en
Feedback
انجمن ادبی قلم‌به‌دستان

انجمن ادبی قلم‌به‌دستان

Open in Telegram

✴️نخستین انجمن داستانکی ایران ✳️آموزش داستانک 🔆فراخوان‌های داستانک‌نویسی ◾دبیر انجمن: محمدعلی کاظمی نصرآبادی 🕐تاسیس: ۱۳۹۹/۱۲/۰۳ رایانامه: ghalambedastan@gmail.com ارتباط با روابط عمومی: @pv_ghalambedastan

Show more
3 524
Subscribers
-224 hours
+107 days
+1730 days
Posts Archive
" بازپرس " ساعت سه و نیم صبح بود که معاون بازپرس به او خبر قتلی را داد تلفن نیمه کاره قطع شد بازپرس در محل حاضر شده بود و انگار پنهانی چیزی را پاک می‌کرد معاون، بهت زده او را می‌نگریست که چطور بازپرس بدون داشتن آدرس در آنجا حاضر شده بود... شاهین بهرامی #میکروفیکشن #داستانک #مینیمال

اگه توی جهان دیگه گیاه یا درخت بودین؛ دوست داشتین چی می‌شدین و چرا؟! #چالش

#اولین_چیز اولین چیزی که با دیدن کلمهٔ "سماور" به ذهنتان خطور می‌کند؟

از من پرسیدند پارادوکس چیه؟! پاسخ من: ‏بابک زنجانی آگهی استخدام گذاشته برای رانندگی دات وان بعد شرایط گذاشته عدم سوء پیشینه. #دژم

بوی تلخ نوره و دم طاقت‌فرسای گیاهان دارویی، عطاری را شبیه حمام‌های عمومی کرده بود. سرزده وارد شد؛ نه سلامی، نه علیکی. از آن نونویسنده‌های دوست‌داشتنی: ـ من می‌خوام داستانک بنویسم. کنار سماور برقی، دمنوشی برای خودم می‌ریختم. ـ برات بریزم؟! بریز... می‌گم می‌خوام داستانک بنویسم. خنده‌ام گرفته بود. ـ سخته! - خب سخت باشه. چه کنم؟ همه که از دامن مادرشون داستانک‌نویس نبودند. با چاقو عسل را هم می‌زدم. - باید چاقوکش بشی! - چاقوکش؟! - آره... تازه نه یه چاقوکش ناشی؛ چاقوکش حرفه‌ای که فقط خط می‌ندازه. ـ نمی‌فهمم چی می‌گی. چه ربطی داره؟ دمنوشش را که سر کشید، گفتم: «فعلاً چاقو رو بذار کنار؛ برات زوده. با داس شروع کن.» #خاطرات_یک_عطار ✍محمدعلی کاظمی نصرآبادی

Voice message14:41

⁨ ⁨ هجدهمین دوره فراخوان روایت موضوعی فصلنامه بارثاوا موضوع: کنسرت وقتی نورهای صحنه خاموش می‌شوند، سکوتی کوتاه بر جمعیت می‌نش
⁨ ⁨ هجدهمین دوره فراخوان روایت موضوعی فصلنامه بارثاوا موضوع: کنسرت وقتی نورهای صحنه خاموش می‌شوند، سکوتی کوتاه بر جمعیت می‌نشیند؛ تعلیقی عاطفی پیش از نخستین نت. بعد، موسیقی آغاز می‌شود و فرکانسِ صدا، ریتم و هارمونی، هزاران آدمِ غریبه را برای لحظاتی در یک تجربه‌ی مشترک شریک می‌کند. گاهی یک ملودی، حافظه‌ی عاطفی آدم را فعال می‌کند؛ تو را به یک خیابان، یک عشقِ قدیمی یا صدای کسی می‌برد که دیگر نیست. میانِ نور و آکوستیک و هم‌خوانیِ جمعیت، نوعی کاتارسیسِ جمعی شکل می‌گیرد؛ رهاییِ کوتاهی از تمامِ چیزهایی که مدت‌ها درونمان انباشته‌ایم. 🔻 توجه: انتخاب ژانر به اختیار مخاطب است. 🔻 اثر در قالب روایت کوتاه باشد. (حداکثر در ۵٠٠ کلمه) 🔻 شرکت‌کنندگان محدودیتی در تعداد متن‌های ارسالی ندارند. 🔻اثر ارسالی در قالب Word، و با فونت B Nazanin ارسال گردد و تاکنون در هیچ رسانه‌ای منتشر نشده باشد. 🔻 اثر فقط باید به آدرس پست الکترونیکی روایت (barsava.ravaiat@gmail.com) ارسال گردد. 🔻 نام اثر، نام صاحب اثر، نام شهر و آیدی تلگرام در انتهای متن قید شود. 🔹آخرین مهلت ارسال اثر: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ 🔹دبیر فراخوان: علیرضا یونسی 📌بارثاوا فصلنامه داستان @barsavakhorasan

ما به دشنام از لبِ شیرینِ دلبر قانعیم #صائب_تبریزی

برای این تصویر #کمی_بنویسیم در «دیدگاهی بگذارید» بنویسید.
برای این تصویر #کمی_بنویسیم در «دیدگاهی بگذارید» بنویسید.

