en
Feedback
اَبر.

اَبر.

Open in Telegram

http://t.me/HidenChat_Bot?start=1354364162

Show more
Iran145 901The category is not specified
1 697
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-2730 days
Posts Archive
photo content
+1

Shaer e Hamishe ba Colt.mp35.50 MB

این بدن‌دردهای چندین‌ساله، این گنگ و نامفهوم بودن دنیای اطراف، اینکه دائما احساس کنی محیط، تماما پیکسل‌هایی‌ست که در چشم‌بهم‌زدنی دود می‌شود و می‌رود هوا، این حافظه‌ی کوتاه‌مدتی که اصلا انگار وجود ندارد و این اتاقِ مرده‌ها، فقط در رفتن‌ست که می‌میرد. در رفتن و کندن از همه‌چیز‌. از این تکه‌های مواد شیمیایی که دوزهایشان روزبه‌روز بیش‌تر می‌شوند خسته‌ام‌. من این‌ها را نمی‌خواهم. این محرک‌ها را نمی‌خواهم. فقط رفتن می‌خواهم. نبودن و نیست شدن. کاش اشک‌هایم رودی شوند که جاری می‌شوند به‌ هرجایی غیر از این‌جا و مرا با خود ببرند. چه‌کار کنم تا از این‌جا بروم؟ با کدام باد هم‌سو شوم تا برای همیشه مرا از این‌جا دور کند؟

photo content

می‌تونی کسی رو دوست داشته باشی در حالی که از چشم‌ت افتاده. دوست داشتنِ آدم‌ها دست ماست، اما اینکه خسته‌ت کنن و از چشم‌ت بیفتن دست اون‌هاست.

می‌تونی کسی رو دوست داشته باشی در حالی که از چشم‌ت افتاده.

Ladies.✨✨

I'm not afraid of God, I am afraid of man.

مادر من گریستم برای او. تمام آن شب‌هایی که با کلافگی کلِ خانه را راه می‌رفتم و ته‌سیگارِ بغض‌هایم را در گلو خاموش می‌کردم برای او می‌گریستم. حال می‌دانی که چقدر فاصله برایم دردآورست. حال می‌دانی که آن‌همه نوشتن و مچاله کردن برای که بود و چه بود. می‌دانی که آن‌روزهای سرد و برفی که گرم‌تر از همیشه به خانه می‌آمدم برای چه بود و این روز‌های گرم، سردی وجودم از برای چیست. نگاه‌های او را دیدی، چشم‌هایی که خودش آن‌ها را نمی‌بیند را دیدی. من احساس‌‌اش می‌کنم مادر. همیشه و همه‌جا احساس‌اش می‌کنم. مادر من در کنار تو هیچ‌گاه اشک نمی‌ریختم. نمی‌توانستم بگذارم رنجی بکشی که برای تو نیست. اما آن‌شب نتوانستم. نتوانستم اشک‌هایم را نگاه دارم. سینه‌ام می‌سوخت و فقط اشک بود که آرامم می‌کرد‌. من به‌جای تمام اشک‌هایی که او نریخته بود گریستم. به اندازه‌ی تمام این کیلومتر‌ها گریستم. مانند همان نامه‌ها، قلبِ مچاله‌شده‌ام را بر کفِ اتاق انداختم و تو دوباره از نگاه‌های او و لبخند‌های من گفتی. کاغذهای چروکیده را باز کردم، غبارِ قلب‌ام را تکاندم و برایش آیینه‌ شدم.

95006_988164404eab2adaf767e5baec.mp32.63 MB

Repost from 2+2=5
عزیزترینم مطمئنم دوباره دارم دیوانه می‌شوم. حس می‌کنم دیگر توان تحمل روزهای وحشتناک را نداریم و این بار حالم خوب نمی‌شود. دوباره صداهایی می‌شنوم و تمرکزم را از دست می‌دهم، پس بهترین کار ممکن را می‌کنم. تو بزرگ‌ترین خوشبختی ممکن را به من داده‌ای. گمان نمی‌کنم پیش از این که این بیماری لعنتی شروع شود، هیچ زوجی به خوشبختی ما بوده باشند. دیگر نمی‌توانم بجنگم. می‌دانم که زندگی‌ات را تباه می‌کنم، می‌دانم که بدون من موفق خواهی بود و خودت هم می‌فهمی. می‌بینی؟ حتی نمی‌توانم این نامه را درست بنویسم، نمی‌توانم بخوانم. می‌خواهم بگویم همه‌ی خوشبختی زندگی‌ام را مدیون تو هستم. تو صبورانه با من مدارا کرده‌ای و بیش از اندازه خوب هستی. می‌خواهم بگویم ــ همه این را می‌دانند. اگر کسی می‌توانست مرا نجات بدهد، آن فرد تو بودی. همه چیز را از دست داده‌ام جز ایمان به خوب بودن تو. نمی‌توانم بیشتر از این، زندگی‌ات را خراب کنم. گمان نمی‌کنم هیچ دو نفری خوشبخت تر از من و تو بوده باشند.

photo content
+1

09 The Moody Blues - Melancholy Man.mp313.41 MB

باد می‌وزید. درختی تنها را در آغوش کشیدم و بر شانه‌هایش گریستم.

I'm not sad, I'm Secretly A Dinosaur.

photo content
+1

You're scared, I can see you tremble Shaking like a dog shitting razor blades Feel love shadows like a stranger Well, join the club, yeah, join the club Do you wish that you could cut yourself out of your skin? Well, join the club, yeah, join the club Whatever the fuck it takes to feel like you fit in? Well, join the club, yeah, join the club ComaWhite

Repost from GHOSTEEN | شبح
رگبار ناگهانی باران‌های رشت گواه این است که هنوز می‌شود نمرد. هنوز می‌شود یک قایق کاغذی بود که روی هر قطره‌ی باران آرام سُر می‌خورد و پیش از اینکه خیس شود به سمت قطره‌ی دیگر پرواز می‌کند. ببار باران که زمین هم به اندازه آسمانت خیس گردد. ببار که قایق کاغذی شوم در اکتشاف راز غم قطره‌هات.

photo content
+1

3.73 KB