en
Feedback
فرصت طلایی

فرصت طلایی

Closed channel

📈 Analytical overview of Telegram channel فرصت طلایی

Channel فرصت طلایی in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 223 347 subscribers, ranking 364 in the Technologies & Applications category and 959 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 223 347 subscribers.

According to the latest data from 22 October, 2025, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -12 686 over the last 30 days and by 0 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 2.65%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 1.07% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 5 920 views. Within the first day, a publication typically gains 2 391 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 44.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as غزه, قطعنامه, ماشه, توافق, شورا.

📝 Description and content policy

Channel description not provided.

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 18 March, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Technologies & Applications category.

223 347
Subscribers
No data24 hours
-2 4667 days
-12 68630 days
Posts Archive
دو اتفاق مهم بزودی قیمت دلار را کوتاه مدت اصلاح میکند: ‏عرضه دلار گروه پتروپالایش ها (قیری ها) در تالار دوم ‏عرضه دلار تداخلی (مداخله ای)حدود ۵۰۰ میلیون دلاردر ۲هفته آینده

‏ترکیه‌ی اردوغان هیچ‌گاه متحد ما نبوده! آنجایی که برای‌ش منفع‌ت داشته، پایِ سفره‌ی ایران نشسته! جایی هم که‌ منافع‌ش ایجاب کرده چنان لگدی زده که اثرات‌ش حالا حالاها ادامه دارد مثل سوریه. گامروز اما از رو شمشیر بسته...

بازار طلا و دلار با چه اخباری بالا و پایین شدند؟
بازار طلا و دلار با چه اخباری بالا و پایین شدند؟

دلار زودتر از پیش‌بینی‌های معاملات آتی طلا در حرکته و با این تفاسیر میشه قیمتارو راحت‌تر حدس زد. طلا کارها میدونن ارزش این اط
دلار زودتر از پیش‌بینی‌های معاملات آتی طلا در حرکته و با این تفاسیر میشه قیمتارو راحت‌تر حدس زد. طلا کارها میدونن ارزش این اطلاعات چقدره.

دریافت جایزه صلح نوبل به دغدغه اصلی دونالد ترامپ بدل شده است؛ آن‌قدر که بی‌پرده و آشکارا خواستار آن شده و تنها خود را شایسته آن می‌داند. بعید است از سال ۱۹۰۱ که این جایزه آغاز به کار کرده، شخصیتی پیش از دریافت، به اندازه ترامپ چنین مصر و پیگیر، آن را مطالبه کرده باشد. وی همچنین ندادن این جایزه به او را توهینی بزرگ به آمریکا توصیف کرده است. ترامپ مدعی است هفت جنگ را پایان داده است؛ میان اسرائیل و ایران، پاکستان و هند، رواندا و کنگو، تایلند و کامبوج، ارمنستان و آذربایجان، تا مصر و اتیوپی و صربستان و کوزوو. اما واقعیت چیز دیگری است: نخست آن‌که در برخی موارد مانند مصر و اتیوپی یا صربستان و کوزوو اساساً جنگی وجود نداشت و حتی یک گلوله هم شلیک نشده بود که کسی بخواهد آن را تمام کند. دوم آن‌که در مواردی مانند درگیری چند روزه پاکستان و هند، نقش ترامپ در پایان یافتن بحران بنا به اعلام دهلی نو کم‌اهمیت بود. اگر هم پاکستان، ترامپ را نامزد دریافت جایزه صلح نوبل کرده است، بیشتر با هدف کسب حمایت و همراهی او در تنش با هند است تا نقش او در پایان درگیری. سوم این که در ماجرای جنگ اسرائیل و ایران خود ترامپ بخشی مستقیم از آن بود و بدون موافقت و همراهی‌اش آغاز نمی‌شد. اکنون نیز تنها یک آتش‌بس شکننده برقرار است که هر لحظه بیم فروپاشی آن و از سرگیری جنگ می‌رود. چهارم، میان ارمنستان و آذربایجان جنگی در جریان نبود و آخرین درگیری‌ها در سپتامبر 2023 قبل از رسیدن دوباره ترامپ به قدرت بود. با این حال، امضای توافق صلح میان دو طرف با میزبانی ترامپ اتفاق مهمی بود که خوراک تبلیغاتی خوبی برای او فراهم کرد. میان کنگو و رواندا نیز درگیری‌های پراکنده با وجود توافق میان طرفین ادامه دارد و آتش بسی واقعی حاکم نیست. میان تایلند و کامبوج هم جنگی اتفاق نیفتاد و یک درگیری مرزی طی کمتر از یک هفته رخ داد که در مذاکراتی میان دو طرف به میزبانی مالزی پایان یافت. افزون بر این، بعید می‌دانم در جهانِ امروز کسی به اندازه ترامپ نظر به موقعیت و جایگاه آمریکا با اقداماتش بنیان‌های صلح جهانی و نظم حقوقی و اخلاقی را به خطر انداخته باشد؛ از تضعیف نهادهای بین‌المللی، تحریم دیوان بین‌المللی لاهه و خروج از کمیسیون حقوق بشر، تا حمایت آشکار از تداوم نسل‌کشی در غزه و غیره. با این همه، با توجه به خطر بنیادی که ترامپ برای امنیت و صلح جهانی دارد، اگر جای اعضای کمیته صلح نوبل در نروژ بودم، دستکم برای کاهش این تهدید و خطر اعلام می‌کردم که دریافت این جایزه برای ترامپ مشروط به پایان دادن به جنگ‌ها نیست؛ کافی است تا پایان دوره ریاست‌جمهوری‌اش جنگ تازه‌ای آغاز نکند و بر تنش‌های موجود نیفزاید. آن‌گاه در ابتدای سال ۲۰۲۹، جایزه را به او می‌دهیم؛ شاید بدین ترتیب تا حدودی از شرّش کاسته شود و سه سال پیش رو با آرامش و تنش‌های کمتر سپری شود.

