377
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
تو سایه بغل سوپرمارکت پاتوق همیشگیش کنار در چمبره زده بود خوابیده بود واسش واقعا مردم
بچه ها الان گریه میکنم تیچرمون سه نفر آدم بسیار بزرگسال رو اد کرده تو گروه کلاس زبانمون و قراره همکلاسی های جدیدمون باشن و یکیشون مامان یه بچه است بعد عکس پروفایل گروه کلاس اینه
بعد این حرف آرمان که گفت "من اگه با یه کاری خیلی حال کنم ولش نمیکنم" دیالوگ درستش یادم نیست استعاره از همین قتلا بود از نظر من
اینم هست که با حرف بابک و اینکه بهش گفت ترسو سریعا فکر تلافی افتاد و اونو ترسوندن ولی از واکنش بابک و اینکه واقعا ترسید خودش هم وحشت کرد و سرفه واکنش نشون داد به دلیل احساس همزادپندای و مهری که به بچه ها داشت که باعث میشد دست به اون قتل ها بزنه
و یه چیز دیگه هم این بود که ویدیو آرمان لب دریا واضحا پرده سبز یا پروژکتور بود و من این حدس رو زدم ولی فکر کردم ادیت ضعیف این خطای دید رو به وجود آورده و وقتی فهمیدم درست حدس زدم واقعا شکه بودم
و خیلی هم از نظر من قابل حدس بود که تراپیستش کسی هست که این رو میفهمه
یا مثلا وقتی که کنار ناظم مدرسه اش توی ماشین نشسته بود من کاملا مطمئن بودم شخصی که داره صحبت میکنه آرمان نیست و افعی تهران داره صبحت میکنه یا صحبت هاش با مرضیه وقتی اتاق خالی بود
هرکسی که تلاش میکرد شخصیت قهرمان گونه افعی تهران رو پایین بیاره سریعا باهاش تماس گرفته میشد و تهدید میشد و این اتفاق با هومن سیدی افتاد یا وقتی که پژمان راجع به آرمان بدگویی کرد و توی دیالوگ هاش تلاش کرد شخصیت قهرمان پلیس رو بزرگتر کنه فرداش باهاش تماس گرفته شد
ببینین من از اولین قسمت کاملا شک داشتم که آرمان افعی تهرانه و تنها دلیل پا فشاریش روی ساخته شدن فیلم یک نوع افتخار به عمل و حس قهرمان گونه و خود برتر بینی نسبت به عموم مردم بوده
