en
Feedback
رابرت آدامز ترجمه ساتسانگها(۶۹۰ صفحه)

رابرت آدامز ترجمه ساتسانگها(۶۹۰ صفحه)

Open in Telegram

ترجمه ها فروشی نیست هر گونه کپی،انتشار بدون آیدی کانالها پیگرد کائنات ی دارد😂🤪 م.ه.س.ا🌊 ظاهرن زمان صرف شده در این رویا۴ ساله😂 ترجمه ساتسانگهای رابرت آدامز👇۶۹۰صفحه @robertadams_sokooteghalb ترجمه جدید سکوت قلب 👇رابرت آدامز ۳۹۹صفحه @sokoote_ghalb_pdf

Show more
2 259
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+1230 days
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+18
in 0 channels
April '26
+11
in 0 channels
Get PRO
March '26
+3
in 0 channels
Get PRO
February '26
+46
in 0 channels
Get PRO
January '26
+18
in 0 channels
Get PRO
December '25
+50
in 3 channels
Get PRO
November '25
+91
in 4 channels
Get PRO
October '25
+55
in 1 channels
Get PRO
September '25
+45
in 5 channels
Get PRO
August '25
+90
in 4 channels
Get PRO
July '25
+75
in 3 channels
Get PRO
June '25
+46
in 0 channels
Get PRO
May '25
+106
in 4 channels
Get PRO
April '25
+69
in 1 channels
Get PRO
March '25
+68
in 1 channels
Get PRO
February '25
+77
in 1 channels
Get PRO
January '25
+105
in 2 channels
Get PRO
December '24
+128
in 2 channels
Get PRO
November '24
+142
in 1 channels
Get PRO
October '24
+156
in 1 channels
Get PRO
September '24
+170
in 2 channels
Get PRO
August '24
+210
in 1 channels
Get PRO
July '24
+224
in 2 channels
Get PRO
June '24
+198
in 0 channels
Get PRO
May '24
+256
in 1 channels
Get PRO
April '24
+255
in 1 channels
Get PRO
March '24
+233
in 2 channels
Get PRO
February '24
+176
in 3 channels
Get PRO
January '24
+196
in 2 channels
Get PRO
December '23
+125
in 1 channels
Get PRO
November '23
+428
in 3 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
27 May0
26 May+1
25 May+2
24 May+3
23 May0
22 May+1
21 May0
20 May+2
19 May0
18 May+1
17 May+1
16 May0
15 May0
14 May0
13 May+1
12 May0
11 May0
10 May0
09 May+1
08 May0
07 May+1
06 May0
05 May+2
04 May+1
03 May+1
02 May0
01 May0
Channel Posts
#ساتسانگ_های_رابرت_آدامز 📚رونوشت پایانی 🟦به سکوت وارد شوید! #رابرت_آدامز ترجمه و ویرایش جدید⬇️ @shadyekoochak 🟩خوانش : سما برکت عزیز کانال ترجمه ساتسانگها ⬇️ @robertadams_sokooteghalb

2
اولین چیزی که باید متوجه شوید این است که "من هیچ چیز نمی‌دانم.هیچ نمی‌دانم، هیچ." این فروتنی است. در ادامه با خودت میگویی: «ب
اولین چیزی که باید متوجه شوید این است که "من هیچ چیز نمی‌دانم.هیچ نمی‌دانم، هیچ." این فروتنی است. در ادامه با خودت میگویی: «با این حال، جریانی در من هست که راه را می‌داند، چیزی در قلب من هست که هرگز آسیب ندیده، آنقدر زیباست که حتی نمی‌توانم آن را درک کنم. من در تو خواهم ماند، ای قلب!» و اینگونه کاملاً آزاد و رها میشوی. همانطور که به این روش روی خودت کار می‌کنی به فردی مهربان‌تر و شیرین‌تر تبدیل می‌شوی. تو نسبت به همه مهربانی را در خود پرورش می‌دهی اینگونه مردم فقط با شنیدن نام تو شاد می‌شوند. افرادی که درباره تو می‌شنوند، تمام مشکلات خود را فراموش می‌کنند و کاملاً شاد و آزاد می‌شوند. این افراد ممکن است در ژاپن یا مریخ زندگی کنند، فرقی نمی‌کند کجا باشند. اما وقتی تو آزاد و رها باشی، مردم آن را در سراسر جهان درک و حس خواهند کرد 👈افراد خاصی که با تو هماهنگ هستند، آن را حس خواهند کرد. بنابراین اینگونه،خود به خود به دیگران کمک می‌کنی. #رابرت_آدامز عاشقتم برکت زیبا @shadyekoochak
627
3
🤝
570
4
بیدار شو 🙏 شما خود به خود زندگی می کنید. شما در لحظه زندگی می کنید. لحظه پر از سعادت ، پر از واقعیت مطلق است. حرفی برای گفتن
بیدار شو 🙏 شما خود به خود زندگی می کنید. شما در لحظه زندگی می کنید. لحظه پر از سعادت ، پر از واقعیت مطلق است. حرفی برای گفتن نیست کاری برای انجام دادن نیست. و با این وجود بدن را پیدا می کنید که هر کاری که برای انجام این کار به زمین آمده است را خود به خود انجام می دهد. این یک روش زیبا برای زندگی است. شما انجام دهنده نیستید. شما با ذهن کاری نمی کنید. ذهن شما آرام است ، مانند دریاچه ای بی حرکت آرام است. و با این وجود بدن شما هر کاری را که قرار است انجام دهد،خود به خود انجام می دهد. #رابرت_آدامز
567
5
شاگرد: امروز در حالی که تمرین خود تفحصی می کردم، این جمله رابرت ،برایم مطرح شد،رابرت،تو میگویی "همه چیز عشق است" و من واقعاً احساس کردم که اینطور است، اما تا کجا می توان این عشق را حس کرد؟ مثلا گل رز،ماشین شورلت 57 و بُم.ب اتم،یعنی همه اش عشق است؟ رابرت: پس شما واقعاً چنین احساسی از عشق ندارید زیرا هنوز در مورد بم.ب اتمی و شورلت احساس سردرگمی دارید. (شاگرد: من خجالت می کشم این را بگویم و بپرسم، اما واقعا هیچ اشتباهی،هیچ اشکالی وجود ندارد؟؟واقعا همه چیز اشکالی ندارد؟) رابرت:همه چیز خوب است. (شاگرد: همه چیز درست و خوب است.یعنی پس بم.ب اتم هم خوب است؟) رابرت:من از شما نمی خواهم که این حرفم را بپذیرید. من میگویم همه چیز خوب است اما نمیخواهم تو حرف من را بپذیری، من از شما می خواهم که خودتان متوجه شوید. بله اشکالی ندارد اما کورکورانه آن حرف من را نپذیرید. شاگرد : آخه من نمیدانم ؟؟؟ رابرت: خودتان باید بفهمید. چرا باید حرفهای منو باور کنی؟ خودتان پیدا کنید.(خودتان بفهمید که همه چیز خوب است)!!! سوال مهمممم شاگرد: پس رابرت تنها کاری که باید هر انسانی انجام دهد این است که نادانی اش را بپذیرد، در رمز و راز زندگی کند و خودکاوشی را تمرین کند؟ (رابرت: بله.) مطمئنا همینه شاگرد:منظورم این است که بقیه افکار و دویدنها فقط اتلاف وقت است؟ (خنده) رابرت: حق با شماست. به تمام کارهایی که امروز انجام دادی که وقت تلف کردن بود فکر کن. 