Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
「دختر مشتی/ آشپزی هات」
Open in Telegram
تحکیم رابطه فقط قفل کردن پاهات دور کمرش •P1: https://t.me/c/1647594809/10 کپی ممنوع❌ -Tabligh: @tabliqat_roman -vip: @A1rmyn
Show more3 069
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-13030 days
No data
Post views
No data24 hours
No data48 hours
No data
Engagement rate
No data
Posts per day
Posts Archive
Repost from N/a
-شنیدم هنوز بکارتت سرجاشه؟!
لبم گزیدم و کف دست هام عرق سردی کرد.
-ب.. بله.. آقا..
پوزخندش رنگ بیشتری گرفت و فاصلش کمتر کرد.
-چند سالته دختر جون؟
زبون قفل شدمو تو دهنم چرخوندم پچ زدم.
-هجده.. آقا
کمر بند چرمشو از دور تنش باز کرد و به تخت اشاره کرد لب زد.
-یالا اون لباس خواب توری بپوش برام دلبری کن تا جرت بدم...🔞💦❌
https://t.me/+MC3WX9pdIGthYmRk
18پاک
Repost from N/a
- داغ کردی دختر دایی؟
با بغض نگاهش کردم.
- ن... نه. تو اینجا چکار میکنی سرگرد!
پوزخندی زد و کنارم نشست.
- اومدم پیش زنم. یادت رفته صیغه من شدی؟
داغ دلم تازه شد و خواستم برم که دست دور کمرم انداخت.
- بدجوری زدی بالا، منم که همیشه هوس تن سفیدتو دارم. کجا کوچولو!
شروع کرد مالیدن سی*نه هام و...🥲❌🙊
https://t.me/+ecBL0UMHW-g4ZWFk
رابطه مخفیانه دختر دبیرستانی با سرگرد سکسی که هرشب ...🫢💦🔞
18پاک
Repost from N/a
دختره با استادش تو اردو دانشگاه سکس میکنه🤤💦
دستمو بردم زیر شلوار و ک*ص تپلشو دست کشیدم و اوفی از نرمیش گفتم از خیس بودن لاش لبخند رضایتی زدم و تو گوشش زمزمه کردم:
-ک*یر اردلانو پسندیده انگار
لبخند شهوتی تحویلم داد و با سر حرفمو تایید کرد انگشت فاکمو آروم رو لاله های ک*صش کشیدم که ناله ریزی کرد جونی گفتم و با اون یکی دستم ضربه محکمی به سی*نه هاش زدم که تکون خوردن
انگشتمو دقیق وسط لاله های ک*ص داغ و سرخش قرار دادم و سرعت حرکت انگشتمو بیشتر کردم و همزمان از نوک سیخ شده سی*نه هاش کام میگرفتم کم کم ناله زنونهاش شدت گرفت و منم سرعتمو بیشتر کردم
شدت ناله های شهوتیاش انقدر زیاد بود که ممکن بود کسی که بیرون چادر باشه متوجه بشه ولی من بی توجه به هر چیزی از این صحنه لذت میبردم
بوی شهوت و صدای ناله پر لذت ساحل و صدای #انگشتم ک تو ک*صش بالا پایین میشد واسم لذت بخش ترین سکانس شده بود
با لرزش ریزی که بدنش داشت و ناله بلندی که همراه با نفس عمیقش سر داد رو دستم سیل راه افتاد...🔞💦🙈
https://t.me/+MC3WX9pdIGthYmRk
https://t.me/+MC3WX9pdIGthYmRk
12پاک
Repost from N/a
اون یه مرد سکسی و متعصبه!🔥
پسر عمه سرگردم و میگم، امیریل آشتیانی... یه مرد جذاب که کل دخترای طایفه میخوان عروس ننهش بشن، اما اون فقط نگاهش روی منه! منی که میترسم ازش...
یه شب توی مستی یکی اذیتم میکرد، که امیریل سر رسید و من و به خونهی خودش برد!