دریافت جایزه صلح نوبل به دغدغه اصلی دونالد ترامپ بدل شده است؛ آن‌قدر که بی‌پرده و آشکارا خواستار آن شده و تنها خود را شایسته آن می‌داند. بعید است از سال ۱۹۰۱ که این جایزه آغاز به کار کرده، شخصیتی پیش از دریافت، به اندازه ترامپ چنین مصر و پیگیر، آن را مطالبه کرده باشد. وی همچنین ندادن این جایزه به او را توهینی بزرگ به آمریکا توصیف کرده است. ترامپ مدعی است هفت جنگ را پایان داده است؛ میان اسرائیل و ایران، پاکستان و هند، رواندا و کنگو، تایلند و کامبوج، ارمنستان و آذربایجان، تا مصر و اتیوپی و صربستان و کوزوو. اما واقعیت چیز دیگری است: نخست آن‌که در برخی موارد مانند مصر و اتیوپی یا صربستان و کوزوو اساساً جنگی وجود نداشت و حتی یک گلوله هم شلیک نشده بود که کسی بخواهد آن را تمام کند. دوم آن‌که در مواردی مانند درگیری چند روزه پاکستان و هند، نقش ترامپ در پایان یافتن بحران بنا به اعلام دهلی نو کم‌اهمیت بود. اگر هم پاکستان، ترامپ را نامزد دریافت جایزه صلح نوبل کرده است، بیشتر با هدف کسب حمایت و همراهی او در تنش با هند است تا نقش او در پایان درگیری. سوم این که در ماجرای جنگ اسرائیل و ایران خود ترامپ بخشی مستقیم از آن بود و بدون موافقت و همراهی‌اش آغاز نمی‌شد. اکنون نیز تنها یک آتش‌بس شکننده برقرار است که هر لحظه بیم فروپاشی آن و از سرگیری جنگ می‌رود. چهارم، میان ارمنستان و آذربایجان جنگی در جریان نبود و آخرین درگیری‌ها در سپتامبر 2023 قبل از رسیدن دوباره ترامپ به قدرت بود. با این حال، امضای توافق صلح میان دو طرف با میزبانی ترامپ اتفاق مهمی بود که خوراک تبلیغاتی خوبی برای او فراهم کرد. میان کنگو و رواندا نیز درگیری‌های پراکنده با وجود توافق میان طرفین ادامه دارد و آتش بسی واقعی حاکم نیست. میان تایلند و کامبوج هم جنگی اتفاق نیفتاد و یک درگیری مرزی طی کمتر از یک هفته رخ داد که در مذاکراتی میان دو طرف به میزبانی مالزی پایان یافت. افزون بر این، بعید می‌دانم در جهانِ امروز کسی به اندازه ترامپ نظر به موقعیت و جایگاه آمریکا با اقداماتش بنیان‌های صلح جهانی و نظم حقوقی و اخلاقی را به خطر انداخته باشد؛ از تضعیف نهادهای بین‌المللی، تحریم دیوان بین‌المللی لاهه و خروج از کمیسیون حقوق بشر، تا حمایت آشکار از تداوم نسل‌کشی در غزه و غیره. با این همه، با توجه به خطر بنیادی که ترامپ برای امنیت و صلح جهانی دارد، اگر جای اعضای کمیته صلح نوبل در نروژ بودم، دستکم برای کاهش این تهدید و خطر اعلام می‌کردم که دریافت این جایزه برای ترامپ مشروط به پایان دادن به جنگ‌ها نیست؛ کافی است تا پایان دوره ریاست‌جمهوری‌اش جنگ تازه‌ای آغاز نکند و بر تنش‌های موجود نیفزاید. آن‌گاه در ابتدای سال ۲۰۲۹، جایزه را به او می‌دهیم؛ شاید بدین ترتیب تا حدودی از شرّش کاسته شود و سه سال پیش رو با آرامش و تنش‌های کمتر سپری شود.

