372
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1630 days
Posts Archive
372
+1
آبیِ دوردست رنگِ یک حس است، رنگ تنهایی و رنگ حسرت، رنگ آنجایی که از اینجا پیداست، رنگ جایی که خودت آنجا نیستی، رنگ جایی که هیچ وقت نمیتوانی بروی، چون این آبی کیلومترها دورتر بر لبهٔ افق ننشسته، بلکه در فاصلهٔ بین تو و آن کوههاست. رابرت هَسِ شاعر نامش را «حسرت» میگذارد، «چراکه اشتیاق پُر است از فواصل بیپایان»- نقشه هایی برای گم شدن، ربکا سولنیت
372
زخم، نه برای رنج دادن، که برای یادآوری است؛ که تو زیسته ای، جنگیده ای و هنوز ایستاده ای.
372
+1
روزی که من تو را از دیروز کمتر دوست داشته باشم، آن روز آفتاب طلوع نخواهد کرد. یقین داشته باش که برای خوشبختی تو از هیچ کاری روگردان نیستم… بارها به تو گفتهام که فقط برای خاطر تو زندهام و باز هم تأکید میکنم. اگر هنوز نفسی میکشم، برای خاطر آن است که تو را دارم و برای خاطر آن است که تو را با خودم صمیمی و مهربان میبینم. دلم برای تو، برای داشتن تو، برای بوسیدن تو و برای در آغوش فشردن تو شعله میزند، اما، اما این روزه را فقط موقعی افطار خواهم کرد که بدانم تو را خوشبخت میکنم.- مثل خون در رگهای من، احمد شاملو
372
+1
قلبهای نجیب و شیلروار همیشه به همین روز میافتند. همیشه تا آخرین لحظه امیدوار میمانند، هرکسی را با بهترین صفات میآرایند و در انتظار نیکی آنان هستند. آنها میدانند آن روی سکه چگونه است، با این وجود حاضر نیستند با حقایق تلخ روبرو شوند، از اندیشیدن به حقیقت به خود میلرزند و آن را واپس میزنند. تا روزی که این فرد آراسته شده کلاه بزرگی بر سرشان بگذارد.- جنایات و مکافات، فئودور داستایفسکی