اما در ازای این کمک خواست تا صیغهی اون بشم و من هرشب زیر هیکل گندهی اون مردِ خشن جر میخوردم و...💦🥲🔞
https://t.me/+ecBL0UMHW-g4ZWFk
#دارای_صحنههای_باز🙊🥵
12پاک
Repost from N/a
نفسای داغش روی گردنم حرکت میکرد:
_هوممم...بوی خیلی خوبی میدی دختر
زیر گوشمو خیس بوسید و زبونشو روی گوشم کشید:
_میدونی دخترای خوبی مثل تو چه بلایی سرشون میاد؟
گردنم به سمتش کج میشه و رونامو محکم به هم فشار میدم:
_چی؟
دستشو فرو میکنه توی شورتم و انگشتشو تکون میده:
_شکار میشن...
https://t.me/+yddl2GYXOs01YmM0
https://t.me/+yddl2GYXOs01YmM0
دختره واسه اینکه مردی که عاشقشه رو اذیت کنه با رقیبش ازداوج میکنه...
و حالا اون مرد قراره تاوان پس بگیره 🔞🫢
9صیح پاک
Repost from N/a
ک*یرمو رو لبش کوبیدم و کلاهکمو رو لبش کشیدم که ک🍌یرم تکونی خورد و آبم با فشار رو صورتش پاشید💦
https://t.me/+bVUQ94_Wr5c1YTQ8
00:00پاک
Repost from N/a
-چطوری بهت ک*ص بدم که توم ارضا شی؟
انگشت شستشو مالید لای چاک ک*صم
-چرا میخوای توت ارضا شم؟
آه عمیقی کشیدم و سی*نههام و مالیدم
-میگن اگه آبش و بریزه توت دیگه نمیتونه ک*ص هیچ زنی جز تو رو بگاد
خم شد و ک*یرشو روی سوراخم تنظیم کرد
-من که آبمو میپاشم توت ولی فکر نکن قراره فقط تو رو بگام عروسک خنگ
ک*یرشو فشار داد و...
https://t.me/+yddl2GYXOs01YmM0
اروتیک و صحنه دار
فول س.ک.سی😱💦🔞
00:00پاک
Repost from N/a
من ویدام. وقتی فهمیدم خواهرم عاشق دوستپسرم شده،کشیدم کنار و از ایران رفتم
اما بعد چند سال،بعد مرگ خواهرم، مجبور شدم برگردم و حالا دوستپسر سابقم، مردی که با خواهرم ازدواج کرده بود، دوباره میخواد که من و به دست بیاره.اما من تنها نیستم و نامزد کردم.
حالا من بعد چند سال بین دو مرد گیر کردم و مجبورم یکی رو بین اونها انتخاب کنم اما...😱❌❗️
https://t.me/+yddl2GYXOs01YmM0
مخصوص بزرگسالان🔞
هیجانی و عاشقانه🔥
20پاک
Repost from N/a
_ت..و دی..گه چی هست..ی!
همونجوری که دورم میچرخید و دندون های نیشش رو به روم میکشید غرید:
_خودت چی فکر میکنی آناهید؟جفت پادشاه دیار!میخوام ببینم وقتی پادشاه میفهمه روی جفت انسانش نشان گذاشتم چیکار میکنه!
https://t.me/+bVUQ94_Wr5c1YTQ8
دختره نمیدونه با پادشاه خوناشام ها توی رابطه اس و دشمن پادشاه اونو می زده و میخواد روش نشان...🫢🥵❌
20پاک
Repost from N/a
دستش را زیر لباسم برد و نرم شکمم را نوازش کرد
_سهیل جونم..
لالهی گوشم را بوسید
_جون سیهل؟
به سمتش برگشتم و صورتم را زیر گلویش فرو کردم
_من بچه می خوام..