دلار ۱۱۷ هزار تومان شد و هیچکس حرفی از استیضاح وزیر اقتصاد نمیزنه. باید بگردید ببینید کی از استیضاح همتی سود میکرد!

انس طلا در بالاترین قیمت تاریخ خودش. با‌وجود این که تارگت طلا ۴ هزار دلار هست، اما قیمت فعلی ۳۸۴۰ دلار برای ما ایرانی‌ها از هر چیزی ترسناک‌تر هست چون احتمالا ما در آستانه اتفاقی هستیم که دنیا چنین واکنشی نشان داده. خریدن طلا حتی در قیمت فعلی هم کار عقلانی و درستیه. فرض‌کنید قیمت جهانی به ۴ هزار دلار و قیمت دلار به ۱۳۰ هزار تومن برسه، اینطوری قیمت هر گرم طلا ۱۸ عیار به حدود ۱۳ میلیون خواهد رسید.

دیشب متعاقب اقدام ترامپ در اعلام طرح خود درباره جنگ غزه، بیانیه وزرای خارجه عربستان، ترکیه، قطر، اردن، مصر، اندونزی، پاکستان و امارات منتشر شد اما قرائت غالب چندان منعکس کننده فحوای این بیانیه نیست. قبل از هر چند چنان که قبلا هم گفته شده است مواضع برخی کشورهای غربی از جمله اسپانیا در مخالفت با تداوم جنگ و فشار برای توقف آن پیشروتر از مواضع عربی و اسلامی بوده است و این دول به هر دلیلی که هست ظرفیت‌های خود را برای توقف این نسل‌کشی به کار نگرفته‌اند. با این حال، در تحلیل وقایع و مواضع جا دارد واقع‌بینانه و منصفانه برخورد کرد. در این زمینه هم هر چند تحلیل‌ها درباره بیانیه وزرای خارجه هشت کشور عربی و اسلامی، حول محور استقبال این کشورها از طرح ترامپ و پذیرش کامل آن و در تنگنا گذاشتن بیشتر حماس است، اما واقعیت این است که محتوای بیانیه واجد چنین قرائتی نیست و ظاهرا با دقت و وسواس خاصی هم نوشته شده است. چند نکته در این باره: نخست: بیانیه نصا متضمن این نیست که این کشورها به عینه از «طرح ترامپ» استقبال می‌کنند. بلکه اولا تاکید می‌کنند که این کشورها از «تلاش‌های» او برای پایان جنگ غزه و اعتماد به او برای ایجاد راهی برای صلح استقبال می‌کنند. ثانیا از اقدام ترامپ در اعلام پیشنهادش استقبال کرده‌اند و این هم متفاوت از استقبال از خود طرح است. در این بخش هم آورده‌اند طرحی که متضمن پایان جنگ غزه، بازسازی آن، ممانعت از کوچاندن فلسطینی‌ها پیشبرد روند صلح عادلانه و مخالفت با ملحق کردن کرانه باختری است. اینجا هیچ اشاره‌ای به دیگر بندهای طرح ترامپ درباره خلع سلاح حماس، تشکیل شورای بین‌المللی و استقرار نیروهای عربی و خارجی در غزه و دیگر بندهای مورد مخالفت طرف فلسطینی نشده است. دوم: وزرای خارجه هشت کشور در بخش دیگری از بیانیه بر آمادگی خود برای «تعامل مثبت و سازنده با آمریکا و طرف‌های ذی ربط» برای دستیبابی به توافق و ضمانت اجرای آن تاکید می‌کنند. اینجا هم این کشورها بر ضرورت دستیابی به توافق از طریق تعامل مثبت و سازنده با همه طرف‌های مربوطه