499
Subscribers
No data24 hours
-247 days
-6330 days
Posts Archive
499
فراموشت کردم
ولی دروغ چرا
گاهی وقتا
درست مثلِ الان
دلم برایِ پسر کوچولویِ تخسی که داشتم تنگ میشه.
499
تازه داشت هوایت از سرم میپرید
نسیمِ مهر وزید
هوایت را آورد
هواییم کرد
مهر چه هوایی دارد!
لعنت به مهر
لعنت به پاییز...
499
پاییز داره میاد پسر
هوا داره سرد میشه
میری بیرون لباس گرم بپوش سرما نخوری
وقتی بارون میاد آروم رانندگی کن زمین خیس میشه خطرناکه کمربندتم ببندیاا
499
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست
همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست
499
تو نمیتونی منو از یاد ببری؛
نه بخاطر کارهای که برات کردم،نه بخاطر فرقی که واست با بقیه داشتم،بلکه بخاطر احساسی که خالص بود،پاک بود
تو میتونی هرچیزی که بینمون گذشت رو فراموش کنی
ولی نمیتونی عشق تو چشمام،وقتی بهت نگاه میکردم و از یاد ببری.
499
رو به رویِ پنجره دیوار باشد بهتر است
بین ما این فاصله “بسیار” باشد بهتر است
من به دنبال کسی بودم که “دلسوزی” کند
همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است
من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد
سر نوشت “رازداری” دار باشد بهتر است!
خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش زلزله است
از همان روز نخست آوار باشد بهتر است
گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن
گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است
