278
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
278
طرف بچهش پاره ی تنش کشته شده،میگه:این گل پر پر شده هدیه به میهن شده.
بعد بلاگر چسکی نگران از دست دادن پیج تخمی اینستاشه.
278
روزی در تاریخ مینویسند:
درد آنقدر گسترده بود، که اشکها نمیدانستند
بر کدام نام، کدام شهر، کدام زخم ایران فرو بریزند.
278
نمیفهمی کِی شب میشه،
کِی اخر هفته میشه،
کِی وارد ماه بعد شدی،
اصلا کِی سال تموممیشه
بُعد زمان رو از دست دادیم انگار.
278
We weren't strong, we weren't brave, we just had to, compulsion makes people strong and brave....
278
یه وقتایی حس میکنیم بیشتر از سنمون دیدیم، بیشتر از عمرمون شکستیم، بیشتر از اون که باید، فکر کردیم، حرص خوردیم، تلاش کردیم، ساختیم...
و واقعا دممون گرم.