تاکید دارند. دو معنا و نکته مهم نیز در این بخش نهفته است؛ نخست این که این طرح باید به توافق همه طرف‌ها برسد و نه این که یکجانبه و تحمیلی شود و دیگری این که با مشارکت همه طرف‌‎ها این توافق به دست آید که متضمن تاکید ضمنی بر گفتگو با حماس است. سوم: بخش پایانی بیانیه نیز متضمن نکات مهمی است. در این بخش، این کشورها بر تعهد مشترک خود برای همکاری با آمریکا برای پایان جنگ غزه از طریق یک توافق جامع تاکید کرده‌اند. درباره مشخصات این توافق هم قید کرده‌اند که ضامن مسائل زیر باشد: ارسال بدون محدودیت کمک‌های انسانی کافی به نوار غزه، عدم کوچاندن فلسطینی‌ها، آزادی گروگان‌ها، ایجاد مکانیسمی امنیتی برای تضمین امنیت همه طرف‌‎ها، عقب‌نشینی کامل اسرائیل از غزه، بازسازی نوار غزه، تثبیت فرایندی برای صلح جامع بر اساس راه حل دو دولتی، یکپارچه‌سازی کامل باریکه غزه و کرانه باختری در کشور فلسطینی بر اساس حقوق بین الملل. چنان که ملاحظه می‌‎شود در این بخش از بیانیه هم هیچ اشاره‌ای به بندهای جنجالی و مورد مخالفت طرف فلسطینی در طرح ترامپ نشده است. در مجموع می‌توان گفت که بیانیه هشت کشور عربی و اسلامی بر بندها و نکاتی تاکید دارد که بیشتر با خواسته‌های طرف فلسطینی و حماس همخوانی دارد. اما این که در پشت پرده هم چنین است یا نه چیز دیگری است. اما از فحوای بیانیه پر واضح است که: اولا، کشورهای امضا کننده این بیانیه چه فرادا چه جمعا نمی‌خواهند با ترامپ در بیفتند و او را خشمگین و عصبانی کنند. ثانیا، این کشورها نمی‌خواهند مسئولیت شکست طرح ترامپ بر گردن آن‌ها بیفتد. این بیانیه پژواک موضع مشترک و جمعی این هشت کشور است و به این معنا نیست که تک تک این کشورها عینا همین موضع را دارند. در میان آن‌ها کشورهایی چون امارات و عربستان اساسا با دیگر بندهای طرح ترامپ درباره خلع سلاح حماس و غیره مشکلی ندارند و مشوق آن هم هستند، اما کشورهای دیگری چون ترکیه، قطر و اندونزی و پاکستان که روابط خوبی هم با حماس دارند، چندان با این بندها همراه نیستند. در کل این بیانیه عربی اسلامی با توجه به دست به عصا بودن و نگرانی این کشورها از واکنش ترامپ چندان کمک حال فلسطین و حماس نیست اما در عین حال هم همین که هیچ اشاره‌ای به شرط خلع سلاح حماس و استقرار نیروهای خارجی و غیره نکرده مسبب فشاری علیه این تشکیلات نیز نیست. آنگونه که برخی منابع می‌گویند ترامپ حتی رهبران این چند کشور را هم فریب داده و ملاحظات آن‌ها را اعمال نکرده و تلاش کرده است که آن‌ها را در برابر امر واقع قرار دهد. به فرض صحت این مدعا، احتمالا این کشورها نیز به همین خاطر در بیانیه خود صرفا بر موارد مورد موافقت خود اشاره کرده‌اند.

