en
Feedback
منِ واقعی، بدونِ نقاب.

منِ واقعی، بدونِ نقاب.

Open in Telegram

این‌جا یه‌جورایی دفترچه‌خاطراتمه. این‌جا چنان که می‌نمایم هستم. خودِ واقعیمم دیگه. دروغ‌و تظاهرو این چرت‌وپرتاام نداریم. ارتباط شناس: @mostiired_bot ارتباط ناشناس: https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-h7PXpawf5d *من‌و به چنلاتون دعوت نکنید.

Show more
337
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
مرا دو وجه است. (خیلی بیشتر از دو وجه است.)
+1
مرا دو وجه است. (خیلی بیشتر از دو وجه است.)

بشینیم واسه این‌که دوستم‌و کشتن گریه کنیم.

بعد از این‌که اون‌و گفت، همه‌مون ساکت و غمگین شدیم. توو سکوت، چیزی رو یادم اومد که هیچ‌وقت به هیچ‌کس نگفته بودم؛ یه‌بار قدم می‌زدیم، فقط سه‌تاییمون بودیم و من وسط بودم، یادم مونده کجا داشتیم می‌رفتیم‌و از کجا می‌اومدیم، حتی فصلشم یادم هست، و دقیق‌تر از همه‌چی این‌و یادمه که بین اونا قدم می‌زدم‌و برای اولین‌بار احساس کردم به جایی تعلق دارم. منزوی.

از این وضعیت راضی نیستم.

باید حتما راست بری بعد چپ شی؟ خب همین‌و مستقیم بیا چپ دیگه.

اشتباهه.

Ilyas Yalcintas - Icimdeki Duman [SevilMusic].mp36.86 MB

شاید همین فردا برم دیگه.

Voice message00:40

من مُردم.
من مُردم.

Voice message00:20

وصل شدم به ضبط اتوبوس👍.

کاش راننده شوهرم بود.

دارم می‌رم کاشان هورا.

این روزا پر از تغییرم. یه جاهایی به خودم می‌ام‌و می‌فهمم انگار از خودم بی‌خبرم. اما می‌ذارم بمونه. تجربه‌ست دیگه. از همونا که نمی‌دونی آخرش چی در میاد، ولی می‌ری توش. همون مدلایی که وسط قطع‌و وصلی‌هاش یادت می‌اد تنها کسی که باید یه‌کاری کنه خودتی. احتمالا کسی غیر خودم تهش‌و نمی‌فهمه. و در نهایت بله، خودم‌و پس می‌گیرم، با لبخند می‌شکنم، توی خودم می‌ریزم؛ اینم شد مدلِ مخصوص خودم. خسته‌و در عین حال پرانرژی ولی انگار که توو باتلاق گیر کرده باشم. چقدر آخه باید ور برم با خودم؟ با نفسم؟ زندگیم؟ اصلا من یا زندگی؟ کدوممون یه بار مصرفیم؟ رابطم با خودم یه بازنگری می‌خواد جدی. همه‌چی یه فاز بدی می‌داد ولی شاید لازم بود. شاید همین چیزای عجیب راز کارن. این مدت زیادی رفتم توو خودم، هی کندم، هی کاویدم، تا رسیدم به یه پازلی که انگار هرچی جلوتر می‌رفتم، یه ایراد تازه می‌زد بیرون. یه‌هو دیدم همه‌شون منم. طبیعت هی نشونم می‌ده می‌شه از نو متولد شد. همه‌چی می‌تونه توی یه لحظه عوض شه. و من می‌مونم و این رفتنای قوی. آماده می‌شم. زمان می‌بره. انتظارم که جرئت می‌خواد. این فرسایشِ لعنتی. صحنه آماده‌ست. نور، صدا، تصویر، حرکت.

-جاهایی بریم که رنگش آبیه. +باشه بریم دریا. -نه دریا نه، بریم آسمون. ...