هیثم بهنام بردی، پژوهش‌گر کمینه‌گرایی در کتاب «القصة القصيرة جداً»، ویژگی‌های داستانک را این‌گونه بیان می‌کند: ۱. زمان: یک لحظه، یک ساعت، یک روز و یا چند روز. ۲. مکان: مکان به ابعاد فیزیکی محدود می‌شود، مثل یک اتاق یا محدودی از یک زمین زراعی و... ۳. حادثه: ترجیح بر آن است که به یک موضوع و امری محدود و محصور شود. «مقدمه، تنه، نقطهٔ اوج و پایان آن با تأکید بر وجود گره‌ای شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده، روی هم از دو سه خط فراتر نمی‌روند.» ۴. مقدمه: یک، دو یا حداکثر چهار خط می‌تواند باشد. ۵. تنهٔ داستان: ترجیحاً از سه یا چهار حادثه بیشتر نشود یا اینکه در یک صحنه‌ی واحد اتفاق بیفتد. ۶. پایان: جملات پایانی باید مانند یک تلگراف در کانون توجه قرار بگیرند، حتی اگر ذهن مخاطب را مخدوش سازند. ۷. تعداد کلمات: اکثر نظریه‌پردازان بر این باورند که تعداد کلمات داستان کوتاه، بین شش، هفت تا دویست کلمه می‌تواند باشد. ۸. زاویهٔ دید: ترجیح بر این است که نویسنده بر یک زاویه‌ی دید خاص پایبند باشد. ۹. توصیف: نویسنده باید در توصیف بخل بورزد. مترجم: محمدعلی کاظمی نصرآبادی

اگه بهتون می‌گفتن پنج دقیقه دیگه دنیا نیست می‌شه‌، چی تو دفتر یادگاری‌تون می‌نوشتین؟! #چالش

زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است. #سهراب_سپهری

#اولین_چیز اولین چیزی که با دیدن کلمهٔ "انجیر" به ذهنتان خطور می‌کند؟

#اولین_چیز اولین چیزی که با دیدن کلمهٔ "شهریور" به ذهنتان خطور می‌کند؟

برای این تصویر #کمی_بنویسیم در «دیدگاهی بگذارید» بنویسید.
برای این تصویر #کمی_بنویسیم در «دیدگاهی بگذارید» بنویسید.

شعری از محمود درویش در وصف مادر...

عشق و رنج دو روی یک سکه‌اند و ارزش عشق به اندازهٔ رنجی است که آدم از بابت آن می‌کشد. اگر عشق همین‌طور مفت و مجانی پای آدم تمام شود در واقع عشق نبوده و فقط خودش را گول زده. #ویلیام_فاکنر نخل‌های وحشی

مولای کسی نیَم، غلام خویشم #مهستی_گنجوی

در غلغله‌ی جمعی و تنها شده‌ای باز آنقدر که در پیرهنت نیز غریبی #فاضل_نظری

ولدت القصة القصيرة جداً في بيئات متغيرة، وإیقاع زمني متسارع، فجاءت وفية لزمنها، مستخدمة اللغة في أدق تركيباتها لتصل بالفكرة في شكل مضغوط ككبسولة الدواء، مؤثرة ولا تشغل حيزاً واسعا. داستانک در فضاهای ادبی گوناگون، وفادار به نیاز روز زمانه در بستر شتابان عصر خویش پدید آمد. زبان این گونۀ ادبی چون کپسول دارویی فشرده و ترکیباتش دقیق و به‌جاست. و هدف این متن کم‌حجم، رسیدن به یک اندیشۀ اثربخش است.» دبی گوناگون، وفادار به نیاز روز زمانه در بستر شتابان عصر خویش پدید آمد. زبان این گونۀ ادبی چون کپسول دارویی فشرده و ترکیباتش دقیق و به‌جاست. و هدف این متن کم‌حجم، رسیدن به یک اندیشۀ اثربخش است. 🔸نویسنده: حسن النعمي 🔹مترجم: محمدعلی کاظمی نصرآبادی

انجمن ادبی قلم‌به‌دستان - Statistics & analytics of Telegram channel @ghalambedastan