226
Subscribers
No data24 hours
+77 days
+730 days
Posts Archive
226
انتخاب در یک تعریف خیلی ساده، در مورد انتخابها و چگونگی و چرایی انجام آنهاست. تئوری انتخاب درست است که ما به عنوان یک انسان برای به دست اوردن آنچه میخواهیم، چگونه رفتارمان را انتخاب میکنیم. بر اساس این تئوری تمامی آنچه ما انجام میدهیم یک رفتار است و از درون ما برانگیخته میشود.
226
سارا بلاسکو و قطعه ای که کهنه نمی شود ...
ما امیدی نداریم
که باد شکوفههای سیب را
برای ما به ارمغان بیاورد
دانستهایم
بدون شکوفههای سیب
بدون حرمانهای زودرس
میتوان
زندگی کرد
هرچه برای ما محبوب شد
در یخبندان شب شکست
226
تمام عمرش تا به امروز برای شناخت خودش تلاش کرده بود.
و هیچ رابطهای را سختتر، عمیقتر، دوستداشتنی تر و دردناکتر از رابطه با خودش نیافته بود.
میدانست که این رابطه را تحت هیچ شرایطی رها نخواهد کرد که رسالت او، رسیدن به خودش بود.
226
مشتاقِ درد را به مداوا چه احتیاج؟
بیمارِ عشق را به مسیحا چه احتیاج؟
تا کی به ناز رفتن و گفتن که: جان بده؟
جان میدهم، بیا، به تقاضا چه احتیاج؟
226
Band: #harakiri_for_the_sky
Country: #austria
Genre: #post_black_metal
New Single
Album: Scorched Earth
(Releases January 16, 2025)
226
کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
در رهگذرِ کیست که دامی ز بلا نیست
چون چشمِ تو دل میبرد از گوشه نشینان
همراهِ تو بودن گُنَه از جانب ما نیست
روی تو مگر آینهٔ لطفِ الهیست
حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست
نرگس طلبد شیوهٔ چشمِ تو، زهی چشم
مسکین خبرش از سر و، در دیده حیا نیست
از بهرِ خدا زلف مَپیرای که ما را
شب نیست که صد عربده با بادِ صبا نیست
بازآی که بی روی تو ای شمعِ دل افروز
در بزمِ حریفان، اثرِ نور و صفا نیست
تیمارِ غریبان اثرِ ذکرِ جمیل است
جانا مگر این قاعده در شهرِ شما نیست؟
دی میشد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
گر پیر مغان مرشدِ من شد چه تفاوت
در هیچ سری نیست که سِرّی ز خدا نیست
عاشق چه کُنَد گر نَکِشَد بارِ ملامت
با هیچ دلاور سپرِ تیرِ قضا نیست
در صومعهٔ زاهد و در خلوتِ صوفی
جز گوشهٔ ابروی تو محرابِ دعا نیست
ای چنگ فروبرده به خونِ دلِ حافظ
فکرت مگر از غیرتِ قرآن و خدا نیست
حافظ
226
تو صورت یک بیگانه را خواهی دید و به روشنی به چیزی پی خواهی برد که قادر به پذیرفتنش نیستی: صورتِ تو، خودِ تو نیست."
226
و بعد وقتی چهل ساله شدی، کسی برای اولین بار آیینه ای در برابرت میگیرد. وحشت خودت را مجسم کن!
226
"فقط زندگی در جهانی را تصور کن که در آن آیینه نباشد. تو درباره ی صورتت خیالبافی میکنی و تصورت این است که صورتت بازتاب آن چیزی است که در درون تو است.
