212
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
212
مسلّم کسی را بوَد روزه داشت
که درمانده ای را دهد نان و چاشت
وگر نه چه حاجت که زحمت بَری
ز خود باز گیری و هم خود خوری
سعدی
212
مسلّم کسی را بوَد روزه داشت
که درمانده ای را دهد نان و چاشت
وگر نه چه حاجت که زحمت بَری
ز خود باز گیری و هم خود خوری
سعدی
212
در دعای روز ششم ماه مبارک رمضان از خداوند می خو اهیم که در مبارزه با هوای نفس و با انسان های شیطان صفت و نیز در مصاف با ناملایمات و حوادث طبیعی مارا یاری کند
و نیز از خدا می خواهیم که مارا موفق بدارد که گناه نکنیم و اگر توفیق به ترک گناه پیدا نکردیم توفیق توبه کردن را به ما عطا فرماید ودر نهایت اگر مرتکب گناه شدیم به خاطر گناهی که مرتکب شده ایم ،دست از یاری ما برندارد و مارا خوار و خفیف نگرداند، به عبارت دیگر گناه و عصیان و معصیت موجب خواری و ذلت ما نگردد .
در بخش دیگر دعا از خداوند می خواهیم که
ما را با تازیانه های غضب و خشم خودش نزند و عذاب نکند [ سِیاط یعنی تازیانه ها> جمع "سوط" یعنی تازیانه ]
و در پایان دعا از حق تعالی درخواست می کنیم که مارا از نیّات و اعمالی که موجب خشم وناراحتی و نارضایتی اش شود ،دور بدارد[ زَحزِح یعنی دور داشتن ،زحزح
معمولا به دور داشتنِ با عجله" زحزح" گفته می شود ،مثل وقتی کسی رفته لبه ی بام ودرحال افتادن است یا درحال افتادن به داخل چاه است معمولا با عجله وشتاب می دوند اورا به عقب می کشند ومانع سقوط او می شوند این را می گویند " زحزح" ]
همان که در آیه ۱۸۵ سوره آل عمران قرآن کریم آمده است :
"كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۖ فَمَنْ" زُحْزِحَ" عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ ۗ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ"
212
سه اسفند ماه ۱۴۰۴
بِِِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرحیم
اَللّهُمَّصَلِّعَلیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفرجهمَ
سلام علیکم
صبح و عاقبت شما گرامیان بخیر
یا ارحم الراحمین
212
در پایان دعا از خداوند می خواهیم که مارا از دوستان خودش قرار دهد از آنجا که دوستی منهای شناخت و منهای اطاعت بی معناست ،دوست خدا باید خدارا بشناسد و از او اطاعت کند . اولیای مُقَزِّب درگاه خدا شدن ، دوست خدا بودن یعنی ،در راهِ خدا بودن ، اطاعت خدا را کردن با( حُبّ + شناخت + اطاعت ) به درگاهِ خدا می توان تَقَرُّب پیدا می کرد.
به رافتک یا ارحم الراحمین
212
در دعای امروز از خداوندمتعال طلب استغفار یا آمرزش می کنیم .
آمرزش خدا یعنی چه ؟ یعنی همان که در آیه ی ۵۳ سوره زمر آمده است :
إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ خداوند در این آیه به بندگانش خطاب می کند که از رحمت بی منتهای من مایوس نشوید . آمرزش بخواهید ،من آمرزنده ام " خداوند بسیار غفّار( آمرزنده) است به شرط این که انسان توبه کند یعنی زمینه آمرزش و مغفرت را برای خودش مهیا کند مثل زمینی که قابلیّت زراعت دا دارد .
همان که در آیه ۸۲ سوره طه آمده است :
وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَىٰ
خداوند در این آیه ^ می فرماید : کسی را می آمرزد که ایمان بیاورد و عمل صالح انجام بدهد سپس در راه راست باقی بماند در راهی که وظیفه دارد .
در بخش دیگری از این دعا از خدا می خواهیم که مارا از صالحان و قانتان قرار دهد .
صالح یعنی شایسته بندگی و قانت یعنی بنده ای که در مقام عبادت خاشع است ،عبادتش با قنوت همراه است یعنی موقع نماز خواندن دلش و چشم و گوشش جای دیگر نباشد اگر باشد این عبادت قنوت ندارد قنوت یعنی این که در کمال فروتنی قلبی و باطنی ، خود را در مقابل پروردگار حقیر و کوچک بشمارد و آداب نماز را رعایت کند .
