294
Subscribers
-124 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
امروز یه عالمه کلاغ تو خیابون دیدم و ناخودآگاه تو گوشم زمزمه شد:
پر میزند بر بامم
سیاه کلاغ شب به ویرانه ها میمانم
به ویرانه ها می مانم خانه بی چراغ و تب
می سوزدم می کوبد به در دست سرد باد
جز رفتنت تصویری نمی آورم بـه یـاد