👈 ما عصبانی شدیم، ناراحت شدیم و از دست کسی عصبانی و رنجیده خاطر شدیم، یا وقتی به چیزی فکر می کردیم که ما را عصبانی می کرد. یا به کسی واکنش نشان دادیم. به امروز فکر کن، فقط امروز. تمام وقت تلف شده ات،شما تمام روز سریال های الکی را تماشا می کنید. فکر کن چطور وقتت را تلف کردی!!!! شاگرد: این امکان وجود دارد در حالی که، اگر می گویید فردی وقت خود را تلف می کند، می توانست این تکنیک را تمرین کند(خودتفحصی) در حالی که ما تمام زمانهای خود را تلف می کنیم. شما میگویید حتی موقعی که در خیابان راه می رویم، بپرسیم چه کسی راه میرود ؟چه کسی در را باز می کند؟ چه کسی در حال مثلا شستن کاهو است؟ رابرت: خیلی بدیهی است اما برای همه سخت است. به خصوص برای مبتدیان،سخت به نظر می‌رسد زیرا شما بیشتر به کاهو فکر خواهید کرد تا اینکه به خودآگاهی فکر کنید. (خنده) چون شما همیشه فقط درگیر وظیفه بدن خود هستید(نه خود واقعی خودت)! #رابرت_آدامز ساتسانگ سی و ششم @robertadams_sokooteghalb
10
6
هر ده روز تعداد 369 نان تافتون هدیه💞 گردش انرژی عشق از قلبم به قلب‌ها سپاسگزارم برکت زندگی Be kind to each other 💗 شاگرد:آی
هر ده روز تعداد 369 نان تافتون هدیه💞 گردش انرژی عشق از قلبم به قلب‌ها سپاسگزارم برکت زندگی Be kind to each other 💗 شاگرد:آیا تا به حال کسی را تماشا کرده اید که در حال تماشای فیلم بوده و او حین فیلم شروع به گریه کند؟و شما آنجا نشسته اید و فکر کنید،خب فیلم ها واقعی نیستند آنها چرا گریه می کنند؟ رابرت: دیروز فیلم Ananda maya (آناندا مایی )رو دیدم اشک در چشمام جمع شد. (شاگرد : کدام قسمت فیلم؟) رابرت: فقط او را مشاهده کردم، فقط او را در لحظه حال تماشا میکردم. (شاگرد: چرا گریه؟) رابرت :یعنی چی چرا؟ آیا باید دلیلی داشته باشد؟ ببینید بسیاری از مردم در خودشناسی دچار سوتفاهم هستند، فکر میکنند شناخت خود باعث بی احساسی است و هیچ چیز آنها را آزار نمی دهد،میگویند آنها فقط مانند یک سنگ راه می روند، نه اینطور نیست شما احساس شفقت داری، شادی،سعادت داری. شما درک کاملی از همنوعان خود دارید. من تو هستم و تو منی. جدایی نیست پس گاهی گریه هم میکنی اشکال این مسیر همین است،زیرا بسیاری از افرادی که از Advaita پیروی می کنند،فکر می کنند که باید سرد و حساب شده باشند،بدون احساسات، و به چیزی اهمیت ندهند. اما اینطور نیست برعکس است
656
7
هیچ اشتباهی وجود ندارد، کسی نیست که بخواهد شما را بکشد، زیرا شما نمی توانید بمیرید. واقعاً برای من یک شوخی است وقتی می بینم مردمی سعی میکنند زنده بمانند و باور می کنند که دارند می میرند. هیچ کس هرگز به دنیا نیامده است، هیچ کس نمی میرد. همه این چیزها در ذهن شما اتفاق می افتد. اما از آنجایی که شما معتقدید که آنها در حال وقوع هستند و به این چیزها اعتقاد دارید،پس 👈بیایید آن را از یک دیدگاه بالاتر ببینید. هنگامی که جمعیت بیش از حد وجود دارد، مثلا حیوانات می دانند چگونه از این موضوع مراقبت کنند. شیرها گوسفندان را می خورند، همه اینها زمانی اتفاق می افتد که گوسفندان زیاد باشد. پس هر کجا هنگامی که جمعیت بیش از حد وجود داشته باشد، فجایع آغاز می شود، جنگ شروع می شود. غیرانسانی بودن انسان نسبت به انسان قوی تر می شود. اگر از منظر انسانی به آن نگاه کنید، از من عصبانی میشوید که این چیزها را چرا می گویم، اما ما از دیدگاه انسانی صحبت نمی کنیم، ما آن را از بالاتر می بینیم. همه چیز درست است، هیچ اشتباهی وجود ندارد. این بدان معنا نیست که شما این را از منظر انسانی ببینید این به این معنا نیست که فقط روی یک صندلی بنشینیم و بگوییم، "همه چیز خوب است، هیچ مشکلی وجود ندارد اما وقتی در کنار آن در قلبت احساس غم و وحشت میکنی و فکر می کنی همه چیز اشتباه است پس این یک ریا و فریب برای خودت است. چون تا زمانی که احساس کنید جایی اشتباهی وجود دارد یا چیزی در این دنیا اشتباه است پس باید به اصلاح آن کمک کنید. (خنده) پس باید اقدامی انسانی کنیم، تا زمانی که احساس می کنید مشکلی وجود دارد باید کاری انجام دهید. مثلا اگر دیدید برادر یا خواهر یا همنوعتان با ماشین برخورد می کند، این به شما بستگی دارد که به او خدمات بدهید. با این حال، اگر بتوانید از این بالاتر را هم درک کنید، تصویری کاملا متفاوت را دریافت و احساس خواهید کرد و خواهید دید همه چیز برایش خوب است، همه چیز فوق العاده خوب است. پس تمام چیزهایی را که در زندگیت از آنها می ترسید یا چیزهایی که در زندگی شما اشتباه به نظر می رسند را به خاطر بیاور، چون همه در ذهن شما در درون شما اتفاق می افتد. شما همه اینها را احساس می کنید شما حتی میتوانید این را در عواطف انسانی خود ثابت کنید. ممکن است صبح از خواب بیدار شوید، احساس افسردگی کنید، احساس کنید که سردرد دارید، احساس کنید که مشکلی در شما وجود دارد. اما وقتی زیر نور خورشید بیرون می روید درختان هنوز آنجا هستند، گل ها هنوز به شما لبخند می زنند، جوانه ها روی درختان بیرون می آیند، طبیعت هیچ ایرادی ندارد. در زمان جنگ، بمب‌ها ریخته می‌شوند، شهرها ویران می‌شوند، مردم کشته می‌شوند و غیره. وقتی همه چیز پاکسازی و حل شد، چمن دوباره شروع به رشد می کند. به نظر می رسد حیوانات دوباره متولد می شوند. درختان سیب یک بار دیگر شکوفا می شوند پرتقال ها به وفور بیرون می آیند. گندم رشد می کند پس همیشه زندگی همانطور که به نظر می رسد ادامه دارد. 👈پس راز زندگی در هماهنگی با شیوه کار طبیعت است. احساس عصبانیت یا ناراحتی نکنید. هرگز احساس نکنید که چیزی اشتباه است یا کسی می خواهد به شما صدمه بزند یا خدایی در تلاش است شما را مجازات کند. همه چیز خوب است و همه چیز در جریان زندگی همانطور که باید پیش می رود. دوباره، تمام آن افکار را رها کنید. به محض اینکه آمار ذهن شما به شما می گوید چیزی اشتباه است، فکر را رها کنید. همان لحظه ولش کن!!!! واقعاً فکر را با فکر دیگری تغییر ندهید، فقط آن را رها کنید. افرادی که برای مدت طولانی مدیتیشن کرده اند، افرادی که تمرین اتما ویچارا یا تفحص خویش تمرین کرده اند، افرادی که هشیاری شاهد و غیره را تمرین کرده‌اند، می‌توانند این کار را سریع‌تر از افراد دیگر انجام دهند. آنها می توانند افکار خود را رها کنند و ذهن را برای مدتی بی حرکت نگه دارند. اگر هیچ نوع مدیتیشن یا کاری در زندگی خود انجام نداده اید،پس برایتان کمی دشوارتر به نظر می رسد. شما نمیتوانید افکار را به این سرعت رها کنید. زیرا حتی زمانی که فکر خود را رها می کنید، افکار دیگر به شما حمله می کنند و شما را دچار افسردگی می کنند. باعث می شود از چیزی احساس ترس کنید این کاری است که افکار انجام می دهند. با این حال شما به یاد داشته باشید که این فقط یک فکر است. این فقط فکر شماست که این کار را انجام میدهد، نه هیچ چیز دیگری! #رابرت_آدامز
