en
Feedback
Faces👤

Faces👤

Open in Telegram

Just tired and exploding IG: https://www.instagram.com/danial_emam_zanbili?igsh=MmkwNjd2M2loY21o Me: @Danial_EmamiZanbili

Show more
Iran151 510The category is not specified
204
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
عشق در فراق اگر زنده بماند عشق است...
عشق در فراق اگر زنده بماند عشق است...

Shapur Marg Bar Kolle Nezam.mp36.43 MB

photo content

امید.
امید.

"از آن رو که دوستت می‌دارم" از آن رو که دوستت می‌دارم، سراسر شب را چنین وحشی و نجواگر به سوی تو آمده‌ام و از آن رو که تو را ت
"از آن رو که دوستت می‌دارم" از آن رو که دوستت می‌دارم، سراسر شب را چنین وحشی و نجواگر به سوی تو آمده‌ام و از آن رو که تو را توان فراموش کردنم نیست روحت را نیز با خویش آورده‌ام اکنون نزد من و سراسر از آن من است روحت در خوشی و در ناخوشی نیز از عشق آتشین وحشی‌ام هیچ فرشته‌ای توان رهاندنت ندارد...

می‌نشینم در خانه نه غمگین، نه شاد نه خودم، نه هیچکس دیگر. روزنامه‌های پاره، رزهای توی گلدان مرا به یاد او، که آن‌ها را برایم چید، نمی‌اندازد. امروز روز تعطیلِ خاطره است، تعطیلِ همه‌چیز. امروز جمعه است...

photo content

Your boos mean nothing to me. I’ve seen what you cheer for.

photo content

خوشم که ذوق شکارم نرفت از دل تو که چندبار مرا بستی و رها کردی
خوشم که ذوق شکارم نرفت از دل تو که چندبار مرا بستی و رها کردی

Mahyar Delshoore.mp310.07 MB

photo content

دوستت دارم، چون توفانی که در آسمان بر پا می‌شود اعتراف می‌کنم دوستت دارم چنین بی‌تابانه زیرا می‌سوزانی و دندان بر تن فرو می‌ک
دوستت دارم، چون توفانی که در آسمان بر پا می‌شود اعتراف می‌کنم دوستت دارم چنین بی‌تابانه زیرا می‌سوزانی و دندان بر تن فرو می‌کنی.

Eshgh To Khabi Bood.mp314.54 MB

Then you're there where Standin on the rooftop looking down For the crowd Holdin onto everything you know Let it all go…

Then you're there where Standin on the rooftop looking down For the crowd Holdin onto everything you know Let it all go …

05. Drowning In Vertigo.mp310.91 MB

و همه میدانیم، ریه های لذت، پر اکسیژن مرگ است...
و همه میدانیم، ریه های لذت، پر اکسیژن مرگ است...

photo content

«غریبه» به کدام آیت روشن قسم دهم تورا که در خاطرم بمیری؟ این، چه عاشق بودنی است؟ چه جان در جان عاشق دادنی است؟ کدام حقیقت محبت به این پوچی است؟ این چه به شمِ خواستن بها دادنی است؟ درد تو که در دلت بزرگ است ، میدانم. زمانت پر از گذشتن است میدانم. تو هم دلگیر میشوی، دلتنگ میشوی، میدانم... اما پس من چه؟ انجیر، مهر، لاله من پس من چه؟ داغ مرا که کور کند؟ تویی و تمام تاریخ زنانگی‌ات، من با تمام سالهای درد چه کنم؟ با غربت محض خشم چه کنم؟ با این غریبه در گلویم چه کنم؟ با خودم تنها چه کنم؟ لاله خانم، انجیر من مرا روسپی خاطرات کردی و من تخت به تخت، دنبال لمس دوباره تو میگردم... دانیال ا. زنبیلی شهریورماه ۱۴۰۵ هورامان