288
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from ᅠᅠmbti ' s room
فلانی: خب infp بگو ببینم چرا عصبی شدی؟
- یک حقیقتی راجع به من هست که خیلیا نمیدونند و اون حس شیشم قویای هست که دارم. من خیلی توی زبان بدن یا این چیزا تخصص ندارم اما وقتی یک نفر بهم دروغ میگه خیلی واضح میتونم متوجه بشم. و خب کاشکی متوجه نمیشدم، دیدن اینکه کسایی که دوستشون دارم خیلی راحت بهم دروغ میگن و خر فرضم میکنند هم ناراحتم میکنه و هم عصبی. میدونی کلا اینکه دروغ بشنوی اذیت کنندس و- و نداره دیگه اذیت کنندس، خواهشا اگر قراره از هر ۱۰ جمله ای که میگید ۹ جملش دروغ باشه بهم نزدیک نشین و ذهنم رو شلوغ تر از این نکنید
Repost from ᅠᅠmbti ' s room
فلانی: خب isfp بگو ببینم چرا عصبی شدی؟
- من واقعا نمیدونم ادما من رو شبیه چی میبینند، شبیه نوه یا بچه نداشتنشون؟ اینکه شناخته و نشناخته همشون نصیحتم میکنند و همش بهم میگن این کار رو بکن و اون کار رو نکن جدا واسم جالب نیست. منظورم اینه همشون دارن سعی میکنند من رو شبیه کسی کنند که ایدهال خودشونه و واقعا درک نمیکنم که چرا خود واقعی من رو قبول نمیکنند؟ و اره کسایی که یک ریز نصیحت میکنند و دلشون میخواد ادما رو تغییر بدن جدا خیلی خوب میتونند روی مخ من بساط پیاده روی راه بندازن
Repost from ᅠᅠmbti ' s room
فلانی: isfp اخرین دروغی که گفتی چی بود؟
- یکی از کسایی که خیلی دوستش دارم بهم یک حرف ناراحت کننده زد، اون میدونست من چقدر روی این موضوع حساسم ولی بازم مثل همیشه کار خودش رو کرد و اخرشم وقتی ازم پرسید ناراحت شدم یا نه بهش گفتم " نگران نباش بابا، ناراحت نشدم " من داشتم از درون تیکه تیکه شدن قلبم رو حس میکردم ولی بازم بهش گفتم که ناراحت نشدم. این داستان چند بار تکرار شد و منم هیچوقتم بهش نگفتم که باعث ناراحتیم میشه. نمیدونم چرا، شاید مثل اون رک نیستم و شایدم برعکس اون ناراحتی ادما واسه من مهمه. هرچی که هست خیلی رو مخمه