601
8
متن ۱۳۴ ولش کن!«رهایش کن» ۵ مارس ۱۹۹۲ رابرت: عصر بخیر خوشحالم که یک بار دیگر در این عصر زیبای پنجشنبه با شما هستم.اکثر شما امشب خیلی جدی به نظر می رسید. شما شبیه یک آلبانیایی هستید که تازه گاوش را دزدیده اند. (خنده) آیا تا به حال آلبانیایی را بدون گاو دیده اید؟ (خنده) بسیار هیجان زده است. شما همه روشن شده هستید. مطلقاً کسی نیست که روشن نباشد. چه احساسی نسبت به خود دارید؟ آیا فکر می کنید مشکل دارید؟ آیا فکر می کنید جایی چیزی اشتباه است؟ تنها یک راه برای مقابله با مشکلات وجود دارد و آن حذف کامل است. ما نمی‌خواهیم از تکنیک‌ها، سادانا، برای روشن شدن یا یافتن خود یا انجام کاری با خود استفاده کنیم. ما فقط میخواهیم دنیا را رها کنیم. از فکر کردن به دنیا دست بردارید، دنیا را فراموش کن، تنها دلیلی که فکر می کنید چیزی در جایی اشتباه است به این دلیل است که شما فکر می کنید! ذهن شما همیشه فعال است. امواج ذهن شما همیشه در حال حرکت هستند و البته تنها دلیلی که فکر می کنید به خاطر گذشته است. افکار در مورد گذشته آینده ی شما را میسازد.پس درک کنید که گذشته و آینده ای وجود ندارد، کسی نیست که فکر کند. فکر کردن باعث سقوط شماست، اینکه به افکار خوب فکر می کنید یا افکار بد، تفاوتی نمی کند. افکار خوب منجر به افکار بد و افکار بد منجر به افکار خوب می شود تو روی این زمین قرار نگرفتی که فکر کنی به این فکر کن که حتی روی این زمین هم قرار گرفته ای یا نگرفته ای. (خنده) خب اینجا چیکار میکنی؟شما وجود ندارید. شما هرگز وجود نداشته اید و هرگز وجود نخواهید داشت. چرا منو باور نمیکنی؟ اگر فقط می توانستی بفهمی که فکر نکردن چقدر زیبا و شگفت انگیز است نمیگذاشتی هیچ فکری به ذهنت برسد، افکار به ذهن شما می آید اما یاد می گیرید که آن را رها کنید! مشکل در افکاری نیست که به سراغ شما می آیند، بلکه مشکل در نگه داشتن آن افکار است. به آنها انرژی می دهید، به آنها قدرت می دهید. زیرا فقط شما می توانید به آنها قدرت بدهید. آنها به تنهایی قدرت ندارند. آنها به تنهایی نمی توانند به شما صدمه بزنند. فقط شما با اجازه دادن به افکار برای کنترل شما، با باور کردن افکار و ترسیدن یا واکنش به آنها به آنها قدرت می دهید. همه مشکلات از آنجا شروع می شود. چند نفر از شما واقعاً می توانید یک ساعت روی یک صندلی بنشینید؟ بدون پخش تلویزیون، گوش دادن به رادیو، خواندن روزنامه یا انجام هر کار دیگری، فقط یک ساعت در فضای خلوت بنشینید، تنها چیزی که نیاز دارید یک ساعت نشستن و هیچ کاری نکردن است. اکثر ما نمی توانیم برای یک ساعت در جایی که هیچ اتفاقی نمی افتد تنها باشیم. ما همیشه باید کاری انجام دهیم، اینطور نیست؟ اگر تنها باشیم باید تلویزیون تماشا کنیم یا رادیو یا باید موسیقی گوش کنیم یا باید چیزی بخوانیم. ما دوست نداریم در جایی که هیچ اتفاقی نمی افتد تنها باشیم. با این حال من به شما می گویم این بهترین زمان زندگی شماست. تنها بودن و مطلقاً هیچ کاری نکردن،می دانم که برخی از شما از انجام این کار می ترسید زیرا از افکاری که به ذهنتان می رسد می ترسید. وقتی چیزی را تماشا نمی کنید یا چیزی نمی خوانید، به نظر می رسد که افکار به سمت شما می پرند. اما اینگونه شروع می شود. شما باید اجازه دهید افکار به سمت شما بپرند. بگذار افکار شما را به طور کامل تصاحب کند و شاهد همه اینها باش، برای تماشای اینکه چگونه افکارتان شما را کنترل می کنند، مراقب واکنش خود باشید. هر گاه به فکر خوشایندی فکر می کنی، چهره ات شاد می شود، هرگاه به فکر زشتی می اندیشی می ترسی، آشفته می شوی، ناراحت می شوی. افکار این قدرت را دارند که همه این کارها را با شما انجام دهند. 👈این داستان را قبلاً در مورد نامه ای دروغین به شما گفتم. جایی که خانم اسمیت نامه ای دریافت می‌کند که می‌گوید شوهرش برای کار در خارج از شهر کشته شده است. و او به شدت ناراحت می شود، جیغ می کشد و گریه میکند و سپس شرکت تلگراف با او تماس می گیرد و می گویند متاسفیم این خانم اسمیت دیگری بود، اصلاً شما نبودید. اما ببینید چه اتفاقی برای او افتاد وقتی او این تلگراف را باور کرد. به افکاری فکر کنید که شما را عصبانی می کند، شما را ناراحت می کند، باعث می شود احساس کنید که چیزی اشتباه است. درک کنید که مطلقاً هیچ چیز اشتباهی در هیچ کجا و در هر زمان ممکن نیست فقط کارها آنطور که شما می خواهید پیش نمی رود یا آن طور که فکر می کنید باید پیش بروند نمیرود بیایید همه گیری ایدز را بپذیریم ،ما معتقدیم که این وحشتناک است و من به درستی فکر می کنم، اما اگر از دیدگاهی بالاتر به تصویر نگاه کنیم، می بینیم که این یک پاکسازی زمین است عجیب به نظر می رسد، می دانم ما می توانیم هر موضوعی را بپذیریم جنگ ها، بلایای طبیعی، زلزله ها، هر چیزی، آفت، بیماری اما هیچ خدایی بیرونی وجود ندارد که کسی را مجازات کند
494
9
متن ۱۳۴ ولش کن!«رهایش کن» ۵ مارس ۱۹۹۲ ترجمه کانال شادی کوچک کانال ترجمه ساتسانگها بهمن ۱۴۰۴ @shadyekoochak @sokoote_ghalb_pdf
متن ۱۳۴ ولش کن!«رهایش کن» ۵ مارس ۱۹۹۲ ترجمه کانال شادی کوچک کانال ترجمه ساتسانگها بهمن ۱۴۰۴ @shadyekoochak @sokoote_ghalb_pdf @robertadams_sokooteghalb
486
10
