en
Feedback
Faces👤

Faces👤

Open in Telegram

Just tired and exploding IG: https://www.instagram.com/danial_emam_zanbili?igsh=MmkwNjd2M2loY21o Me: @Danial_EmamiZanbili

Show more
Iran151 424The category is not specified
203
Subscribers
-124 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Commeownist comrades
+3
Commeownist comrades

اگر روزی خاطراتم محو شدند، اول از همه، مسی را برایم تعریف کنید.

یاری‌ام کن تا زبانِ خویش را بازیابم زبانی که واژگانش را بر قامتِ تنت دوخته‌ام و از میانِ تمامِ زنان تنها، برازنده‌ی توست...

خواهم سفری کنم ز غم بگریزم منزل منزل غم تو در پیش منست

هاها
هاها

photo content

Repost from Faces👤
من شما را بی‌اینکه امیدی داشته باشم دوست می‌دارم.
+1
من شما را بی‌اینکه امیدی داشته باشم دوست می‌دارم.

«غریبه» چرا...؟ من در سرزمین مادری بودم، کنار هم‌خون و همخانه و همسفره، نزدیک به ریشه بودم، به هوایی آشنا، کوچه ها را چشم بست
«غریبه» چرا...؟ من در سرزمین مادری بودم، کنار هم‌خون و همخانه و همسفره، نزدیک به ریشه بودم، به هوایی آشنا، کوچه ها را چشم بسته طی میکردم، و تو آنسوی خاوران، از جنس آفتاب های سوزان، برنو های دسته نقره، اصالتی از نوع تاریخ... از تمام شهر و گذران من دور و خارج از لمس و لیک چرا من میان تمام دوستان و دوستدارانم، غریبه شدم...؟ چون تو دور بودی، من در شهرم غریبه شدم. انحیر من چشمهایم کجارا میدید؟ چون از روزی که نیستی، گلها زیبا شدند پرنده با نفسی آزاد بال میزند، شک و تردید هم، به رسم معشوق، شهر روحم را ترک کرده، خیابان، مسیر آشکار آینده شده، لاله خانم، باری مرا گفتی: "شیوه غمت برایم باورنکردنی بود، شک کردم نکند از من غریبتر در این شهر، تو هستی؟ نکند دارم رهایت میکنم؟!" و اکنون هاوار غریبه ایست در غربت و دنبال محبت میگردد؛ و اکنون هاوار، لب به غنچه سخن وا نکرده، مجنون است... انجیر من تمام عشاق همدیگر را میبوسند الا من و تو... در و دیوار غریب افتاده را چه به بوسه...؟ دانیال ا. زنبیلی شهریور ماه ۱۴۰۵ هورامان

«غریبه» چرا...؟ من در سرزمین مادری بودم، کنار هم‌خون و همخانه و همسفره، نزدیک به ریشه بودم، به هوایی آشنا، کوچه ها را چشم بسته طی میکردم، و تو آنسوی خاوران، از جنس آفتاب های سوزان، برنو های دسته نقره، اصالتی از نوع تاریخ... از تمام شهر و گذران من دور و خارج از لمس و لیک چرا من میان تمام دوستان و دوستدارانم، غریبه شدم...؟ چون تو دور بودی، من در شهرم غریبه شدم. انحیر من چشمهایم کجارا میدید؟ چون از روزی که نیستی، گلها زیبا شدند پرنده با نفسی آزاد بال میزند، شک و تردید هم، به رسم معشوق، شهر روحم را ترک کرده، خیابان، مسیر آشکار آینده شده، لاله خانم، باری مرا گفتی: "شیوه غمت برایم باورنکردنی بود، شک کردم نکند از من غریبتر در این شهر، تو هستی؟ نکند دارم رهایت میکنم؟!" و اکنون هاوار غریبه ایست در غربت و دنبال محبت میگردد؛ و اکنون هاوار، لب به غنچه سخن وا نکرده، مجنون است... انجیر من تمام عشاق همدیگر را میبوسند الا من و تو... در و دیوار غریب افتاده را چه به بوسه...؟ دانیال ا. زنبیلی شهریور ماه ۱۴۰۵ هورامان

Celeste - Both Sides Of The Moon.mp39.82 MB

Goals ✨🕷
Goals ✨🕷

photo content

photo content

photo content

I am at the same time dumber and smarter than you think; if you either under or over -estimate me, you'd be surprised both ways.

دست بیار به سمتم، از کل دنیا دست میکشم...

Repost from N/a
photo content

Face card ♠️
+1
Face card ♠️