en
Feedback
زیباترین شعرها

زیباترین شعرها

Open in Telegram
887
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-3030 days
Attracting Subscribers
July '25
July '25
+7
in 0 channels
June '25
+25
in 0 channels
Get PRO
May '25
+30
in 0 channels
Get PRO
April '25
+12
in 0 channels
Get PRO
March '25
+32
in 0 channels
Get PRO
February '25
+46
in 0 channels
Get PRO
January '25
+45
in 0 channels
Get PRO
December '24
+72
in 0 channels
Get PRO
November '24
+49
in 1 channels
Get PRO
October '24
+73
in 0 channels
Get PRO
September '24
+15
in 0 channels
Get PRO
August '24
+28
in 0 channels
Get PRO
July '24
+28
in 0 channels
Get PRO
June '24
+30
in 0 channels
Get PRO
May '24
+43
in 1 channels
Get PRO
April '24
+41
in 1 channels
Get PRO
March '24
+39
in 0 channels
Get PRO
February '24
+59
in 1 channels
Get PRO
January '24
+163
in 0 channels
Get PRO
December '23
+142
in 0 channels
Get PRO
November '23
+1 625
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
27 July0
26 July0
25 July0
24 July0
23 July+1
22 July0
21 July+1
20 July+1
19 July+1
18 July0
17 July0
16 July0
15 July+1
14 July0
13 July+1
12 July0
11 July0
10 July0
09 July0
08 July0
07 July0
06 July0
05 July0
04 July0
03 July0
02 July0
01 July+1
Channel Posts
. غصه نخور اگر کسی قدر تو را نفهمید کلاس جبرانی های خدا برای  همین کم گذاشتن هاست همهٔ ما حتی در شلوغ ترین همهمه ها دلهایی که شکسته ایم را بیاد خواهیم آورد🤞🤞 #اڪرم_نورانی درودتان باد همراهان خوب نیمه شبتان درپناه خدا چه خوب ک هستین دوستتتون دارم

