چوب الف | محمدصادق فرامرزی
Open in Telegram
762
Subscribers
-124 hours
+517 days
+5030 days
Posts Archive
🏴 امشب قلمم یک غزل ناب ندارد
جز خون جگر جان غزل آب ندارد...
#حسین_فخری
@sadeqfaramarzi
🔴 معرفی فیلم نوروزی(۹) | ۲روز و ۱شب؛ ویکند سخت پرولتاریا
🔸۲گانه «طبقه در خود» و «طبقه برای خود» در ادبیات کارل مارکس اهمیتی بنیادین دارند. کارگران میتواند در دل مناسبات سرمایهداری موجودیت یابند اما تا زمانی که به ادراک مشترکی درباره همسرنوشتی و منافع خود نرسند امکان هیچ تغییری را پیدا نمیکنند(حزب، اتحادیه، جامعه مدنی و... قرار است این گذار را رقم بزنند).
🔹«۲روز و ۱شب» داستانی از همین کشاکش تئوریک در بستر یک زندگی کارگری قرن بیست و یکمی است. روایت فراتر از پوسته اخلاقیاش چالش لحظه سخت تصمیمگیری میان منافع کوتاهمدت خود و واقعیات بلندمدت طبقه خود است... پذیرش قربانی شدن همطبقه خود تنها چراغ سبزی برای تبدیل شدن خودمان به قربانی بالقوه بعدی است... شما احتمالا چیزی جز زنجیرهایتان برای از دست دادن ندارید!
#معرفی_فیلم
@sadeqfaramarzi
🔴 معرفی فیلم نوروزی(۸) | پلتفرم؛ ساعت صفر نابرابری
🔸چگونه در عین نابرابری جامعهای عادلانهتر داشته باشیم؟ این پرسش ابتدایی و کلید جانرالز فیلسوف لیبرال آمریکایی بود که به دنبال تحقق جامعهای منصفانه میگشت که لزوما بیطبقه نباشد... رالز در اولین کتابش خوانندگان را به موقعیت نخستینی دعوت کرد که قرار است به دنیا بیایند اما نمیدانند چه جنسیتی، چه توانایی جسمی، چه خانواده و سرزمینی و چه موقعیت طبقاتی در انتظارشان است. او این لحظه را تنها لحظه مناسب برای انتخاب یک نظام اجتماعی منصفانه میدانست؛ چرا که افراد بیم آن را دارند که در بدترین موقعیت ممکن موجودیت پیدا کنند. احتمالا افراد در این موقعیت با بردهداری مخالفت میکنند چون ممکن است برده به دنیا بیایند، با تبعیض جنسیتی مخالفند چون ممکن است جنس ضعیف به دنیا بیایند و...
🔹«پلتفرم» تمثیلی از نقطه آغازین کتاب «عدالت به مثابه انصاف» رالز است و لاجرم به نتیجهگیری این فیلسوف نزدیک میشود: هرشکل نابرابری تنها به این شرط مشروع است که نفع ضعیفترین افراد جامعه را تضمین کند و آنها را از بازی صعود اجتماعی منع نکند.
#معرفی_فیلم
@sadeqfaramarzi
🔴 معرفی فیلم نوروزی(۷) | حقیقت و عدالت، کارت پستالی از ناتوانی بشر
🔸آنچه عدالت میپنداریم انعکاسی از درک ما از حقیقت است. ما حقیقت را در مواجهه با موقعیتهایی میشناسیم که خود نقشی در شکلگیری آنها نداشتهایم و شاید به همین دلیل است که جستجوی عدالت ما را وارد حفرهای از نخواستنها و نشدنها میکند... «حقیقت و عدالت» روایتی سرد و آرام و در عین حال روانشناختی از معلق ماندن آدمی در مهمترین پرسش اجتماعی بشر است.
🔹استونی به داشتن بیشترین جمعیت ملحد در اروپا مشهور است و رد این ضدیت با عنصر مذهب را در مهمترین فیلم این سالهای سینمایشان میتوان یافت؛ با این حال «حقیقت و عدالت» که قابهایش حدفاصلی از سینما و نقاشی است از قابل تاملترین آثار سینمای جهان در سالهای اخیر به حساب میآید که دست روی پرسشی بنیادین گذاشته و از بازگو کردن استیصال خود نیز فرار نکرده است.