بخشی از یک پازل بزرگ! بالاخره از امشب مکانیسم ماشه و تحریم‌ها و قطعنامه‌های سازمان ملل فعال می‌شوند. این تشدید تنش قبل از آن که تبیین شود حامل چه پیامدها و تبعاتی است، جهت و دورنمای رویکرد غرب در قبال ایران و ورود مناقشه میان دو طرف را به پرتنش‌ترین دوره خود نشان می‌دهد. این که اروپا حتی حاضر نشد با تمدید قطعنامه 2231 چند ماه دیگر صبر کند که شاید در مذاکرات گشایشی حاصل شود و کلا بی‌خیال توافق قاهره میان آژانس و ایران به عنوان اندک شانس تمدید قطعنامه شد، نشانگر حساس‌تر شدن شرایط، محاسبات متفاوت آن نسبت به گذشته و درعین حال نوعی عجله و شتاب است. درک سرّ این تعجیل اروپا برای فهم گام‌های بعدی آن‌ها مهم است. در واقع، فعال‌سازی مکانیسم ماشه فراتر از مساله برنامه هسته‌‎ای ایران و با کلیت منازعه میان ایران و غرب و همه پرونده‌ها و مسائل آن مرتبط است. در کنار فاکتورهای پیشگفته، این اقدام سه کشور اروپایی را می‌توان محصول تلاقی سه عامل دیگر نیز پنداشت: نخست هماهنگی با دولت ترامپ؛ با وجود اختلاف‌‎نظرهای اروپا، اسرائیل و آمریکا درباره پاره‌ای مسائل و موضوعات، اما به نظر می‌رسد که درباره پرونده ایران تا حدود زیادی اتفاق نظر دارند. این مساله در نوعی حمایت ضمنی این کشورها از جنگ 12 روزه اسرائیل و حملات آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران نمود داشت. بنابراین می‌توان گفت که بازگرداندن قطعنامه‌های شورای امنیت بخشی از پازلی بزرگ است که با جنگ ژوئن گذشته با سرعت و شدت بیشتری در حال شکل‌گیری است. عامل دوم به تغییر نگرش اروپا نسبت به مفهوم امنیت پس از جنگ اوکراین بازمی‌گردد که از نظر اروپایی‌ها، ایران در آن دخالت دارد. از این منظر، تصمیم تروئیکای اروپایی ادامه طبیعی مواضع تند آنها در دو سال اخیر می‌باشد که احیانا شدیدتر از آمریکا هم بوده و به نظر می‌رسد از مدت‌ها قبل مترصد فرا رسیدن چنین فرصتی بوده‌اند. از این زاویه، بعید نیست که تغییر رویکرد یا حداقل تغییر لحن اخیر ترامپ در قبال جنگ اوکراین، نتیجه نوعی هماهنگی بيشتر میان آمریکا و اروپا درباره ایران و روسیه باشد؛ به این معنا که اروپا در موضوع ایران کاملاً همسو با آمریکا حرکت کند و در مقابل، ترامپ در موضوع اوکراین و در قبال روسیه، توجه بیشتری به دغدغه‌های اروپا نشان دهد. کما این که شرط اروپا برای از سرگیری مذاکرات با آمریکا نیز موید این هماهنگی و هم‌پوشانی است. عامل سوم به تلاش برای بازتعادل سیاست اروپا نسبت به اسرائیل مربوط می‌شود. در ماه‌های اخیر و به‌ویژه در هفته‌های گذشته، برخی متحدان اروپایی اسرائیل با شناسایی کشور فلسطین و انتقادهای تند از ادامه جنگ و نسل‌کشی در غزه، نارضایتی شدید تل‌آویو را برانگیختند. از نگاه اسرائیل، این اقدام‌ها نشانه‌ای از فاصله گرفتن اروپاست. در چنین وضعی، خودداری از فعال‌کردن «اسنپ‌بک» می‌توانست شکاف میان دو طرف را بیشتر کند و پیامدهایی به‌همراه داشته باشد. بنابراین، به نظر می‌رسد یکی از انگیزه‌های اصلی سه کشور اروپایی برای فعال‌کردن «اسنپ‌بک» این بوده که سیاست خود در قبال اسرائیل را متعادل کنند و جلوی آسیب بیشتر به روابطشان را بگیرند. در کل، شرایط نسبت به قبل خیلی متفاوت شده است و دیگر شیوه‌های گذشته در مواجهه با وضعیت امروز پاسخگو نیست و اساسا هم انتخاب‌ها و گزینه‌ها نیز روز به روز محدودتر شده و می‌شوند. وقتی منازعه وارد فاز نظامی می‌شود، یعنی قبح خیلی از کارها شکسته شده و شرایط به طور بنیادین تغییر کرده است. در گذشته قبل از این قبح‌شکنی‌ها به ویژه در دوره بایدن فرصت موفقیت دیپلماسی دوجانبه مبتنی بر قِسمی «برد-برد» بیشتر بود که از دست رفت؛ اما امروز با آمدن ترامپ و به ویژه با حملات، بیشتر منطق زور و واقع‌گرایی حاکم است تا زور منطق و در چنین شرایطی و پس از تغییر ادراک‌ها، دیپلماسی دو جانبه جای خود را به دیپلماسی یک‌جانبه و مشروط می‌دهد. امروز ترامپ خود را در موضع قدرت می‌بیند و مذاکره و دیپلماسی از نظر او به معنای چانه‌زنی برای رسیدن به توافقی مورد رضایت طرفین نیست، بله امضای توافقی مطلوب او برای گرفتن حداکثر امتیازات در همه پرونده‌های مورد مناقشه است.

