دُچار.
Open in Telegram
284
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-530 days
Posts Archive
284
در نقطه ای از زندگی ایستادم و متوجه شدم که گاهی زمین خوردن ترسناک تر از قربانی شدن، از اذیت شدن، از بین رفتن، رها شدن، از دوست داشته نشدن هست.
زمین خوردن گاهی زخم هایی از تو برجا میزاره که رد اون زخم ها تا ابد باقی میمونن.
تا وقتی اثرشون بمونه، کل وجودت ازون زخم میسوزه، گاهی انگار روی تکه های شیشه خورده راه میری؛ کاری از دستت برمیاد؟ خیر.
میشینی و خونریزی کردنت رو، از دست رفتنت رو، تماشا میکنی.
دلت برای خودت میسوزه؟ البته که فقط خودت میفهمی چقدر داری قربانی میشی.
284
من قبلا چنل تو رو از چنل دوستت پیدا کردم ولی از یه جایی به بعد چنلش رو پاک کرد؟ یا شاید هم منو ریمو کرد
284
بله، یکی از رفیقام. بسیار زیاد.
اما برای همون ادمی که واسه من بود، نه اون ادمی که الان شده.
"قطعا ادمی که الان شده هم خیلی قابل احترامه و دوست داشتنی"
284
نمیدونم واقعا، من از وایب ادم ها خوشم میاد معمولا، هیچوقت از ابتدای ارتباط گرفتن نمیفهمم اخلاق ادم ها چطوریه.
284
ادمایی که حد و مرز دارن، دخترایی که برای بقیه دخترا ذوق دارن و سر پسر همدیگه رو نمیفروشن.
پسرایی که برای خودشون شخصیت قائلن، که این شخصیت از توی اجتماع بودن و سرکار رفتن میاد. نه پارتی و دراگ.
ادمایی که برای کوچک ترین چیزها ذوق دارن، این برام خیلی جالبه:)
ادمایی که توجه میکنن. ادمایی که یادت میکنن.