#معرفی_فیلم
@sadeqfaramarzi
🔴 معرفی فیلم نوروزی(۶) | ۳۰۰۰ هزار شب و یک روز
🔸به احترام آخرین قطرات وجدان و آزادگی بشر که از تن نحیف مجروحان محاصره شده در بیمارستان شفا غزه روی زمین میچکد و به یاد زنانی که تنهای شریفشان مورد جسارت متجاوزین شرور قرار گرفت امشب به تماشای یکی از معدود آثار سینمای جهان مینشینیم که راوی زنِ در بند فلسطینی است.
🔹«۳۰۰۰ شب» در یک زندان میگذرد و زندان آشناترین استعاره برای این داستان است... جایی از فیلم وقتی یکی از زنان عرب صاحب فرزند میشود زنان یهودی-اسرائیلی پسرش را «تروریست کوچولو» مینامند. جهانبینی آشنایی که این روزها مشغول سلاخی کودکان با استراتژی «اول تو بکش» است... کارگردان مصری تا حد توان تلاش کرده آپارتاید موجود در سرزمینهای اشغالی را بازنمایی کند.
#معرفی_فیلم
@sadeqfaramarzi
🔴 معرفی فیلم نوروزی(۶) | ۳۰۰۰هزار شب و یک روز
🔸به احترام آخرین قطرات وجدان و آزادگی بشر که از تن نحیف مجروحان محاصره شده در بیمارستان شفا غزه روی زمین میچکد و به یاد زنانی که تنهای شریفشان مورد جسارت متجاوزین شرور قرار گرفت امشب به تماشای یکی از معدود آثار سینمای جهان مینشینیم که راوی زنِ در بند فلسطینی است.
🔹«۳۰۰۰شب» در یک زندان میگذرد و زندان آشناترین استعاره برای این داستان است... جایی از فیلم وقتی یکی از زنان عرب صاحب فرزند میشود زنان یهودی-اسرائیلی پسرش را «تروریست کوچولو» مینامند. جهانبینی آشنایی که این روزها مشغول سلاخی کودکان با استراتژی «اول تو بکش» است... کارگردان مصری تا حد توان تلاش کرده آپارتاید موجود در سرزمینهای اشغالی را بازنمایی کند.
#معرفی_فیلم
@sadeqfaramarzi
🔴 معرفی فیلم نوروزی(۵) | ام؛ کیفرخواست اشرار علیه شر مطلق
🔸زمانی که سکانس شاهکار پایانی «ام» مقابل دوربین میرفت هنوز ۸سال تا آغاز جنگ جهانی دوم زمان باقی مانده بود و آنگاه که هیتلر و فاشیسم در حال پیشروی در جهان بودند بسیاری از قدرتهای جنایتکار وقت به یک ائتلاف برای مهار او رسیدند... گویی که میدانداری چنین جنون وحشیانهای را مانعی بر شرارت آرامتر و مشروعیتیافته خود در جهان میدانستند.
🔹«ام» ۸سال قبل از آغاز جنگ جهانی دوم در آلمان تولید شد؛ نخستین روایت سینمایی از یک قاتل زنجیرهای بود که مجرمان شهر برای اعاده حیثیت خود به دنبالش میگردند و او را پای میز محاکمه میکشانند... اما آیا دادخواهی اشرار آنها را تبدیل به نیروی خیر میکند؟ از این زاویه «ام» داستان نسبیت و لزوم مشروعیت یافتن هرچیز حتی شر برای ادامه حیات است... حالا تنها ۷سال تا صدسالگی «ام» زمان داریم اما شاهکار فریتیس لانگ هنوز هم از بیشتر آثار معاصر ما زندهتر است!
#معرفی_فیلم
@sadeqfaramarzi
🔴 معرفی فیلم نوروزی(۴) | نه تنها نان که به ما گل سرخ هم بدهید!
🔸«نان و گلهای سرخ» که نامش برگرفته از یک ترانه کارگری در اوایل قرن بیستم آمریکا است حکایت از انسانزدایی قانونی از کارگران دارد. انسانزدایی، کارگران را تبدیل به سوژههایی بیگانه از مناسبات انسانی و اجتماعی میکند.
🔸داستان این فیلم کنلوچ در جریان یک اعتصاب کارگری از سوی نیروهای خدماتی میگذرد. لوچ به خوبی نشان میدهد که تعریف دستورکار سرمایهداری چگونه میتواند نیروهای خدماتی را به ابزارهایی جاندار بدل سازد؛ ابزارهایی که بدون آگاهی طبقاتی به راحتی خود نیز موقعیت غیرانسانی تحمیل شده را میپذیرند. دوای مقابله با این سیستم مادی و ذهنی ایجاد اتحادیه است. معجزه اتحادیه بیش از اعتصاب و اعتراض در شکل دادن به یک آگاهی رهاییبخش است.
