en
Feedback
ㅤ‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌فرزندِماه

ㅤ‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌فرزندِماه

Open in Telegram

ㅤ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝛭𝛊𝗌𝗌 𝖸︎𝛐𝗎 𝛭𝛐𝗋𝜀 𝛵𝗁︎𝛼𝗇︎ 𝛭𝛐𝗋𝜀 http://t.me/HidenChat_Bot?start=7882049815 Talk?

Show more
1 331
Subscribers
No data24 hours
-207 days
-7030 days
Posts Archive
بزار بره‌سراغ زندگیش

نه‌بابا ولش‌کن

https://t.me/swandailly/136454 تروخدا واسه من بفرست که خیلی نیازم

به درد‌نخور بود استعدادت‌برو دنبال کسب‌مهارت جدید

ولی سوان حس ميکنم رفتارت تغییر کرده بزرگونه شدی

https://t.me/swandailly/136454 اسنعداد حرومش کردم منظورت چیهههه

خیلی زشت‌بود فور نمی‌زنم😂

فحشی که فرستادم برای کسی بود که به اکسش میخواست فحش بده

نه‌لطفا برای خودت‌نگه‌دار

فحش یاد بدم سوانی؟

استعدادت توی نوشتن>>>

https://t.me/swandailly/136445 اون متنو تو ناشناس سوان هم بفرست فور بزنه چنلش شاید ماهم از فحش های جدید فیض بردیم

ولی‌خب غیراز هرچیزی بالاخره چندوقت رابطه‌رو باهم گذروندید حتی اگر یک‌روز باشه شما چندین‌ساعت‌رو باهم بودید به‌نشونه‌ی احترام به زمانی‌که خودت گذاشتی و حالا علاقه‌ای که گذاشتی بیخیال‌فحش‌دادن یا دعواشو یه‌روزی دلتنگ‌همون آدمی می‌شی که می‌خوای فحشش‌بدی فقط بگذر و برو انقدرهم بهش‌فکرنکن

سوانی یه متن پر فحش بنویس بفرستم برای اکسممم:))

دوست‌داشتن
و اگر تو سهمِ من‌در این دنیا نیستی، می‌خواهم در دنیایی‌دیگر و با داستانی‌دیگر بازهم عاشقت‌شوم. حتی‌اگر تو برایم اشتباه‌ترین تصمیم‌باشی، می‌خواهم بارها تکرارت کنم. درجهانی‌که دیگر هیچ‌خبر از عشق نمی‌باشد "تنها شاعر عاشقِ شهر من‌باشم برای‌تو." برای‌تو، که به جنون می‌رسانی احساسِ این عاشق بی‌وجود را. می‌خواهم مانند پرِ پرنده‌برروی دفترِ باز خاطراتت بنشینم. همان دفتری‌که از او نوشته‌ای، از آغوش‌او از کنارِ او بودنت. می‌خواهم به همان‌مقدار که دوستش‌داری برای عشقت ویران‌شوم و از بین‌روم. هرگاه نگاهت‌را با شوق می‌بینم، آرزو می‌کنم که ای‌کاش یک‌بار همچین شوقی‌را برای دیدنم داشتی عزیزِ من. من نه تنها تورا، بلکه شوق‌ و احساس و روح خودرا برای داشتنت گوشه‌ای خاک کردم، و تو می‌گویی که برایت کافی‌نبودم؟! من‌برایت باران می‌ساختم از اشک‌هایم و سیلابی از موج‌های افکار به تو نشان می‌دادم. تو از دوست‌داشتن چه می‌دانی، تو از حسرت از دورماندن از دور دیدن مانند درمانده‌ای بی‌پناه چه می‌دانی؟ من، برایت منی‌شدم که هرگاه سمت آینه‌روم پا به فرار بگذارم. و اما با این وجود، من تویی‌را که عامل درد بی‌درمانم هستی‌را؛
با نقطه‌به نقطه‌ی وجود دوست‌خواهم داشت.

یه‌نفر میاد لطفا؟