𝕌𝕝𝕥𝕣𝕒𝕞𝕒𝕣𝕚𝕟𝕖ᵇˡᵘᵉ
Open in Telegram
توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد... @sashachanbot باهام اینجا درارتباط باشید. https://t.me/Sashaclovr چنل آپ فیکشن
Show more389
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1830 days
Posts Archive
Repost from N/a
[ For Ultramarine blue ] 𐦖
روز هفدهم؛ یه سویشرت تیره تنت بود و کتونیهای سفید. موی گربه به آستینهات چسبید انقدر نازشون کردی. گربهها دلشون نمیخواست بری. منم نمیخواستم.
روز بیست و سوم؛ متاسفم، ولی تو چاییخور نمیشی عزیزم. استعدادش رو نداری. لطفا بیخیالش شو و بچسب به همون آیسلته.
روز سی و یکم؛ خوشحالم که میبینم حالت خوبه. میترسیدم نتونی ازش سالم بیرون بیای.
روز سی و چهارم؛ جوری که گوشه مغازه روی چهارپایه میشینی، پا روی پا میندازی و کتاب میخونی رو دوست دارم. صورت متمرکزت و مژههای بلندی که جلوی دیدت رو میگیرن، به طرز احمقانهای بامزهان.
روز چهلم؛ یادت رفته بود رژ بزنی. دیگه جدا داری آلزایمر میگیری خوشگلم. ولی اشکالی نداره، اصلا نگران نباش. من جای حافظهات روتینت رو یادت میندازم.
روز چهل و سوم؛ عاشق وقتاییام که با خودت حال میکنی.
روز چهل و پنجم؛ خون دماغهات زیاد شدن، داری میترسونیم. مجبورم میکنی بیام بیرون و خودم ببرمت دکتر.
روز پنجاه و یکم؛ کی گفته تو هنرمند درجه یکی نمیشی؟
روز پنجاه و نهم؛ گور بابای دخترهایی که توی دستشویی پاد میکشن. بیا خودم تنهاییت رو از بین ببرم. *چشمک*
روز شصت و سوم؛ نمیدونم. شاید واست گل صورتی بفرستم.
آهنگ جدید شروین حاجیپور رو دوست دارم. تف توش که اگه بخوام گوش کنم از عذاب وجدان میمیرم :)
سلام عزیزم. خوشحالم که خوندیش و اینقدر دوستش داشتی :) منم امیدوارم بتونم کارای دیگهای بنویسم و بازم شما رو کنار خودم داشته باشم🫂❤️
سلام ساشای عزیز
من امروز اسپریا رو تموم کردم و واقعا میخواستم ازت تشکر کنم بابت این داستان زیبا که مارو از دنیای بیرحم شده بود دقایقی جدا میکرد
خیلی همزاد پنداری با جیونگ میکردم خیلی گناه بود
خیلی خیلی سپاس ازت
امیدوارم داستان های زیبایی ازت ببینیم باز
لبخند بزن