🔹آنها آگاهانه با هم میخوانند:
«قلب هم مانند تن گرسنه میشود
نهتنها نان
که به ما گل سرخ هم بدهید!»
#معرفی_فیلم
@sadeqfaramarzi
🔴 معرفی فیلم نوروزی(۳) | کلید این اتاق در انتهای غار جا مانده است!
🔸داستان فلسفه با ۲پرسش درباره «وجود» و «شناخت» آغاز شد. آیا ما توانایی شناختن چیزها را داریم یا خیر؟ نسبت میان تصورمان از مفاهیم با واقعیت آنها چیست؟... مُثُل افلاطون یا همان داستان معروف غاری که انسانها در انتهای آن زندانیاند و تنها سایهای از اجسام بیرون غار را میبینند نخستین داستان فلسفه درباره «شناخت» و محدودیتهای آدمی بود.
🔹«اتاق» جدیترین روایت سینمایی درباره تمثیل غار افلاطون است. ما در جداماندگیمان از عمده پدیدارهای هستی تا چه حد به شناخت صحیح نائل میآییم؟ این پرسش به عمر فلسفه پاسخهای متعددی یافته است و طبیعتا «اتاق» نیز ما را به جوابی دقیق و نهایی نمیرساند اما فرصت اندیشیدن به این سوال را به ما میدهد... بدون آگاهی از مُثُل افلاطون هم میتوان مجذوب این فیلم شد اما بعید است که در جریان مسالهاش قرار بگیریم!
#معرفی_فیلم
@sadeqfaramarzi
🔴 معرفی فیلم نوروزی(۲) | فکر میکنی من کی هستم؟ چند سال دیگر تو!
🔸«فکر میکنی من کی هستم؟» پرسشی هویتی درباره انسان جامعه شبکهای معاصر است. انسان در هیچ دورهای از تاریخ به اندازه روزگار ما مشغول ارتباطگیری با دیگران نبوده است و در عین حال بعید است که در هیچ دورهای نیز به این اندازه احساس تنهایی کرده باشد! این تناقض بخشی از واقعیت معاصر است. در پشت پرده این تناقض اما یک مسابقه بیرحمانه برای پذیرفته شدن در جریان است. این فیلم هرچند کمیت داستانگوییاش لنگ میزند اما به مدد پرسش ترسناکش اثری قابل تامل است.
🔹راستی تا حالا به میانسالی و از مطلوبیت افتادن نسلی که تمام جوانیاش در این مسابقه گذشته فکر کردهاید؟
#معرفی_فیلم
@sadeqfaramarzi
🔴 معرفی فیلم نوروزی(۱) | شبگرد؛ فرانکنشتاین ژورنالیسم!
🔸زمانی که مریشلی در رمان فرانکنشتاین هشدار ورود انسان به عصری را داد که ابزارهای علم بشری خالقان خود را هم به زانو در میآورند؛ بسیاری این هشدار او را با استعارههای جنگی شناختند(هرچند ۱۲۰سال زمان نیاز بود تا با انفجار بمب اتم، انسان معاصر به ترسناکی دانش خود پی ببرد).
🔹با این حال کمتر کسی به این فکر کرد که شاید فرانکشتاین واقعی در سوژههای اجتماعی و در پوشش حرفهای شدن برخی شاغلان خود را نشان دهد!... «شبگرد» روی عریان جنون ژورنالیسم و تسخیر روح حرفهایها در این شغل است... با این حال در ۱۰سالی که از ساخت این اثر گذشته شبکههای اجتماعی ژورنالیسم را صدها برابر روزمرهتر کردهاند... به همین جنون حرفهای لوئیز در «شبگرد» برای مخاطب سال۲۰۲۴ آشناتر از سال۲۰۱۴ است!
