212
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
212
سپس فرد روزه دار از خدا می خواهد که از خیرات ماه مبارک رمضان نصیبش فرماید .
یعنی استحقاق بهره بردن از برکات این ماه را پیدا کند . چرا که نزول برکات الهی در گرو مستحق بودن مردم است.
البته خداوند بخیل نیست ولی باید بنده ی خدا برای دریافت خیر و برکت شایستگی داشته باشد .
طبیب عشق مسیحا دَم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
حافظ
و اتفاقا روزه و نماز ودیگر عبادات ،این شایستگی و آمادگی در فرد ایجاب وایجاد می کند .
به فرموده ی پیامبر اکرم ( ص):
" ماه رمضان ماهی است که شمارا به مهمانی خدا دعوت کرده و شما را اهل کرامت خدا قرار می دهد "
ای خدایی که بخشنده هستی ( جواد ) و بخشندگی ات حد واندازه ندارد ( اجود) از این خیر وبرکت اضافی در ماه مبارک رمضان نصیب تمامی بندگانت بفرما.
آمین
212
تقاضای دیگر که مومن روزه دار از خدای متعال در اینروز دارد این است : خداوندا مرا از" سفاهت و تموِیه "دور نگهدارد. .
یعنی از جهالت و نادانی در انجام کارهای بیهوده و بی سرانجام. سفاهت یعنی نادانی و سفیه یعنی کسی که کارهایشناشی از نادانی و غلط است تمویه یعنی ظاهر سازی ؛ مثل کسی که روی فلزی آب طلا میدهد، (روکش طلا ) تا طلا جلوه کند . این را " تمویه" گویند .
کار باطل را حق جلوه دادن. در اینجا شخص،، سفیه و احمق نیست ولی شیطنت دارد ،کار های بدِ خودرا خوب جلوه می دهد .
در دعا از خدا درخواست می کند که یاری اش کند تا منافقانه عمل نکند
اورا از " تمویه" دور دارد .
برای بهتر فهمیدن معنای تمویه به ابیات زیر از مولانا جلال الدین محمد بلخی از کتاب مثنوی توجه کنیم.:
ظاهرت، چون گور کافر پر حلل
وز درون، قهر خدا عزّ وَجَل
از برون، طعنه زنی بر بایزید
و ز درونت، ننگ میدارد یزید»
212
شرح دعای روز سوم ماه مبارک رمضان
روزه داران در روز سوم ماه مبارک رمضان
از خداوند می خواهد تا " ذِهن و تَنبیه" یعنی هوشیاری و آگاهی " را روزیِ او کند .
هوشیار یا زیرک به فردی گفته می شود که خوب می فهمد و به خاطر می سپارد و به کار می بندد . گاهی این هوشیاری و زیرکی در کارهای باطل ( کارهایی که شایستگی و بایستی ندارند ) است که هم برای خودش و هم برای جامعه زیانبخش است
مثلِ کسی که دست به کارهایی می زند تا از آن راه به مال و مقام نامشروع برسد به این نوع از هشیاری که مذموم و نکوهیده است " نَکرا" می گویند یعنی زیرکی شیطانی. آنچه آدمی را از خدایش دور می کند.
گاهی هوشیاری و زیرکیِ فرد ، در جهت خیر و صلاح خودش و جامعه است .از آنجا که ممکن است برای این دسته از افراد غفلتی پیش آید که هوشیاری شان بر خلاف مسیر حق به کار روَد ، در دعا بلافاصله از خداوند در خواست " تنبیه" می کند به دنبال وسیله می گردد، چیزی یا کسی را از خدا طلب می کند که با اندک نصیحتی و اخطاری بتواند به هوشیاری رحمانی خود باز گردد و از هوشیاری شیطانی دور شود .
در دعا به خدا عرض می کند :خدایا این پرده غفلت که بر روی هوشیاری من افتاده کنار بزن . و مرا متوجه کن ،" تنبیه کن "
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقشِ عَجَب بر در و دیوارِ وجود
هر که فکرَت نکند نقش بوَد بر دیوار
سعدی
212
۱-- چه بد کردم ؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
که ناگه دامن از من در کشیدی ؟
فخرالدین عراقی از یک گِلایه ای ،به رسم عاشقان آغاز می کند تا یک مقدمه و زمینه چینیِ ظاهرا ساده برای داستانی بس طولانی و پیچیده ( آفرینش آدم ، نقش ابلیس' هبوط و... ) باشد.
۲--چه افتادت که از من بر شکستی؟
چرا یکپارچگی از من رمیدی؟
دلیلِ اعراض و رویگردانیِ ناگهانیِ محبوب یا به قول عرفا قهر او یا باز گرفتنِ تجلّی خود ،از عاشق را می پرسد.
۳-- به هر تر دامنی رخ می نمایی
چرا از دیده ی من ناپدیدی؟
رخ نمودن به هر تر دامن،همان است که خواجه حافظ ،" شاهد هر جایی" می خواند ،یعنی همه جا و بر همه کس حاضر و ناظر است ،می پرسد تو که این چنینی چرا رخساره به من نمی نمایی؟
۴--تورا گفتم که : مشنو گفتِ بد گوی
علیرغم( علی رغم) منِ مسکین شنیدی
" بدگوی" همان " مدعی" به مفهوم ابلیس است.
همان که حافظ شیراز گفته : مدعی خواست که آید به تماشاگه راز / دست غیب آمد و بر سینه ی نامَحرم زد.
۵-- مرا گفتی رَسَم روزیت فریاد
عفَاالله ،نیک فریادم رسیدی!
