212
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
212
بدیهی و روشن است که خالقِ انسان خداست و خدایِ خالق،مالک حقیقی اوست. و به دلیل خالقیت و مالکیت بر انسان ( و بر همه آفریدگانش) تسلطِ کافی دارد. به عبارت دیگر اختیارِ حقیقی ( ناصیه ) در دستِ اوست. و همه تسلیم مشیّت و خواستِ او هستند. و همگی را به سمت و سویِ رضایت خود که جز به صلاح بندگانش ( مخلوقاتش) نیست می کشد .
به قول سعدی :
ما خود نمی رویم روان از قفایِ کس
آن می بَرَد که ما به کمندِ وی اندریم
و
همان طور که در قرآن کریم سوره ی مبارکه ی هود ، آیه ۵۶ آمده است :
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ ۚ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا ۚ إِنَّ رَبِّي عَلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ
[ناصیه در لغت یعنی موی پیشانی اسب که وقتی در دست کسی هست ،اختیار کامل اسب با اوست . ]
منظور از ناصیه در دعا یعنی اختیار کامل ما که در دست خداست و اوست که با گرفتن دست ما ، و هدایت درونی یا قلبی، مارا به سمت رضایت خودش یا به سوی انجام کار هایی که رضایت خودش در آن باشد و سعادت ما در آن است ،راهنمایی می کند .
این تقاضا را که :
" خدایا برای ما راهی به سوی رضایت خودت باز کن " را در دعای روز دوم ماه رمضان از خداوند نموده بودیم
،در دعای امروز ( روز نهم)
عرض می کنیم که:
خدایا موی پیشانی ما ( ناصیه ). مارا بگیر ،دست مارا بگیر و به سوی مرضات و رضایِ خودت بکشان . آنهم" مرضات الجامعه"
یعنی
مقام رضایتی که همه ی خیرات و سعادت در آن هست
.به حقِ آن محبت و دوستی ای که خودت به بندگانت داری
.بمحبتک یا اَمَل المُشتاقِین
ای کسی که همه ی مشتاقان تو آرزوی ( اَمَل ) ملاقات و لقای تورا دارند
212
رحمت واسعه یا رحمت عام مشمول همه ی موجودات و مخلوقات می شود ،در دعای کمیل می خوانیم[ اللهم آنی اسئلک برحمتک التی وسعت کل شیء ] در این رحمت واسعه (گسترده) همه ی مخلوقات شریک هستند. از جمله انسان ، به قول سعدی : "خوانِ نعمت بیدریغش همه جا کشیده" در این دعا انسان مومن به خدا ومعاد رحمت خاص خداوند را از او تقاضای می کند که
هم در دنیا وهم در آخرت ،نصیبِ او بشود.
البته به شرطی که از اختیار خدا داده اش استفاده کرده و تکلیف الهی خود را انجام بدهد .
---دومین در خواست از خداوند ،هدایت است .هدایت از طریق معرفت به براهین( برهان ها) یا دلایل ساطعه( روشن و درخشان) وحجت و بیّنِه ی رسا که در زمین و آسمان هست تا از آین طریق به خدا معرفت پیدا بکند
به عبارت دیگر انسانِ مومن به خدا و به معاد در این دعا به پروردگار خویش عرض می کند که خدایا هدایت کن مرا تا به واسطه ی مشاهده ی براهین و دلایلِ درخشان و روشن و بلند و رسایِ تو ، بیش تر به تو معرفت پیدا کنم .
212
جمعه هشتم اسفند ماه ۱۴۰۴
بِِِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرحیم
اَللّهُمَّصَلِّعَلیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفرجهمَ
سلام علیکم
صبح و عاقبت شما گرامیان بخیر
212
. از سوی دیگر ، معشوق روح خفته ی عاشق را بیدار می کند وجود پنهان و شریف عاشق با حضورِ معشوق و محبوب ومعشوق ازلی ،آشکارتر می شود.
نغمه ها و صدا های دلنوازی که در نهاد عاشق ساخته شده است ،از طریق عشق ومحبت ،با گوش جان شنیده می شود .
گویی انسانِ عاشق به دارایی ها و ثروت های تازه و چشمگیری دست یافته است .
عاشق با عشق فزونی می یابد با عشق روی به آفتاب می کند در نتیجه روشن تر و نورانی تر می شود .به عبارت بهتر : تولدی دوباره می یابد و با این تولد دیگر ، وجود صدپاره ی او جمع می شود
احساس آبادی می کند که نتیجه اش خشنودی جان است.هنگامی که باران عشق محبوب قطره قطره و ذره ذرّه بر زمین جان عاشق باریدن می گیرید و پیمانش با او یعنی خدای متعال ،محکم و ماندگار شده و شب تارِ عاشق با حضور معشوق نورباران می شود. وتا کنون که از این نور یعنی محبت وعشق خدا" این یاری که اورا یار نیست" جدا بود ، در تاریکی و تنهایی به سر می بُرد .
اما
آن هنگام که عشق در خانه ی دلش نشست و خورشید را به درون خانه کشاند ، هستی اش روشن شد و ظلمت وغبار از میان رفت .
در این نوع عبادت عاشقانه وعارفانه پیوند وپیمان بنده با پروردگارش استوار می ماند و همین رابطه ی گرم کمک می کند تا بنده مدام چشم به جمال دلدار یا دلبر بدوزد و از برکت چنین ارتباطی ،ذهن از گزند مصون و راه کمالش را بپیماید .
