی که خود فروید (مبدع روانکاوی) زنده بود شروع شد.
نقل قول های تندی تو این debate وجود داره
تا جائیکه کسی مثل فردریک.سی کاوس کتابی مینویسه با عنوان Freud: The Making of an Illusion/ فروید: ساختن یک توهم
و در اون پایان روانکاوی رو اعلام میکنه.
روانکاوی توسط بعضی از پژوهشگران علوم اعصاب شبه علم شناخته شده که این اسناد خودش با تعریف شبه علم/Pseudoscience در تعارض هست (عاریه گرفتن اصطلاحات علمی برای مقاصد غیرعلمی درحالیکه روانکاوی خودش منظومهی اصطلاحی مجزا داره)
تو نیمه دوم قرن ۲۰ بعد از انقلاب شناختی و با شدت گرفتن حملات علیهش روانکاوی مجبور شد از دایرهی علوم تجربی به علوم انسانی پناه ببره اما باز هم برای روشی که بخواد با متد های evidence based مثل CBT رقابت کنه این فرار به ضرر اون خواهد بود.
از طرفی دیگه روانکاو های سنتی به تبع فروید کمی برخورد دگامتیک با انتقادها داشتن؛ نقلقولی میگه که:
traditional psychoanalysts do not want to dilute Freud’s wine with neuroscientific water.
"روانکاوان سنتی نمیخواهند شراب فروید رو با آب علوم اعصاب رقیق کنند"
و دانشمندان بعلت عدم خاصیت قابلیت رد شدن روانکاوی اون رو خارج از دایرهی علم میدونن؛
روانکاوی فاصله ی زیادی با golden standard متد های تجربی داره
نمونه های بزرگ و گروه کنترل با دقت بالا و مدیریت متغیر ها، در دنیایی کاملا متفاوت از دنیای روانکاوی هستند.
چون روانکاوی اهداف متفاوت از سایر درمانها دنبال می کنه( deepen self understanding بجای مثلا شناسایی و کاهش فراوانی رفتار های ناسازگار ) تایید و بررسی داده ها سخت و طولانی میشه.
روش های روانکاوانه به سختی قابل اجرا هستند چون تجربه ی زیادی می طلبند و پژوهشگرانی که روی روانکاوی کار میکنند اون تجربه رو ندارن و طبیعتا احتمال عدم درک دقیق از این روش و نتایجشون مورد تردید قرار خواهد گرفت.
تحقیقات تجربی راجع به روانکاوی Slower in coming هستند و این هم بعلت ماهیت پیچیده روانکاوی هست ولی کماکان جریان تایید تجربی بر روانکاوی وجود داره و رو به افزایش هست.
طی مقاله ای که از زکرسون چاپ شده سال ۲۰۰۵ بیشتر اختلافات و تشکیک ها در اعتبار درونی/بیرونی روانکاوی ناشی از تفاوت های normative هست نه روششناسی که پایه در فلسفه داره
به بیانی پاسخگوی ما در اعتبار شناسی روش های روانکاوانه فلسفهی پشت این تئوری هست که باید قدرت و اعتبار خودش رو اثبات کنه.
همینطور در این طرف ما cognition science رو داریم که بعنوان یک دانش با روش شبه آزمایشی/Quasi-experiment در روانشناسی مورد اقبال قرار گرفته؛
یک دانش میان رشتهای که در مواضعی مثل مستندات نوروساینس پر قدرت ظاهر شده و گاهی به کمک زمینهیابی و پرسشنامه ها مسیر خودش رو جلو میبره.
روانکاوی مسیر سختی در مقابل روانشناسی شناختی با دیسیپلین علمی داره ولی خب
دوام روانکاوی علیرغم تغییر و تدوین های جدیدش کماکان مرهون نظریهی قدرتمند و جامع فروید و همراهانش می باشد.
و نقل قولی از اریک کندل نوروساینتیست و برنده ی جایزهی نوبل که میگه:
Psychoanalysis still represents the most coherent and intellectually satisfying view of the mind
روانکاوی همچنان منسجم تربن و رضایتبخش ترین دیدگاه را از ذهن نشان میدهد.
@cognitionp
