518
Subscribers
+124 hours
-17 days
-930 days
Posts Archive
518
برا زندگی کردن تو رودروایسی مامان گیر کرده بودم که اونم تبدیل شده به یکی از دلایل ادامه ندادن زندگی.
518
توی غربی ترین شرقم جهنمی ام ا این زمین تردم اثر نداره سمی ترین زهرم الان به فوبیام شبیه ترین فردم انگاری برام همه کمین کردن الان زخمی ترین شرم نگیر فاز دلسوزی اشک نریختم حتی تو غمگین ترین شبم.