#معرفی_فیلم
@sadeqfaramarzi
Repost from N/a
فشار مخاطب
حتماً شما هم دیدهاید که برخی از اهل تحقیق، اعم از جامعهشناس و حقوقدان و اقتصاددان و غیره، پس از مدتی حضور رسانهای امر بر ایشان مشتبه میشود و تصور میکنند بنا است نقش «صدای مردم» را ایفا کنند. به همین دلیل، این روزها شاهد پوپولیسم «عالمنمایانهی» غریبی هستیم که در رسانههای مختلف بازتاب دارد. این پدیده اتفاقاً نشان میدهد که بسیاری از اهل دانشگاه تجربهی تنک و رقیقی از ساحات پیچیدهی حیات اجتماعی دارند. واقعا از کسانی که پایاننامهی دکتری را به کارشناسی ارشد و ارشد را به کارشناسی دوختهاند، بیآنکه تجربهای از فضاهای دیگر داشته باشند (حالا به هر دلیلی)، توقع بلوغ سیاسی و رسانهای داشتن دشوار است.
1. مخاطب مردم نیست: این واژهی مردم هم از واژههای گنگی است که هر کسی آن را به شیوهای پرتاب میکند. تدقیق پیچیدگیهای این مفهوم کار اینجا و اکنون نیست اما دستکم میتوان با اتکا به تجربه از گنگی سرکوبگر این واژه سخن گفت. بنا بر همین خصلت است که کافی است ده نفر به یک نفر فشار بیاورند که فلان موضع را بگیر یا ده نفر بابت یک اظهار نظر به فردی بتازند، آنگاه فرد به سادگی تصور می کند که مردم چیزی از او میخواهند. نه بزرگوار اکانت شبکههای اجتماعی مردم نیستند حتی صاحبان آن اکانت واقعی یا فیک، سازمانیافته یا غیر آن، هم مردم نیستند، آنها یک بخش فعال از افکار عمومی اند که باید وانمود کنند «صدای مردم» هستند.
2. تو نمایندهی مردم نیستی: اصلاً به فرض محال ناگهان خواست مردم بر شما مکشوف شد، مگر شما سخنگوی خواست مردمی! در مقام تحلیلگر مردم موضوع تحقیق شما هستند نه محتوای پیام شما. در مقام تحلیلگر فرض بر این است که شما به نتیجهای رسیدهای که «مردم» (یا همان چیزی که خودش را مردم معرفی میکند) توان صورتبندی آن را ندارند، شما بنا است نتیجهی محققانهی خود از خیر عمومی را بازگو کنی. فرض بر این است که شما تحلیلگری نه بلندگوی بخشی از افکار عمومی. فضیلت اهل تحقیق در تعهدی است که به فهم خودش از حقیقت دارد نه «بازنمایی» صدای یک «مردم موهوم.»
3. در همان میانه بایست: بحث بر سر بیموضع بودن یا نداشتن گرایش سیاسی نزد تحلیلگر نیست. هیچ کس بیطرف نیست. اتفاقاً مقصودم آن است که نسبتها و تحلیل خود را از همان جایی که ایستادی نشان بده. فشار مخاطب اگر حذف نشود، تحلیلگر به کنشگر کور بدل خواهد شد. تحلیلگر، علیالاصول، در میانه ایستاده است، در میانهی مناسبات چند لایه. تحلیلگر باید بتواند دیگران را به میانه فراخواند نه اینکه موضع «تودهی مبهم» مخاطبان را به جای تحلیل جا بزند.
4. غیب نشوید: بنا نیست تحلیلگر دربارهی همه چیز نظر بدهد، بنا نیست همه جا حاضر باشد، حتی بنا نیست همه جا در مقام تحلیلگر سخن بگوید، گاهی میتواند یک فعال اجتماعی باشد گاهی یک کنشگر سیاسی برای تحمیل ارادهی معینی. اما در روزگاری که در رسانههای جدید و قدیم، درونمرزی و برون مرزی، یک شبه تحلیلگر ساخته میشود. در روزگاری که نامی بیهیچ ردی در گذشته ناگهان میشود تحلیلگر فلان و بهمان، کسانی که در این کشور با سرمایههای ملی همین کشور علوم انسانی خواندهاند، نمیتوانند همیشه پنهان بمانند، نمیتوانند زهد پیشه کنند و بگویند ما جذابتر از آن هستیم که در جایی ظاهر شویم. اگر از پزشکان انتظار میرود در هنگامهی سیل و زلزله مسئولیت اجتماعی خود را انجام دهند، از اصحاب علوم انسانی نیز انتظار میرود کمی از دکور خود فاصله بگیرند و در زمانهی قطبیشدن جامعه به میان بیایند و با حاکمان و افکار عمومی از موضع میانه سخن بگویند. میانه همان میانهی مناسبات چند لایهی داخلی و خارجی است، میانه جایی است که توازن قوا را میتوان دید و توضیح داد.
