Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
「دختر مشتی/ آشپزی هات」
Open in Telegram
تحکیم رابطه فقط قفل کردن پاهات دور کمرش •P1: https://t.me/c/1647594809/10 کپی ممنوع❌ -Tabligh: @tabliqat_roman -vip: @A1rmyn
Show more3 069
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-13030 days
No data
Post views
No data24 hours
No data48 hours
No data
Engagement rate
No data
Posts per day
Posts Archive
Repost from N/a
#دروازه_ممنوع🏳🌈🔞
#پارت_1
69 عمو و برادرزاده برای هم دیگه ص*اک میزنن😋🌈🔞ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ - اوووققق .. اههه .. عمو ک*یرت داره دهنمو جر میده.. ناله ای کرد و تو دهنم خودشو تکون داد لعنتی عمو واقعا زیادی ح*شری بود چون داشت دی*ک نه چندان کوچیکمو تو دهنش میک و لیس میزد .. - آههه .. آفرین عشقِ عمو خوب بلدی ص*اک بزنی تو همه چیز نمونه ای...💦😋🏳🌈 https://t.me/+n7bcDY-2vQdhYmI0 https://t.me/+n7bcDY-2vQdhYmI0 ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
#شورتت خیس میشه با این رمانِ #گی😐🔥🌈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️12پاک
Repost from N/a
-چند سانته؟
اخم کرد. - خیلی پررویی! سه سانت بیشتر از اختلاف سنیمون
چشم بستم و زمزمه کردم.
- ۲۰ سانت؟ کذبه.
بطری و چرخوندم و وقتی بازم نوبت من شد، چشام برق زد.
- جرأت یا حقیقت ؟
- اینبار جرأت.
- نشونم بده.
عصبی دستم و چنگ زد.
- نشون دادن کافی نیست ، تو میخاری بچه دبیرستانی!💦🔥
https://t.me/+wXIRUpXpwm9hODFk
12پاک
Repost from N/a
#گی فووووول سکسی 🏳🌈🙊🔞ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ - روانیِ این س*ورداختم عزیزه عمو .. هوووم آههه بزار ببینیم سوارکاریت رو ک*یر عمو مثل سوارکاریت رو اسب هست ؟!💦 رو ک*یر کلفت عمو نشستم که رو تخت کینگ سایز سلطنتیش خوابیده بود و با دستاش که زیر سرش بود تماشاگر من بود که داشتم مثل یه ف*احشه برای ک*یرش له له میزدم...🙊🏳🌈🔞 https://t.me/+n7bcDY-2vQdhYmI0 https://t.me/+n7bcDY-2vQdhYmI0 ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
#گی🏳🌈 #سلطنتی👑 #ممنوعه🔞ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️9صبح پاک
Repost from N/a
- آه و ناله تحریک کننده است؟
اخم کرده نگام کرد.
- گیریم باشه، تو چیکار داری بچه جون؟
شانه بالا انداختم.
- خب میگم برای شوهرم بلد باشم. بد کردم؟
نگاهش به خط سی*نه هام دوخته شد.
- شوهرت... کی تخم میکنه تا من هستم بیاد خواستگاری تو؟
لوند خندیدم که سر جلو آورد.
- همین امشب تریلر فیلم و ببینیم شاید گرفتمت خودم!
زبون داغش و بین سی*نه هام کشید و...💦❌❌
https://t.me/+wXIRUpXpwm9hODFk
دوتا همخونه که رو هم کراش میزنن و دم به دقیقه تا مرز میرن و بالاخره یه شب....🍑❌👆
9صبح پاک
Repost from N/a
همه چیز از وقتی شروع شد که حاجی جذاب و گوگولی تصمیم گرفت برای بیوه ی داداشش حامی باشه🥹
دختری که شب عروسیش همسرش رو از دست داد و با یه شکم برآمده رسوای عالم شد.
