en
Feedback
The Notes that are buried

The Notes that are buried

Open in Telegram

شاعری خسته از دیار تاریک پوچی . https://t.me/BiChatBot?start=sc-741253-TtpKouG

Show more
460
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-630 days
Posts Archive
"به هرحال، عشق، با هر شدت‌وحدتی، همیشه نوعی مرحمت است." داستان این کتاب درباره سه خانواده است که داخل خیابونی به نام کاتالین
+1
"به هرحال، عشق، با هر شدت‌وحدتی، همیشه نوعی مرحمت است." داستان این کتاب درباره سه خانواده است که داخل خیابونی به نام کاتالین زندگی میکنن. یکسری اتفاقات غم انگیزی برای زندگی این سه خانواده میوفته که من بعد هر فصل شوک می‌شدم. فصل‌های اول اصلا نمی‌فهمید داستان چی هست چون یهو از آخر داستان حرف میزنه ولی بعد یکی دو فصل میره و اتفاقات رو از اول شرح میده. قلم نویسنده خیلی خوبه و این اولین کتابی بود که خوندم و دیدم از دید چندتا شخصیت صحبت میکنه و به علاوه از نگاه سوم شخص هم‌ درباره داستان حرف میزنه و شرح میده داستان رو. شدت فضای غمگین و ناامید کننده به علاوه قلم خوب نویسنده، باعث میشه که خودتون رو داخل اون فضا تصور کنید و بعد هر اتفاق شوک بشید و ناراحت. خودتون رو درون اون کارکترهایی میبینید که بچگیشون خوش بودن ولی هرچقدر جلوتر رفت زندگیشون خالی و خالی‌تر شد از خوشحالی و روابطی که دوست نداشتن هیچوقت قطع بشه، سرد و سردتر شد. این کتاب رو پیشنهاد میکنم اگر شوکه شدن و فضای افسرده و به زور زندگی کردن رو دوست دارید.

photo content
+9

خیلی وقتا اون چیزی که میگم واقعا بهش باور ندارم ولی میگمش چون عصبی کردن متعصب‌ها واقعا حال میده :))))

photo content
+3

"احتمالا وقتی دردا حمله میکنن بهت، من خیلی دور از توام زیر دردای خودم"

رابطه‌هامون پشت هم تموم میشه و برای وارد شدن به رابطه دیگه باید خودت رو کلی به آدمی که ازش خوشت اومده معرفی کنی تا چند ماهی باهم باشید و دوباره تموم بشه. این یکی از بدترین چیز‌هایی هست که اذیتت میکنه وقتی سنت میره بالا، دیگه فقط میخوای یکی بیاد که بمونه. دیگه اون انرژی رو نداری توی زندگیت که خودت رو همش به آدم‌های مختلف توضیح بدی و نگران این باشی که خوشش بیاد ازت یا نه.

مادرم قراره چند روز دیگه کتاب مارتین ایدن رو برام بیاره دانشگاه برسونه به دستم، از الان هیجان دارم برای کتابش با اینکه قبلا یک بار خوندمش.

"همان‌جا ایستادم و منتظر شدم. نمی‌دانم منتظر چی بودم. بیشتر وقت‌ها ما آدم‌ها نمی‌دانیم واقعا چی میخواهیم."

تولدی_دیگر_از_فروغ_با_صدای_خودش_MP3_4420054_uVidBot.mp35.38 MB

از این به بعد زیاد باید برم بخش زبان انگلیسی کتابخونه، خیلی چیزای باحالی داشت =) اینا دوتاشونه.
+7
از این به بعد زیاد باید برم بخش زبان انگلیسی کتابخونه، خیلی چیزای باحالی داشت =) اینا دوتاشونه.

1. •The Palace of Tchar-Bag at Isfahan, Persia• 2. •The Palace and Gardens of Ashref, Persia• «اصفهان،ایران سال ۱۲۲۷ خورشیدی»
+1
1. •The Palace of Tchar-Bag at Isfahan, Persia• 2. •The Palace and Gardens of Ashref, Persia• «اصفهان،ایران سال ۱۲۲۷ خورشیدی» Painting By Jules Laurens 1825-1901🇫🇷

امروز از ایشون یک خبری خوندم. Beth calverley ایشون میرن دورتا دور بریتانیا میگرده و درباره مردم شعر مینویسه. و یک اسمی هم نمی
+3
امروز از ایشون یک خبری خوندم. Beth calverley ایشون میرن دورتا دور بریتانیا میگرده و درباره مردم شعر مینویسه. و یک اسمی هم نمیدونم روی این کارش یا روی خودش گذاشته به نام poetry machine چون با تایپ‌رایتر مینویسه ولی خب ماشین اصلی شعر، مغز خودم beth هستش. یک کتاب هم داره که برای زمانی هست که توی بخش های مخصوص سلامت بوده و فکر کنم درباره آدمای بیمار اونجا نوشته. اسم کتاب هم Brave faces & other smiles هست. امروز درباره این شخص خوندم گفتم شاید برای شما هم جالب باشه بدونید.

تنها چیزی که بیشتر از صدای بارون و بوی کتاب‌ها دوست دارم، صدا و بوی توست.

"تا به کی باید رفت از دیاری به دیاری دیگر نتوانم، نتوانم جستن هر زمان عشقی و یاری دیگر کاش ما آن دو پرستو بودیم که همه عمر سفر میکردیم از بهاری به بهاری دیگر."

4_6037324670586324373.mp39.49 MB

photo content
+3