شِفای اندوه 🥀
Open in Telegram
354
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
اي درختانِ عقيمِ ريشهتان
در خاکهایِ هرزگی مستور
یک جاودانهی ارجمند از
هيچ جاتان رُست نَتْواند
ای گروهی برگِ چركين
تارِ چركين، پود، يادگارِ
خشکسالیهای گَردآلود
هيچ بارانی شما را
شست نَتواند...
#مهدی_اخوان_ثالث
به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد
سحر از چاکهایِ دل به گردون نردبان دارد
#بیدل_دهلوی
هنگامِ قول، آمرِ معروف و در عمل
از هیچ منکری، نبود اجتناب تان
بسیار ازین نفيرِ نفسگیرتان گذشت
کو افعیای که نعره زند در جواب تان
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
Repost from شِفای اندوه 🥀
چه ﺑﻮﺩ! ﺟﺰ خفگی ، ﺟﺰ ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺑﯿﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﺷﺒﯿﻪِ ﺧﺎﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﺧﺎﻧﻪ ی ﻗﺪﯾﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺮﻑ ﭘﺮﯾﺪﯾﻢ ﻭ سهمِ مان ﭼﯿﺰﯼ
ﺑﻪ ﺟﺰ ﻧﻮﺍﺯﺵِ ﺷﻠﯿﮏِ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻧﺒﻮد!
ﺗﮕﺮﮒ می زﺩ ﻭ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ
ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮِ ﺩﻭ ﮔﻨﺠﺸﮏِ ﺭﻭﯼِ ﺳﯿﻢ ﻧﺒﻮﺩ
#حامد_ابراهیم_پور
Repost from گردش صد قصّه 📚
ما اصلا چیزی از زیبایی وطن نفهمیدیم؛ سهم ما از وطن فقط شد اندوه و جنگیدنِ دائمی.
با غمِ ایوب نیست، رنجِ مرا نسبتی
صبرم از او کمتر است، دردم از او بیشتر
#هلالی_جغتایی
Repost from Freedom🖤
در نهضت عظیم دو بازویش
من گریه ام گرفته که آخر
آخر چرا پرنده به دنیا نیامدم ؟
#رضا_براهنی
خفتهاند
این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشتِ خاکستر
وای، آیا هیچ سر بر میکنند از خواب
مهربان همسایگانم از پیِ امداد؟
سوزدم این آتشِ بیدادگر بنیاد
میکنم فریاد، ای فریاد، ای فریاد
#مهدی_اخوان_ثالث
و هنگامی که یاران با
سرودِ زندگی بر لب، به
سویِ مرگ می رفتند، امیدی
آشنا می زد چو گل در چشم شان
لبخند. به شوقِ زندگی آواز می خواندند
و تا پایان به راهِ روشنِ خود باوفا ماندند
#هوشنگ_ابتهاج