شد آنچه نباید میشد

با روسیه قرارداد ۲۵ میلیارد دلاری هسته‌ای بستیم تا برامون درخواست قطعنامه تاخیر اسنپ‌بک ارائه بده و‌ امیدوار باشیم تا هیچکس وتو نکنه! اینطوری سرمایه‌های‌ کشور صرف اشتباهات استراتژیک میشه.

شورای امنیت امروز دربارهٔ تعویق تحریم‌های ایران رأی‌گیری می‌کند در پی اقدام تروئیکای اروپا برای فعال‌کردن فرایند مکانیسم ماشه، چین و روسیه پیش‌نویس قطعنامه‌ای را به سازمان ملل ارائه کردند که در آن بازگشت تحریم‌های ایران تا ماه آوریل ۲۰۲۶ به مدت ۶ ماه به تعویق می‌افتد؛ این قطعنامه امروز در شورای امنیت سازمان ملل به رأی گذاشته می‌شود. قطعنامهٔ ارائه‌شده به حداقل ۹ رأی مثبت و وتونشدن توسط اروپا و آمریکا نیاز دارد. این متن به احتمال زیاد با رأی ممتنع بسیاری از اعضا تصویب نخواهد شد.

چین: مسئلهٔ هسته‌ای ایران با تهدید و تحریم حل نمی‌شود سخنگوی وزارت خارجهٔ چین: فعال‌کردن سازوکار ماشه در شورای امنیت سازمان ملل به بازسازی اعتماد میان طرف‌ها و پرکردن شکاف‌ها کمک نمی‌کند.

لاریجانی: مکانیسم ماشه اجرا شود همکاری با آژانس را متوقف می‌کنیم دبیر شورای‌عالی امنیت ملی در مصاحبه با عوامل مستند آمریکاییِ پی‌بی‌اس گفت: ما تمام گزینه‌ها و سازوکارهای ممکن را برای حل موضوع هسته‌ای به‌صورت مسالمت‌آمیز پیگیری کرده‌ایم. به ترامپ دربارهٔ اقدام نظامی هشدار می‌دهم؛ ایران هرگز تسلیم نخواهد شد. ما هیچ‌وقت قصد ساخت سلاح هسته‌ای را نداشته‌ایم اما حملات آمریکا و اسرائیل باعث شد مذاکرات به یک نمایش مضحک تبدیل شود.