مهمان امروز پنجره خونه ما عاشقتم برکت زیبا داره برنجی که براش ریختم را نوش جان می‌کنه🙏😘
مهمان امروز پنجره خونه ما عاشقتم برکت زیبا داره برنجی که براش ریختم را نوش جان می‌کنه🙏😘
251
11
هیچ خلقتی وجود ندارد معلمان زیادی هستند که همانطور که قبلاً ذکر کردم به پیامدهای آن می روند. آنها در مورد سه تفنگ و پنج پوشش و ذرات غذایی که شما از آنها ساخته شده اید و مایع منی و همه آن زباله ها صحبت می کنند. دانستن این چیزها چه فایده ای دارد؟ این همه مسحور سازی است. همه را برای خودت ساده کن! فقط احساس کنید که هیپنوتیزم شده اید و اکنون در حال هیپنوتیزم زدایی هستید. زیاد وارد جزئیات نشو. خیلی فنی یا خیلی باهوش نشوید. چون شما را به عقب نگه می دارد وقتی بیدار شدی هیچ کدام از اینها اصلا وجود نخواهد داشت. (سکوت طولانی) آیا ما اعلامیه داریم؟ ما این یکشنبه بهاندارا می خوریم. ساعت یک عصر شروع می شود غذای خوب، آهنگ، شادی، شادی. غذای مورد علاقه خود را بیاورید ما چند تا پراشاد خوشمزه داریم، ماکارون. (پراشاد به عنوان انتهای نوار پخش می شود) پایان رونوشت ۱۴۸ «آن» باش ترجمه بهمن ۱۴۰۴ کانال شادی کوچک کانال ترجمه ساتسانگها م.ه.س.ا🌊
675
12
رابرت: اوم، خوب شما به آنجا می رسید. همانطور که گفتم تحت شرایطی نیست. فقط... شاگرد: نه اما من دوست دارم با خودم رو راست باشم. من دوست ندارم با ذهنم بازی کنم و فکر کنم این دوام خواهد داشت. رابرت: اگر با خودت صادق بودی از خواب بیدار می شدی اگر با خودت صادق بودی از خواب بیدار میشدی. بیدار میشدی زیرا صداقت به این معناست که تو همین الان بیدار هستی. این حقیقت است حقیقت در مورد شما این است که شما از قبل روشن شده اید. شاگرد: من نمی توانم حقیقت را ببینم و با این حال شما دیدن حقیقت را با صداقت یکی میدانید، اما دیدن حقیقت یک قدم بزرگ است. رابرت: وقتی خود را یک انسان می بینید به خودتان دروغ می گویید. شاگرد: بله، حدس می‌زنم هرگز به این موضوع فکر نکرده‌ بودم. رابرت: زمانی که خود را با مشکلی می‌بینید، زمانی است که به خودتان دروغ می‌گویید. به همین دلیل است که می گویم با آن به یک طرف یا آن طرف نرو. سعی نکنید بگویید"من نمیتوانم به خودم دروغ بگویم" یا "من به خودم دروغ می گویم" یا "من این هستم" یا "من آن هستم". همه را فراموش کن شاگرد: اما وقتی از این اتاق بیرون می روم، اگر بگویم "تو بدن نداری، من هم بدن ندارم" احساس می کنم دارم به خودم دروغ میگویم. رابرت: خوب پس این را هم نگو، نگو. فقط باش !!!! شاگرد: من آنقدر بدنم را احساس می کردم که نمی توانستم شنوندگان بدنم را احساس کنم. درست مثل الان که آنقدر می توانم شنوندگان بدنم را احساس کنم که نمی توانم بدنم را احساس کنم. رابرت: فقط خود را مشاهده کن. به شرایطی که در آن هستی توجه کن. ببین چه اتفاقی برای تو می افتد. اما واکنشی نشان نده. به هیچ نتیجه ای نرس فکر نکن این درست است، این اشتباه است، این خوب است یا بد. فقط باش و بگذار هر اتفاقی که قراره بیفتد، بیفتد. شاگرد: من فقط از ناتوانی خود در حفظ این آگاهی منزجر می شوم. رابرت:خوب بپرس چه کسی منزجر می شود؟ پاسخ نفس است. سعی کنید به یاد داشته باشید که نمی توانید انتظار داشته باشید که به یک کلاس بیایید و ناگهان کاملاً روشن شوید. این امکان پذیر است اما به دنبال چنین چیزی نباشید. فقط الان اینجا باش. مثل داستانی است که هر چند وقت یک بار از رامانا ماهارشی و ارادتمندانش برایتان تعریف می کنم. چهل، پنجاه سال با او بودند و برای برخی از آنها اتفاقی نیفتاد. آنها فقط به راه خود ادامه دادند آنها هرگز فکر نمی کردند که آیا روشن هستند یا می خواهند روشن شوند یا نمیخواهند روشن شوند. آنها به این چیزها فکر نمی کردند. آنها فقط آنجا بودند آنها فقط هستند آنها این نیستند و آن نیستند. آنها خوب نیستند و بد نیستند. آنها درست نمیگویند و اشتباه نمیکنند. آنها روشن نمیشوند. آنها فقط هستند. پس هیچ انتظاری نداشته باش، دنبال چیزی نباش، فقط باش. اگر بتوانید در آن کسری از ثانیه ای که در مورد آن صحبت می کردیم زندگی کنید، نه گذشته ای وجود خواهد داشت و نه آینده ای. اما شما در حال پیشرفت خوبی هستید همانطور که هستید. شاگرد: به نظر می رسد در کسری از ثانیه از بی بدنی این موضوع آگاه است؟ رابرت: در آن کسری از ثانیه واقعاً کسی نیست که از آن آگاه باشد زیرا هرگز وجود نداشته، آن کسری از ثانیه نه چیز است، نه فکر، نه ایده، نه درگیری، نه بدن. هیچ چیز. شما همیشه سعی می کنید از ذهن خود برای درک این موارد استفاده کنید و نمی توانید از ذهن استفاده کنید. شما باید خیلی فراتر از ذهن بروید. جایی که هیچ قضاوتی وجود ندارد مقایسه ای وجود ندارد فقط آن وجود دارد شاگرد: سری رامانا به مردمش گفت که به او فکر کنند و بقیه را به او بسپارند. تقریباً همان چیزی که قبلاً گفتید. رابرت: بله. شاگرد:از یکی پرسید: «چه چیزی تو را به اینجا رساند» و آن شخص گفت: «به تو فکر می‌کنم» و به این مرد گفت: «این بار این سادانای توست»  رابرت: بله. شاگرد: ممکن است اشاره کنم که چرا موضوع کارما و مجازات یا پاداش را مطرح کردم چندی پیش با دختری آشنا شدم که درد عاطفی وحشتناکی داشت و او این تصور را داشت که به خاطر کاری که انجام داده مجازات می شود. و من به او گفتم که این آرامش کوچکی است، اما او نباید بترسد که آیا تنبیه می شود و این دلیلی بود که میخواستم این نکته را با شما بررسی کنم. زیرا ما این چیز را داریم «همانطور که بکارید، درو خواهید کرد» و مردم آن را شخصی می‌دانند. در حالی که بهتر است گفته شود همانطور که کاشته شود، درو خواهد شد رابرت: این نیز در آن سطحی خاص است ما می خواهیم فراتر از همه اینها برویم.کارما، تناسخ، مجازات، قضاوت را فراموش کنید. آنها همه در ذهن هستند و هیچ ذهنی وجود ندارد پس کجا هستند؟ آنها هرگز وجود نداشتند ببینید ما واقعاً سعی نمی کنیم از شر ذهن خلاص شویم چون ذهنی برای خلاص شدن وجود ندارد ما واقعاً سعی می کنیم این واقعیت را بیدار کنیم که هرگز ذهنی وجود نداشت ذهن کلمه دیگری برای خلقت است.
