en
Feedback
| 𝖳𝖤𝖱𝖠𝖡 : ﻃﺭﺐ |

| 𝖳𝖤𝖱𝖠𝖡 : ﻃﺭﺐ |

Open in Telegram

به نام خدای ' به مو رسیدن‌ها و پاره نشدن‌ها . . . ' پس از تحملِ آن همه درد، کسی که به مقصد می‌رسد دیگر همانی نیست که به راه افتاده بود‌! " طرب یعنی شاد شدن و شادی " https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1144806-kt9tJ2Z

Show more
287
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
من آدم واقع بینی هستم، اما به امثال من میگن بدبین. Movie : True Detective

تو سکوت مرا بشنو که صدای غمم نرسد به کسی؛

فروغی بسطامی : گفتم آباد توان ساخت دلم را گفتا حُسن این خانه همین است که ویران مانَد

او می‌دانست که متنفر بودن از چیزی که قابل تغییر نیست، هیچ فایده ای ندارد ... #باغبان_شب | #جاناتان_آکسییر

شعله‌ی سینه منی، کم مکن از شرار من؛

j o i n ...

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ https://t.me/Aramesh_kadda

گر سراغ از عالمی دیگر بگیری بهتر است مرگ را با شوق اگر در بر بگیری بهتر است  تن دو روزی بیشتر پیراهن روح تو نیست هرچه کمتر خو به این پیکر بگیری بهتر است  آفرینش جایی از دنیا ندارد پست‌تر گر به هرجا غیر از اینجا پر بگیری بهتر است  من که می‌گویم در این بازار از هر سو زیان هرچه را بفروشی و ساغر بگیری بهتر است  نخ به پای بادبادک‌های کم‌طاقت مبند زندگی را هرچه آسان‌تر بگیری بهتر است -فاضل نظری

پایان های تلخ رو باید تجربه کنی تا به دوام نداشتن چیز های زیبا ایمان بیاری!

دیدی که گشودی در و من پَر نگشودم؛ -فاضل‌نظری

همه‌ی ما دست کم در روایت یک نفر، هیولایی نفرت انگیزیم.

گر بدانی حال من، گریان شوی بی‌اختیار ای که منع گریه‌ی بی‌اختیارم می‌کنی...
-بافقی

بسیار زخم هست که خاک است مرهمش! صائب تبریزی

گر سر برود ز سر هوایت نرود تاثیر طلسم چشم‌هایت نرود فرشی ز دل شکسته انداخته‌ام آهسته بیا شیشه به پایت نرود

وقتی چیزی مرا رنج میداد، درمورد آن با هیچکس حرفی نمیزدم و به‌تنهایی مشکل را حل میکردم، نه اینکه واقعاً احساس تنهایی کنم، بلکه فکر میکردم انسان‌ها، خودشان باید خودشان را نجات دهند. -هاروکی‌موراکامی

    بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل   بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل    این غم که مراست کوه قافست، نه غم این دل که تُراست، سنگ خاراست، نه دل

به فروغِ چِهره، زلفت همه‌شب زَند ره دل چه دلاور است دزدی که به شب چراغ دارد -حافظ

نه بیمارم نه خوشحالم، نه از حالم خبر دارم گهی با جان گهی با دل، گهی از هر دو بیزارم گهی خم های در جوشم، گهی خمار می نوشم گهی بیدار ولی خوابم، گهی در خواب و هشیارم گهی بیگانه از خویشم، گهی بیگانه هم خویشم گهی آنم، گهی اینم، گهی سر در گریبانم گهی در شور و در سازم، گهی با غصه دمسازم گهی تا عرش می تازم، گهی با ذره می سازم گهی شاد و غزل خوانم، گهی از درد بی تابم چه غوغاییست در این عالم، که من حیران حیرانم #صائب_تبریزی

همه عیب خلق دیدن نه مروت است و مردی نگهی به خویشتن کن که تو هم گناه داری -سعدی