Repost from اخبار سوریه به فارسی 𓂆
🎥 خاخام صهیونیست: بر ما واجب است که زنان و کودکان فلسطینی را بکشیم
🔹 نباید هیچ کدام از فلسطینی ها را زنده بگذاریم
✍ زیرنویس فارسی اختصاصی
@SyrianToPersian
🔴 وقتکشی به نفع کدام تیم است؟ | یک پرسش نه چندان فوتبالی!
🔸یک تاکتیک نهچندان محترمی هم در فوتبال وجود دارد که نامش «وقتکشی» است... این تاکتیک به ۲صورت آماتور و حرفهای انجام میشود؛ آماتورش این است که بازیکنان تیم، یکییکی خود را روی زمین میاندازند و آه و ناله میکنند تا وقت بازی هدر رود(تا ۷-۸سال پیش تیمهای عربی استاد این کار بودند) و شکل حرفهایاش اینطور است که با پاسهای بیهدف و حفظ توپ(عمدتا در کنار خط اوت) زمان را بدون ایجاد امکان فرصتآفرینی رقیب هدر میدهیم... سوال میشود که چرا یک تیم «وقتکشی» میکند؟ پاسخ ساده است چون هم از نتیجه راضی است و هم از حفظ نتیجه اطمینان ندارد... حالا تیمی را فرض کنید که عقب افتاده و رقیب در حال «وقتکشی» است، چه توصیهای میتوانید به آن کنید؟ من میگویم که به اعصاب خودشان مسلط باشند و هیجانی رفتار نکنند، بازی مالکانه داشته باشند و توپ را لو ندهند، تمرکزشان روی پاسکاری در نزدیکی محوطه جریمه حریف باشد و؛ آها یکی هم از آن پشت مشورت میدهد که «شما هم وقتکشی کنید!»... راست میگوید! خب چرا مقابل رقیبی که وقتکشی میکند شما هم وقتکشی نمیکنید تا حرصش در بیاید؟
🔸سال۹۷ که مصی علینژاد کمپین «دوربین من، اسلحه من» را راه انداخت چیزکی نوشتم از این کمپین؛ اینکه تبدیل دوربین به اسلحه برای ایجاد یک «جنگ شهری نوین» است! حوزه عمومی قرار است با این اسلحهها تبدیل به محل جنگ شود... هدفِ بدذاتی چون او مشخص بود: «فروپاشی اجتماعی» به عنوان پیشران «براندازی سیاسی». چشم بصیرتی خاصی نمیخواست تا بفهمیم پروژه امثال علینژاد از درخواست تحریم ورزش ایران تا تحریک دختران جوان به چالش رقص در مقابل اماکن مذهبی چیست... تضعیف هرچه روایت مشترکی برای ایرانیان میساخت و تحریک جامعه برای یک جنگ مردم علیه مردم... عقل مربیان سیاسی اما در این سالها به همان جواب فوتبالی رسید: «چرا مقابل رقیبی که وقتکشی میکند شما هم وقتکشی نمیکنید تا حرصش در بیاید؟»... اینکه مدعیان دوآتشه انقلابی خیلی اوقات تن به همان تاکتیک ضدانقلاب میدهند مساله آشنایی است. حداقل از پاییز۴۰۱ چند نهاد مهم حاکمیتی اعلام کردند که آنها هم میخواهند «وقتکشی» کنند! از مانور وحشت دوربین به دستها در مترو تهران تا ایجاد سامانه گزارش بدحجابی برای جریمه و توقیف اتومبیل، همگی به عنوان یک سیاست کلان و مورد تایید دولت پیگیری شد... سیاستی که ایده جنگ مردم علیه مردم را نه تنها مهار نمیکرد که برایش تورنمنت هم برگزار میکرد!
🔹هم نیست پرونده درگیری یک زن و یک روحانی در درمانگاه قم به چه سرانجامی میرسد(حتی بحث مضحک اینکه چه کسی مشت اول را زد هم وسط این دعوا موضوعیت ندارد)... این فیلم مشتی نمونه از خروار عقل مربیان سیاست کشور است. حتی اگر آن غائله بدون هیچ دعوایی ختم میشد، این «وقتکشی»، این تقلید احمقانه از «دوربین من، اسلحه من» علینژاد، نتیجه را به نفع تیمی تمام میکرد که «وقتکشی» را شروع کرده است! نتیجه مطلوب همین «جنگ شهری نوین» است، حتی آنها بدشان نمیآید طرفی که در این جنگ بیشترین مشت را میزند رقیبشان باشد.
