en
Feedback
ㅤ‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌فرزندِماه

ㅤ‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌فرزندِماه

Open in Telegram

ㅤ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝛭𝛊𝗌𝗌 𝖸︎𝛐𝗎 𝛭𝛐𝗋𝜀 𝛵𝗁︎𝛼𝗇︎ 𝛭𝛐𝗋𝜀 http://t.me/HidenChat_Bot?start=7882049815 Talk?

Show more
1 331
Subscribers
No data24 hours
-207 days
-7030 days
Posts Archive
📬 A whisper for — Грм sent

درحد اعلام‌حضور بله

اومدین سوانی؟

تبریک‌ میگم دریا کوچولو.

📬 A whisper for ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌𝖲︎𝗐𝖺𝗇︎ sent

می‌شه لطفا ایگنورش نکنید؟

نه‌بابا دلم گرفته‌بود همین‌طوری نوشتم

خیلی وقته ننوشتی ولی بازم همون درد و داره قلمت..

تو
و درنهایت ما همان دو غریبه‌ای ماندیم که همه‌چیز را از چشمانِ هم می‌فهمند، اما دیگر هرگز جایی کنارِهم ندارند. این میان یکی‌از ما کمتراز دیگری به آن‌یکی دچار بود، و در پایان این داستان زنده بیرون آمد. اما خوب می‌دانم آن‌کسی‌که از دست رفته برای این عشق همان منی‌هستم که "هرگز از فکر پناه به آغوش تو دست نکشیدم‌." همان‌منی‌که میان کلماتش بی‌پروا نامت‌را می‌گفت و با میل خود ساعت ها به رنگِ چشمانت فکر می‌کرد.همان‌منی‌ که برایش دردناک‌ترین تجربه‌شدی اما هرگز نتوانست فراموش کند داستانمان‌را. منی‌که می‌دانم بی‌من برایت بهتراست اما برای بازگشتنت لحظه‌شماری می‌کند. من، همان‌فردی هستم که برایت خورد شدن خود‌را حس کردم اما سکوت کردم که بتوانم کامل به دستانِ تو از بین روم. این سکوت همان بغضی شد که پس‌از کوچیک‌ترین اتفاق ها ترکید. همان اشکی‌که بی‌هدف برروی گونه‌هایم بارید. دلم‌برایت لحظه‌به لحظه‌ی ثانیه‌هایی که نیستی تنگ می‌شود.فراموش نمی‌شوی هرگز یارِ فراموشکارِ من. هرگز کنار گذاشته نمی‌شوی آرزوی هرشبِ من. به دنبال تو خواهم گشت میان نبودن هایت در هرروزم. حتی با آن‌که نمی‌دانم کجای این شهر را به دنبال تو بگردم اما باز با امید دیدنت خیابون هارا می‌گردم. تو برایم درد شدی، اما هرگاه خسته می‌شوم تورا آرزو می‌کنم. تو برایم پشیمانی‌شدی اما هرگاه تنها شدم کنارِ خود؛
با تمام‌جان آرزو کردم‌آبی‌ترین‌رویای‌من.

تو
و درنهایت ما همان دو غریبه‌ای ماندیم که همه‌چیز را از چشمانِ هم می‌فهمند، اما دیگر هرگز جایی کنارِهم ندارند. این میان یکی‌از ما کمتراز دیگری به آن‌یکی دچار بود، و در پایان این داستان زنده بیرون آمد. اما خوب می‌دانم آن‌کسی‌که از دست رفته برای این عشق همان منی‌هستم که "هرگز از فکر پناه به آغوش تو دست نکشیدم‌." همان‌منی‌که میان کلماتش بی‌پروا نامت‌را می‌گفت و با میل خود ساعت ها به رنگِ چشمانت فکر می‌کرد.همان‌منی‌ که برایش دردناک‌ترین تجربه‌شدی اما هرگز نتوانست فراموش کند داستانمان‌را. من، همان‌فردی هستم که برایت خورد شدن خود‌را حس کردم اما سکوت کردم که بتوانم کامل به دستانِ تو از بین روم. این سکوت همان بغضی شد که پس‌از کوچیک‌ترین اتفاق ها ترکید. همان اشکی‌که بی‌هدف برروی گونه‌هایم بارید. تو برایم درد شدی، اما هرگاه خسته می‌شوم تورا آرزو می‌کنم. تو برایم پشیمانی‌شدی اما هرگاه تنها شدم کنارِ خود؛
با تمام‌جان آرزو کردم‌آبی‌ترین‌رویای‌من.

دلم خواست دوباره اینجا یه‌متن بنویسم

تلاش‌کن بابتش پی‌وی ها برو جفج برو چنل‌ها برو

چقدر قشنگه😂 جایی نمیرم اینجام فقط اینجا دیگه کاری نیست

حتما، گاهی‌وقت‌ها دوباره میام و می‌نویسم

خیلی دلم چنلم پیشرفت کنه عین تو ولی بلد نیستم

I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , I love you , پس میشه نری؟

https://t.me/swandailly/136337 هرجور مایلی مادام، اما نوشته هات زیادی شیرینه دریغش نکن.