عبادت عاشقانه وعارفانه با خود ،زلالی وپاکیزگی می آورد و نفس انسان عارف وعاشق ، از این طریق ، گرانبها تر و لایق تر می شود.
منزل حافظ کنون بارگه کبریاست( پادشاست )
دل برِ دلدار رفت جان بر جانانه شد .
212
دقت کرده اید که انسان در برابر حقیقت عشق و رابطه های محبت آمیز ،واکنش مثبت و همنواتری از خود نشان می دهد . گویی محبت مانند یک مغناطیس قوی همگان را به دور آتش گرم خود جمع می کند ،کاسه ی نگاه انسان را از زیبایی و لطافت پر می کند و موجب رضایت خاطر می شود .در حالی که بی محبتی و رفتار خشونت آمیز ، یک برخورد غیر طبیعی است وانسان در برابر آن ابراز انزجار می کند
..چرا معمولا واژه ی محبت وعشق را با هم به کار می بریم ؟ زیرا صورت خالص تر شده و شدت یافته ی محبت همان عشق است.
عشق ، با محبت دوسر یک طیف هستند در یک سو ابتدا محبت یافت می شود و با تلطیف و تهذیب و گسترش کیفی محبت ، آتش عشق دامن آدمی را شعله ور می سازد . عاشق در این حالت ، گمشده ی خودرا می یابد و با دیدار معشوق ،درمانی برای کم وکاستی های درون خویش پیدا می کند .
بدین ترتیب ،در شخصیت عاشق تحولی بزرگ رخ می دهد . البته باید یاد آور شد که این تحول صورت بیرونی و ظاهری و جسمانی ندارد بلکه روح است که بر اثر عشق گسترده تر و افزون تر و فربه تر می شود و آدمی با تجربه ی عشق بسط بیشتری می یابد و هستی او گشوده تر می شود.
بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش
که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد
حافظ
سِرِّ جذابیت عشق و کیمیاگری عشق در همین است که وجودی ضعیف با عشق ورزیدن ، وجودی نیرومند تر مبدل می شود . پنجره ی جان و دلِ آدمی ، به سوی هستی پهناور تری گشوده می شود و جان و دل آدمی را به نسبت ظرفیت معشوق ،می گشاید ،تواناتر می کند. وهمین است راز رضایت بخشی عاشق.
212
پاسبانِ حرمِ دل شدهام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نَگْذارم
دیدهٔ بخت به افسانهٔ او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کُنَد بیدارم؟
حافظ
شرح قسمت دوم ابیات به وقت افطار
انشاءالله
212
در سومین بخش از دعای روز هشتم ماه رمضان درخواست می کنیم که:
خدایا
سلام وسِلم وصلح را درمیان خانواده های ما ،مردم ما برقرار کن . به ما کمک کن تا هم خود اهل صلح وسلامت باشیم و امنیت جامعه را متزلزل و متلاشی نکنیم و هم سعی کنیم در سلامت و امنیت جامعه بکوشیم .
"افشاء سلام" همان انتشار صلح و صفاست. همانند رسیدگی به یتیمان و اطعام طعام این نیز از بزرگترین بلکه با فضیلت ترین عبادات است . این سه به تعبیر ائمه علیهم السلام از" مُنجِیّات" است> یعنی چیزهایی که باعث نجات انسان از آتش جهنم می شود .
آخرین درخواست در دعای امروز "صحبت کِرام" است یعنی همنشینی وهمصحبتی با مردمان خوب و معاشرت با شایستگان و وارستگان . که در تربیت و تزکیه ی فرد بسیار موثر است .
همنشین خوب رفیق خوب داشتن نعمت است.
خدایا روزی ما کن که با نیکان معاشرت داشته باشیم .
و
در آخر دعا متشبث می شوند به یکی دیگر از صفات خداوند یعنی صفت " طول " به معنی اِنعام واحسان او .
عرض می کنیم که:خدایا ،پروردگارا ،به حق احسانت ( طول ) این دعاهای مارا مستجاب کن
ای کسی که پناه آرزومندان هستی
( یا ملجأ الاملین)
212
درخواست دیگر در دعای روز هشتم " اِطعامِ طعام" است یعنی غذا دادن . این هم از بالاترین عبادتهای و موجب برتری انسان در مقام عبودیت و تقرب الهی است که انسان اطعام طعام کند . ودر ماه رمضان افطاری دهد.
[نکته ای که باید بدان توجه داشت این است که ،افطاری دادن ، و طعام دادن اختصاص به فقیر وگرسنه ندارد ،البته آنهامقدم هستند ولی "اطعام طعام " موردنظر است .ولو این که کسی غنی و ثروتمند باشد . این کار ارزش دارد . مهمانی دادن و پذیرایی کردن و غذا دادن از جمله اموری است که فضیلت دارد . به خصوص در ماه مبارک رمضان. که فضیلتش دوبرابر ومضاعف است ،میزبان در درجه اول خداست ودر مرتبه بعد فرد کریم صاحب سفره ،که از اطعام لذت می بَرَد . برعکسِ انسان لئیم و پَست وخودخواه که از خوردن لذت می برد .
علی ع فرمودند:
.لئیمان از طعام لذت برند کریمان از اطعام.
هر کدام به تناسب شخصیت شان ،لذتشان متفاوت آست . یکی می خورد لذت می بَرَد ،دیگری می بخشد لذت می بَرَد .