@sadeqfaramarzi
🔸غزه جهان را از استعاره و نماد و کنایه بینیاز کرده است!
این کاریکاتور میتوانست اثر یک هنرمند در نشان دادن واقعیت شعارهای دروغین جهان ما باشد... اما نیست! هنرمند هیچ نشانهای را خرج نکرده، او تنها اتفاقی را به تصویر کشیده که افتاده است... جعبههای کمک غذایی آمریکا که از هواپیما روی سر مردم گرسنه غزه افتاده تا کنون باعث مرگ چند نفر شده است... فکر نمیکنم چنین وجه تراژیکی به تخیل هیچ نویسندهای هم راه یافته باشد!
🔹ما واقعیترین سیمای جهان را به چشم میبینیم و وجه خطرناکتر
این واقعیت، همین عجز ما از انجام هر کاری است... تفسیری از عقلانیت را به ما تجویز کردهاند که پذیرش این وحشتِ انسانکش را
به عنوان واقعیت در پیشفرضهای خود ثبت کنیم
🔸ننگ بر عصر و زمانهای که ما زندگان آن هستیم و بدون شرم کردن، اعداد را روی نمودار میبریم و میگوییم چند کودک با گلوله کشته شدهاند و چند کودک دیگر بر اثر گرسنگی مردند... گویی ذهن ما هنوز توان جملهسازی این را ندارد که
بر اثر گرسنگی نمیمیرند، کشته میشوند!
@sadeqfaramarzi
🎶 چو بوی گل به کجا رفتی
تنها ماندم
تنها رفتی...
#غلامحسین_بنان
@sadeqfaramarzi
📽 مستند «لیونل مسی؛ سرنوشت»(Lionel Messi Destiny) داستان قهرمانی تیم فراموشنشدنی آرژانتین در جام جهانی ۲۰۲۲ است... داستان اما به مرور یک تورنمنت محدود نمیماند. ما با یک «سرنوشت» روبروییم و سرنوشت میوه تجربیات یک ملت است!
🔸آرژانتین و ایران هرقدر در جغرافیا از هم دور هستند اما در واقعیات اقتصادی-اجتماعی رشتههای آشنایی برای درک هم دارند. آنها بهتر از مردمان باقی جهان میفهمند که تورم و سقوط روزمره اقتصادی یعنی چه!
🔸داستان «سرنوشت» یک داستان ملی است؛ آرژانتین قبل از جام با هیچ محاسبه ریاضی بهترین تیم نبود اما همیشه در بدترین روزها، این فوتبال است که روح جمعی این کشور را زنده نگه میدارد(از جامجهانی ۱۹۸۶ و نبرد شکستخورده فالکند مقابل انگلیس تا مرگ اقتصادی در سالهای اخیر)... ما شاهد داستان پیوند خوردن زخمها و حسرتها برای پیدا کردن یک مرهم موقت هستیم... «سرنوشت» در پی یافتن همین روح جمعی است، جایی که آرژانتین دوتکه، برای یک شب، واحدترین واقعیت جهانی میشود... «سرنوشت» فقط یک داستان فوتبالی نیست!
#معرفی_مستند
@sadeqfaramarzi
🔸اینکه دور شلوغترین میدان شهر ۴ساندویچفروشی وجود داشته باشد که یکی از آنها مال تو باشد و روزی ۲۰۰ساندویچ بفروشی؛ اما فردا یکی از ساندویچیها ورشکست شود، یکی را بهداشت پلمب کند و دیگری تغییرکاربری دهد و تو بمانی فروشت بشود روزی ۱۵۰ساندویچ؛ معنایش چیست؟
🔹عقل ناقص آدمی میگوید یعنی یکچهارم فروش سابقت هم بابت شلوغی ساندویچیهای دیگر بوده که مشتریان بین معطلی در صف آن مغازهها، رفتن به یک میدان دیگر و خرید از تو، سومی را انتخاب میکردند... البته همه چیز اینقدر هم سیاه نیست! تو حالا میتوانی بالای مغازهات تابلو بزنی:
«به پرفروشترین ساندویچی شلوغترین میدان شهر خوش آمدید!»
@sadeqfaramarzi