497
13
سعی نکن چیزی را ثابت کنی سعی نکن چیزی را پیدا کنی من می دانم که فِرِد (یکی از شاگردان که به انجیل علاقه زیادی داشته) می تواند بگوید: "در انجیل این را می گوید، بگرد و خواهی یافت."  اما انجیل برای چه کسی نوشته شده بود؟ برای افرادی که میخواستند روشن شوند نوشته نشده بود آن برای مردمی که می خواستند زندگی خود را ذوب کنند و کاملاً متعالی شوند نوشته نشده بود انجیل برای توده ها نوشته شده بود که حتما اگر بگردی پیدا می کنی. اما اگر به حقایق بالاتر بروید هیچ چیز نبوده که تا به حال پنهان شده باشد بنابراین مطلقاً چیزی برای یافتن وجود ندارد. و هیچ سالکی نیست.   نمی بینی حالا وقتی شما این نقل قول ها و این گفته ها و این همه سؤالات را دارید سالک بودن یعنی چه؟ باید چیزی برای پیدا کردن وجود داشته باشد؟ چیزی برای کشف؟ چیزی برای تبدیل شدن؟ اما وقتی متوجه شدید که چیزی برای کشف وجود ندارد، چیزی برای تبدیل شدن وجود ندارد، چیزی برای پیدا کردن وجود ندارد چه چیز دیگری برای انجام دادن وجود دارد؟ (سکوت .....) شاگرد: در محل درمان الکلی های ناشناس ما چیزی را داریم که مرحله اعتراف است جایی که ما به خدا، به خود و به یک انسان دیگر،ماهیت دقیق اشتباه خود را اعتراف می کنیم و ما چیزی داریم که به جبران کارهایی که انجام داده‌ایم همان جبران خسارت و دلیلی که من این را می گویم، میتواند باعث ایجاد تفاوت در این موضوع شود،واقعاً تجربه من در این است که مدت زیادی بعد از انجام کاری که اعتراف نامیده می شود مرحله پنجم را انجام دادم مدتی نگذشت که قدم پنجم را انجام دادم، در کتابی خواندم که همه استادان یکی هستند، هرگز با یکدیگر تناقض ندارند.و این زنگ در من به صدا درآمد و علاقه به فلسفه شرق را در من برانگیخت و همچنین چند مرحله نهم را انجام دادم که در حال جبران است و همه چیز خیلی واضح تر شد. آنها هنوز بسیار در سطح نسبی هستند، اما واضح تر به نظر میرسند. و البته پندهای فراوان زمان زیادی را صرف دعا کردن و سعی کردن به کم شدن کارما و همه این چیزها تا به بچه های دیگر گروه کمک کند. بنابراین من در گفتگوهای انجمن گفته ام که احساس بسیار قوی دارم که همه استادان، اگر از آنها بپرسیم نظرشان در مورد دوازده قدم چیست، می گویند:"درست است. رابرت: مطمئنا. شاگرد: با آن موافقید؟ رابرت: البته. اما به یاد داشته باشید که در یک سطح مشخص است. شاگرد: بله درست است، البته نسبیت است، اما احساس خوبی به من می دهد. رابرت: درست مثل این است که یک فرد در مهدکودک باشد آیا می خواهید به آن شخص بگویید که به مهد کودک نرود؟ و مستقیما به دانشگاه برود؟ شخص باید در جایی که هست باشد. بنابراین در مهدکودک قدم به قدم یاد می‌گیریم که به دبیرستان برویم، به دبیرستان برویم و به آن شکل آشکار شویم. با این مراحل و هر چیز دیگری هم همینطور است. همه چیز در آن سطح خوب است مطلقا هیچ مشکلی با آن وجود ندارد اما آنچه ما در اینجا در مورد آن صحبت می کنیم تعالی است. شاگرد: من آن را حفاری می کنم اما کاری از دستم بر نمی آید. من فقط امیدوارم هر چه که باشد ... اما در آن صورت یک فرد در آن حالت قرار می گیرد و از آن لذت می برد وقتی فرد به آن حالت می رسد، دیگر فردی وجود ندارد بنابراین کسی نیست که از آن لذت ببرد. این چیزی است که امشب در مورد آن صحبت کرده اید؟ رابرت: بله بنابراین هیچ اشکالی در کاری که با مراحل انجام می دهید وجود ندارد. عالی است اما در سطح خاصی است. شاگرد:شاید برای اولین بار است که چیزی را تجربه می کنم، احتمالاً به چه چیزی پاسخ می دهم... شاید این برای من متکبرانه باشد، اما به نوعی فکر می کنم کمی از آنچه شما تجربه کرده اید چشیده ام این رها شدن دائمی از این آگاهی بدنی. و در این حالت میتوانم ببینم که هر چیزی که به سراغم می آید از بین می رود فقط از بین می رود و هیچ واکنش احساسی وجود نخواهد داشت ... از نیستی من. و بنابراین احساس زیبایی است اما ... یک "اما" وجود دارد اما این است که لعنتی نمی توانم، من عملاً مطمئن هستم، تقریباً 100 درصد مطمئن هستم که وقتی از در بیرون می روم نمی توانم این احساس را حفظ کنم اما اگر می توانستم، وای‌.... رابرت: خودت را درگیر این موضوع نکن. فقط بگذار اتفاق بیفتد و زیاد به آن فکر نکن. به یاد داشته باشید که همه چیز از بین میرود، هیچی وجود ندارد. چیزی برای پرش وجود ندارد هیچ پرنده ای وجود ندارد و هیچ کس نیست که به آن بپرد. آنچه شما در مورد آن صحبت می کنید گام خوبی در مسیر درست است. شاگرد: می توانم ببینم که این احساسات حتی تحقق نمی یابد. رابرت:دقیقا شاگرد: یک احساس حتی تحقق نمی یابد زیرا حدس می زنم اگر همذات پنداری با بدن وجود نداشته باشد، نیازی به تحقق احساس نیست. رابرت: دقیقا. شاگرد: این چیزی است که من آرزوی آن را دارم. این غیرضروری برای ارائه یک واکنش عاطفی است.
