Faces👤
Open in Telegram
Just tired and exploding IG: https://www.instagram.com/danial_emam_zanbili?igsh=MmkwNjd2M2loY21o Me: @Danial_EmamiZanbili
Show moreIran151 510The category is not specified
204
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
204
"از آن رو که دوستت میدارم"
از آن رو که دوستت میدارم،
سراسر شب را
چنین وحشی و نجواگر
به سوی تو آمدهام
و از آن رو که تو را
توان فراموش کردنم نیست
روحت را نیز
با خویش آوردهام
اکنون نزد من
و سراسر از آن من است روحت
در خوشی و در ناخوشی نیز
از عشق آتشین وحشیام
هیچ فرشتهای
توان رهاندنت ندارد...
204
مینشینم در خانه
نه غمگین، نه شاد
نه خودم،
نه هیچکس دیگر.
روزنامههای پاره،
رزهای توی گلدان
مرا به یاد او،
که آنها را برایم چید،
نمیاندازد.
امروز روز تعطیلِ خاطره است،
تعطیلِ همهچیز.
امروز جمعه است...
204
دوستت دارم، چون توفانی
که در آسمان بر پا میشود
اعتراف میکنم
دوستت دارم چنین بیتابانه
زیرا میسوزانی و دندان بر تن فرو میکنی.
204
Then you're there where
Standin on the rooftop looking down
For the crowd
Holdin onto everything you know
Let it all go…
204
Then you're there where
Standin on the rooftop looking down
For the crowd
Holdin onto everything you know
Let it all go …
204
«غریبه»
به کدام آیت روشن قسم دهم تورا که در خاطرم بمیری؟
این،
چه عاشق بودنی است؟
چه جان در جان عاشق دادنی است؟
کدام حقیقت محبت به این پوچی است؟
این چه به شمِ خواستن بها دادنی است؟
درد تو که در دلت بزرگ است ، میدانم.
زمانت پر از گذشتن است میدانم.
تو هم دلگیر میشوی، دلتنگ میشوی، میدانم...
اما پس من چه؟
انجیر، مهر، لاله من
پس من چه؟
داغ مرا که کور کند؟
تویی و تمام تاریخ زنانگیات،
من با تمام سالهای درد چه کنم؟
با غربت محض خشم چه کنم؟
با این غریبه در گلویم چه کنم؟
با خودم تنها چه کنم؟
لاله خانم، انجیر من
مرا روسپی خاطرات کردی و
من تخت به تخت، دنبال لمس دوباره تو میگردم...
دانیال ا. زنبیلی
شهریورماه ۱۴۰۵
هورامان
