•┈•✿C᭄ کانال مشاعره حریم دل C᭄✿•┈• ❖͟͞
Open in Telegram
،،،هر چه «به جز خیالِ او» قصد حریمِ دل کند در نگشایمش به رو، از درِ دل، برانمش...،،، لینک دعوت https://t.me/yitrop
Show more439
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-630 days
Posts Archive
.
زاهد خودپرست کو تا که ز خود رهانمش
درد شراب بیخودی از خم هو چشانمش
گر نفسم به او رسد در نفسی به یک نفس
تا سر کوی میکشان مویکشان کشانمش
#وحدت_کرمانشاهی
#ز
❀࿐❁❁࿐❀
.
آن شبنم افتاده به خاکم که ندارم
بال و پر پرواز به خورشید نگاهت
بر خرمن این سوختهی دشت محبّت
ای برق! کجا شد نگه گاه به گاهت؟
#شفیعی_کدکنی
#آ
❀࿐❁❁࿐❀
.
همهکس را تن و اندام و جمالست و جوانی
وین همه لطف ندارد تو مگر سرو روانی
نظر آوردم و بردم که وجودی به تو ماند
همه اسمند و تو جسمی همه جسمند و تو جانی
تو ندانی که چرا در تو کسی خیره بماند
تا کسی همچو تو باشد که در او خیره بمانی
#سعدی
#ه
❀࿐❁❁࿐❀
.
صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی
که چه طاقت است جان را چو تو نور خود نمایی
تو چنان همایی ای جان که به زیر سایه تو
به کف آورند زاغان همه خلقت همایی
#مولانا
#ص
❀࿐❁❁࿐❀
.
چو نماز شام هر کَس بنَهد چراغ و خوانی
منم و خیال یاری غم و نوحه و فغانی
چو وضو ز اشک سازم بود آتشین نمازم
در مسجدم بسوزد چو بدو رسد اذانی
#مولانا
#چ
❀࿐❁❁࿐❀
.
در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
بیچهره خوش او در خوش هزار ناخوش
دل از تو شرحه شرحه بنشین کباب میخور
خون چون میست جوشان بنشین شراب میچش
#مولانا
#د
❀࿐❁❁࿐❀
.
ما بلبلان سوخته دل، از نوای عشق
بربستهايم لب که بهاری پديد نيست
آهی نخيزد از دل خاموش من، رهی
ز آن آتش فسرده، شراری پديد نيست
#رهی_معیری
#م
❀࿐❁❁࿐❀
.
باز عشق آمد و کار دل ازو مشکل شد
هر چه تدبیر خرد بود همه باطل شد
آن سهی سرو که میل دل ما جانب اوست
یارب از بهر چه سوی دگران مایل شد؟
#هلالی_جغتایی
#ب
❀࿐❁❁࿐❀
.
قسم به جانِ عزیزت که در شبِ عُسرت
غمِ بزرگِ مرا غمگسار خواهد کشت
تو در کنارِ منی؟ ... نه, تو در خیالِ منی
"مرا که مستِ تواَم, این خمار خواهد کشت"
#جویا_معروفی
#ق
❀࿐❁❁࿐❀
.
همچو نی مینالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ ناپیدای دل
#رهی_معیری
#ه
❀࿐❁❁࿐❀
.
هر سالکی به حِزب و مرامی سپُرده سر
ما حزب عاشقان و محبت مرام ما
گر خون ما به پای تو ریزد حلال تو
ور خونبها به غیر تو باشد حرام ما
#شهریار
#ه
❀࿐❁❁࿐❀
.
خرم کسی که با تو روزی به شب رساند
یا چون تو نازنینی شب در کنار دارد
با ما دمی نسازد وصلت به هیچ حالی
بیچاره آن که یاری ناسازگار دارد
#عبید_زاکانی
#خ
❀࿐❁❁࿐❀
.
بگویم ار ز غم عشق داستانی را
چو خویش واله و شیدا کنم جهانی را
به بوی آنکه شوم طعمه سگان درش
نهفتهام به بدن مشت استخوانی را
#آشفته_شیرازی
#ب
❀࿐❁❁࿐❀
.
بی روی تو ای نگار آرامم نیست
وز لعل لبان تو دمی کامم نیست
جانم به لب آمد از خمار شب هجر
مشکل که شراب هجر در جامم نیست
#جهان_ملک_خاتون
#ب
❀࿐❁❁࿐❀
.
غوطه خوردم درشراب ناب و مخمورم هنوز
گم شدم درچشمه خورشید وبی نورم هنوز
گر چه شورمن جهانی را به شور آورده است
از نظرهاچون دهان یارمستورم هنوز
#صائب_تبریزی
#غ
❀࿐❁❁࿐❀
.
هر که آمد در غم آباد جهان، چون گردباد
روزگاری خاک خورد، آخر به خود پیچید و رفت
وقت آن کس خوش که چون برق از گریبان وجود
سر برون آورد و بر وضع جهان خندید و رفت
#صائب_تبریزی
#ه
❀࿐❁❁࿐❀
.
روزگار آشفتگی دارد بسر، کو همدمی
تا ز فیض صحبتش خاطر بیاساید دمی
آتش و ابر و دم و دودست پیدا در افق
کو مقامی امن و جایی محرم و دود و دمی؟
ُ#ملکالشعرای_بهار
#ر
❀࿐❁❁࿐❀
.
تا مرا عشق تو با دیوانگان زنجیر کرد
فارغم از خدمت استاد و جور پیر کرد
آب حیوان در لب لعل تو و ما خشک لب
حسرت آن لب مرا از جان شیرین سیر کرد
#فیض_کاشانی
#ت
❀࿐❁❁࿐❀