431
14
جهان آن چیزی نیست که شما فکر میکنید هیچ چیز آن چیزی نیست که شما فکر میکنید.تو اون چیزی نیستی که فکر میکنی،پس به فکر زندگی ات نباش،به فکر بدنت،به فکر امورت نباش.شما فقط زمانی می توانید اینگونه زندگی کنید که خود به خود زندگی کنید، وقتی در اکنون در این ثانیه زندگی می کنید.در همین ثانیه فقط آن وجود دارد،آنی که همیشه بوده و خواهد بود،شما باید خود را در آن کسری از ثانیه بگیرید،آن کسری از ثانیه ابدیت شماست. به خود زحمت ندهید که دنبال ابدیت بگردید حتی به دنبال آن کسری از ثانیه نباشید فقط باش، زیرا وقتی به دنبال آن هستید از ذهن خود استفاده می کنید و ذهن شما محصول زمان و فضا است بنابراین اگر سعی کنید آن ثانیه را با ذهن خود پیدا کنید هرگز نخواهید توانست هنگامی که شما فقط در آن هستید، در آن کسری از ثانیه ابدیت هستید این واقعاً خیلی ساده است که همیشه این را به شما می گویم 👈فقط باش! این و آن نباش. فقط باش! فقط به خود بگویید: "من هستم".   وقتی به خود می گویید "من هستم" شما فقط هستید و سپس احساس فوق‌العاده‌ای داشته باشید، زمانی که مانند برخی از شما در حال حاضر هستید، رها کردن ذهنی همه چیز فوق العاده است وقتی همه چیز رها شود درک میکنید که چیزی برای ترس و جنگ وجود ندارد. این احساس بدون کلمات به سراغ شما می آید. تو فقط آن میشوی و دیگر مجبور نیستی بگویی «هیچ چیزی برای ترسیدن وجود ندارد و چیزی برای جنگیدن نیست، زیرا اینگونه به خودت دروغ می گویی، وقتی هنوز احساس ترس می کنی و هنوز احساس می کنی چیزی برای مبارزه وجود دارد نمیتوانی این چیزها را صدا کنی.نمیتوانی این چیزهایی را که من می گویم بیان کنی.برای اینکه صدای آن را به خاطر بسپاری باید کسی باقی بماند که آن را صدا کند، باید کسی وجود داشته باشد،پس بنابراین وقتی تجربه کننده و تجربه از بین رفت آن وقت تو در حالت وصف ناپذیر در خانه ( خودت)هستی. برخی از شما هنوز بر این باور هستید که درک زمانی است که مشکلات خود را حل میکنید یا باور دارید که وقتی رهایی پیدا کردید همه چیز آنگونه خواهد بود که شما میخواهید،خوب من به شما می گویم این یک دسته از مزخرفات است، وقتی خود را تجربه می کنید دیگر هیچ مشکلی برای حذف، برای حل کردن وجود ندارد وقتی شما تبدیل به "آن" می شوید "آن" دیگر احساس نمی کند که هرگز مشکلی وجود داشته است یا اشتباه یا یک شرایط منفی یا یک شرایط مثبت است، «آن» در مورد این چیزها چیزی نمی‌داند. اگر داری از سرطان میمیری و به همه می گویی، "من به کلاس رابرت می روم چون وقتی به خودم پی ببرم دیگر سرطان نخواهم داشت. اما وقتی بیدار می شوید چیزی به نام سرطان وجود ندارد و چیزی به نام سلامتی نیز وجود ندارد زیرا جسمی که این چیزها را داشته باشد برای خودت وجود ندارد. این چیزها هرگز دوباره در ذهنتان نقش نمیبندد. خود باشید زیرا ذهنی نخواهید داشت که با آنها فکر کنید. بنابراین مجدداً به شما یادآوری می‌کنم که این آموزش تغییر شرایط منفی به شرایط مثبت نیست. ما اینجا نیستیم که زندگی‌مان را بهبود ببخشیم، اینجا هستیم تا از شر زندگی مان به طور کامل خلاص شویم. فقط اگر باور داشته باشید که یک بدن هستید میخواهید پیشرفت کنید یا سالم، ثروتمند و عاقل شوید.وقتی فهمیدی چی میگم اونوقت متوجه خواهید شد که کسی سالم، ثروتمند و عاقل باقی نمانده است.  البته دیگران ممکن است به شما نگاه کنند، آنها به سادگی خود را خواهند دید. به همین دلیل است که وقتی افراد زیادی به اینجا می آیند دوباره می گویم من همیشه از مردم، تازه واردها تماس تلفنی دریافت می کنم، همین سوال را از من میپرسند "رابرت آیا تو میری دستشویی؟ (خنده) آیا غذا میخوری؟ آیا مثل ما میخوابی؟ این کار را میکنی آن کار را انجام می دهی؟ چطور نمیتونی جادو کنی؟ چرا نمیتوانی از میان دیوارها عبور کنی؟چطور میشود نامرئی شد؟ .. "این امور برای این افراد مهم است. آنها معتقدند که معنویات این است. " می توانید تصور میکنید اگر من اینجا بنشینم و چند سکه طلا به دست بیاورم چه اتفاقی می افتد؟ فکر میکنی چه اتفاق بیفتد؟ نمی توانید تصور کنید چه اتفاقی می افتد. اعتبار سادوها برای مردم اینگونه است،سادوها هنوز بر این باورند که وقتی روشنگر شوید قدرت های جادویی را توسعه می دهید و می توانید افکار را بخوانید‌. دوباره به خاطر بسپار فقط زمانی که یک نفس و یک ذهن وجود داشته باشد این چیزها اتفاق می افتد. وقتی ایگویی وجود ندارد هیچ ذهنیتی وجود ندارد جایی برای این چیزها وجود ندارد زمانی که فقط بی نهایت است هیچ جای دیگری نیست که اتفاقی بیفتد. نامتناهی، «این» خود است  و جایی برای ادامه دادن نیست با این حال دوباره تبدیل شدن به آن شما را در دسته ای قرار می دهد که کاملاً غیر قابل توصیف  است چیزی نمی توانم در مورد«آن»بگویم هیچ کاری نمیتوانم بکنم که تو الان بفهمی آنچه را که درک کرده ام ببینی یا تجربه کنی پس خودت باش!