چه بسا در تاریخ سازمان ملل تا این اندازه صدای فلسطین بلند نبوده است که هم در خطابه‌های روسای کشورها در مجمع این نهاد و نیز در اجلاس راهکار دو دولتی نیویورک انعکاس یافت. همچنین هیچ وقت اسرائیل نیز به این اندازه در معرض محکومیت و انزوای بین‌المللی قرار نگرفته است. اکنون شناسایی «کشور فلسطین» به عدد بی‌سابقه 157 کشور یعنی 81 درصد کشورهای عضو سازمان ملل رسیده است که در میان آن‌ها بیشتر متحدان سنتی اسرائیل از جمله فرانسه و انگلیس دو عضو دائم شورای امنیت قرار دارند. با این حساب هم اکنون از 5 عضو دائم شورای امنیت تنها آمریکا کشور فلسطین را به رسمیت نمی‌شناسد. اما در مواجهه با این وضع، نگاه‌ها در منطقه و جهان متفاوت است؛ عده‌ای با خوشبینی صرف به مساله می‌نگرند؛ انگار که کشور فلسطین تاسیس و ریشه بحران خشکیده شد و برخی نیز با بدبینی کامل به آن نگاه می‌کنند؛ انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. این اتفاق هر چند فعلا منجر به تشکیل کشور فلسطین نمی‌شود، ولی تحول سیاسی و حقوقی بسیار مهمی در سپهر بین‌الملل به شمار می‌رود که در بستر تحول عمیق دیگری در افکار عمومی جهان با برآمدن روایت فلسطین و افول روایت اسرائیل رخ می‌دهد. به گفته منابع اسرائیلی در حالی که اسرائیلی‌ها قبلا در سفر به کشورهای اروپایی عنوان «شهروند تنها دموکراسی خاورمیانه» را یدک می‌کشیدند، اما امروز تحت تعقیب «انگ نسل‌کشی» ناچار به پنهان کردن هویت خود هستند. این شیفت پارادایمی در سطح افکار عمومی و انزوای فزاینده اسرائیل به مرور زمان می‌تواند همان تحول سیاسی و حقوقی را واجد برگردان‌های عملی مهمی در مسیر تشکیل کشور فلسطین کند. در این خصوص نیز اگر سیر نزولی جایگاه اسرائیل در افکار عمومی آمریکا به همین شکل ادامه یابد، دولت‌های بعدی این کشور نیز چه بسا چاره‌ای جز پیوستن به این کارزار نداشته باشند. در کل، هر چند اولویت کنونی با قید فوریت توقف نسل‌کشی در غزه است و هنوز همدردی جهانی به کنش جمعی موثری برای متوقف کردن اسرائیل منجر نشده است، اما فعلا سونامی شناسایی‌ کشور فلسطین اولا، وضعیت فلسطین از سرزمین و ملتی تحت اشغال را به کشوری تحت اشغال ارتقا می‌دهد و ثانیا موجب زنده ماندن آرمان فلسطین در سطحی جهانی می‌شود؛ در حالی که تا دو سال پیش کاملا فراموش شده بود و عادی‌سازی روابط عربی و اسلامی با اسرائیل جایگزین آن شده بود. اما اکنون قضیه معکوس شده است. ثالثا به انزوای بیشتر اسرائیل در سطح بین‌الملل کمک می‌کند. رابعا می‌تواند به سدی در مقابل طرح کوچاندن فلسطینی‌ها از غزه و کرانه باختری تبدیل شود. فارغ از این‌ها نیز واکنش شدید اسرائیل به شناسایی کشور فلسطین به تنهایی گویای ژرفای تحولی است که در جریان است. تا جایی که اخيرا یسرائیل زئیف فرمانده سابق عملیات ارتش اسرائیل با انتشار کلیپی از سخنان یحیی سنوار رهبر سابق حماس نوشت که پیش بینی او محقق شده و او اکنون در قبرش در مواجهه با اسرائیل موفق شده است. سنوار در این سخنرانی که یک سال و اندی قبل از حمله اکتبر در غزه ایراد شده است، می‌گوید: «در کمتر از یک سال، اسرائیل را در برابر یکی از این دو گزینه قرار خواهیم داد: یا ما و جهان، آن را مجبور به پذیرش قانون و قطعنامه‌های بین‌المللی و تشکیل کشور فلسطین در اراضی اشغالی 1967 در غزه و کرانه باختری و قدس و برچیدن شهرک‌ها و .... می‌کنیم یا آن را در مقابل اراده بین‌المللی قرار می‌دهیم و به شدت منزوی خواهیم ساخت و به ادغام آن در منطقه و جامعه بین‌الملل پایان خواهیم داد.» واقعیت این است که اسرائیل امروز در بن‌بستی چند لایه گرفتار شده است و جنگی که در واکنش به حمله هفتم اکتبر حماس انجام داد، هم در عرصه میدانی با وجود این حجم ویرانی و کشتار به بن‌بست خورده و نیز چنین پیامدهای سنگینی و جبران‌ناپذیری را در سطح جهان در برداشته است. در این میان هم متضرر اصلی مخالفت با تشکیل کشور فلسطین در درازمدت خود اسرائیل است. چنین اتفاقی در شرایط کنونی می‌‎تواند موجب تبدیل شدن آن به «کشوری طبیعی» در منطقه شود و دستکم موجودیت آن را تثبیت کند؛ اما این امر در آینده تضمین شده نیست و با تغییر احتمالی موازنه قدرت در پیرامون اسرائیل و نظام بین‌الملل هیچ بعید نیست شرایطی در آینده شکل گیرد که اساسا طرف فلسطینی دیگر به مرزهای 1967 رضایت ندهد. اما مخالفت با تشکیل کشور فلسطین بن‌بست دیگر اسرائیل یعنی بحران جمعیتی را تشدید می‌‎کند؛ به نحوی که ادامه اشغالگری، عملا آن را در محاصره جمعیتی فلسطینی‌ها قرار داده که جمعیت آن‌ها هم اکنون بدون احتساب آوارگان در خارج بیش از یهودیان اسرائیل است. خلاصه این که اسرائیل امروز در نتیجه همین بن‌بست‌ها نه به راه‌حل کشور واحد دو ملیتی به علت برهم خوردن موازنه جمعیتی به نفع فلسطینی‌ها تن می‌دهد و نه به راهکار دو کشوری.