میگوید: وعده می دادی که مرا به خود وامگذاری،و به فریادم برسی ،که می تواند ناظر به آیات و احادیث بسیار باشد که به فحوای آنها حق تعالی وعده فرموده است تا " مُجیبِ دعوت " هر داعی ،( دعا کننده) و مُغیث هر مستَغیِث و عفو کننده ی هر مستغفر باشد.
۶-- دَمی از پرده بیرون آی ،باری
که کلّی پرده ی صبرم دریدی
در خواستِ تجلّی و آشکار شدنِ معشوق و خروج او از حالت استتار ( پوشیدگی) است.
۷-- هم از لطف تو بگشاید مرا کار
که جمله بستگی ها را کلیدی
۸-- نَخُستم برگزیدی از دو عالَم
چو طفلی در بَرم می پروریدی
۹-- لب خود بر لبِ من می نهادی
حیاتِ تازه در من می دیدی.
توضیح ۷-۹
اختیار کردنِ حق تعالی ،گِل ناچیز آدم را از دو عالَم و تکریم او ، ماجرای سِرِ شتنِ کالبد انسان در خلوتِ " حظیره ی قدس" ، یعنی آنجا که به دور از شهادت حتی ملائکه، خود بود و آفرینش شاهکارِ خویش ،و پس از خَلقِ قالب و کالبد هم دمیدنِ روح یعنی نفس ِ رحمانی در آن ، که " لب بر لب نهادن " و " حیات دمیدن" بیان شده است ؛ همچنان که در دمیدن نَفَس لب بر لب می گذارند تا حیات در کسی بدمند .
ادامه دارد
درس سحر فردا
انشاءالله
212
فخر الدین عراقی عارف بزرگ و شاعر خوش ذوق ،در یک غزل با زیبایی بسیار ساده و در عین حال سخت گویا و دل انگیز ،قصه ی عشق عارفانه را از نخست تا کنون باز می گوید .
در اینجا این غزل و توضیحی کوتاه از آن را به قلم استاد ارجمند دکتر سعید حمیدیان از جلد اول کتاب شرح شوق صص ۱۶۰ و ۱۶۱ با هم می خوانیم.
212
در دعای روز دوم ماه مبارک رمضان شخص روزه دار از خداوند می خواهد که:از وی راضی و خشنود باشد .
حال سوال این است که خدا چه موقع از بنده اش راضی است ؟ در جواب نوشته اند وقتی که بنده به وظایف بندگی اش عمل کرده باشد .
رضایت خدا از بنده اش بالاترین مقام است . در این روز روزه دار ،از خدا می خواهد تا اورا از خشم و عذاب خودش دور بدارد واز خدا می خواهد تا اورا موفق بدارد به قرائت قرآن کریم .
[البته باید توجه داشت که اصل نزول قرآن بر عمل کردن به قرآن است .نزول قرآن فقط برای خواندن نیست. قرآن کتاب انسان سازی است تاکید بر قرائت قرآن بویژه در ماه رمضان اُنس گرفتن با آن و عمل کردن به دستورات آن است .
خواندن قرآن > به یاد خدا بودن > و عمل کردن به دستوراتش.
212
در دعای روز اول دوم ماه مبارک رمضان( که به علت کسالت توفیق شرح آن در وقت خودش از من سلب شد) ،روزه داران از خداوند متعال می خواهند تا روزه شان را مانند روزه داران حقیقی قرار داده شود . یعنی روزه ی آنانی که به حقیقت روزه دست یافته اند .
معلوم می شود که روزه گرفتن علاوه بر خودداری از آنچه روزه را باطل می کند ( مفطرات ) باید به قصد تقرب به خدا امساک و خود داری شود نه به نیت مثلا سلامتی یا لاغر شدن و ....
گرچه روزه داری این فواید را هم دارد . ولی اصل نیت عبودیت و بندگی خدا و تقرب به او باید باشد . روزه حقیقی فقط نخوردن ونیاشامیدن و دهان بستن نیست بلکه مخالفت با هوای نفس است .
-- زبان را از دروغ وغیبت و تهمت و ناسزا ودیگر گناهان زبانی باز داشتن .
-- گناهان مربوط به چشم .
-- گوش را از شنیدن غیبت و تهمت و ناسزا باز داشتن ،چون گوش مشتری زبان است .
تا اینجا گناهانی هستند که بود و نمود دارند
ولی روزه داران حقیقی علاوه بر اینها از گناهانی دوری می کنند که بود دارند ولی نمود ندارند .مانند
حسد و کینه ( گناهان قلبی ) که منشا نزاع و دشنام ودیگر گناهان بدنی می شوند.
تقاضای دیگرِ روزه داران از خداوندمتعال این است که شب زنده داری برای عبادتش ( قیام ) را مانند قیامِ بندگان خاص خود قرار دهد.( قیام قائمین )
-- از خدا می خواهند تا آنان را از خواب غفلت بیدارکند( آنگاه که خودش وخدایش را فراموش کرده است. خدا نیز چنین بنده ای را فراموش کرده و به حالِ خود واگذار می کند )
-- از خدا می خواهند تا گناهانشان را عفو کند . از آنان درگذَرَد ،خطا و جُرم شان را مورد گذشت قرار دهد .
212
شنبه دوم اسفند ماه ۱۴۰۴
بِِِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرحیم
اَللّهُمَّصَلِّعَلیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفرجهمَ
سلام علیکم
صبح و عاقبت شما گرامیان بخیر
یا رب العالمین