نوازش دستش قطع شد و با فشاری به فکم سرم را بالا کشید
_چی میگی ویدا؟ میدونی که من شوهرخواهرتم؟
هلش دادم و روی شکمش نشستم
_ولی من بچه تو رو می خوام سهیل...قبل اینکه خواهرم تو رو ازم بگیره باید حاملهام کنی‼️
با شک نگاهم کرد دست زیر تیشترتش انداخت و هیکل عضلهایش را در چشمم فرو کرد و روی تنم خیمه زد
https://t.me/+yddl2GYXOs01YmM0
https://t.me/+yddl2GYXOs01YmM0
عاشق شوهر خواهرم شدم و برای به دست اوردنش ازش خواستم حاملهام کنه ولی همون لحظه خواهرم مچمونو گرفت و...😱💔
13پاک
Repost from N/a
_امشب داریم میریم زیاد غذا نخوری آبرمون رو ببریا!
با تشر زن عمو با بغض چشم آرومی گفتم و با هم وارد فضای عمارت شدیم!
سعی کردم به روی خودم نیارم که زن عموم باز هم بخاطر چاقیم من رو مسخره کرده بود!هرچی نباشه مادرشوهرم قرار بود بشه!
با دیدن مجید از دور ذوق زده قدم هام رو سمتش بر میدارم ولی با حلقه شدن دست دختر ظریفی دور بازوش سرجام خشکم میزنه!
آروم سمتشون میرم و سر به زیر سلام ریزی میدم که توجه همه به سمتم جلب میشه!
_اوه این تانکر کیه؟از فامیلای توعه مجید؟
با شنیدن صدای پر خنده و مثلاً آروم رفیقش چشم هام پر از اشک میشه منتظرم تا مجید بهش بپره اما برخلاف تصورم مجید با حرص رو به من بر میگرده و میغره:
_واسه چی پاشدی اومدی؟نمیگی رفیقام میبیننت آبروم میره؟
ناباور نگاهش کردم که صدای دختری که کنارش بود بلند شد
_مجید عشقم معرفی نمیکنی؟
https://t.me/+bVUQ94_Wr5c1YTQ8
https://t.me/+bVUQ94_Wr5c1YTQ8
آنید دختری که بخاطر چاقیش همش تحقیرش میکنند و نامزدش بهش خیانت میکنه و باعث میشه که آنید...😳🚫
13پاک
Repost from N/a
روی تن برهنهش می خوابم و گلوشو میبوسم
_دوستم داری؟
آرنجشو رو چشماش میزاره
_نه، ندارم..دوست ندارم
چونه لرزونمو رو سینهش میزارم
_پس چرا منو اوردی تو تختت؟
از روی بدنش کنارم میزنه و بلند میشه
_چون تو زودتر از خواهرت پاهاتو واسم باز کردی
بدن لختمو از خجالت زیر پتو قایم میکنم و سهیل برای دیدن خواهرم، بعد از گرفتن اولین رابطهم ترکم میکنه ولی.....💔⛔️
https://t.me/+yddl2GYXOs01YmM0
https://t.me/+yddl2GYXOs01YmM0
9صبح پاک
Repost from N/a
با حس تیزی دندون های نیشش روی گردنم لرزی کردم که دست هاش رو دور کمرم قفل کرد و زمزمه وار غرید
_اروم...آروم دختــر کوچولو!
هقی زدم و خواستم فرار کنم که با شدت دندون های نیشش رو توی گردنم فرو کرد آخی با درد گفتم که شروع به مکیدن خونم کرد انقدر مکید که کم کم جون از پاهام رفت آخرین چیزی که شنیدم زمزمه پر از مالکیتش بود.
_بلاخره مال من شدی!جفت پادشاه!
https://t.me/+bVUQ94_Wr5c1YTQ8
https://t.me/+bVUQ94_Wr5c1YTQ8
آنید دختری که جفت پادشاه خوناشام هاست ولی حتی از وجودش هم خبر نداره تا اینکه یک روز توی جنگل...🙂↔️⛔️
9صبح پاک
#آشپزهات🍓✨
#قسمت158🍔✨
------------------------
_یه ناخنک کوچولو میزنم قول میدم! فقط دلم میخواد مزشو بچشم! سرآشپز متوجه نمیشه که من یه ناخنک کوچولو بهش زدم..