2
بایـد کـه ز حالـم، خبـری داشتـه باشد هر سینه که در خود جگری داشته باشد حالم چو امیریست، که از بختِ بدِ خود در لشـکرِ دشمـن، پسری داشتـه باشد سخت است پیمبر شده باشی و بفهمی فرزنـدِ تـو، دیـنِ دگـری داشتـه بـاشد #حسین_جنتی کانال زیباترین شعرها
304
3
No text...
277
4
‏خدایا! آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیرانم که کسی به وجد نیاید از نبودنم کانال زیباترین شعرها
265
5
sticker.webp
208
6
آدمها مثل کتابند از روی بعضیهاباید مشق نوشت و آموخت از روی بعضیها باید جریمه نوشت و عبرت گرفت بعضیها رو باید نخونده کنار گذاشت کانال زیباترین شعرها
189
7
ﻣﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﮐـﻦ ﮐـﻪ ﺩﻟﻢ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭ ﺷﻮﺩ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﺭ ﻣـﻦ ﺍﯾﻦ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﻮﺩ ﻗﻠﺒـﻢ ﻫﻨـﻮﺯ ﺯﯾـﺮِ ﻏﺰﻝ ﻟﺮﺯﻩﻫﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖ ﺑﮕـﺬﺍﺭ ﺗـﺎ ﺑﻠـﺮﺯﺩ ﻭ ﺯﯾــﺮ ﻭ ﺯَﺑَــﺮ ﺷـﻮﺩ ‏ﺗﺮﺳﻢ ﮐـﻪ ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﻏﻢِ ﻣﺎ ﭘﺮﺩﻩ ﺩَﺭ ﺷﻮﺩ ﻭﯾﻦ ﺭﺍﺯِ ﺳﺮ ﺑـﻪ ﻣُﻬﺮ ﺑـﻪ ﻋﺎﻟَﻢ ﺳَﻤَﺮ ﺷﻮﺩ ﺁﻧﻘـﺪﺭ ﻭﺍﺿﺢ ﺍﺳﺖ ﻏـﻢِ ﺑﯽ ﺗـﻮ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺍﺻﻼً ﺑﻌﯿـﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﮐـﻪ ﺩﻧﯿـﺎ ﺧﺒﺮ ﺷﻮﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﭙﺮﺩﻩﺍﻡ ﺑﻪ ﺗـﻮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﺳﺮ ﺷﻮﺩ کانال زیباترین شعرها
181
8
تا نگاهم میکنی حالی به حالی می شوم محو رویت مبتلای دردِ لالی می شوم در خیالم با نگاهت عشقبازی می کنم بازهم دیوانه ازاین خوشخیالی می شوم میروم یک گوشه تنها، تا تورا عاشق کنم غرق رٶیاهای خوبِ احتمالی می شوم جاده های "مه" گرفته درمسیرِ عاشقی ذرّه ذرّه در هوای تو شمالی می شوم تا بفهمانم به مردم نقش چشم و ابروات گاه ماهِ کامل و گاهی هلالی می شوم تاکه بگذاری لبت را لحظه ای روی لبم عیب دارد این که من ظرف سفالی می شوم؟ خاک کنعانم من و تو یوسف پیغمبری گر نباشی من دُچارِ خشکسالی می شوم # کاوه احمدزاده
167
9
....با روسری گل گلی و موی شرابی زیبا شده ای ناز من امشب چه حسابی چشمان تو زیباتر از آهوی خرامان مخصوص همان لحظه که بیدارم و خوابی من رهگذر جاده عشقم که ندارد جز منظره ی مبهمی از نقش سرابی مقبول تو گر افتم و لطفی بنمایی هم من به نوایی برسم هم تو ثوابی ناشناس
145
10
يادگار عشق داغی در دل ديوانه ماند شمع رفت از انجمن،خاكستر پروانه ماند گريه‌ام در دل گره شد، ناله‌ام بر لب شكست وای بر قفلی كه مفتاحش درون خانه ماند زير سقف آسمان نتوان نفس را راست كرد در دل ما آرزوی نعره ی مستانه ماند #صائب_تبریزی کانال زیباترین شعرها
134
11
مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم فرو رفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی دمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردم شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم رخت می‌دیدم و جامی هلالی باز می‌خوردم کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم تو خوش می‌باش با حافظ برو گو خصم جان می‌ده چو گرمی از تو می‌بینم چه باک از خصم دم سردم #حافظ
140
12
زنده دل‌ها می‌شوند از عشق، مست مرده دل کی عشق را آرد به دست عشق را با نیستی سودا بود تا تو هستی، عشق کی پیدا بود عشق می‌جوید حریفی سینه چاک کو ندارد از فنای خویش باک عشق در بند آورد عقل تو را تا نماند در دلت چون و چرا #مولانا
128
13
اونجا که دارم برات میخورم آروم موهامو بزنی کنار 🔥 |
121
14
♥️♥️ ۰۰ ♥️♥️ از گلستـانِ تـو چیدم ، تک گُلِ زیبای عشق تازه فهمیدم نگارا چیست این معنای عشق من به تو وابسته گشتم ای گُلِ باغِ بهشت کی توانم دل کَنم از تو، در این دنیای عشق #نسرین_حسینی
129
15
کانال زیباترین شعرها
132
16
در رهِ پرخطرِ عشقِ بتان، بیمِ سر است بر حذر باش در این راه، که سر در خطر است چه کنم با دلِ خودکامِ بلا دوست، که او می‌رود بیشتر آنجا، که بلا بی‌سپر است #وحشی_بافقی
194
17
چہ ڪنم  تا بشوم عشق بدون بَدلت ؟ تو شوے شاعر و‌ من سوژه‌ے ناب غزلت چه‌ شود خرده‌ نگیرے به‌ دل عاشق من؟ چہ ڪنم جا بشوم گوشه‌ے دنج بغلت ؟ میشود تلخے احساسِ دلم را بِبری... بہ گوارایے آن خندہ ے مثل عسلت؟ میگذارے ڪہ بہ سرحد جنونت بڪشم؟ و خودم هم بشوم لیلے ضرب المثلت؟ مے شود زلزله‌ے قهر تو ویران نڪند... خانه‌اے را ڪہ بنا ڪردہ دلم بر گسلت؟ میشد ای‌ ڪاش دلت صاف شود با دلِمن بہ همان پاڪے و شفافی روز اَزلت.... #شیوا_صالحے
196
18
اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من اگر درها به رویت بسته شد، دل بر مکن از ما در این خانه دق الباب کن، وا کردنش با من ژولیده_نیشابوری
117
19
اے آرزوے من، زڪجا باز جویمت تا همچو نے نوازم و چون گل ببویمت تا بنگرے چہ مے ڪشم از دورے ات دمی بگذار پا بہ دیدہ ے من تا بگویمت در خون خویش غوطہ ورم تا بہ ڪوے تو تا چون قلم طریق محبت بپویمت گفتے ڪہ منتهاے امید تو چیست؟ آه اے منتهاے آرزوے من، چہ گویمت؟ از هرچہ هست  در همہ عالم تو را گزید خاطر، اگر ڪہ از همہ عالم بجویمت در چشم من یڪے ز رہ مردمے در آی تا گرد رہ بہ اشڪ ز دامن بشویمت #محمد_رضا_رحمانے
124
20
دلـم چشمانِ مستت را تمّنـا مے كند گاهی نگـاهِ مهـربـانـت را تقـاضـا مے كند گـاهی نمے دانم چہ سِرے در نگاهِ مستِ خود داری كہ چشمانت مرا مستانہ محيا ميكند گاهی چہ شبهایۍخمارت بودم و مستانہ سر كردی مگر يـاد از دلـم دارے كہ غـوغا ميكند گاهی تـو ماهِ روشنِ شب هاے ظلمانیِ من بودی نگہ كن دورے ات حالا، چہ بلوا ميكند گاهی دو چشمم منتظر دائم نشستہ بـر سرِ راهت نبـودے و نبـودت را تمـاشـا مے كند گـاهی شبانِ سردِ طولانے شدم خيـرہ بـہ هر راهی بساطِ گـریـہ را چشمم، مهیـّا مے كند گاهی نہ تنها دیدہ مستم ڪـہ هر دَم بغضِ پنهانی براے دیدنت اے دل، چہ سودا مے كند گاهی نگويم هر دَم و ساعت تـو هم يادے ز ما آری نميـدانم دلت يـاد از دلِ مـا مے كند گاهی؟ #عباس_زرين_كفش
162