en
Feedback
𝖧𝗒𝗉𝗈𝗉𝗁𝗋𝖾𝗇𝗂𝖺؛

𝖧𝗒𝗉𝗈𝗉𝗁𝗋𝖾𝗇𝗂𝖺؛

Open in Telegram

◜ 𝖤𝗏𝖾𝗋𝗒 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗒 𝖢𝗈𝗆𝗂𝗇𝗀 𝖡𝖺𝖼𝗄 𝖠𝗀𝖺𝗂𝗇 ..◞

Show more
Iran228 418The category is not specified
913
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from N/a
Я больше не хочу слышать твою ложь.

Repost from N/a
И вам решать, будете ли вы против меня или на моей стороне.
И вам решать, будете ли вы против меня или на моей стороне.

Repost from BAcheA$lii
+1
черный пепел.

𝗂'𝗏𝖾 𝗌𝖾𝖾𝗇 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝖿𝗂𝗅𝗆 𝖻𝖾𝖿𝗈𝗋𝖾, 𝖺𝗇𝖽 𝗂 𝖽𝗂𝖽𝗇'𝗍 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝖾𝗇𝖽𝗂𝗇𝗀.

𝗂'𝗆 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗂𝗇𝗀 𝗌𝗈 𝗁𝗈𝗉𝖾𝗅𝖾𝗌𝗌 𝗂𝗇𝗌𝗂𝖽𝖾 𝗆𝗒 𝗋𝗈𝗈𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗆𝗒 𝗆𝗂𝗇𝖽, 𝗐𝗁𝖺𝗍 𝗌𝗁𝗈𝗎𝗅𝖽 𝗂 𝖽𝗈? 𝗅𝗂𝗏𝖾 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝖿𝖾 𝗈𝗋 𝖾𝗇𝖽 𝗂𝗍 𝗋𝗂𝗀𝗁𝗍 𝗇𝗈𝗐, 𝗂 𝖼𝖺𝗇𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅 𝖺𝗇𝗒𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀. 𝗂𝗆 𝗀𝖾𝗍𝗍𝗂𝗇𝗀 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒 𝖿𝗎𝖼𝗄𝗂𝗇' 𝖽𝖺𝗒 𝗐𝗈𝗋𝗌𝖾. 𝗇𝗈𝖻𝗈𝖽𝗒 𝗇𝖾𝗑𝗍 𝗍𝗈 𝗆𝖾, 𝗇𝖺𝗁! 𝗇𝗈𝖻𝗈𝖽𝗒 𝗋𝖾𝖺𝗅𝗅𝗒 𝖼𝖺𝗋𝖾𝗌.

Repost from N/a
Tweet~❤️ (مصاحبه با ویکوک و نامجین) مجری: خرگوش مورد علاقتون رو از بین عکسا انتخاب کنید. نامجون: (عکس اول رو انتخاب میکنه) جین: (عکس سوم رو انتخاب میکنه) تهیونگ: (عکس دوم رو انتخاب میکنه) جونگکوک با گله به تهیونگ خیره میشه* جونگکوک: هیونگی پس من چیتم؟؟ تهیونگ: توام وقتی حرف از "بوی قهوه مورد علاقتون چیه" شد من رو انتخاب نکردی! مجری: ...؟

Repost from N/a
"Sadistic smile" Genre: bloody, Harsh, Smut, Psychology _ پدرم همیشه یک چیزی رو بهم تاکید میکرد. اون همیشه بهم میگفت "تهیونگا
"Sadistic smile" Genre: bloody, Harsh, Smut, Psychology _ پدرم همیشه یک چیزی رو بهم تاکید میکرد. اون همیشه بهم میگفت "تهیونگا. بخند! لبخند چیزیه که تو رو کامل میکنه." و بعدش خودش می‌خندید و به‌من هم یاد داد چطور شبیه خودش بخندم. #sadistic #vkook #vkooky

› ᥕɦ᥆ ᥆ɾძᥱɾᥱძ ᥉ƚɾᥲᥕხᥱɾɾᥡ 𝖼ᥙ⍴ᥴᥲ𝗄ᥱ?🧁⋆ ࣪.
+3
› ᥕɦ᥆ ᥆ɾძᥱɾᥱძ ᥉ƚɾᥲᥕხᥱɾɾᥡ 𝖼ᥙ⍴ᥴᥲ𝗄ᥱ?🧁⋆ ࣪.

Repost from N/a
' ׂ نمیدانم چرا و چگونه با چه جرعتی قلمم رقص میکند تا این نامه را شروع کنم‌ . از چه برایت بنویسم؟ دل دیوانه ام ؟ یا دل تنگم ؟ برایم عجیب است که احساساتم در همین لحظه به سمتم هجوم آوردند .. دیدنت روزنامه به دست پشت آن دکه هر روز صبح برایم زیباترین لحظه ها را رقم میزد . ممکن است این نامه هیچوقت به دستت نرسد ولی اگر این نامه را میخوانی میخواهم دلم پیشت امانت بماند ، مانند ابر که از باران نگهداری میکند . من را با قهوه ای که مینوشی به یاد بیار . اگر روزی دلت خواست این فرد ناشناس را بشناسی او در شهر مارسی فرانسه در کافه دبووت پشت میز منتظرت نشسته . - چهارشنبه ، 18 ژوئیه 2001 ، دلتنگت .

Repost from N/a
' ׂ زمانی میرسه، که باید انتخاب کنی .. بین چیزی که میخوای داشته باشی‌ و چیزی که حقیقت داره ؛ حقیقت توی زندگی من نداشتن تو بود . و من اونو انتخاب کردم .. تا بیشتر از این بهت آسیب نزنم . - دزیره ، کیم تهیونگ ، 8 آپریل 1991 .

Repost from سَبز 🪴🪵
پلوویوفیل[pluviophile]: شخصی که عاشق بارونه. عشقی که نسبت به بارون توی یه روز بارونی احساس میشه.