قرار بود هیچی بینشون نباشه ولی مادر حاجیمون که به پیرزن شیطون باحاله برای نزدیکی این دوتا همش کرم میریزه😂
https://t.me/+59I5nUQhkR1jNjU8
لباس سکسی مخصوص حاملگی میخرخ تا بلکه سالار پسرش تکونی بخوره و یا کاری میکنه اینا تو حموم گیر بیوفتن😏😂
نتیجه ی این کرم ریزیا میشه یه رابطه ی پر شور و داغ که نتیجش میشه ترکیدن کیسه ی آب دخترمون و نینی جیغ جیغویی که...😂
22پاک
Repost from N/a
#لبدریاپسرهرومیبینهازشخوششمیادو🔞🔥
دستشو به #باسنم کشید و زمزمه کرد:
_ همینجا میخوامت تولهی #تخس
آراد اخم کرد اما قبل از اینکه بتونه چیزی بگه، مرد با #نیشخندی
شونهاش رو #فشرد و پسر جلوی پاش #زانو زده بود.سر آراد رو به #خشتکش مالید و غرید: _ به نفعته پسر خوبی باشی https://t.me/+dZloDGQXOhQ4NDBk گیلاو🔞 مافیایی🚫 22پاک
Repost from N/a
#توماشیندوستپسرقاچاقچیشوبفاکمیده💦🫦
با هر ضربه #نوک_دیکم به دستگیرهی در میخورد و کمال #عمیقتر واردم میشد. با #تقهای که به شیشه خورد #وحشت زده خواستم ازش جدا بشم که #زیر گوشم نالید:
_ اگه جرئت داری تکون بخور
https://t.me/+dZloDGQXOhQ4NDBk
Erotic🚫 Gay🍑
17پاک
Repost from N/a
#توماشیندوستپسرقاچاقچیشوبفاکمیده💦🫦
با هر ضربه #نوک_دیکم به دستگیرهی در میخورد و کمال #عمیقتر واردم میشد. با #تقهای که به شیشه خورد #وحشت زده خواستم ازش جدا بشم که #زیر گوشم نالید:
_ اگه جرئت داری تکون بخور
https://t.me/+WgV5dNLsC9Q0ZjVk
Erotic🚫 Gay🍑
17پاک
Repost from N/a
آناشید شایگان دختر کم سن و سالی که به دام امیرحسین کُهبُد، برادر کوچکتر حاج امیرحافظ کُهبُد میافتد و داستان از جایی شروع میشود که آناشید نطفهای از امیرحسین در رحم دارد و او مانده و امیرحسینی که اختلاس کرده و فراری شده.
حاج امیرحافظ متأهل است و در آستانهی طلاق. عقیم است و همسرش قصد جدایی دارد و او با صیغه کردن آناشید و وعده دادن برای حل مشکلات مالیاش میخواهد که بچه را نگه دارد. او بچه را میخواهد ولی آناشید را نه.
غافل از اینکه طی چندماهی که او به عنوان خدمتکار در خانهی مادرش است، دلباختهاش میشود
https://t.me/+59I5nUQhkR1jNjU8
17پاک
Repost from N/a
ببین چیکارش میکنه...🫢🔞🖤
- زانو بزن!🫦
چشمهام رو بستم و آروم در برابر هیبت بزرگ و با ابهت مردونهی پادشاه زانو زدم.
- خوبه، حالا بگیرش تو دستت.🥵💦
چشمهام از شدت شرم و وحشت درشت شد و تندتند سری به عنوان نه تکون دادم که یهو...😱🔥
عاشق ابهت پادشاه شدم🤤💦https://t.me/+WgV5dNLsC9Q0ZjVk 😈🔥 لینکش تا پنج دقیقهی دیگه باطل میشه‼️ 13پاک
Repost from N/a
#پسرپولداریکهیهخلافکاروزیرخوابشمیکنه🍷🌈
میخوام جوری پارهات کنم که نتونی راه بری
GayLove😈
https://t.me/+dZloDGQXOhQ4NDBk
13پاک
دیکش رو محکم توی دهنم #فشرد و همزمان #انگشتم میکرددیکش رو #بیرون کشید و #تفی توی دهنم انداخت. _
Repost from N/a
جنگاور خشن و هات با یه دی*ک کلفت شیفته ی گاییدنِ برادرزادهش که یه پسر س.ک.سیه میشه🫦 🏳🌈🔞ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ - ع.. عمووو آههه با ک*یر کلفتم تو س*وراخ تنگش کوبیدم - جونِ عمو آههع فاااک س*وراخت داره ک*یرمو میشکنه آرتان .. سیلی به لپ سفید ب*اسنش کوبیدم با دیدن اینکه زیر ک*یرم داشت حال میکرد ک*یرمو گنده تر میکرد.. - اوففف اینجا رو باش برادرزاده ی س.ک.سیِ من داره سلطنت رو به ف*اک میده.. آههه - عمو خواهش میکنم آخخخ میسوزههه .. تمومش کن الان .. آخخ .. الان لو میریم بی اهمیت به ترسش به گ*اییدنش ادامه دادم و با ک*یر گندم س*وراخ بکرش رو پُر و خالی کردم ... که قوسی به کمر سفیدش داد و با ناله آبش رو، رو ملافه ها خالی کرد .. - آماده باش عمو داره میاد .. عمو قراره با اسپرمش پُرت کنه پسر کوچولوی من🙊💦🏳🌈 https://t.me/+dZloDGQXOhQ4NDBk https://t.me/+dZloDGQXOhQ4NDBk ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
اووووف با ادامش #خیس میشی🌈😭
#گی . #سلطنتی پر از صحنه های باز #سکسی ممنوعه⛔️🔞ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️12پاک
Repost from N/a
#فوووولگیسکسی🏳🌈🔞
عاشق گ*اییدن پسرک مافیاییمم🌈💦😈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ - اوفففف ک*یرت برای مردِ ک*یر کلفت عرب راست کرده پسره ی شیطون؟! با چشمای نیمه بسته از شهوت زیاد تو چشمام خیره بود و تو بغلم خودشو تکون می داد که س*وراخ خیس و صورتیش مالیده شد به ک*یرم - تو هم مثل من بی طاقتی کمال بهتر نیست این پسرک ح*شری که داره برای ک*یرت دل دل میکنه رو بکنی؟!😋🔥🏳🌈 https://t.me/+dZloDGQXOhQ4NDBk https://t.me/+dZloDGQXOhQ4NDBk ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
پسرک مافیایی چه دلبری میکنه واسه گ*اییده شدن توسط یه عرب دی*ک کلفت😈🔞🌈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️23پاک
Repost from N/a
زن حاملهی پادشاه رو گروگان میگیرن و گروهی بهش تجاوز میکنن...😱🔞
#پارت_واقعی_رمان
لبهی پیراهنم را توی مشتش گرفت و #لبخند کریهی زد.