چشم غره ای بهش رفتم و ادامه دادم:
_البته اگر بعضی ها جاسوس بازی در نیارن..
اینو گفتم و ظرفو بیرون آوردم و به طرف میزی که اون جا بود بردم و سرشو باز کردم و با دیدن مایع ژله ای که داخلش بود با تعجب گفتم:
_این چه جور سسی هست که بی رنگه و عین آبه نکنه سرکاریه؟
+بسه دیگه داخلش دیدی! اگر سرآشپز بفهمه روزگار هم تو هم منو سیاه میکنه بزار سر جاش!
آبرویی بالا انداختم و گفتم نچ دستمو به طرف مواد داخل ظرف بردم که با عصبانیت زد پشت دستم..
انقدر محکم زده بود که پشت دستم سریع قرمز شده بود با حرص دستمو کشیدم و گفتم :
_چیکار میکنی؟
سریع سر ظرفو گذاشت روش و و بلندش کردو به طرف همون یخچال برد و گفت :
+به یه آدم عاقل و بالغ یه بار میگن یک کارو بکن و یک کاریو نکن! انگار تو هنوز عاقل و بالغ نشدی که بفهمی باید چیکار کنی و چیکار نکنی! مثل این که یادت رفته به چه دلیل این جایی و باید چیکار کنی؟
------------------------
#آشپزهات🔞🔥
🥰
Repost from N/a
یه فولدری پراز رمانهای ممنوعه و سکسی براتون اوردم🤤❌
••••••••••••••••••
https://t.me/addlist/wbKMoNsPhrlkYWQ8
••••••••••••••••••
با این رمـانـا Repost from N/a
هرچی فولدری داری بریز دور...❌ این فولدر ز*ده روی دست هرچی فولدره🫸❕📛پره از رمانای #اروتیـ_ــک و فــولـ صـ_ــحنه🍑🍆 ٫ .. / .. ٫ .. / .. ٫ .. / .. ٫ .. / .. ٫ .. / .. ٫ https://t.me/addlist/wbKMoNsPhrlkYWQ8 ٫ .. / .. ٫ .. / .. ٫ .. / .. ٫ .. / .. ٫ .. / .. ٫ اینجا صکـ...ـصی ترین رمانای تلگرام رو بدون سانسور گذاشتن‼️🔥
Repost from N/a
_نمیفهمی لباس نپوشیدم؟ برو بیرون دیار!
نگاه نافذش رو بهم داد و با چشم هایی که قسم میخورم تا عمق وجودم رو میخوند لب زد:
_یعنی میخوای من رو از اتاق عروسم بیرون کنی آناهید؟!
https://t.me/+bVUQ94_Wr5c1YTQ8
https://t.me/+bVUQ94_Wr5c1YTQ8
دختره جفت قدرتمند ترین خوناشام دنیاست و هی میخواد از دستش فرار کنه اما...🥵🚫
14پاک
Repost from N/a
سهیل راد، مردی شر و شیطون و هات که برای از دست ندادن عشقش ویدا، مجبور میشه با خواهر ویدا ازدواج کنه😔💔
همه چیز از جایی شروع میشه که ویدا با نامزدیش حسادت و غیرت سهیلو تحریک میکنه و حالا سهیل می خواد عشقشو هر جور شده به دست بیاره، حتی با خفت کردن ویدا تو مکان های عمومی 🔞🔥
https://t.me/+yddl2GYXOs01YmM0
https://t.me/+yddl2GYXOs01YmM0
14پاک
Repost from N/a
رماناش جوری آبمو آورد که نمیتونم دل بکنم🥵💦
اگه دنبال چنلای فول صحنه و خفن میگردی بمال رو لینک پایین🤤🫣👇👇
https://t.me/addlist/wbKMoNsPhrlkYWQ8
♡━━━━━━━━ 🔞 ━━━━━━━♡
دخترای هورنی بپاچین تا لینکش باطل نشده😈🔥
𝐅𝐨𝐥𝐝𝐞𝐫 𝐌𝐨𝐨𝐧𝐥𝐲💦🌚
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