قانت مقامی است بالاتر از مقام صالح .
212
دو شنبه چهارم اسفند ماه ۱۴۰۴
بِِِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرحیم
اَللّهُمَّصَلِّعَلیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفرجهمَ
سلام علیکم
صبح و عاقبت شما گرامیان بخیر
یا قاضی الحاجات
212
^^توضیح کوتاه غزل فخرالدین عراقی به قلم استاد ارجمند دکتر سعید حمیدیان از جلد اول کتاب شرح شوق صص ۱۶۰ و ۱۶۱ و ۱۶۲ که با هم خواندیم
212
ادامه ی شرح یکی از غزلیات فخرالدین عراقی که قسمتی از شرح را در دو درس درس پیش خواندیم
۱۰-- خوشا آن دَم که با من شاد و خرَّم
.میان انجمن خوش می چمیدی
انجمن و چمیدن هر دو بی تردید گلشن احباب، چمن قدس ،نزهتگه ارواح و امثال اینهاست.
۱۱-- ز بیم دشمنان با من نهانی
لبِ زیرین به دندان می گزیدی
"دشمنان "و "لب گزیدن،"محبوب از آنها ، می باید جمع در مقام فرد باشد یعنی همان مدّعی،و "لب گزیدن " انذارهایی است برای فریفته نشدن آدم به اغوای ابلیس .
۱۲-- چو عنقا تا به چنگ آری مرا باز
ورایِ هر دو عالَم می پریدی
۱۳-- مرا چون صید خود کردی ،به آخر
شدی با آشیان و آرمیدی
جدایی ناشی از هبوط آدم به دار تزاحم و روی پوشیدن معشوق
۱۴-- تو با من آن زمان پیوستی ای جان
که بر قدَّم لباس خود بُریدی
یاد آوری ِروزگارِِ پیوستگی و این که حقّ ،بنده را با ودیعت نهادن صفاتی از خویش در وجود او پرورد . و " لباس" خود بر قَدّ او بریدن"
۱۵--از آن دَم باز گشتی عاشق من
که در من رویِ خوبِ خود بدیدی
۱۶-- من ار چه از تو می آیم پدیدار
تو نیز اندر جهان از من پدیدی
۱۷-- مرادِ تو منم آری ،ولیکن
چو وابینی تو خود ،خودرا مریدی
ابیات ۱۵ تا ۱۷ باز گفتی است از تمامیِ معانی و امور مربوط به این که خداوند به مصداق حدیث قدسی ( کُنتُ کَنزا مَخفیا) آدمی را چونان آینه ای آفرید تا وجه ( صورت) زیبای خود را در آن ببیند . این که عشق رابطه ای است دوسویه و " چنانک معشوق ناگزران( = ناگزیر) از عاشق است، عاشق هم ناگزرانِ معشوق است > [ کتاب مرصاد العباد ص ۴۹] یعنی دو آینه ی متناظر ،به " یُحِبِّحُهم و یُحِبّونه"> (سوره مائده آیه ۵۴ ) نیز در این معنی در این معنی استناد می شود " تو خود خود را مریدی" نیز همان است که حافظ شیراز گفته است : " که با خود عشق بازد جاودانه"
همچنین عرفا اصطلاحی دارند به صورت " قلبِ طرفین" یعنی این که پروردگار بر اثر عشق و رحمت به بنده ( نه نیاز) جایِ عاشق را می گیرد و بنده مکانِ معشوق را " و این بار ،پروردگار نازِ بنده را می کشد .
فخرالدین عراقی نیز به این نظر دارد: " تو نیز اندر جهان از من پدیدی" چرا که انسان آینه ی خداوند است.( آینه ی حق است) .
۱۷- گُزیدی هر که را از بهرِ کاری
عراقی را برای خود گُزیدی
دوستان مخاطب درس سحر ،در این حکایت دیدیم که قصه ای ظاهرا ساده ، گِلایه ای شِکوه ای صمیمانه بود ،لیکن چه معنی ها و ماجرا ها در بطن و دل خود نهفته داشت که به اختصار برگزار شد .
همین است که از هر کسی( ،با هر زبانی ) می شنوی نامکرر است . خلاصه و اجمالی این بود و تازه شرح آن هم این گونه است :
212
این شرحِ بی نهایت از حُسنِ یار ( یا از زلف یار ) گفتن .
حرفی است از هزاران کاندر ( که اندر عبارت آمد)
حافظ