370
15
زیرا اگر شروع به ارزیابی آن کنید مطمئناً از ذهن خود استفاده می کنید و خواهید دید ذهن انواع پاسخ ها را ارائه میدهد. ذهن خواهد گفت: "خوب این آگاهی محض است،این نیروانا است." اما اصلاً این چیزی نیست که هست،اسم ندارد،هیچ شکلی ندارد هیچ بُعدی ندارد این چیزی نیست که ذهنِ انسان هرگز بتواند آن را درک کند، فراتر از ذهن انسان است،فراتر از نیروانا است، فراتر از آگاهی محض است،این یک چیز نیست،این یک فکر نیست،این یک احساس نیست وقتی درباره آدوایتا ودانتا صحبت می کنیم، در مورد پنج عنصر صحبت می کنیم و همه این صحبت ها مزخرف است. این دقیقاً همان چیزی است که هست. 👈صحبت معنوی شما را به جایی نمی رساند، صحبت های معنوی برای تازه کارها است، افرادی که هنوز در حال بحث هستند،برای کسب امتیاز یا برای رسیدن به پاسخ تلاش میکنند و انواع سوالات را میپرسند و نکات معنوی را مناظره میکنند، همه اینها مزخرف است،پس عاقل سکوت می کند در سکوت زمانی فرا می رسد که تو تبدیل به "آن" میشوی. ما در مورد واقعیت مطلق صحبت نمی کنیم، اینها فقط کلمات هستند آگاهی ناب کلمات دیگری است، این ممکن است در طول داستانی که در مورد شیوا، نماد فالانکس به شما گفتم اتفاق بیفتد واقعا دلیلی برای گفتن این داستانها وجود دارد یکی از داستان های بیداری به خودت است، اگر شما در مورد این داستانها خردمندانه فکر کنید میتوانید از طریق آن به خودت بیدار شوید. به همین دلیل است که هر چند وقت یک بار به شما میگویم که هر کاری که اینجا در ساتسانگ انجام می دهیم برای بیداری به (خود واقعی خودتان) است. کلمات را به معنای واقعی کلمه بگیرید. سعی کنید بین سطرها بخوانید. همه چیز برای بیداری است. اما با این حال اگر وارد اینجا شوید، همه مملو از به اصطلاح دانش، ایده ها، مفاهیم از آموزش معنوی خود هستند و هرگز آن را دریافت نخواهید کرد. راه ورود به اینجا با یک قلب باز است،جایی که هیچ سوالی وجود ندارد چه شما چیزی را می دانید یا نمی دانید، آنها هر دو شیاد هستند و شما را به مایا وابسته می کنند. اگر فکر می کنید چیزی میدانید به مایا گره خورده‌اید و اگر فکر می‌کنید خالی هستید و چیزی را نمی‌دانید همچنان به مایا گره خورده‌اید، ما میخواهیم از همه اینها فراتر برویم. حتی وقتی با خود میگویید "من نمیخواهم چیزی را تجربه کنم"، این نیز مایا است. مردم همچنان از من میپرسند، "رابرت چرا مصاحبه نمی کنی؟ چرا تبلیغات نمیکنی؟ چرا به مردم اجازه نمیدهی بدانند اینجا هستی؟ تو میتوانی صدها نفر را داشته باشی "خب، همانطور که برای برخی از شما توضیح می‌دهم، نود و نه درصد از همه مردم لس آنجلس در مسیرهای معنوی بوده اند و همه در جهنمی که برای خود ساخته اند در حال سوختن هستند. وقتی به جلسه می روند آنها با کنایه به جلسات می آیند. با نگرش "بیایید ببینیم این مرد چه میداند". بیایید ببینیم او چقدر دانش دارد و بارها و بارها سوالات یکسانی را می پرسند، باز هم که صدها بیشمار قبلا پرسیده اند. بنابراین ما به دنبال تعداد زیاد افراد نیستیم. دنبال چیزی نیستیم، همانطور که روز یکشنبه به شما گفتم اکثر شما در حال پیشرفت عالی هستید. از آنجایی که با شما در ارتباط هستم تلفنی با شما صحبت میکنم،شما را وقت ناهار خوردن می بینم شما خیلی خوب هستید. برای ادامه باید سکوت کنیم. ما باید یاد بگیریم که احساسات را هوشیارانه کنترل کنیم،ما باید بدون عکس العمل به این دنیا نگاه کنیم. ما باید تمام خواسته ها را رها کنیم منظور من از خواسته ها این است  که باید این ایده بیداری را رها کنیم یا که میخواهیم زندگی خود را بهتر کنیم، وضعیت خود را بهتر کنیم. همه این ایده ها و افکار شما را به عقب نگه می دارد. به این فکر نکنید که آیا در حال پیشرفت هستید،خودتان را تحلیل نکنید،اگر به دیدن من می آیی من از همه اینها برای شما مراقبت خواهم کرد.مطلقاً کاری وجود ندارد که شما باید انجام دهید. فقط فروتنی، شفقت، عشق، آرامش است که باید در شما شروع به رشد کند. به اندازه بسیاری از شما به من گفته اند، "من بیشتر از آنچه در زندگی ام احساس کرده ام، اکنون احساس آرامش و عشق می کنم." شما سزاوار آن هستید! برخی از شما تمام ترس های خود را که سالها با خود حمل میکردید رها کرده اید، برخی از شما از شر بار روی شانه خود که حمل میکرده اید خلاص شده اید، سالها با این باور بودید که همه به دنبال صدمه زدن به تو هستند اما کم کم متوجه می شوید که چیزی برای بدست آوردن نیست،به عبارت دیگر شما دیگر آسیب پذیر نیستید. برخی از شما احساس می کنید که هیچ چیز نیست که برای شما اتفاق می افتد، تو همانی هستی که همیشه بودی،نگران نباشید. از شما مراقبت می شود.همه ما یکی هستیم
400
16
متن ۱۴۸ «آن» باش ۲۳ آوریل ۱۹۹۲ فوق العاده است که دوباره با شما هستم در این شب گرم و شرجی در خانه‌ی هنری. امروز صبح خانمی با من تماس گرفت و پرسید: «رابرت، نماد فالانکس شیوا چه اهمیتی دارد؟ چرا هزاران هندو این نماد فالانکس را می‌پرستند؟ آخر مگر این نماد، آلت تناسلی مردانه نیست؟» بنابراین کمی خندیدم و گفتم: «می‌توانم در کلاس به این سوال پاسخ دهم؟» و او گفت: «بله.» بنابراین من با یک داستان به این سوال پاسخ می‌دهم هزاران سال پیش در جنگل های انبوه هند گروهی از سادوها زندگی می کردند یا باید بگویم شبه سادو آنها واقعا ریاکار بودند،آنها تصور میکردند که به حالت سامادی میروند،راجع به آن بحث می کردند،ساعتها بر سر آن بحث میکردند و به دعوا ختم میشد، آنها کریا میخواندند و میرقصیدند و شبیه این اعمال را انجام میدادند، سادوها همه با زنان زیبا ازدواج کرده بودند.زنها همه باکره بودند. آنها به زنهایشان دست نمی زدند زیرا فکر میکردند ناپاکی است، بنابراین زنان باکره ماندند، آنها زنان بسیار پرشوری بودند و میخواستند عشق داشته باشند اما سادوها می خواستند نشان دهند که چقدر پاک بودند. حالا شیوا(خدای هندو)این را شنید.و گفت: من باید این افراد را مجازات کنم بنابراین او به شکل پسر جوانی با اندام زیبا و ظاهری زیبا درآمد و برهنه در اردوگاه سادوها ظاهر شد. وقتی همه زن‌ها این مرد خوش‌قیافه را دیدند که برهنه بود واقعاً پرشور شدند و او را می خواستند. بنابراین او با همه ی آنها در یک زمان عشق بازی کرد، کاری که انجام دادن آن سخت است.