عقب نشینی قیمت طلا بخاطر برخورد با مقاومت روانی ۱۰ میلیونیه. هم‌چنان هیچ اتفاق مثبتی مشاهده نمیشه.

اگر در حوزه‌های تکنولوژی، استارتاپی، حمل و نقل، توریسم و کلا کسب و کارهای نوپا فعالیت دارید به اندازه ۶ ماه زندگی مثل شرایط کرونایی و بدون درآمد خودتون رو آماده کنید

ایران برای بار سوم در ۱۵ سال اخیر، درگیر رکود تورمی خواهد شد. رکود تورمی چیه؟ ما اوی اقتصاد، دو شرایط داریم. شرایط تورمی و شرایط رکود. شرایط تورمی میشه مثل سال‌های اخیر، یعنی قیمت‌ها مدام بالا میرن. شرایط رکود چیه؟ شرایط رکود چیزیه شبیه به سال‌های ۹۲ الی ۹۵ که یعنی قیمت‌ها بالا نمیرن و تورم نداریم ولی پولی هم توی بازار نیست که بخواد معامله‌ای صورت بگیره و رفته رفته تمامی تولیدی‌ها‌ و بنگاه‌های اقتصادی بیکارتر و بیکارتر میشن. شرایط تورمی و شرایط رکودی عکس هم دیگه عمل میکنن. یعنی چی؟ یعنی توی شرایط تورمی شاید قیمت‌ها برن بالا ولی بالاخره خرید و فروش صورت میگیره و کشوری که تورم داره، رکود نداره و توی شرایط رکود هم شاید قیمت ها بالا نره ولی خرید و فروشی نیست پس کشوری که‌ درگیر رکود هست تورم نداره. خیلی از اوقات کشورها برای فرار از رکود، به صورت مصنوعی شرایط تورمی ایجاد میکنن (و بالعکس) تا بتونن کشور رو نجات بدن. مثلا الان ژاپن سال هاست درگیر اینه که از رکود فرار کنه و مدام سعی میکنه تورم ایجاد کنه. خب گفتیم این ۲ تا عکس هم عمل میکنن، پس شرایط رکود تورمی چیه؟ این شرایط به عنوان یک پدیده نادر شناخته میشه. یعنی کشورها هر ۱۰۰ سال یک بار درگیرش میشن ولی ما داریم برای بار سوم در ۱۵ سال اخیر تجربش میکنیم. توی این شرایط همزمان هم قیمت‌ها‌ بالا میرن و هم پولی نیست که خرید و فروش انجام بشه. رکود تورمی اگر علاجی نداشته باشه، باعث فروپاشی اقتصادی میشه. ۲ دفعه قبلی با توافق تونستیم علاجش کنیم، الانم اگر علاجی نباشه، میریم به سمت پرتگاه اقتصادی. امیدوارم عاقل‌های اقتصادی کشور به فکر راه چاره باشن چون اصلا بوهای خوبی به مشام نمیرسه.

بازار بورس با وجود سبز بودن، شرایط خوبی نداره. یکی مسئولین رو از خواب ناز بیدار کنه!
بازار بورس با وجود سبز بودن، شرایط خوبی نداره. یکی مسئولین رو از خواب ناز بیدار کنه!

فرصت طلایی - Statistics & analytics of Telegram channel