198
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-430 days
Posts Archive
198
امشب به نور ماه نگاه کردم چقدر شبیهِ خندهات بود تازه فهمیدم چقدر دلم برات تنگ شده و تو اینجا نیستی که من تو بغلم فشارت بدم و صدای قلبت و نفسهات باهم توی گوشم بپیچه.
198
نمیدونم اگه نبودی اگه نداشتمت اگه لبخندهای قشنگ و چشمهای مهربونت رو نمیدیدم دنیام الان چه شکلی بود! نمیدونم کی یا چی برام میشد امید و انگیزه و جوونه میزد تو وجودم فقط میدونم اگه نبودی زندگی اصلا دوست داشتنی نبود، قشنگ نبود؛ همه چی روشن و رنگی نبود خوبه که هستی نور من.
198
از شناختِ تو ندامتی ندارم
به سرنوشتمان اهمیتی نمیدهم
به رفتارهایِ ناخوشآیندت اهمیتی نمیدهم
به یاد دارم همه چیز چگونه شروع شد
و چگونه مرا شادمان ساخت .
هیچگاه از دیدنِ تو پشیمان نخواهم شد .
198
روز صد و نود وُ هفتم :
از شناختِ تو ندامتی ندارم
به سرنوشتمان اهمیتی نمیدهم
به رفتارهایِ ناخوشآیندت اهمیتی نمیدهم
به یاد دارم همه چیز چگونه شروع شد
و چگونه مرا شادمان ساخت .
هیچگاه از دیدنِ تو پشیمان نخواهم شد .
198
پرسید: جنگ تموم شد؟
گفتم: تموم شد.
گفت: تو عقب کشیدی یا جنگ تموم شد؟
گفتم: به جز من کسی نمیجنگید که! من که عقب کشیدم، جنگ هم تموم شد . . .
