Ven"ma ❅
Open in Telegram
246
Subscribers
No data24 hours
-287 days
-15230 days
Posts Archive
246
آنگاه که غرور کسی را له میکنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده ای انگاری،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی!
آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری،
می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟!!
246
بغل هرکسی باید مثل حصار باشه نه کسی راحت بتونه وارد بشه نه اینکه وقتی اومد راحت بتونه بره.
246
اگه قرار بود حسی که بهت دارم، تموم یا عوض بشه دیگه چه فرقی با بقیه داشتم اگه قرار بود فراموشت کنم، چرا اصلاً باید بهت میگفتم دوستت دارم ؟! ...
من یه آدم سالخورده نیستم که فراموش کنم تو کی بودی و چه حسهایی رو به من دادی من فکر کردن بهت عادت کردم فکر تو شده قسمتی از مخم و من اون قسمت رو خیلی دوست دارم پس توقع نداشته باش اون تیکه از مغزمو جدا کنم؛ تو میتونی حس من رو نادیده بگیری یا هر چیزی تشبیهش کنی ولی من نمیتونم. تو وقتی یکی رو با تمام وجود دوست داری چه جوری بدش میتونی تموم وجودت و تک تک سلولهای بدنت رو قانع کنی که دیگه دوستش نداشته باشن ؟!
246
کسانی که دوستمان دارند،
بسیار بیشتر از کسانی که از ما بیزارند، ترسناک هستند؛
ایستادگی در برابرشان هم
بسیار دشوار است.
