دولت صـبـآ
Open in Telegram
فلسفه میگوید جوهرِ سهبعدیِ نامیِ ناطقِ هستم حساس،متحرک و با اراده. در کشمکش انسان بودنم عناوین مجری و گوینده را زندگی میکنم با قلم آشنایم،گاهی مینویسم🌿 https://t.me/SendHarfBot?start=e450f74c13c0
Show more305
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
305
ضبط و ضبط...
خستم میکنه،حسابی!
زمان میبره،خیلی!
آمادگی قبلش، حوصله ضبطش، تپق و اتود های بینش و زمان گذاشتن برای ادیت بعدش؛
اما نمیدونم چرا بعد از هر بار به این فکر میکنم که خب؛اینم از این،خوب شد و «یوهو»...
305
چاووشی تو «گلدون» میخونه
اگه دوست نداشتنی رنجوندنم رو
هیچوقت از تو نمیرنجیدم!
-بله آقای چاووشی
ماهم همینطور
ماهم از همین رنجیدیم...
305
چاووشی تو «گلدون» میخونه
اگه دوست نداشتنی رنجوندنم رو
هیچوقت از تو نمیرنجیدم
-بله آقای چاووشی
ماهم همینطور
ماهم از همین رنجیدیم...
305
رابط برنامه گفت
لطفا به فلان تاریخ تشریف بیارید فلان جا.
میپرسم این تاریخ اجراست یا جلسه توجیهی؟
میگه دقیق نمیدونم، شما با استایل اجرا تشریف بیارید
شاید همونجا تصمیم گرفتن برید سر برنامه
هماهنگی محتوا و پلاتو نویسی :
حضرت عباسی من برای تو یک لطیفه هستم؟🤦🏻♀
305
تو خیابون بودیم، پیچیدیم سمت راست
سرتاسر یه دیوار عریض، با چراغای قرمز و آبی و نور ملایمی که سایه بنفش روی زمین مینداخت روشن شده بود و توجهمون رو حسابی جلب کرد
گفت چه قشنگه، کجاست اینجا؟ رستورانه؟ ببین بهشت عشاق نیست؟ پنجره رو دادیم پایین
کلانتری منطقه بود.
305
مغزهای ما سنگینی میکرد
از کلمات حبس شده
پس با گردن کج،
هی به زمین مایل میشدیم
و میخواستیم بیوفتیم
که آشنایی حقیقی
میایستد کنارمان؛
شانه اش را پیش میآورد
زیر سرمان را میگیرد
شانه به شانه،قفل باز میشود
کلمات محبوس بیرون میریزند
سر سبک میشود
ما سبک تر میایستیم...
#صبا
305
یه دلیل بیار تا تو ماه رمضون،بعد از سه کلاس دانشگاه،خودم رو راس ساعت سه ظهر به کلاس فیلمنامه نویسی برسونم...
305
خسته از بدیهیاتام و نوآوری در مطلبام آرزوست
که کلاس «داستان گویی دینی» و «کارآفرینی رسانه» که اسم هردو جالب بود و چشمم آب نمیخورد خیلی جذاب باشن،خوب تر از چیزی که فکر میکردم تموم شد.
احساس میکنم لیوان انسان عصر حاضر از گمشده ها و گمگشته ها پره و اینبار بجای احساس، معتقدم اگه دانشگاه با تحول زمان و جامعه همگام نباشه و سرنخی بدست اهالی خودش نده، قطعا باید در کنار اسمش یه پرانتز باز کنه و توی اون بنویسه (شوخی).
305
الیاف مصنوعی و پلیاستر تو کارخونههای نساجی
با یه سری دوش های مخصوص انجام میشن
به این کار میگن «ذوب ریسی»
این اسپریها هم برای شستشو و پاک کردن حفرههای دوش استفاده میشه
نمونه های خارجیش موجوده اما بر و بچههای سازنده با ظرفیت های علمی و پژوهشی خودشون دارن رو تولید داخلیش با کیفیت بهتر کار میکنن
ما هم امروز ازش یه وجه دیگه کشف کردیم🙂↔️
305
الیاف مصنوعی و پلیاستر تو کارخونههای نساجی
با یه سری دوش های مخصوص انجام میشن
به این کار میگن «ذوب ریسی»
این اسپریها هم برای شستشو و پاک کردن حفرههای دوش استفاده میشه
نمونه های خارجیش موجوده اما بر و بچههای سازنده با ظرفیت های علمی و پژوهشی خودشون دارن رو تولید داخلیش با کیفیت بهتر کار میکنن
ما هم امروز ازش یه وجهه دیگه کشف کردیم🙂↔️
305
الیاف مصنوعی و پلیاستر ها تو کارخونهها
با یه سری دوش های مخصوص انجام میشن
به این کار میگن «ذوب ریسی»
این اسپریها برای شستشو و پاک کردن حفرههای دوش استفاده میشه
نمونه های خارجیش موجوده اما بر و بچههای سازنده با ظرفیت های علمی و پژوهشی خودشون دارن رو تولید داخلیش با کیفیت بهتر کار میکنن
ما هم امروز ازش یه وجهه دیگه کشف کردیم🙂↔️
305
یه نمونه اسپری نانو سیلیکونی برای شستشوی قطعات ذوبریسی تو کارخانجات نساجی، تو دفتر شرکت گذاشتیم
یکی از بچهها خیلی یهویی برداشت و روی کفش چرمی تست کرد و دیدیم چنان پاک و براق شد که جای شما خالی همه وایسادیم تو صف اسپری شستشوی قطعه ذوب ریسی که باهاش کفشا رو واکس بزنیم:))