- ببینم چی داری اون زیرمیرا #آهوی پا به ماه؟!🔥
جان کندم تا نیشخند نزنم. یک چـاقوی سلطنتـی آن زیر داشتم...
لبی گزیدم و با عشوه لب زدم:
- چرا سعی نمیکنی خودت بفهمی؟ یالا دیگه ایزد
جـون.🫦
جون را چنان کشدار و با ناز گفتم که اختیار از دست داد، #حریصانه جلو آمد و به جان یقهی لباسم افتاد.
- به! جنده خانم چه خوش دست و سفیدم هست.
چشمانم تا آخرین حد #گشاد شد وقتی به نوچههای گولاختر از خودش اشاره زد و با وقاحت گفت:
- بیاین جلو با آهومون یه فورسام تپل بزنیم. مزهش سرد شه از دهن میافته...😈💦
قلبم توی سینه کوبید و کز کردن #دخترکم را توی شکمم حس کردم. این غولتشنها را چطور حریف میشدم؟ در این #برهوت، اگر زنده به گورمم میکردند، کسی نبود که بدادم برسد.
ادامش👇👇
https://t.me/+WgV5dNLsC9Q0ZjVk 23پاکدارای محدودیت سنی🔞‼️
Repost from N/a
مشاور پادشاه توی مستی با معشوقهی پادشاه میخوابه و...🫣🔞
#پارت_واقعی_رمان
پاهای کشیده و سفیدم به اینور و اونور تخت بسته شده بودن و کـ*ـص #سفیدم با مهموننوازی کـیـ*ـر #کلفت عبدالله رو میبلعید.🤤
دستهام اسیر پنجهی #قدرتمند عبدالله شده بود و دیلدوی کلفتی توی کـ*ـونم عقب و جلو میشد.💦
صدای جیغهام بین لبهای #داغ و مردونهی عبدالله خفه میشد و...😈🔥
این لینک به علت صحنههای فوق سـ*ـکسـی و آبآور به زودی باطل خواهد شد🚫‼️
https://t.me/+WgV5dNLsC9Q0ZjVk
برای عضویت در ویآیپی رمـان سـ*ـکسی و اکشن چاقوی سلطنتی روی لینک بالا کلیک کنید👆♥👑
این رمان در عرض ده دقیقه آبتو میاره😉💦17پاک
Repost from N/a
مشاور پادشاه توی مستی با معشوقهی پادشاه میخوابه و...🫣🔞
#پارت_واقعی_رمان
پاهای کشیده و سفیدم به اینور و اونور تخت بسته شده بودن و کـ*ـص #سفیدم با مهموننوازی کـیـ*ـر #کلفت عبدالله رو میبلعید.🤤
دستهام اسیر پنجهی #قدرتمند عبدالله شده بود و دیلدوی کلفتی توی کـ*ـونم عقب و جلو میشد.💦
صدای جیغهام بین لبهای #داغ و مردونهی عبدالله خفه میشد و...😈🔥
این لینک به علت صحنههای فوق سـ*ـکسـی و آبآور به زودی باطل خواهد شد🚫‼️
https://t.me/+WgV5dNLsC9Q0ZjVk
برای عضویت در ویآیپی رمـان سـ*ـکسی و اکشن چاقوی سلطنتی روی لینک بالا کلیک کنید👆♥👑
این رمان در عرض ده دقیقه آبتو میاره😉💦17پاک
Repost from N/a
#فوووولگیسکسی🏳🌈🔞
عاشق گ*اییدن پسرک مافیاییمم🌈💦😈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ - اوفففف ک*یرت برای مردِ ک*یر کلفت عرب راست کرده پسره ی شیطون؟! با چشمای نیمه بسته از شهوت زیاد تو چشمام خیره بود و تو بغلم خودشو تکون می داد که س*وراخ خیس و صورتیش مالیده شد به ک*یرم - تو هم مثل من بی طاقتی کمال بهتر نیست این پسرک ح*شری که داره برای ک*یرت دل دل میکنه رو بکنی؟!😋🔥🏳🌈 https://t.me/+dZloDGQXOhQ4NDBk https://t.me/+dZloDGQXOhQ4NDBk ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
پسرک مافیایی چه دلبری میکنه واسه گ*اییده شدن توسط یه عرب دی*ک کلفت😈🔞🌈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️17پاک
