en
Feedback
𝘽𝙍𝙊𝙆𝙀𝙉🪷

𝘽𝙍𝙊𝙆𝙀𝙉🪷

Open in Telegram

- نوشتن اما تقدیرِ دستانِ بی رمقِ ما بود؛ Kaderede aşk olsun yazdı , kavuşturmadı.. 𓂅 @Brokenarchive ↵ 𓂅 @itsberkeh_bot

Show more
382
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1230 days
Posts Archive
هزاران جان و میلیون ها روح از ما گرفته شد...

در نومیدی بسی امید است پایانِ شبِ سیه سپید است🕊🌞

این شهر نقش تورا میطلبد🫶🏻

It's s.th only I can understand:)))))

من آدم صبوری نبودم ، اما واسه‌ی تو صبر کردم. صبر کردم که شاید یه شب بهم بگی دوستم داری،صبر کردم که برام کاری انجام بدی،صبر کردم تا بهم ثابت بشی. اما نه،صبر کردن واسه اتفاقی که هرگز قرار نیست بیوفته فقط عمر هدر کردنه. من چه عمری رو گذاشتم برای تو،چه عمری رو گرفتی از من... می‌ارزید؟ نه.

گم شدم دنبال احساسیم که مدت هاست وجود نداره درونم هرچقدر دست و پا میزنم انگار بیشتر تو باتلاق وجودم فرو میرم یکی منو از دست من نجات بده..‌

Carnival_final episode
Carnival_final episode

عمرم رو عمرت مامانجون

انگار دلم برایت تنگ شده. برای آن قیافه‌ات،که می‌خندید و برای آن ادا کردن اسمم از کلامت. احتمالا برای باران است،که می‌بارد وگرنه من کجا و دلتنگی برای تو کجا. یک‌دنده‌ی بدخلق و عقب‌مانده.

در‌خیالاتِ‌خودم‌در‌زیرِ‌بارانی‌که‌نیست.. میرسم‌باتو‌به‌خانه‌از‌خیابانی‌که‌نیست.. مینِشینی‌روبه‌رویم‌خستگی‌درمیکنی! چای‌میریزم‌برایت‌توی‌ِفنجانی‌که‌نیست‌.. باز‌میخندی‌و‌میپرسی‌:که‌حالت‌بهتراست..؟ باز‌‌میخندم‌که:خیلی..(؛گرچه‌میدانی‌که‌نیست.. شعر‌میخوانم‌برایت‌،واژه‌ها‌گُل‌می‌کنند؛ یاس‌و‌مریم‌میگذارم‌تویِ‌گلدانی‌که‌نیست.. چَشم‌میدوزم‌به‌چَشمت‌میشود‌آیا‌کمی؟... دست‌هایم‌را‌بگیری‌بین‌دستانی‌که‌نیست..؟ وقتِ‌رفتن‌میشود‌با‌بغض‌میگویم‌نرو.. پشت‌ِپایت‌اشک‌میریزم‌در‌ایوانی‌که‌نیست.. میروی‌و‌خانه‌لبریز‌از‌نبودت‌می‌شود..! باز‌تنهامیشوم‌با‌یادِ‌مهمانی‌که‌نیست.. رفتی‌ای‌و‌بعد‌ِتو‌این‌کارِ‌هر‌روزِ‌من‌است‌! باورِ‌این‌که‌نباشی‌..کارِ‌آسانی‌که‌نیست ..(:

Repost from N/a
سر فرو می‌برم در تاریکی آبی، اعماقِ صورتم را می‌نَوازد و جوارحم همچون ماهیانِ رنگارنگ یکدیگر را می‌بویند ای  سکوتت تکلمِ حواس! چگونه به خواب رَوَم؟ وقتی تن در درنگت نجوای روزانهٔ خویش را می‌شنَوَد درونِ تو هر شاخه که جیرجیرکی بر آن می‌خواند میانِ پلک‌هام ایستاده چگونه بیدار نمانم؟ هر صبح پس از آنکه سپیده بر نخی از مویم نشست چشم‌ها بیدار می‌شوند با من ای شبِ باقیمانده به تماشای طلوع بایست تا تفاوتت با همهٔ آنان که در خوابند آشکار شود
زهرا جهانی

بیاین برام شعر بنویسین🫴🏼

از من پرسید ، نمیشه عزیز قصه‌ی تو باشم؟

Siavash-Ghomayshi-Jazireh-320.mp311.23 MB

دلم میخواست ، می‌تونستم با همتون حرف بزنم و اینجوری شد که اینجا به دنیا اومد. به صرف شعری،موزیکی،نوشته‌ای،فیلمی در خدمت باشیم.

شبا دوست دارم نبودنتو بالا بیارم

آسمان به زمین می‌رسید،اگر تو مرا فقط برای یک بار ، برای اولین و آخرین بار -عشقم- صدا میزدی.. نه از آن عشقم هایی که دم به دقیقه از اطرافیانت میشنوی، از آن دم دستی ها نه.. عشقمی که از جانت برآید،و بر جان من بنشیند. عشقی که میم مالکیت داشته باشد و مرا خطاب کند و گوینده‌اش تو باشی.. احتمالا واقعا زمین به آسمان می‌رسید..

tom_odell_black_friday.mp38.61 MB