(خنده) شاگرد: شیوا؟ رابرت: خب شیوا هر کاری میتواند انجام دهد.  (خنده)  سادوها این را شنیدند و عصبانی شدند. آنها نمیدانستند که این شیواست و به یکدیگر گفتند ما باید انتقام بگیریم و کتابی پر از نفرین برای شیوا نوشتند، آنها یک نفرین واقعی خوب پیدا کردند و نفرین را بر روی آلت تناسلی شیوا گذاشتند. ناگهان آلت تناسلی شیوا افتاد در همان زمان خورشید و ماه از درخشش متوقف شد همه چیز خیلی سیاه شد سادوها فهمیدند که این مرد جوان شیوا است،و همه برای طلب بخشش جمع شدند و به شیوا التماس کردند زیرا میترسیدند هرگز نور روز را نبینند،آنها شروع به جستجوی شیوا کردند اما نتوانستند او را پیدا کنند. تنها چیزی که آنها پیدا کردند آلت تناسلی بود( خنده) بنابراین آنها آن آلت را روی یک پایه گذاشتند و شروع به پرستش آلت کردند. شیوا همه اینها را دید و برایشان متاسف شد و باعث شد خورشید دوباره برگردد و ماه بار دیگر بدرخشد و تا به امروز میلیون ها هندو نماد فالانکس شیوا را می پرستند🤔 پیام این داستان چیست؟وقتی برخی از شما با همسر دیگری عشق بازی میکنید، مراقب باشید! (حضار میخندند) هرگز نمی دانید چه اتفاقی قرار است بیفتد. (خنده) شما می توانید هر پیام اخلاقی که می خواهید ازش بگیرید این داستان چه ربطی به آدوایتا ودانتا دارد؟بازهم مطلقاً هیچ! (همه می خندند) 👈البته حقیقت این است که سادوها وجود ندارند،شیوا وجود ندارد، آلت تناسلی وجود ندارد،کیهانی وجود ندارد،جهل وجود ندارد، روشنگری وجود ندارد، مطلقا هیچ چیز وجود ندارد، حرف دیگری نمانده،همه چیز صفر است با این حال به نظرمان می رسد که همه چیز وجود دارد،ببین چقدر درگیر جهان شدیم فقط همین امروز به زندگی خود نگاه کنید و چیزهایی را که درگیر آنها هستید ببینید افکاری را که به سراغتان آمده، اقداماتی که انجام دادید. تا زمانی که باور داشته باشی دنیا واقعی است باید بر این اساس رنج بکشید تا زمانی که احساس میکنید بدن واقعی است پس دنیا واقعی است و ما در مورد کارما و تناسخ و همه چیزهای دیگر صحبت میکنیم اما آنها معنایی ندارند، آنها هیچ اهمیتی ندارند،ما در مورد غیرقابل توصیف صحبت میکنیم،چیزی فراتر از کلمات و افکار چیزی فراتر با این حال آنقدر زیباست که چیزی برای گفتن وجود ندارد،تو فراتر از آگاهی، فراتر از بودن، فراتر از پاکی اما با این حال اصلا چیزی نیست زیرا وقتی به چیزی فکر میکنی چیزی وجود دارد، چیزی که می توانی به آن فکر کنی، چیزی که شاید بتوانی آن را حس کنی، چیزی که بتوانی با آن همذات پنداری کنی،فراتر از همه اینهاست. مطلقاً نمی توان چیزی در مورد آن گفت تو حتی نمیتوانی آن را تجربه کنی، برای تجربه آن باید تو وجود نداشته باشی، از من باید فراتر رفت، تغییر شکل داد، بنابراین شما هرگز نمی توانید این غیر قابل وصف را تجربه کنید و وقتی دیگر آنجا نباشی دیگر تجربه چیزی وجود ندارد زیرا دوباره باید یک تویی وجود داشته باشد تا چیزی را تجربه کند. وقتی فراتر رفته‌ باشی چه کسی قرار است چیزی را تجربه کند؟ تجربه کننده کاملاً فراتر رفته است و تجربه کاملاً فراتر رفته است.تو همینی! به همین دلیل است که جملاتی مانند  «تات-توام-سی،سات چیت-آناندا» کلماتی هستند که هیچ تعریف و توضیحی ندارند وقتی می گوییم "تو همینی!" سعی نکنید "این" را ارزیابی کنید
428
17
اینم سمبولی که آن خانم از رابرت در موردش سوال پرسیده بود در ساتسانگ ۱۴۸ که تازه ترجمه اش کردم در موردش تو گوگل سرچ کردم این ت
اینم سمبولی که آن خانم از رابرت در موردش سوال پرسیده بود در ساتسانگ ۱۴۸ که تازه ترجمه اش کردم در موردش تو گوگل سرچ کردم این تصویر را بهم نشان داد🙄 هیچ قضاوتی در مورد هیچ چیزی ندارم فقط به خودم میخندم هیچ باوری ندارم 😜
441
18
متن ۱۴۸ «آن» باش ۲۳ آوریل ۱۹۹۲
متن ۱۴۸ «آن» باش ۲۳ آوریل ۱۹۹۲
550
19
مفید است که صبح بین ساعت 6 تا 9 یا بین 12شب تا 3 صبح بنشینید. به دلایل عجیبی من در آن زمان ها می نشینم. من کاری نمی کنم فقط م
مفید است که صبح بین ساعت 6 تا 9 یا بین 12شب تا 3 صبح بنشینید. به دلایل عجیبی من در آن زمان ها می نشینم. من کاری نمی کنم فقط می نشینم درست مثل اینکه من اینجا نشسته ام بنابراین اگر می خواهید در آن زمان با من بنشینید می توان گفت که مانند رادیو است. کانال مناسب را تنظیم می کنید و صدای واضحی دریافت می کنید. بنابراین مردم به من می گویند که وقتی در آن ساعات با من می نشینند این وضوح به آنها می رسد. سپس آنها قادر به درک چیزها هستند. پس اگر می خواهید این کار را انجام دهید مهمان من باشید. #رابرت_آدامز ساتسانگ ۱۳۵ @sokoote_ghalb_pdf @robertadams_sokooteghalb @shadyekoochak
949
20
١٣٥ روش نابود کردن ذهن قطعاً استفاده از آن نیست عضوی فعال در بحث بودن یک سخنگوی عالی بودن حفظ کردن متون و ..... نیست. آن فقط با سکوت انجام پذیر است. البته این هم نیست که دیگر نباید حرف بزنید یادتان باشد که بدن شما کاری که باید را انجام میدهد. پس اگر بنا بر سخن گفتن باشد سخنان درست را خواهید گفت. البته باید همیشه هم زمان باشید در این هم زمانی احساس خواهید کرد که شما آن گوینده آن بدن و ذهنی که سخن میگوید نیستید؛ در حالی که دارید سخن میگویید و عمل میکنید؛ یعنی کاری که باید انجام دهید را انجام میدهید. در خاطرم هست که افراد زیادی همه روزه به دیدن رامانا ماهارشی می آمدند بر پای او افتاده و می گفتند استاد تو جان دخترم را نجات دادی او در حال مرگ از سرطان بود و وقتی من به تو فکر کردم او شفا یافت و رامانا آهسته به حاضرین میگفت این چه میگوید؟ من کاری نکردم اما هرگز به مریدی که فکر میکرد ماهارشی او را درمان کرده این را نمیگفت چون نمیخواست او را مأیوس کند. او هرگز ادعای انجام دادن کاری را نکرد در یکجا نشسته بود. به ندرت جایی می رفت به جز اینکه وقتی جوانتر بود گهگاهی کوهنوردی میکرد مردم از سراسر جهان به او نامه مینوشتند و میگفتند وقتی به عکس او نگاه کرده اند درمان و ثروتمند و این چیزها شده اند و او فقط لبخند میزد. صفحه ۱۳۵ از کتاب آگاهی و مایا #رابرت_آدامز
739