Repost from N/a
#انتقامی #خشن #هیجانی #هات #بزرگسال🔞💦🤤من معطرم🔥 دختری که خواهرش و به جرم سیاه پوست بودن کشتن و انداختن توی دریا!💔 دختری که قسم خورده تقاص خون ِ اون دختربچهی بیکس و از تکتک پادشاههای گرشاسب بگیره تا اینکه یه روز...🫠‼️ لینک ویآیپی رمان جذاب چاقوی سلطنتی رو برای صد نفر اول رایگان گذاشتیمم🚫🤫👇👇 https://t.me/+WgV5dNLsC9Q0ZjVk 9صبح پاک
Repost from N/a
با تلمبه هاش ک*ون پسرک و جر میده😈🌈🔞ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ - آخخخخ... اوووففف خیلی کلفته کماااال دوباره از حس شهوتی که از تن و بدنم و س*وراخ تنگم تو وجودش پیچیده بود شروع کرد به کلمات عربی گفتن و مطئن بودم همشون رکیک و س.ک.سی آن - آراد آراد پسر نمیدونی ک*یرم داره تو این س*ورتخ بکر چه حالی میکنه آههه تو کجا بودی تا حالا؟! هوم؟! کمالت قراره تا ابد بک*نتت یه ناله پر از لذت و درد و یه قوس دیگه به کمرم که جری ترش کرد و ح*شری محکم با اون ک*یر کلفت و بی نظیرش تو س*وراخ تنگ و خیسم کوبید .. - آهههههه آرههه خودشه همونجا بکوب .. اوممم.. آب پسرکتو بیارررر دستش اومد جلو ک*یرم رو تو دست بزرگش گرفت .. که با یه ناله آبم تو دستاش اومد و همزمان ت*لمبه های کمال محکم تر شد و درست همون موقع ک*یرش تو س*وراخم تکون خورد و آبش ...🤤😈🏳🌈 https://t.me/+dZloDGQXOhQ4NDBk https://t.me/+dZloDGQXOhQ4NDBk ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
اوفففف #سکسی ترین رمانِ #گی امسال چه میکنه با هر پارتش ج*ق میزنی 🙊💦🌈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️9صبح پاک
#آشپزهات🍓✨
#قسمت171🍔✨
------------------------
هر کدوم از غذاها و به یکی میسپرد ومن باید عین قرقی وسایل مورد نیاز آشپزارو به دستشون میرسونم...
تو کار حواسم بود که انگاری از اون سس مخصوص سرآشپز استفاده نمیکردن! ولی چرا استفاده نمیکردن؟
حدود سه ساعت بی وقفه کار کردم و موقعی که آخرین سفارش از در بیرون رفت همه یه نفس راحت کشیدیم...
اون کسی که جای سرآشپز بود شروع کرد به تشویق کردن و آفرین گفتن به ما...
پشت سرش همه شروع کردن و بعد از اجازه جایگزین سرآشپز همه بیرون رفتن...
تازه تایم بدبختی من این جا آغاز میشد!
چون باید کل این میدون جنگو تمیز میکردم...
دستمال و یه سطل برداشتم و به طرف میز سرآشپز رفتم و شروع کردم به تمیز کردن میز و بعدش به طرف جاهای اختصاصی هر آشپز رفتم و شروع کردم به تمیز کردن و جمع کردن مواد و ظرف های کثیف اون جا...
بعضیاشون عین بچه ها اشپزی میکردن و انگار نه انگار یه آشپز حرفه ای هستند...
دور گازشون گر از مواد غذایی حروم شده...
وقتی همه جا و تمیز کردم شروع کردن به شستن ظرفا...
واقعا شستن این همه ظرف اونم دست تنها کار خیلی سختی بود...
------------------------
#آشپزهات🔞🔥
🥰
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
