en
Feedback
𝖧𝗒𝗉𝗈𝗉𝗁𝗋𝖾𝗇𝗂𝖺؛

𝖧𝗒𝗉𝗈𝗉𝗁𝗋𝖾𝗇𝗂𝖺؛

Open in Telegram

◜ 𝖤𝗏𝖾𝗋𝗒 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗒 𝖢𝗈𝗆𝗂𝗇𝗀 𝖡𝖺𝖼𝗄 𝖠𝗀𝖺𝗂𝗇 ..◞

Show more
Iran228 418The category is not specified
913
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Ты стал сияющей и завораживающей звездой в моем сознании.

Repost from N/a
:)))
+2
:)))

Repost from Oneirophrenia
میپرستمت وقتی میبینم، با هر لمس کوچیکم چطور بدنت میلرزه و تکون میخوره.

-آخر‌ همان‌ صـدایـی‌ که‌‌ بهم‌ زنـدگـانـی‌ بخشید؛ روزی‌ روحـم را ازم می‌گـیرد. و آن نـوری که مسیـرم را روشـن کرد، در انتها جزئی از تـاریـک تـریـن قسـمتِ وجـودم خواهـد شد. دستـانـی که ایجاد کننده‌ی‌ گـرمـا برای جسـمم بودن، روزی‌ باعث سـردیِ اخـلاقـم میشوند. آن حــرف هـایی که به جـانـم تازگـی بخشـید، یک روزی باعث نـاامیـدیِ من خواهـند شد!

Repost from N/a
+4
       𝟢𝟣:𝟢𝟣 ࣪ છ֢ 🪷‌ 𝗇𝗂𝗇𝗂 𝗄𝗂𐌼 ࣪ ۪ ♡‌

Repost from N/a
⠀ ﹙🍧﹚ van‌i‌ꪱꪱa'𝗌 𝗉𝗋𝗂𝗏𝖺𝗍𝖾 𝗍𝗋𝖺𝗎𝗆𝖺 ⠀︵⠀⠀⊹⠀ اون هر روز با سرعت بیشتری نسبت به دیروز پا به فرار میگذاشت تا شاید مجبور نباشه دوباره با بزرگترین غم زندگیش رو به رو بشه و روزای رنگین کمانی سابق رو به یاد نیاره ، خاطره ها و فراموش کردنشون همیشه عذاب آور ترین های زندگی هستن اینکه هر وقت به آدم های گذشته نگاه میکنیم رنگین کمان ها رو به یاد بیاریم یا سیاهی ها انتخاب سختی‌ـه نه؟ میدونم که روزی پا به فرار گذاشتن ها تموم میشه و بالاخره دخترک دستش رو میگیره و ازش میپرسه که چی به سر روشناییِ شیطون زندگیش اومد؟ و اون باید کل قطره اشک های شبانه و روزانه اش رو براش توضیح بده تا شاید باز همه چیز برای اون تاریک تر بشه ⠀

Repost from чужой.
و‌آنــگاه‌که‌پیکرِ‌خالی‌از‌جان‌ـم‌؛ تَـن‌به‌شیفتگی‌سـویِ‌ژرفایِ‌ سیاهچاله‌ی‌خـنده‌هایت‌داد، بـخشیدی‌آن‌جانِ‌شـیرین‌به‌تَـنی‌ که‌روحِ‌وابستـه‌اش‌تنها‌سر‌به‌سـتایشِ‌چشمانت‌خَـم‌می‌کند. این‌قــلب‌ِمن‌'و، آن‌همه‌عـشق‌که‌عطا‌کردی‌؛ به‌فدایِ‌اشـکِ‌‌ ناریخته‌تــو.

Repost from لفت بدید
برمزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد ناله هایت بوی عشق و بوی باران میدهد دست برقبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا دست هایت دردهایم را تسلا میدهد.

Repost from who am i..?
درون من انگار دونفر دارن زندگی میکنن یکیشون میخاد به همه ارزوهاش برسه و موفق بشه یکی حتی نمیخواد از تخت بیاد بیرون:/

Repost from who am i..?
تو فک میکنی میتونی بهم آسیب بزنی؟ من حتی تو تابستونم با پتو میخابم.

Repost from N/a
اولـیتـم دوری از بقیـهـ....
اولـیتـم دوری از بقیـهـ....

Repost from N/a
_ می ترسی؟! + از نبودنت … _ عشقی که بینمونه اونقدر قوی نیست که جلوی ترست رو بگیره قلب کوچولوی من؟ + چون قویه می ترسم #theweapon

Repost from N/a
شیرینکم؛ قسم‌به‌تمام‌شب‌هایی‌که‌باچشمانی‌لبالب‌از‌ اشک‌سر‌بربالین‌نهادم‌و‌قسم‌به‌روزهایی‌که‌تمام‌ثانیه‌هایش‌ با‌یاد‌تو‌گذشت،‌ازیادمن‌نخواهی‌رفت‌عزیزکرده.. گرچه‌دیگر‌کنارم‌نیستی‌اما‌آیا‌درون‌قلبم‌نیزبرایت‌جایی‌ نیست ؟